اربعینِ اَحَد؛ شهیدی که مادرش صبر را شرمنده کرد

مراسم اربعین شهید احد زرنگی‌پور در حالی برگزار شد که گفتن از صبر مثال‌زدنی مادر شهید، الگویی درخشان از زندگی زینب‌وار زنان انقلاب اسلامی است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از کرمان؛ شهید که شد، نامش بر سر زبان‌ها افتاد، هر چند او ساعات زیادی از زندگی‌اش را به واسطه حرفه‌اش که مستندسازی بود در گلزار شهدای کرمان سپری کرده بود اما حتی فعالان رسانه‌ای هم او کمتر می‌شناختند و برخی هم اصلاً نمی‌شناختند.

دهه شصتی بود، مستندساز که طی مدت حدود ۱۵ سال بیش از ۷۰۰ مصاحبه در حوزه ایثار و شهادت ثبت و ضبط کرده بوده، از بچه‌های پا به کار مؤسسه حماسه ثارالله.

آتش اغتشاشات که به جان شهر افتاد، احد هم با برادرش به عنوان نیروی بسیجی برای دفاع به میدان رفتند؛ آن شب، جمعه(۱۹ دی) احد در کوچه شماره ۲ خیابان استقلال در نزدیکی کانون درگیری‌ها یعنی میدان آزادی، بود که از پشت سر به او شلیک و آخرین سکانس زندگی شهیدانه این مستندساز بسیجی اینگونه ثبت شد.

امروز آخرین روز بهمن ماه، مراسمی به بهانه اربعین شهید احد زرنگی‌پور در گلزار شهدای کرمان با حضور اقشار مختلف مردم، روایتگری حاج حسین یکتا و مداحی محمدرضا نظری برگزار شد.

محمدرضا نظری پیش از آنکه اجرای خود را برای احد آغاز کند؛ گفت: یک وجه شخصیت شهدا، با مردم بودن است. وی توضیح داد: در مشکلات اجتماعی کنار مردم بود و در این باره از او خاطره دارم.

مجری مراسم اما از مادر شهید گفت که بعد از شهادت شاخ‌شمشادش نامه‌ای نوشته، خواندنی و شنیدنی.

اربعینِ اَحَد؛ شهیدی که صبر شرمنده مادرش شد

((سلام علیکم
بسم رب الشهداء و الصدیقین

 خوش به سعادت احد عزیزم که خون پاکش در راه اعتلای این نظام مقدس ریخته شد؛ به قول رهبرِ گرانقدر «جمهوری اسلامی با خون چند صد هزار انسان شریف روی کار آمده.» و خدا را صد هزار مرتبه شکر که فرزندم چنین لیاقتی یافت که با خون پاکش این درخت تنومند را آبیاری کند.


غمِ از دست دادن نور چشمم جانکاه و جانفرساست اما عنوان شهید که نام زیبایش را زینت بخشیده، تسلای خاطرم گردیده است چرا که شهیدان به نص قرآن زنده‌اند و عند ربهم یرزقون ... پسرم به آرزوی دیرینه‌اش رسید و پاداش عمری مجاهدت و روز و شب نشناختن در راه شهدا را، از مادر شهیدان، دریافت کرد.

و ما با تأسی از حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) در این عروج عارفانه چیزی جز زیبایی ندیدیم؛ دشمن خواست قامتمان را شکسته ببیند اما قامت راست کردیم تا خم به ابروی رهبر عزیزمان نیفتد و خطاب به ایشان می‌گویم: آقاجان! جان من و فرزندانم  و ذریه و تبارم فدای یک تار نخ عبایتان.

احد یکی از پسرانم بود که در راه شما فدایی شد ولی خیالتان راحت پسران دیگرم پرچم برادر را زمین نخواهند گذاشت.

و در آخر خدا را شاکرم که ثمره مجاهدت‌ها و لقمه حلال همسرم، چنین ستاره درخشانی شد که بر تارکِ آسمانِ ایرانِ اسلامی تا ابد خواهد درخشید.

خدا را شاکرم که به واسطه این خون‌خای پاک بار دیگر ملت شریف ایران حماسه آفریدند و مشت محکمی بر دهان یاوه گویان زدند و حماسه ۲۲ دی همچون ۲۲ بهمن ماندگار شد. ان شاء‌الله خداوند عزت این ملت شریف  را روز افزون گرداند.


والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته))

اما صبر مادر شهید با این عبارات کوتاه و ناقص وصف نمی‌شود؛ صبر مادر احد را در مراسم بزرگداشت او در روزهای نخست شهادتش دیدم که گرچه در ردیف صاحبان مجلس نشسته بود اما آنقدر صبور و ساکت بود که تا نمی‌پرسیدی، متوجه نمی‌شدی که او مادر شهید است.

اوج صبوری و متانت و بزرگی این مادر را اما ۲۷ دی‌ماه دیدم، شبی که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جریان سفر به کرمان به دیدار این خانواده رفت و کلمات از وصف صبر و آرامش مادر احد ناتوان است؛ بانویی که صبر در برابر او شرمنده شد.

طاهره بادامچی

کد خبر 1867691

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha