خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم-بیستودوم بهمن برای مردم ایران تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ روزی است که خاطره پیروزی اراده یک ملت بر سالها سلطه و وابستگی را زنده میکند. روزی که روایت ایستادگی، وحدت و ایمان، از نسلهای نخست انقلاب تا امروز دستبهدست منتقل شده و هر سال، در خیابانهای شهرها دوباره جان میگیرد. این روز، نماد هویت ملی و یادآور مسیری است که با خون شهدا و مجاهدت مردان و زنان این سرزمین هموار شد.
امسال نیز با فرارسیدن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، بیرجند حالوهوایی دیگر داشت. شهر از نخستین ساعات صبح بیدار شده بود؛ سرمای گزنده بهمنماه هنوز بر گونهها مینشست و نفسها در هوا بخار میشد، اما در دل خیابانها گرمایی جاری بود؛ گرمای قدمهایی که با ایمان، انگیزه و خاطرهای مشترک برداشته میشد. گویی شهر خود را برای حضوری دوباره در میعادگاهی تاریخی آماده میکرد.
بیرجند نیز همزمان با سراسر کشور، در نخستین ساعات صبح بیستودوم بهمن، رنگ و بویی دیگر به خود گرفت؛ گویی شهر از خواب برخاسته بود تا بار دیگر در میعادگاهی تاریخی حاضر شود.
سرمای سوزناک زمستانی بر گونهها مینشست و نفسها در هوا مه میبست، اما گرمایی در دل خیابانها جریان داشت که از جنس دیگری بود؛ گرمای حضور مردمی که با قدمهایی استوار، خود را به مسیرهای راهپیمایی میرساندند.

شهر بیدارتر از همیشه
از همان ساعات ابتدایی صبح، خیابانهای اصلی شهر آرامآرام میزبان جمعیتی شد که از کوچهها و محلههای مختلف به راه افتاده بودند. پرچمهای سهرنگ ایران بر سردر مغازهها، ادارات و خودروها دیده میشد و در دستان کودکان به حرکت درمیآمد. نوای سرودهای انقلابی از بلندگوها در فضا میپیچید و خاطره سالهای دور را در ذهنها زنده میکرد.
دستههای خانوادگی، دانشآموزان با لباسهای متحدالشکل، جوانان و سالمندان، همه در کنار یکدیگر تصویری از وحدت و همدلی ساخته بودند. برخی پلاکاردهایی با شعارهای انقلابی در دست داشتند و برخی تنها با حضوری ساده اما مصمم آمده بودند؛ حضوری که خود، رساتر از هر شعار بود.
در گوشهوکنار مسیر، صحنههایی شکل میگرفت که هر کدام روایتی مستقل از این همبستگی مردمی داشت؛ پدری که برای فرزندش از روزهای انقلاب میگفت، مادری که دست کودک خردسالش را محکم گرفته بود، نوجوانانی که با شور و هیجان سرود میخواندند و سالخوردگانی که با وجود سختی راه، قدم از قدم برنمیداشتند.
مادرانی که آینده را با خود آوردهاند
در میان این جمعیت، حضور مادران جلوهای متفاوت داشت. آنان تنها همراهان خانواده نبودند، بلکه روایتگران و انتقالدهندگان ارزشها به نسل تازه محسوب میشدند. گویی هر کدام، آینده این سرزمین را در کنار خود به خیابان آورده بودند.
زهرا حسینی، مادر سه فرزند، در حالی که دست پسر خردسالش را گرفته و دختر نوجوانش در کنارش گام برمیداشت، با نگاهی آرام اما سرشار از اطمینان از انگیزه حضورش سخن میگفت. او این حضور را بخشی از مسئولیت مادری خود میدانست.
به گفته او، از شب گذشته فرزندانش بیصبرانه زمان آغاز راهپیمایی را پیگیری میکردند و شرکت در این مراسم برایشان به یک خاطره خانوادگی سالانه تبدیل شده است.
وی معتقد است کودکان باید از نزدیک چنین صحنههایی را ببینند؛ باید در میان جمعیت قرار بگیرند، صدای شعارها را بشنوند و حس غرور و همبستگی را لمس کنند تا معنای انقلاب برایشان واقعی و ملموس شود.
حسینی با تأکید بر اینکه انقلاب به آسانی به دست نیامده، خاطرنشان میکند خونهای بسیاری برای حفظ آن ریخته شده و نسل امروز در قبال این میراث مسئول است.
از نگاه او، تربیت فرزندانی آگاه، متعهد و پشتیبان کشور، کمترین وظیفهای است که یک مادر میتواند انجام دهد. آرزویش این است که فرزندانش در آینده مدافع ارزشها و آرمانهای انقلاب باشند.

