تحلیلی بر نمایش سروهای زینبیه

نمایش «سروهای زینبیه» نه‌تنها یک اثر نمایشی، بلکه ادای دینی هنرمندانه به یکی از تلخ‌ترین و در عین حال الهام‌بخش‌ترین وقایع دوران دفاع مقدس است.

خبرگزاری شبستان - رسول امامی: نمایش «سروهای زینبیه» نه‌تنها یک اثر نمایشی، بلکه ادای دینی هنرمندانه به یکی از تلخ‌ترین و در عین حال الهام‌بخش‌ترین وقایع دوران دفاع مقدس است؛ شهادت مظلومانه دختران سروقد دبیرستان زینبیه شهرستان میانه، که در حملات رژیم بعث عراق جان خود را تقدیم وطن کردند. این نمایش پس از حدود چهار دهه، با همت و دغدغه‌مندی هنرمندانی چون آقای سعید رضانژاد (تهیه‌کننده) و خانم بنت‌السهی صدقی‌وش (کارگردان)، بار دیگر این روایت را از دل تاریخ بیرون کشیده و بر صحنه زنده کرده است.

در روزگاری که بخش قابل توجهی از تولیدات نمایشی تبریز گرفتار موج نمایش‌های تجاری، کم‌مایه و پوچ شده‌اند و گاه حتی از سوی برخی متولیان نیز حمایت می‌شوند، حضور اثری چون «سروهای زینبیه» غنیمتی فرهنگی است. نمایشی که نه برای فروش، بلکه برای یادآوری ساخته شده؛ یادآوری حقیقت، مظلومیت، و زیبایی مقاومت. طبیعی است که چنین آثاری مخاطبان خاص خود را داشته باشند، اما ارزش آن‌ها در همین «خاص بودن» است؛ در اینکه چراغی کوچک اما اصیل را در میان انبوه نورهای مصنوعی روشن نگه می‌دارند.

ساختار روایی و نقطه شروع اثر

نمایش با حضور دانش‌آموزی از نسل امروز در مطب روان‌شناسی آغاز می‌شود؛ روانشناسی که خود از دانش آموزان دبیرستان زینبیه هست و در تلاش برای فهمیدن ریشه‌های اضطراب و پرسش‌های درونی‌ یک نوجوان،  از نسل جدید، ناگهان به گذشته پرتاب می‌شود. این انتخاب هوشمندانه، پلی میان دو نسل می‌سازد:  
نسلی که جنگ را زیسته، و نسلی که تنها روایت آن را شنیده است.

روایت تدریجی خاطرات بمباران، نه‌تنها بعد تاریخی اثر را تقویت می‌کند، بلکه به‌تدریج زمینه تغییر و تحول شخصیت دانش‌آموز نوجوان را فراهم می‌آورد. پایان نمایش، نقطه‌ای است که در آن «باورپذیری» و «درک حقیقت» در وجود او شکل می‌گیرد؛ گویی نمایش می‌خواهد بگوید: «حقیقت شهادت، همیشه توانایی بیدار کردن دل‌ نسل های جدید را دارد.»

این روایت، تنها متعلق به گذشته نیست؛ بلکه بخشی از حافظه جمعی ماست. تماشاگر، ناخواسته در فضای مدرسه، در اضطراب بمباران، و در لحظه‌های آخر دختران سروقد قرار می‌گیرد. این نزدیکی، همان چیزی است که نمایش را از یک روایت تاریخی صرف، به تجربه‌ای احساسی و مشارکتی تبدیل می‌کند.

تلفیق نمایش در نمایش

روایت درونی و بیرونی یکی از نقاط قوت اثر، استفاده از نمایش در نمایش است؛ جایی که دانش‌آموزان واقعی دبیرستان زینبیه، در دل روایت اصلی، نقش‌آفرینی می‌کنند. این لایه‌گذاری هوشمندانه، مرز میان واقعیت و بازنمایی را محو می‌کند و به اثر عمق بیشتری می‌بخشد.

اصرار کارگردان نمایش درونی، بر حفظ لحن خشک و مستندگونه روایت، در کنار اصرار بازیگران بر استفاده از واژه‌هایی چون «عشق»، ترکیبی می‌سازد که به‌ظاهر متناقض اما در باطن کاملاً هماهنگ است.  
این «خشکی» و «عشق» در کنار هم، شهادت را نه به‌عنوان مرگی تلخ، بلکه به‌عنوان حرکتی عاشقانه، آگاهانه و انسانی تصویر می‌کنند.

جمع‌بندی

«سروهای زینبیه» نمایشی است که با صداقت، احترام و جسارت به سراغ موضوعی رفته که کمتر در صحنه‌های امروز دیده می‌شود. این اثر:
- پلی میان نسل‌ها می‌سازد  
- حقیقتی تاریخی را با زبانی هنری بازگو می‌کند  
- از کلیشه‌های رایج نمایش‌های جنگی فاصله می‌گیرد  
- و در نهایت، تماشاگر را با پرسشی بنیادین تنها می‌گذارد:  
چقدر از گذشته‌مان را می‌شناسیم و چقدر از آن را فراموش کرده‌ایم؟ این نمایش، نه‌تنها ادای دین به دختران شهید زینبیه است، بلکه یادآوری مسئولیت ما در حفظ روایت‌هایی است که هویت جمعی‌مان را می‌سازند.

دعوت به حمایت و تماشای نمایش

در روزگاری که روایت‌های اصیل و ارزشمند فرهنگی زیر سایه تولیدات سطحی قرار می‌گیرند، حمایت از آثاری مانند «سروهای زینبیه» تنها یک انتخاب هنری نیست؛ یک تکلیف و مسئولیت فرهنگی برای همه ماست.

از مردم دغدغه‌مند، خانواده‌ها، معلمان، دانشجویان، هنرمندان و همه کسانی که دل در گرو حقیقت و حافظه تاریخی این سرزمین دارند دعوت می‌شود که با حضور خود در سالن نمایش مهر و ماه کتابشهر تبریز، از این تلاش صادقانه حمایت کنند و اجازه دهند صدای دختران سروقد زینبیه، پس از چهل سال، همچنان شنیده شود.

کد خبر 1866911

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha