نفرت ابدی آذربایجان از پهلوی

نفرت مردم آذربایجان به ویژه تبریزی‌ها نسبت به رژیم پهلوی نه محصول یک رویداد منفرد، بلکه حاصل تلاقی حذف هویتی، اقتدار سیاسی، امنیتی‌سازی و تمرکزگرایی ساختاری بود.

خبرگزاری شبستان - مرتضی شفیعی: نفرت مردم آذربایجان، به‌ویژه تبریز، نسبت به رژیم پهلوی را نمی‌توان به هیجان‌های زودگذر یا منازعات سیاسی مقطعی تقلیل داد. این پدیده برآمده از روندی تاریخی و انباشته است که در بستر آن رژیم منحوس و ساختارهای ضدبشری‌اش شکل گرفت و از خلال تجربه‌های سیاسی، فرهنگی و امنیتی، به عنصری پایدار در حافظه‌ی جمعی منطقه بدل شد.

آذربایجان، به‌عنوان یکی از کانون‌های مؤثر ایران مدرن، در بزنگاه‌های تعیین‌کننده نقشی بنیادین ایفا کرده بود؛ با این حال، تمرکز ساختاری قدرت و انتقال نظام‌مند تصمیم‌سازی به مرکز، آن را به‌تدریج از مشارکت واقعی در نظم سیاسی کنار نهاد و احساسی مداوم از حذف‌شدگی پدید آورد.

این حذف سیاسی با سیاست‌های فاشیستی فرهنگی رژیم پهلوی هم‌افزا شد. پروژه‌ی همگن‌سازی، از طریق حذف زبان ترکی آذربایجانی از نظام آموزشی و محدودسازی آن در حوزه‌ی عمومی، مقابله با آئین‌های مذهبی، فرهنگ فولکلور و بی‌توجهی به آداب و رسوم اقوام ایرانی به ویژه در منطقه آذربایجان به طرد نمادین یک هویت تاریخی انجامید. برای بخش قابل توجهی از جامعه‌ی آذربایجان، این روند نه تجلی نوسازی، بلکه انکار به‌رسمیت‌شناسی بود؛ انکاری که شکاف فرهنگی را به بی‌اعتمادی سیاسی بدل کرد.

این بی‌اعتمادی در جریان حوادث سیاسی دهه 30 به نقطه‌ای اوج و قاطع خود رسید، به‌گونه‌ای که شیوه‌ی اعمال قدرت دولت مرکزی در حافظه‌ی تاریخی منطقه تثبیت و هیچ‌گاه فراموش نخواهد شد. منطق اقتدار عریان، اعدام، تبعید و پاکسازی؛ تصویری از دولت مرکزی آن دوران بر اذهان مردم منطقه آذربایجان بر جای گذاشت که بر قهر استوار بود، نه ادغام و مصالحه؛ تصویری که حتی در میان مخالفان آن رژیم نیز احساس تحقیر جمعی را بازتولید کرد.

اوج تنفر مردم تبریز را می‌توان در قیام 29 بهمن سال 1356 مردم این شهر نسبت به عمال رژیم پهلوی مشاهده کرد؛ متأسفانه در آ« دوران نگاه امنیتی به آذربایجان موجب شده بود تا منطقه غالباً به‌مثابه «مسأله» مطرح شود، نه بخشی برابر از پیکره‌ی سیاسی. 

محدودسازی کنش مدنی و فرسایش اعتماد متقابل، به شکل‌گیری احساسی پایدار از شهروندی نابرابر انجامید؛ احساسی که با تمرکزگرایی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و توسعه‌ی نامتوازن ابعاد ساختاری یافت و تصور کنار گذاشته ‌شدن از توزیع عادلانه‌ی ثروت و امکانات ملی را تقویت کرد.

حقیقت آن است که نفرت مردم آذربایجان به ویژه تبریزی‌ها نسبت به رژیم پهلوی نه محصول یک رویداد منفرد، بلکه حاصل تلاقی حذف هویتی، اقتدار سیاسی، امنیتی‌سازی و تمرکزگرایی ساختاری بود؛ ترکیبی که به‌تدریج به بیگانگی پایدار با دولت انجامید و به‌عنوان بخشی از حافظه‌ی تاریخی منطقه تداوم یافت.
 

کد خبر 1866031

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha