به گزارش خبرگزاری شبستان از مشهد، آیتالله سید احمد علمالهدی صبح پنجشنبه ۲بهمن ماه در مراسم اختتامیه چهارمین دوره طرح مسجدمحور «ترنم زندگی» اظهار کرد: حوزه فرهنگی شهرداری و شورای شهر، فعالیتهای خود را از بخش صرفاً شعاری به یک بخش تحلیلی و آموزشی تبدیل کردهاند.
وی افزود: حالا در بحث فرهنگی، شهرداری احساس مسئولیتی کرده که علاوه بر فرهنگ شهر، در مظاهر شهر و در تمامی کارهای شهری نیز رسالت فرهنگی خود را میبیند و از امکانات خود در توسعه فرهنگی و فعالیتهای سازنده تربیتی استفاده میکند.
علم الهدی با اشاره به طرح «ترنم زندگی» افزود: الحمدلله این اقدام ارزشمند در قالب طرح ترنم زندگی، بهترین نمونهای است که در عرصههای فرهنگی مدیریت شهری انجام شده. این سنت حسنه، برنامهای عظیم برای آینده خواهد بود که نشان میدهد مدیریت شهری در جریان تربیت و تعالی شهروندان نیز احساس رسالت و مسئولیت دارد. نه تنها در سازندگی کالبدی شهر، که در سازندگی بُعد انسانی و اخلاقی شهروندان نیز مدیریت شهری مسئول است.
نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی در ادامه با تبریک سالروز میلاد امام حسین(ع) و روز پاسدار، به تحلیل قرآنی فلسفه تشکیل خانواده پرداخت و تصریح کرد: در میان همه آثار و برکات سازنده خانواده در جامعه، قرآن کریم بر یک نقطه کلیدی تأکید ویژه دارد و می فرماید خداوند از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید. این آیه به درستی فهمیده نشده و برخی آن را به اشتباه، تنها به معنای آرامشبخشی زن برای مرد معنا میکنند.
وی با بیان یک تفسیر دقیق ادامه داد: خداوند نفرموده همسرانی برای شما آفریده شده تا خطاب آن تنها مردان باشد. بلکه فرموده «أَزْوَاجًا» که شامل هر دو طرف، هم مرد و هم زن میشود. بنابراین، آرامش، خاصیت متقابل و دوطرفه خانواده است. زن مایه آرامش مرد است و مرد نیز مایه آرامش زن. در حقیقت، کنار هم قرار گرفتن این دو، آرامش را محقق میسازد.
وی با اشاره به پیامدهای منفی زندگی مجردی تأکید کرد: در کانون خانواده، آرامش معنا مییابد. انسانهای مجرد، از یک آرامش حقیقی و صددرصدی در زندگی محروم هستند. بزرگترین اثر منفی زندگی مجردی، تخریب «آرامشگاه» در زندگی است. انسانی که بدون این آرامشگاه زندگی کند، طبیعی است که نمیتواند زندگی خوش و کاملی را در مسیر کمال طی کند.
علمالهدی خاطرنشان کرد: بنابراین مسئله مهم، «آرامش» است که رسالت انحصاری زن یا مرد نیست، بلکه رسالت مشترک و متقابل آنان در قبال یکدیگر است. خانواده نهادی است که به همین هدف مشخص (ایجاد آرامشگاه) تشریح شده و رسالت اصلی آن، «آرامشگاه» بودن برای اعضای خود است.
وی در ادامه با تشریح معنای «ترنم زندگی» افزود: ترنم به معنای آهنگ موزون است. زندگی در واقع یک آهنگ موزون است. آرامشی که هدف زندگی خانوادگی است، در این آهنگ موزون خانواده قابل تحقق است. اگر «ترنم زندگی» به هم بخورد، یعنی آهنگ موزون خانواده دچار اختلال شده، در این صورت آرامش وجود نخواهد داشت. بنابراین نقطه هدف تأسیس خانواده، آرامشگاه بودن خانه و زندگی است و آنچه ضامن اجرای این آرامش است، قرار گرفتن خانواده در یک «آهنگ موزون» و متعادل است.
نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی با ترسیم فضای یک خانواده متعادل توضیح داد: همه شما اهل زندگی هستید و تجربه دارید. حالتی را تصور کنید که فردی پس از یک روز پراسترس کاری، با خستگی به خانه بازمیگردد. هنگامی که کلید را در در میچرخاند یا زنگ در را میزند، این احساس را دارد که از یک فضای پرتنش وارد یک جزیره امن میشود. در آنجا با همسر و عزیزانی روبرو میشود که به او عشق می ورزند و تمام پریشانیهای بیرون خانه، در آستانه در میماند و آرامش آغاز میشود. این احساس برای مردان و زنان، یکسان است. این، معنای کامل «لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا» است.
آیتالله علمالهدی تصریح کرد: اما اگر خدایی نکرده خانه تبدیل به محیط بحران شود، فرد با شنیدن صدای کلید در، نه با اشتیاق که با دلهره مواجه میشود. گویی به جای پناهگاه، وارد یک میدان جنگ یا جلسهای برای حلوفصل اعتراضات و گلایههای شدید میشود. اگر خانواده به چنین وضعیتی دچار شود، دیگر خانواده نیست؛ این یک «خونریزی در زندگی» است. آهنگ موزون خانواده از بین رفته و محیط آرامش به یک محیط تنشزا تبدیل شده است.
وی با بیان مثالی توضیح داد: گاهی یک اختلاف یا بگومگوی به ظاهر ساده بین زن و شوهر، ضربهای مهلک بر پیکره خانواده و به ویژه بر روحیه فرزندان وارد میکند. ممکن است پدر و مادر در ظاهر با هم صحبت کنند، اما سر سفره با هم قهر باشند، در مقابل تلویزیون با هم نجنگند، اما همان نگاههای سرد و بیاعتناییهای پنهان، بچه را از خانواده میزند و به بیرون سوق میدهد.
نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی با تأکید بر نقش بیبدیل خانواده در تربیت گفت: یک کودک نوپا یا نوجوان، در خانه و در برابر چشمش جز پدر و مادر موجود دیگری نیست. او چنان به پدر و مادر چشم میدوزد که هر چه در بیرون میبیند، حتی در مدرسه، با آن الگو مقایسه و تحلیل میکند. ریشه بسیاری از آسیبهای اجتماعی در خانواده است. همه بچهها، چه دختر و چه پسر، در هر اجتماعی، نخست از خانواده الگو میگیرند. خانواده یک کارخانه تربیتی خودکار است که بدون برنامه ریزی رسمی، هر روز عشق، محبت، اخلاق، رفتار و نظام ارتباطی را به فرزند میآموزد.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا جامعه امروز از گذشته فاسدتر است، اظهار کرد: اگر جامعه امروز را با پنجاه سال پیش مقایسه کنیم، شاید برخی تصور کنند جامعه آن زمان فاسدتر بود. اما من که آن دوره را دیدهام و به مراتب فاسد تر از امروز بود و باید گفت دشمن با برنامهریزی دقیق و با استفاده از ابزارهایی مانند فضای مجازی، به طور مستقیم به ستون خانواده حمله میبرد.
علمالهدی با توصیف وضعیت یک نوجوان در خانوادهای بحرانزده هشدار داد: وقتی خانه تبدیل به محیط بحران شود، دیگر پناهگاهی برای فرزند نیست. اولین کسی که از چنین خانهای میگریزد و «زده» میشود، فرزندان هستند. قبل از آنکه زن یا شوهر بخواهند از بحران فرار کنند، بچهها آسیب میبینند.
نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی به والدین توصیه کرد: اگر با همسرتان مسئله یا بحثی دارید، آن را در خلوت و دور از چشم فرزندان حل کنید. چه اصراری است که بچه شاهد بگومگو باشد؟ حتی یک بحث ساده شما، برای بچه بحران بزرگی است. او هم پدر را دوست دارد هم مادر را. وقتی میبیند دو عزیز زندگیاش با هم درگیر هستند، دچار تضاد و سردرگمی روحی شدیدی میشود. این چهرههای عصبانی و دشمننمای پدر و مادر (از نظر کودک)، عقل او را مغلوب میکند. در این حالت، شهوت و غریزه بر عقل او غلبه میکند و او را مستعد جذب به هر جریان فاسد بیرونی می کند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به دو آسیب مهم در زندگی خانوادگی اشاره کرد و گفت: زندگی، یک پادگان یا کارخانه نظامی نیست که با امر و نهیهای مداوم بتوان آن را اداره کرد. یکی از مشکلات بزرگ تربیتی، همین دستورات و امرونهیهای فراوان والدین به فرزندان است. زندگی جریان طبیعی دارد.
وی افزود: آسیب بزرگ دیگر، انتقال مشکلات بیرون از خانه به محیط خانواده است. زمانی که هر یک از زوجین، تمام مسائل و فشارهای کار خود را به داخل خانه منتقل کند، دیگر جایی برای آرامش باقی نمیماند.
آیتالله علمالهدی با اشاره به سبک زندگی گذشته گفت: در گذشته نه مشاوری بود، نه کتابهای روانشناسی غربی. یک دختر و پسر جوان، زندگی را با همان آهنگ طبیعی خود آغاز میکردند و در بستر همین زندگی، رشد میکردند و به دانشمند، استاد و شخصیتهای بزرگ تبدیل میشدند. چرا؟ چون زندگی آهنگ موزون خود را داشت. در آن زندگی، زن دائماً درگیر مشکلات اجتماعی شوهر نبود و شوهر نیز بار مشکلات خود را به خانه منتقل نمیکرد.
