به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان در ارومیه، در تحلیلی جامع که ریشههای «روحیه مقاومت» را در آموزههای عمیق فقهی و ظرفیتهای منحصر به فرد منطقهای آذربایجان غربی جستجو میکند، سندی راهبردی برای آینده ترسیم شد. این گفتمان، مقاومت را فراتر از یک رویکرد دفاعی صرف، به عنوان یک «تمدنسازی فعال و هوشمند» معرفی کرده و بر لزوم جهاد ترکیبی علم و عمل در جبهه نبرد نرم تأکید دارد. بر اساس این چشمانداز، در حالی که مردم و علما خط مقدم حفظ هویت ایمانی در مرزها هستند، برنامه عملیاتی ۱۰ ساله برای جهانیسازی این گفتمان از طریق تولید محتوای دیجیتال باکیفیت و شبکهسازی نخبگان منطقهای تدوین شده است تا مسیر مقاومت، از سطح شعاری به یک سبک زندگی پایدار و بینالمللی تبدیل شود.
در ادامه با حجت الاسلام علی جباری استاد حوزه علمیه آذربایجان غربی به گفتگو نشستیم که از نظر مخاطبان می گذرد.
شبستان_شما در منظومه فکری حوزوی و با توجه به ظرفیتهای منطقهای آذربایجان غربی، «روحیه مقاومت» را چگونه تعریف و ترسیم میکنید؟ آیا این مفهوم صرفاً جنبهی دفاعی دارد یا شامل یک رویکرد فعال و پیشدستانه نیز میشود؟
در منظومهی فکری حوزوی، روحیهی مقاومت تنها به معنای «دفاع در برابر تهاجم» نیست، بلکه مفهومی فعال، پویا و تمدنی دارد. از منظر دینی، مقاومت ریشه در سه محور اساسی دارد. اولی ایمان به حقانیت مسیر الهی یعنی ایستادگی بر حق، حتی در برابر اکثریت یا فشار دشمن؛ پومی بصیرت نسبت به دشمن و نقشههای او – مقاومت بدون شناخت، به انفعال میانجامد و امید اجتماعی و حرکت تمدنی – مؤمن مقاوم، نه تنها مدافع است بلکه *سازندهی آیندهی امت اسلامی* است.
در بستر آذربایجان غربی، که هم مرز، فرهنگی و اقوام گوناگون را در خود دارد، روحیهی مقاومت شکل خاصی میگیرد، در بُعد فرهنگی، یعنی حفظ هویت اسلامی و انقلابی در برابر نفوذ هویتی و فرهنگی بیگانه؛در بُعد اجتماعی، یعنی همزیستی آگاهانه و وحدت اقوام در برابر تفرقهافکنی دشمن؛ و در بُعد اقتصادی و امنیتی، یعنی پیشدستی در ایجاد الگوی پیشرفت بومی و مردمی.
خلاصه بگم روحیه مقاومت، نه انفعال و واکنش صرف، بلکه رویکردی فعال، هوشمند و سازنده است؛ دفاع مقدس در بُعد ظاهری، و تمدنسازی مقاومت در بُعد راهبردی.
شبستان_کدام آموزههای کلیدی در سیره معصومین (ع) یا تاریخ اسلام، به طور خاص میتواند منبع الهامبخش اصلی برای تقویت این روحیه در عصر حاضر باشد؟
بهصورت فشرده، میتوان پنج آموزهی کلیدی از سیرهی معصومین (ع) را الهامبخش اصلی روحیهی مقاومت در روزگار ما دانست: اولی ایستادگی بر حق – مانند خطبهها و پایداری امیرالمؤمنین (ع) در برابر انحراف پس از پیامبر (ص)؛ درسِ پافشاری بر اصول در برابر مصلحتاندیشی ظاهری. دومی بصیرت در فتنهها – از سیرهی امام حسن (ع) و امام حسین (ع) که پیش از اقدام، ماهیت دشمن را آشکار میکردند. سومی جهاد ترکیبی علم و عمل – از رفتار امام باقر (ع) و امام صادق (ع): تولید علم دینی برای مقاومت در میدان معرفتی، نه فقط نظامی. چهارمی صبر راهبردی و امید به نصرت الهی – آموزهای از سیرهی امام سجاد (ع) در اسارت و پس از کربلا؛ مقاومت درونزا و فرهنگی. و آخرین خلق تمدن مقاومت – در سیرهی پیامبر اکرم (ص) در مدینه: سازماندهی، امتسازی و حرکت از دفاع به تهذیب و تمدنسازی. به تعبیر دیگر مقاومت در منطق اهلبیت (ع) یعنی ایمان آگاهانه، عمل شجاعانه، و صبر تمدنساز.
