به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از استان مازندران، در سکوت سپیدهای که آتش آغاز شد؛ یاد ۹ سپیدهای که بر خاک فاو شکفت و خاک فاو به خون ۹ شهید روستای کوهستان بهشهر سرخ شد.
بهمنماه که از نیمه می گذرد، در بحبوحه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و جشن های دهه فجر، یاد ۹ شهید از روستای کوهستان بهشهر دوباره زنده می شود.
بیستم بهمن ۱۳۶۴، وقتی نخستین موج عملیات والفجر ۸ به خطوط دشمن در شبهجزیره فاو رسید، روستای کوهستان در بهشهر چهار شهید تقدیم کرد. اما روایت این دیار در آن عملیات بزرگ، به پایان نرسید. تا ۲۹ فروردین ۶۵، پنج شهید دیگر نیز از این روستای دلاورخیز به کاروان شهدا پیوستند تا نام کوهستان بر تارک یکی از غرورآفرینترین عملیاتهای دفاع مقدس جاودانه بماند.
بیستم بهمن ماه، سالگرد عملیات بزرگ والفجر ۸ است؛ عملیاتی که تاریخ جنگ تحمیلی را در شبهجزیره استراتژیک فاو ورق زد و حماسهای آبی-خاکی را در کارنامه ایثار این سرزمین ثبت کرد.
اما در پشت این پیروزی بزرگ، داستان روستاها و دیارهایی نهفته است که جوانانشان را با دستان خود به آغوش میدان فرستادند.
یکی از آنها، روستای کوهستان در شهرستان بهشهر استان مازندران در شرق این استان و دیار مردان خداست.
در شب سرد بیستم بهمنماه ۱۳۶۴، وقتی رمز «یا فاطمه الزهرا(س)» در منطقه طنین انداخت، جوانان روستای کوهستان بهشهر نیز در زمره نخستین یارانِ کارزار بودند.

هنوز نخستین ساعات نبرد نگذشته بود که روستای کوهستان، چهار ستاره از آسمان خود را بدرقه کرد: جاویدالاثر ابوطالب جلالی کوهستانی، سید عبدالواحد حسینی کوهستانی، محمد مهدی قاجار کوهستانی و سید محمد حسینی کوهستانی. آنها در همان شبی که فاو به روایت ایثار ایرانیان نفس میکشید، به ملکوت اعلی پیوستند.
اما داستان فداکاری این روستا به همین جا ختم نشد. در طول ۷۵ روز ادامه عملیات، پنج دلیر دیگر نیز راه رفیع شهادت را پیمودند: عبدالحمید داوری کوهستانی، شیخ نبیالله شیرآقایی، امیر علی اسحاقی، سید ابراهیم منتظری و محمد باقر یوسفی، هر یک، برگ سبزی از تاریخ مقاومت بودند و نامشان تا همیشه بر تارک این دیار میدرخشد.
طلبه ای که با صدای مارش از حوزه تا فاو رفت
حسین شیرآقایی برادر طلبه شهید نبی الله شیرآقایی با اشاره به محبت به خانواده، شوخ طبعی، روحیهجهادی، انقلابی و اهل بیتی شهید به خبرنگار شبستان می گوید: برادر این شهید با اشاره به حضور چهار برادر خانواده در جبهه، افزود: نبیالله کوچکترین برادر بود و به گفته خانواده، زبانزد مردم منطقه به عنوان رزمنده و بسیجی جبهه جنگ بود. با وجود محبت ویژه خانواده به ایشان، و اینکه ما برادرها هم در جبهه بودیم وقتی برادرم خواست برود مادر به او میگفت: «صبر کن برادرت برگردد بعد تو برو».
وی افزود: اما عشق به امام و میهن چنان در وجودش شعله میکشید که با شنیدن مارش نظامی، حوزه را ترک کرد و عازم جبهه شد.
شیرآقایی گفت: برادر شهیدم در منطقه معروف به کارخانه نمک در اسفندماه ۱۳۶۴ در ۲۹سالگی والفجر ۸ به شهادت رسید و پیکرش بعد از یکماه از شهادتش با عقب راندن دشمن از خاک وطن، به زادگاهش بازگشت و با تشییع با شکوه در جوار همرزمان شهیدش به خاک سپرده شد.
از همسایگی آیت الله کوهستانی تا خط شکنی در والفجر ۸
حمید معیری خواهرزاده شهید سید عبدالوهاب حسینی کوهستانی هم به خبرنگار شبستان گفت: این شهید متولد سال ۱۳۴۲، در روستای زیبای کوهستان از توابع شهرستان شهیدپرور بهشهر در استان مازندران دیده به جهان گشود. وی در سال ۱۳۶۴ و در عملیات بزرگ والفجر ۸، شربت شهادت را نوشید.
وی افزود: شهید سید عبدالوهاب حسینی کوهستانی همسایه دیوار به دیوار این الله کوهستانی و کارمند بانک بود و با توجه به اینکه روحیه مذهبی بالایی داشت و در مکتب این الله کوهستانی بسیار از اهل بیت و دفاع از میهن شنیده بود، سنگر بانک و کار را رها کرد و خط شکن والفجر ۸ شد و در همان شب اول عملیات به شهادت رسید.
عملیات والفجر ۸، در ساعت ۲۲:۱۰ روز ۲۰ بهمن ۱۳۶۴ در منطقه خسروآباد تا راسالبیشه آغاز شد و در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۶۵ با پیروزی نیروهای ایرانی، به پایان رسید.
روستای کوهستان، زادگاه حضرت آیتالله العظمی کوهستانی، تنها میزبانی این ۹ شهید والفجر ۸ را بر عهده ندارد؛ این روستا دهها شهید دیگر در انقلاب و دفاع مقدس تقدیم کرده و میزبان شهدای گرانقدر دیگر نیز هست.
این خاک، عطر شهادت را از همان روزهای انقلاب تا پایانی جنگ، در سینه خود حفظ کرده است.
حالا که بار دیگر یاد والفجر ۸ زنده میشود، روستای کوهستان نیز با یاد آن ۹ شهید، سرافراز و استوار ایستاده است. گویی هنوز صدای قدمهایشان در کوچهباغهای روستا طنین انداز است و نامشان، چون نقشینهای بر درگاه تاریخ این دیار، جاودانه ماندهاست.
نظر شما