وی تأکید کرد: بسیاری از گرفتاریهای اجتماعی، ریشه در اختلال همین آهنگ موزون زندگی خانوادگی دارد. طرحهایی مانند «ترنم زندگی» دقیقاً برای بازگرداندن این آهنگ موزون و جلوگیری از تبدیل خانه به میدان جنگ طراحی شدهاند.
آیتالله علمالهدی در ادامه به تشریح ارکان حفظ «آرامشگاه» خانواده پرداخت و گفت: در خانواده کار تقسیم شده است. مدیریت داخلی زندگی و آرامشگاه خانه، با زن است. اگر مردی بخواهد در این حوزه دخالت کند، باید با نظر و هماهنگی همسرش باشد. به تعبیر روایات، «رئیس خانه زن است». یعنی کسی که خانه را اداره میکند، فکر و تدبیر اوست که خانه را میگرداند. اگر خانواده با مدیریت زن اداره شود و مرد در این مدیریت اخم نکند و دخالت بیجا نداشته باشد، آهنگ موزون در خانواده برقرار میماند. اما اگر مرد بخواهد در این مدیریت دخالت کند، زندگی به هم میخورد و آن آهنگ موزون از بین میرود. زیرا مدیر اصلی، خانم است و او باید زندگی را اداره کند. مرد در مسائل داخل خانه، باید تسلیم اراده و مدیریت همسرش باشد که مسئول ایجاد و حفظ آرامشگاه خانه است.
نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی در تبیین نقش مرد افزود: از سوی دیگر، کفالت و تأمین معاش بر عهده مرد است. نیازهای زندگی باید برآورده شود، مشکلات اقتصادی باید حل شود و جریان معیشت خانواده باید تأمین گردد. اما این تأمین، دقیقاً نباید با مشارکت مستقیم و تحمیل بار اقتصادی بر دوش زن انجام شود. زیرا اگر زن مجبور به مشارکت در این حوزه شود، طبیعی است که از مدیریت آرامشگاه خانه بازمیماند و به رسالت اصلی خود نمیرسد. کفالت، وظیفه و رسالت مرد است. او باید مسئولیتهای اقتصادی خانواده را مستقل انجام دهد و این بار را بر دوش همسر یا خانواده تحمیل نکند.
وی با اشاره به آسیبهای ناشی از درهمآمیختن نقشها هشدار داد: یک زن باسواد و تحصیلکرده، میتواند مشاور خوبی برای شوهرش در مسائل کاری باشد. مرد میتواند از فکر و دانش او استفاده کند. اما این به معنای آن نیست که مرد همه دردها، مصیبتها و رنجهای محیط کارش را به خانه منتقل کند و بر جان و روح همسرش تحمیل نماید. این کار، زندگی را دچار بحران میکند. آنچه خانواده را حفظ میکند، آهنگ موزون و ترنم زندگی است.
علمالهدی در جمعبندی این بخش تصریح کردند: وقتی این ترنم و آهنگ موزون با تقسیم کار صحیح تأمین شود، آرامشگاه خانواده کاملاً محقق میشود. در چنین خانوادهای، زن مدیر آرامشگاه داخلی است و دغدغهای از گرانی و اقتصاد ندارد. مرد نیز متکفل امور بیرون است و اگر زنی به صورت اختیاری و ضمن حفظ مدیریت خانه، فعالیت اقتصادی دارد، مسئلهای نیست. اما اصل این است که دغدغههای اقتصادی، از حوزه مدیریت داخلی زن دور باشد تا او بتواند با فراغ بال، آرامش را در خانه حاکم کند.
وی با اشاره به طرح «ترنم زندگی» خاطرنشان کردند: این طرحها برای احیای همین آهنگ موزون، تقسیم کار منطقی و جلوگیری از انتقال بحرانهای بیرونی به داخل کانون خانواده است. خانوادهای که در آن، هر کس در جایگاه حقیقی خود قرار گیرد، بهشت برین و مایه آرامش همه اعضا خواهد بود.
علمالهدی با اشاره به پیامدهای ویرانگر اختلافات داخلی خانواده بر نسل آینده هشدار داد: مسئله آرامش خانواده، تنها مربوط به زن و شوهر نیست. فرزندان اولین قربانیان یک خانواده بحرانزده هستند. متأسفانه در برخی اختلافات، گوش پدر و مادر به یکدیگر بدهکار نیست. در بررسی آسیبهای اجتماعی اخیر و افرادی که جوان یا نوجوان بوده و گرفتار شدهاند، اگر دقیق بنگریم، ریشه در خانواده است. بعد از خانواده، عوامل دیگر اثر میگذارند
نظر شما