زنها همیشه در خط مقدم
در بخش دیگری از مسیر، قاسمی، معلم باسابقه یکی از مدارس بیرجند، با پرچمی کوچک در دست در میان جمعیت حرکت میکرد. او حضور خود را نه صرفاً شخصی، بلکه ناشی از احساس مسئولیت اجتماعی میدانست.
وی که سالها با دانشآموزان نوجوان در ارتباط بوده، معتقد است نسل جوان بیش از هر چیز از رفتار بزرگترها الگو میگیرد.
به باور او، اگر معلمان و مادران در صحنههای اجتماعی حضور فعال نداشته باشند، نمیتوان از دانشآموزان انتظار مشارکت و دغدغهمندی داشت.
قاسمی نقش زنان در پیروزی و تداوم انقلاب را بسیار تعیینکننده توصیف میکند و میگوید از سالهای نخست انقلاب تاکنون، زنان همواره در خط مقدم بودهاند؛ چه در تظاهرات، چه در پشتیبانی از جبههها و چه در تربیت نسلی انقلابی.
به اعتقاد او، همین حضور گسترده امروز نیز نشان میدهد که جریان انقلاب زنده و پویاست.
او با اشاره به تلاش دشمنان برای القای ناامیدی، تأکید میکند: مشاهده این جمعیت پرشور، امید و انگیزه را چند برابر میکند و پیام روشنی از استقامت مردم دارد.
قاسمی میگوید: آرزو دارد دخترش بیاموزد نسبت به سرنوشت کشور بیتفاوت نباشد و همواره احساس مسئولیت اجتماعی داشته باشد.

تجدید عهدی با خون شهدا
اکبری، مادر چهار فرزند، از دیگر شرکتکنندگان در راهپیمایی است که این روز را فراتر از یک مراسم یا جشن میبیند. چهرهاش آرام اما آمیخته با احساس بود و حضور در راهپیمایی را نوعی تجدید بیعت با شهدا توصیف میکرد.
وی معتقد است امنیت و آرامش امروز کشور حاصل جانفشانی جوانانی است که از همه چیز خود گذشتند و اگر نسل امروز در صحنه نباشد، در حقیقت دین خود را ادا نکرده است. از نگاه او، حمایت از ولایت و رهبری یک باور قلبی است که باید در سبک زندگی و تربیت فرزندان نمود داشته باشد.
اکبری تأکید میکند فرزندانش را با سادهزیستی، ایمان و روحیه مسئولیتپذیری تربیت کرده و تلاش دارد آنان را نسبت به سرنوشت کشور حساس بار آورد.
او میگوید تا زمانی که توان داشته باشد، در این مراسم حضور خواهد یافت؛ حتی اگر شرایط دشوار باشد، چرا که این حضور را بخشی از هویت خود میداند.
نسل جوان، همپای انقلاب
در میان جمعیت، حضور جوانان و مادران جوان نیز چشمگیر بود. فهیمه دانشجوی جوانی که کودک خردسالش را در آغوش داشت و آرام با جمعیت حرکت میکرد. او معتقد بود حضور با فرزند کوچک نهتنها مانع نیست، بلکه انگیزهای مضاعف برای شرکت در مراسم ایجاد میکند.
به گفته وی، کودکان باید از همان سالهای نخست زندگی در فضایی سرشار از هویت ملی و دینی رشد کنند.
او انقلاب را مترادف با عزت و استقلال میداند و باور دارد چنین حضورهایی به فرزندان احساس غرور و تعلق خاطر میبخشد.
فهیمه خانم تأکید میکند نسل جوان نیز همچنان پای آرمانهای انقلاب ایستاده و در صحنه حضور دارد.

روایت نسل اول انقلاب
در میان جمعیت، طیبه خانم فرهنگی بازنشسته، با گامهایی آهسته اما استوار حرکت میکرد. او از روزهای نخست انقلاب خاطراتی زنده در ذهن داشت؛ روزهایی که با ترس و امید در خیابانها شعار میدادند.
وی میگوید با گذشت دههها، همان حس تعهد و علاقه همچنان در دلش زنده است و معتقد است نسل اول انقلاب وظیفه دارد تجربههای خود را به جوانترها منتقل کند.
از نگاه او، این کشور با سختی و فداکاری حفظ شده و نباید نسبت به آن بیتفاوت بود. حضور گسترده امروز مردم، بهویژه مادران، برای او نشانهای روشن از تداوم و آیندهدار بودن انقلاب است.
ثبت یک حضور ماندگار در تاریخ
هرچه زمان میگذشت، جمعیت فشردهتر میشد و خیابانها لبریز از صدا، رنگ و حرکت بود. شعارها هماهنگتر طنینانداز میشد و پرچمها بالاتر میرفت. کودکان بر دوش پدران نشسته بودند و نسلهای مختلف در کنار هم، تصویری زنده از پیوند گذشته، حال و آینده را رقم میزدند.
راهپیمایی بیستودوم بهمن در بیرجند، تنها یک اجتماع مردمی نبود؛ روایتی روشن از اتحاد، وفاداری و امید بود. در میان همه این تصاویر، مادرانی که دست فرزندانشان را گرفته بودند، معنایی عمیقتر به این حضور میبخشیدند؛ گویی آینده این سرزمین را با خود به خیابان آورده بودند.
زنانی که نشان دادند انقلاب نه خاطرهای متعلق به گذشته، بلکه حقیقتی جاری و زنده است؛ حقیقتی که هر روز با تربیت نسلهای تازه، دوباره متولد میشود و تا زمانی که این ایمان و همبستگی پابرجاست، پرچم این سرزمین همچنان برافراشته خواهد ماند.
راهپیماییگرامیداشتچهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی همزمان در ۱۵۰ نقطه استان خراسان جنوبی همزمان با سراسر کشور در حال برگزاری است.
نظر شما