استهبان؛ شهری که رمضان را زندگی می‌کند

روزهای پایانی شعبان در استهبان، تمرینی آرام برای ورود به رمضان است؛ سنت‌هایی که پیوند نسل‌ها با معنویت را زنده نگه می‌دارند.

به گزارش خبرگزاری شبستان از فارس، در استهبان، ماه مهمانی خدا پیش از آنکه در تقویم آغاز شود، در کوچه‌ها و خانه‌ها جریان پیدا می‌کند. اینجا رمضان یک مسیر است. مسیری که از روزهای پایانی شعبان شروع می‌شود، از گردگیری دیوارهای کاهگلی می‌گذرد، به بوی نان تازه می‌رسد و در لحظه رؤیت هلال، به شادی مردم تبدیل می‌شود.

شهرستان استهبان در شرق استان فارس، با جغرافیایی که میان کوه و دشت گسترده شده، هنوز هم می‌توان ردی از آیین‌های کهن خود را دید. در این شهر، استقبال از رمضان نوعی خانه‌تکانی روح و زندگی است. به گفته محمدرضا آل ابراهیم، پژوهشگر فرهنگ مردم، هر کدام از این رسم‌ها نشانه‌ای از پیوند عمیق زندگی روزمره با معنویت است؛ پیوندی که نسل به نسل منتقل شده و هنوز در رفتار مردم دیده می‌شود.

خانه‌تکانی برای یک ماه متفاوت

چند روز مانده به رؤیت هلال، حال‌وهوای خانه‌ها تغییر می‌کند. دیوارهای قدیمی که از دود چراغ‌ها تیره شده‌اند، گردگیری می‌شوند. اگر اتاقی کاهگلی باشد، دوباره با خاک رس اندود می‌شود یا لایه‌ای از گچ و گل سفید بر آن می‌نشیند تا تیرگی از میان برود. این پاکسازی علاوه بر یک کار نظافتی؛ نشانه‌ای از آماده‌سازی فضای زندگی برای ورود به ماهی است که قرار است نظم و حال تازه‌ای به خانه بیاورد.

استهبان؛ شهری که رمضان را زندگی می‌کند

همزمان، آشپزخانه‌ها پرجنب‌وجوش می‌شود. نخودها خیس می‌خورند، حبوبات آماده می‌شوند و زنان خانه به خمیر کردن آرد گندم، جو یا ذرت مشغول می‌شوند. بوی نان‌های محلی — از ستی و گرده گرفته تا لمو و سوله ذرت — در فضا می‌پیچد.

خانواده‌ها تلاش می‌کنند مایحتاج یک ماه را از پیش آماده کنند تا در روزهای روزه‌داری، آسودگی بیشتری داشته باشند. این آمادگی، ترکیبی از تدبیر اقتصادی و احترام به ریتم خاص رمضان است.

لحظه‌ای که شهر چشم به آسمان می‌دوزد

غروب بیست‌ونهم شعبان، پشت‌بام‌ها و دشت‌های اطراف شهر به محل انتظار تبدیل می‌شود. مردم، از پیر تا جوان، چشم به افق مغرب می‌دوزند تا هلال باریک ماه را ببینند. این انتظار، حالتی مشترک و هیجان‌انگیز دارد؛ لحظه‌ای که سکوت و امید در هم می‌آمیزد.

غروب بیست‌ونهم شعبان، پشت‌بام‌ها و دشت‌های اطراف شهر به محل انتظار تبدیل می‌شود. مردم، از پیر تا جوان، چشم به افق مغرب می‌دوزند تا هلال باریک ماه را ببینند. این انتظار، حالتی مشترک و هیجان‌انگیز دارد؛ لحظه‌ای که سکوت و امید در هم می‌آمیزد.اگر هلال دیده شود، شادی بلافاصله شکل جمعی پیدا می‌کند. شلیک چند تیر هوایی خبر را در شهر می‌پراکند. کسانی که صدای آن را می‌شنوند، با لبخند می‌گویند: «توپ هدر شد؛ ماه دیده شد.» این جمله کوتاه، اعلام رسمی ورود به ماه رمضان است؛ خبری که از آسمان به زمین می‌رسد و مردم را وارد مرحله‌ای تازه می‌کند.

اگر هلال دیده نشود، محاسبه تقویمی جایگزین می‌شود؛ اما حتی در این حالت نیز بسیاری از مردم روزهای پایانی شعبان را روزه می‌گیرند تا به استقبال ماه بروند. پیشواز رمضان در اینجا، تمرینی تدریجی برای ورود به حال‌وهوای معنوی است.

هدیه‌ای برای پیوند خانواده‌ها

یکی از رسم‌های دلنشین استهبان، هدیه‌ای است که خانواده داماد پیش از رمضان برای نامزد یا عروس می‌فرستند. شیرینی، برنج، مرغ و پوشاک در مجمعه‌ای چیده می‌شود و با احترام به خانه عروس می‌رود. این سنت، بیش از یک هدیه ساده، نمادی از پیوند خانوادگی و مشارکت در شادی ورود به ماه رمضان است؛ گویی خانواده‌ها نیز می‌خواهند در این آمادگی معنوی، شریک باشند.

استهبان؛ شهری که رمضان را زندگی می‌کند

آنچه در استهبان رخ می‌دهد، علاوه بر مجموعه‌ای از آیین‌های قدیمی، شبکه‌ای از رفتارهای جمعی است که شهر را به یک ریتم مشترک می‌رساند. از خانه‌تکانی و آماده‌سازی خوراک گرفته تا انتظار برای رؤیت هلال، همه چیز نشان می‌دهد که رمضان در این شهر تجربه‌ای اجتماعی است که مردم را به هم نزدیک‌تر می‌کند.

در دل این آیین‌ها، یک آمادگی جریان دارد. آمادگی برای تغییر، برای نظم جدید و برای بازگشت به خود. شاید همین پیوند میان زندگی روزمره و معنویت است که باعث شده این سنت‌ها، با وجود گذر زمان، همچنان زنده و خواندنی باقی بمانند.

کد خبر 1866889

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha