به گزارش خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان، جشنواره فیلم فجر، هر سال صحنهای برای نمایش آثار سینمایی و نوآوری هنری و در عین حال فرصتی برای ارتباط مستقیم هنرمندان با مخاطبان است. رویدادی که مخاطب اصلی آن مردم هستند؛ همان کسانی که فیلم میبینند، نقد میکنند و با سینما زندگی میکنند. با این حال، در سالهای اخیر، شاهد آن بودهایم که برخی بازیگران و کارگردانان، با بهانههای اجتماعی یا سیاسی، جشنواره را تحریم کرده و از حضور در آن امتناع میکنند. آنها این اقدام را به عنوان همدلی با مردم و اعتراض به شرایط موجود معرفی میکنند، اما این رفتار، همزمان با دریافت دستمزد، ساخت فیلم و بهرهبرداری از ظرفیت مخاطبان، پرسشبرانگیز میشود.
همزمان، هنرمندانی که تصمیم گرفتند به وظیفه حرفهای خود عمل کنند و در جشنواره حضور یابند، با موجی از حملات رسانهای و مجازی مواجه میشوند؛ حملاتی که از نقد فراتر رفته و به تهدید، برچسبزنی و فشار اجتماعی میانجامد. منوچهر هادی، کارگردان فیلم «خیابان جمهوری»، در این باره گفته است: «من برای مردم فیلم میسازم، چرا باید از مردم فرار کنم و تحت تأثیر تهدیدات افراد خارج از کشور قرار بگیرم؟»

تحریم جشنواره؛ ژست اعتراض یا نادیده گرفتن مخاطب؟
تحریم جشنواره به جای همراهی با مردم، در واقع نوعی نادیده گرفتن مخاطب اصلی است. همان مخاطبی که با پول خود، بلیت سینما میخرد، فیلم شما را میبیند و انتظار دارد تجربهای فرهنگی و هنری را دریافت کند. وقتی هنرمندان در بزنگاه جشنواره غایب میشوند، عملاً این پیوند قطع شده و ژست اعتراض آنها، به جای حمایت از مردم، نوعی فاصلهگیری از جامعه محسوب میشود.
از سوی دیگر، برخی منتقدان به رفتار سلبریتیها اشاره میکنند و میگویند: «چرا در زندگی روزمره، سفرهای لاکچری، مراسمهای پرهزینه ازدواج و سبک زندگی ویژهای که انتخاب میکنید، با مردم فاصله دارید؟ اما به وقت جشنواره و نقد شرایط، با ژست همدلی ظاهر میشوید؟» همدلی واقعی با مردم، نیازمند اقدام عملی و مستمر است، نه ژستهای مقطعی و نمادین. این تضاد، موجب شده مخاطب اصلی که سرمایهگذار فرهنگی جشنواره است، احساس شود نادیده گرفته میشود.
مخاطب اصلی؛ مردم است نه رسانه و جریانها
فرهنگ و هنر، بیش از آنکه با تحریم و فشار اصلاح شود، نیازمند گفتوگو، پذیرش تکثر و تنوع صداها است. احترام به انتخاب هنرمندان، حتی اگر با باورهای فردی و گروهی همسو نباشد، پیشنیاز حفظ آرامش و همزیستی در جامعه فرهنگی است. اما علیرغم چنین نیازی می بینیم عده ای از هنرمندان نه تنها خود جشنواره را تحریم کرده اند بلکه نسبت به آنهایی هم که حضور یافته و پای کار و مردم ایستاده اند موضع می گیرند و به آنها برچسب می زنند؛ چنانکه هنرمندانی مانند محمدحسین مهدویان، الناز ملک و منوچهر هادی، با وجود حملات مجازی و تهدیدات، در جشنواره حاضر شدند. مهدویان درباره حضور خود گفته است: «دیگر حاضر نیستم از ستارههای ترسو در فیلمها استفاده کنم که از پاسخگویی در جشنواره میترسند.» و نیز در پاسخ به اینکه کار شعاری انجام داده است، گفت: «پای ایران وسط باشد شعار هم می دهم»

جالب آنکه فضای مجازی در این میان به محلی برای دموکراسی گزینشی تبدیل شده؛ آزادی بیان تا جایی پذیرفته میشود که نتیجه مطابق میل یک گروه باشد. در این شرایط، هنرمندان مجبورند میان پایبندی حرفهای و آرامش شخصی، یکی را انتخاب کنند؛ و اغلب، هزینه این سکوت یا عدم همراهی، به جامعه و فرهنگ عمومی بازمیگردد.
نقد جدی فضای فرهنگی و رسانهای
فضای فرهنگی و رسانهای کشور بیش از هر زمان دیگری به همدلی واقعی نیاز دارد. آنچه امروز به اسم اعتراض و آزادی بیان رخ میدهد، گاه تبدیل به بازی سیاسی یا رسانهای میشود که فقط برنده آن، جریانهایی است که میخواهند جشنواره و سینما را به ابزار فشار تبدیل کنند.
انتظار میرود کسانی که مدعی آزادی و عدالت اجتماعی هستند، پیش از هر چیز، حق انتخاب دیگران را محترم بشمارند و بدانند که همدلی واقعی با مردم، در ژست و اعلامیه نیست؛ در حضور حرفهای، پاسخگویی و ایستادن پای تولید فرهنگی است.
در نهایت، جشنواره فیلم فجر نماد فرهنگی و هنری ایران است و مخاطبان واقعی، مردم عادی هستند. فاصله گرفتن هنرمندان از این جمع، چه به دلیل اختلاف سلیقه، سیاست یا اعتراض، همواره بازتابی اجتماعی دارد لذا به نظر میرسد گفتوگو درباره مسئولیت اجتماعی هنرمندان و نقش واقعی آنها در جامعه بیش از پیش ضروری باشد.
نظر شما