در جهرم، سهشنبه پایانی ماه شعبان زمانی ویژه برای برخی زنان شهر بود. از صبح، آمادهسازی سبزی، حبوبات و رشته آغاز میشد و دیگ آش نذری روی شعله مینشست؛ آشی که در فرهنگ محلی با نام «آش بیبیحور و بیبینور» یا به زبان مردم «بیحور و بینور» و گاه «بیبی سهشنبه» شناخته میشود.
در جهرم، سهشنبه پایانی ماه شعبان زمانی ویژه برای برخی زنان شهر بود. از صبح، آمادهسازی سبزی، حبوبات و رشته آغاز میشد و دیگ آش نذری روی شعله مینشست؛ آشی که در فرهنگ محلی با نام «آش بیبیحور و بیبینور» یا به زبان مردم «بیحور و بینور» و گاه «بیبی سهشنبه» شناخته میشود.این آش نذری بود آمیخته با امید و دعا. زنان با نیت گشایش کار، سلامتی یا برآورده شدن حاجتی، آن را میپختند و میان همسایهها تقسیم میکردند. باور محلی ریشه این رسم را به سه خواهر مقدس نسبت میدهد که آرامگاهشان در نزدیکی قطبآباد قرار دارد؛ مکانی که برای بسیاری از اهالی، یادآور پیوند میان زیست روزمره و باورهای معنوی است.
پخت این آش، در عین سادگی، نوعی آیین مردمی بود؛ فرصتی برای کنار هم بودن، گفتوگو، دعا و یادآوری اینکه رمضان تجربهای اجتماعی و مشترک است.
پیشواز رمضان؛ روزهای از سر اشتیاق
چند روز مانده به آغاز ماه رمضان، حال و هوای شهر آرامآرام تغییر میکرد. برخی خانوادهها از بیستوهفتم شعبان، روزههای مستحبی میگرفتند؛ رسمی که در جهرم به «پیشواز رمضان» معروف است. این روزهها، بیش از آنکه تکلیف شرعی باشند، نشانه اشتیاقی درونی برای ورود به ماه عبادت به شمار میرفت.
به گفته ایرج قزلی جهرمی، پژوهشگر فرهنگ مردم، جهرمیها باور داشتند که این پیشواز، آمادگی روحی ویژهای ایجاد میکند. در روایتهای قدیمیتر حتی گفته میشد از همان روز اول ماه رمضان خداوند یک دانه انار که میوهای بهشتی است در شکم روزه دار میگذارد تا گرسنگی به او فشار نیاورد و در روز آخر ماه، دانه انار را از شکم او برمیدارد. این تصویر نمادین، بازتاب نگاه شاعرانه مردم به روزه و معنویت است؛ نگاهی که سختی را با معنا پیوند میزند.

آیینهایی برای آماده شدن دل
وجه مشترک این رسمها، تأکید بر «آمادگی» است؛ آمادگیای که فارغ از تهیه خوراک یا تنظیم برنامه روزانه، نوعی آمادهسازی درونی است. آش نذری، روزه پیشواز و گردهماییهای کوچک خانوادگی، همگی تلاشی برای نزدیکتر شدن به حال و هوای رمضاناند.
وجه مشترک این رسمها، تأکید بر «آمادگی» است؛ آمادگیای که فارغ از تهیه خوراک یا تنظیم برنامه روزانه، نوعی آمادهسازی درونی است. آش نذری، روزه پیشواز و گردهماییهای کوچک خانوادگی، همگی تلاشی برای نزدیکتر شدن به حال و هوای رمضاناند.این آیینها حکایت از آن دارد که در فرهنگ محلی جهرم، دین و زندگی روزمره از هم جدا نیستند. آشپزی، نذر، روزه و روایتهای شفاهی، شبکهای از معنا میسازد که نسلها آن را منتقل کردهاند. حتی اگر شکل اجرای برخی از این رسمها امروز تغییر کرده باشد، روح آن همچنان در حافظه مردم شهر زنده است.
آنچه از دل این سنتها برمیآید، تصویری از رمضان به عنوان یک تجربه مردمی است؛ تجربهای که با مشارکت، همدلی و امید شکل میگیرد. پخت یک آش نذری یا گرفتن روزه پیشواز، بیش از یک عمل فردی، بخشی از هویت فرهنگی شهری است که ایمان را در قالب رفتارهای روزمره معنا میکند.
در روزگاری که ریتم زندگی تندتر شده، بازخوانی این آیینها یادآور این نکته است که سنتها راهی برای پیوند دوباره با معنا، اجتماع و خودِ درونیاند. جهرم، با آیینهای پیشواز رمضان، همچنان روایتگر این پیوند زنده میان فرهنگ، ایمان و زندگی است.
نظر شما