حجت الاسلام دکتر «محمد سعید نجاتی» عضو هیئت علمی گروه تاریخ اهل بیت (ع) دانشگاه المصطفی (س) در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان با بیان اینکه مهدویت سایه تمدن ساز خورشید بر تاریخ است اظهار کرد: در جهان مدرن که عقلانیت ابزاری و پوزیتویسم بر تمام شئون زندگی سایه افکنده است، سخن گفتن از امامی که بیش از هزار سال در پس پرده غیبت زیسته، برای ناظر بیرونی و ناآشنا با عمق معارف الهی، چالشی ذهنی ایجاد میکند. برخی مستشرقان و حتی روشنفکران سکولار، عقیده به «منجی موعود» در تشیع را واکنشی روانی به انزوای تاریخی شیعه یا یک اسطوره تسکیندهنده تفسیر میکنند. اما آیا میتوان با چنین تحلیلهای تقلیلگرایانهای، پرونده یکی از ریشهدارترین باورهای بشری را بست؟ واکاوی دقیق تاریخی، اسنادی و نگاه به کارنامه تمدنی تشیع، حقیقتی دیگر را آشکار میکند؛ حقیقتی که نشان میدهد مهدویت نه یک افسانه، بلکه یک «واقعیت جاری»، یک «مدیریت هوشمند» و پیشرانِ تمدنی در بستر تاریخ است.
ردپای موعود؛ از «سفر پیدایش» تا تواتر اسلامی
وی در ادامه تصریح کرد: برخلاف پندار کسانی که مهدویت را ساختهی ذهن شیعیان در قرون متأخر میدانند، ریشههای این باور در کهنترین متون وحیانی تنیده شده است. شگفت آنکه حتی پیش از اسلام، در «سفر پیدایش» (تورات)، خداوند در وعدهای به ابراهیم خلیل (ع) درباره نسل اسماعیل، بشارت به ظهور «دوازده رئیس» (پیشوا) میدهد؛ این دالّ متنی که با دوازده امام شیعه تطبیق مییابد، نشان میدهد که نقشهی راه هدایت بشر، از هزاران سال پیش ترسیم شده است؛ در میراث اسلامی نیز، موضوع مهدویت منحصر به شیعه نیست. معتبرترین منابع اهل سنت (صحاح و مسانید) مملو از روایاتی است که با قاطعیت از ظهور مردی از تبار پیامبر (ص) در آخرالزمان سخن میگویند. تواتر این روایات چنان است که انکار آن، به مثابه انکار بخشی از ضروریات تاریخ اسلام است.
مدعیان دروغین؛ گواهان ناخواسته بر حقیقت
عضوء هیئت علمی گروه تاریخ اهل بیت (ع) دانشگاه المصطفی گفت: یک اصل جامعهشناختی میگوید: «وجود سکه تقلبی، دلیل بر وجود سکه طلا در بازار است». هیچکس اسکناس سه هزار تومانی جعل نمیکند، چون اصلیِ آن وجود ندارد. مرور تاریخ اسلام نشان میدهد که «ظرفیت اجتماعی» و «باور عمومی» به مهدویت چنان قدرتمند و ریشهدار بوده که همواره طمع قدرتطلبان را برانگیخته است. نگاهی به تاریخ این مدعیان گویای همه چیز است: از «محمد نفس زکیه» (قیام ۱۴۵ ه.ق) که خود را مهدی نامید، تا خلیفه عباسی «المهدی» (حکومت ۱۵۸ تا ۱۶۹ ه.ق) که نام مهدی را غصب کرد؛ از «ابن تومرت» در شمال آفریقا تا «مهدی سودانی» که در قرن نوزدهم علیه استعمار قیام کرد (۱۸۸۱ تا ۱۸۸۵ میلادی) و فتنههای معاصری چون «علیمحمد باب» (آغاز ادعا ۱۲۶۰ ه.ق) و «احمد الحسن» همه این افراد کوشیدند تا از این «سرمایه اعتقادی» سوءاستفاده کنند.
وی ادامه داد: ظهور اینهمه نسخه بدلی در بازه زمانی بیش از ۱۲۰۰ سال، خود قویترین برهان بر اصالت نسخه اصلی است. اگر مهدویت افسانهای بیاثر بود، هرگز نمیتوانست موتور محرک جنبشهای بزرگ اجتماعی شود. اما نکته کلیدی اینجاست: تمامی این جریانهای بدلی یا نابود شدند و یا به انحراف کشیده شدند؛ اما جریان اصیل مهدویت در تشیع امامیه، مسیر خود را با صلابت ادامه داد.
تجربه حضور؛ از یقینِ «بغدادی» تا امدادهای «سید رشتی»
دکتر نجاتی خاطر نشان کرد: علاوه بر استدلالهای کلان تاریخی، نمیتوان از پرونده قطور «ملاقاتها و تشرفات» در طول دوران غیبت کبری چشم پوشید. گزارشهای متعددی در کتب معتبر شیعه ثبت شده که حکایت از نظارت عینی امام بر جامعه دارد. البته رویکرد شیعه در این زمینه، رویکردی دقیق، علمی و به دور از خرافهپردازی است و میان گزارشها تفکیک قائل میشود و در میان ادعاهای تشرف تنها تشرفات صریح و قطعی را می پذیرد یعنی دستهای از گزارشها، مانند ماجرای مشهور «حاج علی بغدادی»، چنان دارای قرائن دقیق فقهی، کلامی و شواهد عینی است که جای هیچ تردیدی باقی نمیگذارد که ملاقات با شخص امام عصر (عج) رخ داده است. در اینگونه موارد، فرد با دلایل غیرقابل انکار (مانند خبر از وجوهات شرعی مخفی یا تصریح خود حضرت) به حضور فیزیکی امام پی میبرد.
مهندسی ساختار و کارآمدی تمدنی؛ ایرانِ منتظر
وی گفت: نقطه اوج این بحث، در کارکردگرایی ساختاری تشیع نهفته است. امامان شیعه (ع) با تأسیس «شبکه وکالت» و انتقال آن به نهاد «مرجعیت و فقاهت» در عصر غیبت، سیستمی را طراحی کردند که شیعه را از خطرناکترین پیچهای تاریخی عبور داد.امروز، تبلور عینی این مدیریت را در «انقلاب اسلامی ایران» شاهدیم. اندیشه سیاسی شیعه با قرائتی پویا از «انتظار»، انفعال را کنار زد و حکومتی را پایهریزی کرد که نه تنها استقلال سیاسی خود را حفظ کرده، بلکه در حوزههای «علم و فناوری»، «صنایع دفاعی» و «نفوذ راهبردی» به پیشرفتهای خیرهکنندهای دست یافته است.
حجت الاسلام نجاتی اظهار کرد: این پیشرفتها و این ایستادگی در برابر نظامات سلطه، صرفاً محصول معادلات مادی نیست؛ بلکه نتیجهی اتصال به منبع لایزال مهدویت و باور به وجود «مدیری توانا» در پس پرده است که جامعه مؤمنین را رها نکرده است.مهدویت، نه افسانه است و نه صرفاً یک آرزوی دوردست؛ مهدویت «فلسفه تاریخ» و «نقشه راه آینده» است. بقای اعجابانگیز تشیع در برابر حکومتهای ظالم (از عباسیان تا معاصر)، سلامت ساختار مرجعیت، تفکیک دقیق سره از ناسره در گزارشهای تشرف، و ظهور قدرتی تمدنی با محوریت ایران اسلامی، همه و همه ردپای آن «خورشید پنهان» را نشان میدهد. او که هست، میبیند و تدبیر میکند.
نظر شما