خبرگزاری شبستان - مرتضی شفیعی: در تاریخ معاصر ایران، کمتر مقطعی را میتوان یافت که به اندازه همسویی و همافقی رضا پهلوی با صدام حسین و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق در خلال جنگ ایران و عراق محل مناقشه و داوریهای تند سیاسی بوده باشد. پس از سقوط نظام شاهنشاهی در سال ۱۳۵۷، ته مانده رژیم سابق در پی بازیابی موقعیت از دسترفته خویش برآمد؛ تلاشی که بهزعم منتقدانش نه بر مدار مصالح ملی، بلکه در چارچوب ائتلافسازی با بازیگرانی تعریف شد که در آن زمان در تقابل مستقیم با حاکمیت مستقر در ایران قرار داشتند، آن هم در هنگامهای که کشور درگیر جنگی فرسایشی و بحرانی همهجانبه بود.
در سالهای هشت ساله جنگ تحمیلی، تحرکات سیاسی رضا پهلوی در محافل غربی و منطقهای با هدف جلب حمایت بینالمللی علیه جمهوری اسلامی پیگیری شد. منتقدان بر این باورند که همزمانی این تلاشها با تهاجم نظامی عراق، شائبه همپوشانی منافع او با بغداد را تقویت کرد؛ بهویژه آنکه رژیم بعث عراق به رهبری صدام حسین معدوم، آشکارا در پی تضعیف ساختار سیاسی نوپای ایران بود. در چنین فضایی، هرگونه تماس یا همسویی سیاسی با بغداد، از منظر افکار عمومی داخل کشور، بهمثابه عبور از خط قرمزهای ملی تلقی میشد.
در همین چارچوب، ارتباط یا همسویی مواضع با سازمان مجاهدین خلق ــ گروهکی که در آن مقطع از حمایت مالی و نظامی عراق برخوردار بود و در فهرست بسیاری از نهادهای داخلی و خارجی بهعنوان یک سازمان تروریستی مسلح معارض شناخته میشود ــ بر دامنه انتقادات افزود. مخالفان رضا پهلوی این نزدیکی را نشانهای از تقدم ملاحظات سیاسی شخصی بر حساسیتهای امنیتی و اجتماعی جامعه ایرانی دانستند؛ جامعهای که درگیر تبعات انسانی و اقتصادی جنگ بود و هرگونه ائتلاف با نیروهای همپیمان بغداد را برنمیتافت.
به باور این طیف از صاحبنظران سیاسی، استمرار چنین رویکردی در سالهای بعد نیز نتوانست این ذهنیت را ترمیم کند که پروژه بازگشت سلطنت، ولو در سطح گفتمانی، بر بستری از ائتلاف با مخالفان مسلح و دشمنان وقت ایران تعریف شده است. از این منظر، مسئله صرفاً یک اختلاف سیاسی نبود، بلکه پرسشی بنیادین درباره نسبت قدرتطلبی با مسئولیت ملی در بزنگاههای تاریخی به شمار میرفت.
از این رو، در روایت انتقادیِ رایج در بخشی مهم غالب فضای سیاسی ایران، رضا پهلوی، بهمثابه چهرهای شناخته میشود که در حساسترین مقطع تاریخ معاصر، جانب ائتلافهایی را گرفت که در تعارض با منافع و احساسات جامعه ایران قرار داشتند؛ تصویری که همچنان در حافظه سیاسی منتقدانش بهعنوان نمادی از گسست با منافع ملی و همنشینی با دشمنان وقت ایران باقی مانده است.
نظر شما