خیانت فراموش‌نشدنی رژیم پهلوی!

واگذاری بحرین در سال‌های پایانی دهه ۱۳۴۰ را می‌توان یکی از مناقشه‌برانگیزترین تصمیمات سیاست خارجی در دوره پهلوی دوم دانست؛ تصمیمی که به‌عنوان نمادی از خیانت رژیم پهلوی شناخته می‌شود.

خبرگزاری شبستان - مرتضی شفیعی: واگذاری بحرین در سال‌های پایانی دهه ۱۳۴۰ را می‌توان یکی از مناقشه‌برانگیزترین تصمیمات سیاست خارجی در دوره پهلوی دوم دانست؛ تصمیمی که همچنان در حافظه تاریخی ایرانیان به‌عنوان نمادی از خیانت رژیم پهلوی، عقب‌نشینی ژئوپلیتیکی و چشم‌پوشی از بخشی از قلمرو تاریخی کشور محل بحث و نقد است.

بحرین تا پیش از قرن بیستم، در اسناد رسمی و تقسیمات کشوری ایران، بخشی از قلمرو ایران به شمار می‌رفت و حتی در دوره‌هایی به‌عنوان استان چهاردهم شناخته می‌شد. با این حال، نفوذ و حضور گسترده بریتانیا در خلیج فارس از قرن نوزدهم، عملاً اداره این منطقه را از دست ایران خارج کرد. در دوره پهلوی دوم، با اعلام خروج بریتانیا از «شرق سوئز» و تحولات ژئوپلیتیکی منطقه، موضوع تعیین تکلیف بحرین وارد مرحله تازه‌ای شد.

در سال ۱۳۴۹، حکومت پهلوی با ارجاع موضوع به سازمان ملل متحد و پذیرش نظرسنجی تحت نظارت این نهاد، مسیر جدایی بحرین را هموار کرد. نتیجه این فرآیند، اعلام استقلال بحرین در سال ۱۳۵۰ و شناسایی رسمی آن از سوی ایران بود. منتقدان این تصمیم معتقدند که حکومت وقت، بدون برگزاری همه‌پرسی در داخل ایران و بدون جلب نظر افکار عمومی، از حقی تاریخی صرف‌نظر کرد؛ حقی که می‌توانست در معادلات منطقه‌ای و راهبردی کشور نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.

از منظر منتقدان، این اقدام پیامدهای متعددی به همراه داشت. نخست، تضعیف جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در خلیج فارس؛ منطقه‌ای که همواره یکی از مهم‌ترین کانون‌های راهبردی کشور بوده است. بحرین به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، در میانه آبراه‌های حیاتی و در نزدیکی سواحل جنوبی ایران قرار دارد و می‌توانست عمق استراتژیک بیشتری برای کشور ایجاد کند.

دوم، پیامدهای هویتی و تاریخی این جدایی است. برای بخشی از جامعه، واگذاری بحرین به‌مثابه چشم‌پوشی از بخشی از میراث تاریخی ایران تلقی شد؛ تصمیمی که در ذهنیت عمومی به‌عنوان نمادی از وابستگی بیش از حد سیاست خارجی وقت به قدرت‌های غربی تعبیر می‌شود. این برداشت، در سال‌های پس از انقلاب نیز در ادبیات سیاسی و تاریخی کشور بازتاب گسترده‌ای یافته است.

سوم، آثار منطقه‌ای این تصمیم بود. برخی تحلیلگران بر این باورند که پذیرش استقلال بحرین، گرچه در کوتاه‌مدت موجب کاهش تنش با برخی کشورهای عربی و همسویی با سیاست‌های بریتانیا شد، اما در بلندمدت نتوانست جایگاه منطقه‌ای ایران را تثبیت کند و حتی این پیام را به بازیگران منطقه‌ای مخابره کرد که تهران در برابر فشارهای بین‌المللی انعطاف‌پذیر است.

واگذاری بحرین همچنان یکی از نقاط عطف سیاست خارجی در دوره پهلوی باقی مانده است؛ رخدادی که نه‌تنها در چارچوب یک تصمیم دیپلماتیک، بلکه در بستر هویت ملی، حافظه تاریخی و رقابت‌های ژئوپلیتیکی منطقه قابل تأمل و تحلیل است. بازخوانی این تجربه، بیش از آنکه صرفاً مرور گذشته باشد، می‌تواند به فهم دقیق‌تر اهمیت انسجام ملی، شفافیت در تصمیمات کلان و صیانت از منافع بلندمدت کشور در معادلات پیچیده منطقه‌ای یاری رساند.
 

کد خبر 1866267

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha