خبرگزاری شبستان؛ آران و ببیدگل/جنگ، تنها یک پدیده نظامی نیست، رخدادی چندلایه است که تمام ارکان زندگی فردی و اجتماعی، بهویژه شهر و زیست شهری را درگیرمیکند. در چنین شرایطی، تابآوری شهری، نه فقط به زیرساختهای فیزیکی و خدماتی؛ بلکه به بنیانهای فرهنگی، معنایی و روانی جامعه وابسته است. یکی از عمیقترین و در عین حال کمتر تحلیلشدهترین منابع تابآوری در جوامع اسلامی، «فرهنگ انتظار» است؛ فرهنگی که در اندیشه شیعی و در بیانات رهبر انقلاب اسلامی، نقشی محوری در مقاومت، پایداری و حرکت تمدنی ایفا میکند.
فرهنگ انتظار؛ مسیری از انفعال تا کنش تمدنی است. برداشت سطحی از انتظار، آن را به حالتی منفعل و صرفاً احساسی تقلیل میدهد؛ حال آنکه در منظومه فکری شیعه و تبیینهای مکرر حضرت آقا، انتظار؛ وضع موجود را نپذیرفتن و آمادگی دائمی برای تحقق عدالت است. انتظار، بهمعنای زیستن در افق آینده مطلوب الهی و تنظیم رفتار فردی و جمعی بر اساس آن است. (نگاهی به نظریه انتظاردراندیشهی حضرت آیتاللهخامنهای، ص۱۰۵) این معنا، انتظار را از یک عقیده ذهنی به یک فرهنگ اجتماعی فعال تبدیل میکند؛ فرهنگی که توانایی تولید معنا، انگیزه و انسجام در شرایط بحران را دارد.
در دوران جنگ، شهر میدان فشار روانی، تهدید دائمی، فقدان امنیت و فرسایش امید است. در چنین فضایی، فرهنگ انتظار با جهتدهی معنوی به رنج، مانع فروپاشی روانی جامعه میشود و فرد منتظر، رنج را بخشی از مسیر تحقق وعده الهی و زمینهساز رشد فردی و جمعی میداند.
از منظر روانشناسی دینی، تابآوری توانایی پیوند بین واقعیت سخت اکنون و امید معنادار به آینده، توسط انسان است. (شجاعی، محمدصادق، ۱۴۰۲، ص۲۴۵) فرهنگ انتظار دقیقاً این پیوند را فراهم میسازد. انتظار، امیدی مبتنی بر وعده الهی، مسئولیتپذیری انسان و سنتهای الهی است. در بیانات رهبری، جامعه منتظر، جامعهای امیدوار، پویا و مقاوم است؛ جامعهای که شکستهای موقت را پایان راه نمیداند. این نگاه در دوران جنگ، موجب میشود اضطراب، ترس، کمبود منابع و فرسودگی روانی به یأس، فردگرایی افراطی، بیاعتمادی و حتی تعارضهای دروناجتماعی و فروپاشی اجتماعی منجر نشود و شهروند منتظر، خود را قربانی منفعل حوادث نیابد؛ بلکه بازیگری مؤثر در صحنه تاریخ بیند.
از منظر تربیتی، انتظار نوعی خودتنظیمی اخلاقی ایجاد میکند. فردی که خود را در محضر امام و در مسیر تمدن مهدوی میبیند، در شرایط جنگ، نسبت به رفتار اجتماعی، عدالتخواهی، کمک به دیگران و حفظ اخلاق جمعی حساس باقی میماند. این مهم در کاهش آسیبهای اجتماعی ناشی از جنگ در شهرها نقش دارد؛ زیرا یکی از چالشهای جدی شهر در دوران جنگ، گسست اجتماعی و کاهش سرمایه اجتماعی است. فرهنگ انتظار، با ایجاد زبان مشترک فکری، انسجام اجتماعی را تقویت میکند.
انتظار، همه افراد جامعه را ذیل یک هدف متعالی(زمینهسازی برای تحقق عدالت نهایی) قرار میدهد. در این چارچوب، تفاوتهای طبقاتی، قومی یا سلیقهای، در برابر هدف بزرگتر رنگ میبازد. رهبری، در تبیین جامعه منتظر، بر مسئولیت جمعی، همدلی و همکاری اجتماعی تأکید دارند؛ مؤلفههایی که در شرایط جنگ، ستون فقرات مقاومت شهری محسوب میشوند. در جامعه منتظر، کمکهای مردمی، ایثار اجتماعی، صبر جمعی و مشارکت داوطلبانه افزایش مییابد. این همان سرمایه اجتماعی است که بدون هزینههای کلان، تابآوری شهر را بهطور چشمگیری ارتقا میدهد و انتظار؛ پیشران تمدنسازی در شرایط بحران می شود.
نگاه تمدنی به انتظار، آن را از ابزاری صرف برای بقا، به موتور حرکت روبهجلو در دل بحران ارتقاء میدهد. در اندیشه رهبری، تمدن نوین اسلامی در بستر مجاهدت، مقاومت و امید شکل میگیرد.
جنگ، اگرچه تهدید است؛ اما در صورت وجود فرهنگ انتظار، میتواند به فرصت خودسازی فردی و جامعهسازی تمدنی تبدیل شود. جامعه دارای فرهنگ انتظار، در شرایط جنگ، تولید معنا، هویت و الگو میکند. چنین شهری نهتنها فرونمیپاشد؛ بلکه تجربه تاریخی خود را به سرمایه تمدنی برای آینده تبدیل میسازد. این همان منطق قابل مشاهده در دفاع مقدس است؛ جایی که شهرها به کانونهای مقاومت، معنویت و نوآوری اجتماعی تبدیل شدند.
بنابراین فرهنگ انتظار، در منظومه فکری شیعه و بیانات رهبری، یک عنصر راهبردی در مقاومت شهری در زمان جنگ است. این فرهنگ، با ایجاد معنا برای رنج، تقویت امید فعال، انسجام اجتماعی و خودتنظیمی اخلاقی، شهر را از یک فضای شکننده به یک پیکره مقاوم و پویا تبدیل میکند. از منظر تمدنی، انتظار علاوه¬بر بقاء، زمینهساز پیشرفت و تمدنسازی در سختترین شرایط تاریخی است.
معصومه احمدیانعلیآبادی؛ مدرس، پژوهشگر و معاون مدرسه علمیه حضرت فاطمه الزهرا سلاماللهعلیها
نظر شما