شبستان_با توجه به بافت جمعیتی و موقعیت استراتژیک آذربایجان غربی در مرزها، نقش مردم و علمای این منطقه در ترویج فرهنگ مقاومت در برابر تهدیدات نرم و سخت چیست؟
نقش مردم و علمای آذربایجان غربی در منظومه مقاومت، چندلایه و راهبردی است؛ هم از جهت جغرافیای مرزی و هم از جهت ترکیب فرهنگی و مذهبی خاص منطقه. نقش مردم خط مقدم وحدت ملی است و تنوع قومی و مذهبی در این استان، اگر با معرفت دینی و انسجام اجتماعی همراه شود، خودِ آن به سپر فرهنگی در برابر نفوذ و تفرقه میانجامد.
مقاومت فرهنگی عملی یکی دیگر از عوامل است و مردم منطقه با حفظ زبان، سنتهای اسلامی و وفاداری به ارزشهای انقلاب، سرمایه زندهی مقاومت نرماند. پایش مردمی در برابر تهدیدات مرزی نیز مورد دیگر است که حضور آگاهانه در عرصههای اقتصادی و امنیتی مرزی نوعی«جهاد اجتماعی» محسوب میشود.
نقش علمای منطقه هم این است که تولید گفتمان وحدت و هوشیاری دینی بوده و با تبیین مشترکات اسلامی میان اقوام و مذاهب، از شکلگیری فضای اختلاف جلوگیری میکنند.
تربیت نسلی مؤمن و مقاوم نیز از دیگر نقش های علما است و حوزهها و منابر باید جوانان را به مقاومت فرهنگی، نه فقط سیاسی، سوق دهند؛ یعنی دفاع از هویت ایمانی در برابر جنگ نرم. واسطهی تمدنی میان مرکز و مرز نیز است که علمای منطقه میتوانند پیام مقاومت مذهبی و ملی را از قلب ایران تا نوار مرزی پیوند دهند. خلاصه نگاه راهبردی این است که مردم آذربایجان غربی، ستون مقاومت میدانیاند؛ و علمای آن، قوامبخش مقاومت فکریاند. این همافزایی، خط دفاع و پیشرفت تمدنی جمهوری اسلامی را در مرزها معنا میکند.
شبستان _چه راهکارهای عملی و متناسب با فضای فرهنگی جوانان امروز استان (مانند فضای مجازی، دانشگاهها و…) میتواند برای نهادینه کردن روحیه استکبارستیزی و مقاومت مؤثر باشد؟
برای جوانان امروز آذربایجان غربی، باید مقاومت را از حالت شعاری و صرفاً سیاسی به سطح زیست فرهنگی و هویتی ارتقا داد. راهکارهای مؤثر و بومی را میتوان در چهار محور خلاصه کرد یکی از این محورها تولید محتوای بومی در فضای مجازی مثل ساخت پادکست، موشنگرافیک و کلیپهای کوتاه با روایتهای محلی از ایثار و مقاومت مردم منطقه است. دومین محور ایجاد شبکههای دانشجویی و نوجوانانه با محور «هویت اسلامی ـ ایرانی در مرزها» است. یکی دیگر از محورها گفتمانسازی دانشگاهی و طلبگی مشترک است برپایی کرسیهای آزاداندیشی میان طلاب و دانشجویان پیرامون موضوعاتی مثل «استقلال فکری» و «تهاجم فرهنگی»، برگزاری جشنوارههای علمی ـ هنری با موضوع مقاومت نرم، تا این مفهوم به زبان خلاقِ جوان پسند بیان شود که از جمله موارد است.
الگوسازی از چهرههای مقاوم بومی نیز یکی دیگر از محورها است، معرفی شهدای منطقه، علمای مجاهد و زنان مقاوم آذربایجان غربی بهعنوان الگو در قالب داستان، فیلم کوتاه یا پویانمایی.
چهارمین محور تقویت شبکههای تربیتی و معنوی جوانان مثل برگزاری طرحهای جهادی، اردوهای علمی و فرهنگی در مناطق مرزی، و پیوند حوزه، دانشگاه و مسجد، تربیت مربیان جوانی که مفهوم مقاومت را زیسته و کاربردی منتقل کنند، نه صرفاً در قالب شعار.
در این راستا راهکار مؤثر در شرایط امروز این است که مقاومت را از سنگر به سبک زندگی ببریم؛ یعنی جوان آذربایجانی نه فقط بداند چرا باید مقاوم باشد، بلکه با هویت، هنر و رسانهی خودش آن را زندگی کند.
شبستان _با توجه به رویدادهای اخیر (مانند تحولات غزه یا عراق)، ترویج «روحیه مقاومت» در منطقه، چه تأثیری بر تضعیف ساختارهای قدرت بینالمللی داشته است و اساتید حوزه چگونه باید این دستاوردها را تبیین کنند؟
مقاومت منطقهای (با محوریت تحولاتی مانند غزه و عراق) ساختارهای سنتی قدرت را در سه سطح تضعیف کرده که اولین تضعیف روایت غرب است گفتمان غرب درباره حقوق بشر و صلح را زیر سؤال برده و موجب شده تا شکاف عمیقی بین گفتار و عمل این قدرتها آشکار شود.
کاهش بازدارندگی سنتی نیز یکی از سطوح است که نشان داده شده که ارادهی مبتنی بر عقیده میتواند ابزارهای نظامی و بازدارندگی سنتی قدرتهای بزرگ را بیاثر کند.سومین سطح تغییر موازنه نفوذ بوده که محور مقاومت توانسته است استقلال عمل منطقهای خود را حفظ کند و موازنه قوا را در منطقه به چالش بکشد.
اساتید باید این تحولات را در چارچوب منطق دینی و تمدنی تحلیل کنند تا پایههای فکری مقاومت تقویت شود. اولی تحلیل فقهی بوده که مقاومت باید بهعنوان تجلی اصل «نفی سبیل» (عدم سلطه کفار بر مؤمنین) تبیین شود تا از یک موضع احساسی به یک موضع فقهی مستحکم تبدیل گردد.
دومی پیوند با سیره ائمه است که عملیاتهای کنونی (مانند استقامت در غزه) باید به مفاهیم سیره معصومین (مانند صبر راهبردی و جهاد ترکیبی) پیوند داده شود. سومی تأکید بر امید و تمدنسازی است و تمرکز بر حتمیت نصرت الهی و نمایش موفقیتهای نرم مقاومت (مانند افزایش همدلی جهانی و استقلال عمل)، بهعنوان الگوهای عملی تمدنسازی مستقل.
شبستان_آیا حوزه علمیه آذربایجان غربی میتواند نقش فعالتری در تبادل علمی و فرهنگی با مراکز علمی کشورهای همسایه (ترکیه، عراق، نخجوان) برای ترویج گفتمان مقاومت ایفا کند؟ چه چالشهایی در این مسیر وجود دارد؟
حوزه علمیه آذربایجان غربی بهدلیل موقعیت جغرافیایی و فرهنگی ویژه، میتواند کانون اصلی تبادل علمی برای ترویج گفتمان مقاومت باشد اولی تبادل گفتمان بومی بوده مثل برگزاری همایشها و نشستهای مشترک با دانشگاهها و حوزههای ترکیه، عراق (بهویژه مناطق ترکزبان) و نخجوان با محوریت مشترکات فرهنگی، مذهبی، و اهمیت هویت اسلامی-منطقهای در برابر نفوذ هویتی بیگانه.
دومی تولید محتوای مشترک است مثل ایجاد کارگروههای مشترک برای تولید کتب، مقالات و محتوای دیجیتال به زبانهای فارسی، ترکی آذربایجانی و عربی، با تأکید بر ابعاد تمدنی مقاومت.
سومی برنامههای طلبگی بوده مثل تبادل استاد و دانشجو میان حوزههای علمیه منطقه برای انتقال تجربیات موفق در زمینه «مقاومت نرم» و جهاد تبیین در فضای مجازی و دانشگاهی. الگو سازی منطقهای نیز یکی دیگر از موارد است معرفی چهرههای علمی و مقاومت منطقه (شهدای آذربایجان غربی) به عنوان الگوهای زنده در جهان اسلام همسایه.
چالشهای اصلی در این مسیر اولی موانع سیاسی و دیپلماتیک است مثل روابط متغیر با دولتها و ملاحظات امنیتی مرزی که ممکن است مانع از برگزاری رویدادهای سطح بالای علمی شود.
دومی چالشهای زبانی و ترجمه بوده که نیاز به مترجمان متخصص و همزمان، بهویژه در مباحث عمیق فقهی و فلسفی بین زبان فارسی و ترکی/عربی.
سومی رقابت گفتمانی است و وجود جریانهای فکری رقیب در کشورهای همسایه (مانند ناسیونالیسم سکولار در ترکیه یا گرایشهای مختلف در عراق) که ممکن است با گفتمان مقاومت همخوانی نداشته باشند.
چهارمین چالش زیرساختهای نرمافزاری: کمبود زیرساختهای لازم (مانند پلتفرمهای آنلاین مشترک یا مؤسسات پژوهشی متمرکز) برای مدیریت تبادلات مستمر و هدفمند.
شبستان_از دیدگاه شما، مهمترین نوع تولید محتوای علمی و تبلیغی (کتاب، مقاله، سخنرانی) که میتواند در جبهه بینالملل علیه روایتهای مخالفان مقاومت مؤثر باشد، چیست؟
مؤثرترین محتوا، ترکیبی از عمق علمی (کتب و مقالات تخصصی تمدنی-فقهی به زبانهای بینالمللی) و قدرت نفوذ رسانهای (موشنگرافیک و پادکستهای جذاب برای جوانان) است که مفاهیم مقاومت را به عنوان یک الگوی تمدنی پایدار و مبتنی بر عدالت معرفی کند.
شبستان _اگر بخواهیم چشماندازی ده ساله برای میزان نفوذ و تأثیرگذاری گفتمان مقاومت در منطقه ترسیم کنیم، مهمترین گامهایی که باید همین امروز برداریم، کدامند؟
برای ترسیم چشمانداز ۱۰ ساله گفتمان مقاومت، مهمترین گامهای فوری:
۱. نهادسازی فکری: تأسیس مراکز پژوهشی و رسانهای بینالمللی با تمرکز بر تمدنسازی مقاومت.
۲. تولید محتوای جهانی: تولید انبوه محتوای باکیفیت (علمی، رسانهای) به زبانهای انگلیسی، عربی و ترکی برای مخاطبان جهانی.
۳. شبکهسازی نخبگان: ایجاد و تقویت شبکههای ارتباطی میان نخبگان فکری، سیاسی و رسانهای منطقه برای همافزایی و انسجام گفتمانی.
۴. تقویت سواد رسانهای: آموزش نیروهای جوان و فعالان رسانهای برای مقابله هوشمندانه با جنگ روایتها و تولید محتوای ضد-روایت.
۵. تمرکز بر نسل آینده: طراحی برنامههای تربیتی و فرهنگی بلندمدت برای نهادینهسازی مفاهیم مقاومت در نسل جوان منطقه.
نظر شما