وقتی صنعت تسبیح می‌شود: داوود و امکان الهیات تکنولوژی

نقطه افتراق داوود با عقل تکنوکراتیک مدرن همان عقلی است که به تعبیر هایدگر، طبیعت را به «ذخیرهٔ ایستاده» تقلیل می‌دهد. در اندیشه داوود، آهن هنوز تسبیح‌گر است، حتی وقتی به صنعت بدل می‌شود.

به گزارش گروه دین و اندیشه خبرگزاری شبستان، حجت الاسلام سیدمحمدمهدی میرجلیلی، کارشناس مذهبی یادداشتی در باب عقل، عمل و معنا را در اختیار شبستان قرار داده که در ادامه مرور می شود.

در جهان معاصر، تکنولوژی غالباً به‌مثابه ابزاری خنثی یا نیرویی خودبنیاد فهم می‌شود؛ نیرویی که ارزشش را از کارآمدی، سرعت و قدرت می‌گیرد. در چنین افقی، پرسش از معنا، غایت و نسبت اخلاقی صنعت با هستی، به حاشیه رانده می‌شود. آیات ۷۹ و ۸۰ سوره انبیاء اما تصویری بدیل عرضه می‌کنند؛ تصویری که می‌توان آن را هستهٔ یک الهیات تکنولوژی توحیدی دانست، با محوریت شخصیت داوود.

«وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ یُسَبِّحْنَ وَالطَّیْرَ؛ و کوه‌ها و پرندگان را با داوود مسخّر ساختیم تا تسبیح گویند». (انبیاء:۷۹)

در این آیه، «تسبیح» نه به معنای ذکر زبانی، بلکه به‌مثابه ایفای نقش سازنده موجودات در نظم الهی هستی قابل فهم است. کوه‌ها با گشودن معادن و قابلیت‌های نهفته خود، و پرندگان با نقش ارتباطی و پویای‌شان، در شبکه‌ای از معنا مشارکت می‌کنند. داوود در این میان، نه سلطه‌گر طبیعت، بلکه واسطه فهم الهی و فعلیت‌یافتن استعدادهای جهان است.

این تصویر، داوود را در نقطه‌ای قرار می‌دهد که هم به اندیشه‌های عمل‌گرا نزدیک می‌شود و هم از آن‌ها فاصله می‌گیرد. از یک‌سو، مانند پراگماتیسم جان دیوئی، علم و حقیقت بدون تحقق عملی، ناقص‌اند. دانشی که به صنعت، دفاع و صیانت از حیات نینجامد، دانشی سترون است. از سوی دیگر، داوود از جایی آغاز می‌کند که پراگماتیسم در آن سکوت می‌کند: معنا پیشینی است، نه محصول آزمایش اجتماعی. جهان پیش از آنکه میدان حل مسئله باشد، «آیه» است.

در آیه بعدی، این منطق به اوج می‌رسد: وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّکُمْ لِتُحْصِنَکُم مِّن بَأْسِکُمْ ؛  و به او صنعت زره‌سازی آموختیم تا شما را از آسیب حفظ کند. (انبیاء:۸۰)

اینجا تکنولوژی نه ابزار تهاجم، بلکه وسیله حفظ جان است. این دقیقاً نقطه افتراق داوود با عقل تکنوکراتیک مدرن است؛ عقلی که به تعبیر هایدگر، طبیعت را به «ذخیرهٔ ایستاده» تقلیل می‌دهد. در اندیشه داوود، آهن هنوز تسبیح‌گر است، حتی وقتی به صنعت بدل می‌شود.

به‌این‌ترتیب، داوود در مصاف با اندیشه‌های رقیب، نه ضدعمل‌گراست و نه رمانتیکِ ضدصنعت؛ بلکه نمایندهٔ الگویی است که می‌توان آن را عمل‌گراییِ معنامند نامید: کنشی که از فهم الهی می‌جوشد، با طبیعت هم‌نواست، و غایتش شکر است، نه صرفِ کارآمدی. در جهانی که تکنولوژی به‌سرعت از معنا پیشی می‌گیرد، اندیشهٔ داوود یادآور یک امکان فراموش‌شده است: اینکه صنعت می‌تواند ذکر مجسّم باشد، نه حجاب آن.

کد خبر 1867230

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha