نامه ۵۳ نهج البلاغه؛ درسی برای حاکمان و افراد قدرت

مفسر نهج‌البلاغه با اشاره به نامه ۵۳ عهدنامه مالک اشتر در نهج‌البلاغه گفت: هرگونه جنگ با خدا و ایستادگی در برابر خداوند متعال، قطعاً عاقلانه نیست و قطعاً به ضرر انسان تمام می‌شود.هرگونه ادعا به امیری و امر کردن بدون اینکه خود را به عنوان بنده ضعیف خدا ببینیم، نشان‌دهنده یک روحیه استکباری و استبدادی است که دل را فاسد می‌کند و به تغییر نعمت می‌اندازد.

خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم-در میان بیانات و نصیحت‌های اخلاقی و معنوی که در تاریخ اسلام از طرف ائمه و علما به چنین حاکمان و افرادی که در موقعیت‌های رهبری قرار دارند ارائه شده است، نامه ۵۳ نهج البلاغه، به مالک اشتر، یکی از قوی‌ترین و عمیق‌ترین آثار اخلاقی و روحانی است که به عنوان یک دعوت میانه و متعادل از جنبه‌های انسانی و معنوی حاکمیت، به نظر می‌رسد.

این نامه، نه تنها یک نوشته تاریخی، بلکه یک گواهی از عمق فکری، تفکر عمیق و معرفت اسلامی است که در آن امام علی (ع) به طور مفصل و با احساسی عمیق، به حاکمیت و رهبری انسانی می‌پردازد و در این میان، مفهوم «جنگ با خدا» را به عنوان یک مفهوم اخلاقی و معنوی بسیار جدی و حساس مطرح می‌کند. این مفهوم، نه تنها در مورد حاکمان و افراد در موقعیت‌های قدرت، بلکه در مورد هر انسانی که در مسیر زندگی خود از احکام و اصول دینی و اخلاقی دور می‌شود، اهمیت دارد.  

در این نامه، امام علی (ع) به مالک اشتر می‌گوید که هر گناهی که انسان می‌کند، به یک نحو، اعلام جنگ با خداوند متعال است. این جنگ، گاهی با شرمندگی، گاهی بدون شرمندگی، و گاهی حتی با افتخار انجام می‌شود، اما در نهایت، همیشه به ضرر انسان تمام می‌شود.

این نامه، نه تنها یک دعوت به تواضع و تفکر است، بلکه یک درس در مدیریت و اخلاق است. انسان گاهی خود را با خدا دری می‌ستد، نه با ایمان، بلکه با معصیت، سرکشی، طغیان و هواپرستی. این رفتار، در واقع، انکار خدایی است که مالک همه‌چیز و بی‌نیاز از هر چیز است. 

نامه ۵۳ نهج البلاغه؛ خود را در مقابل خدا نگذار

حجت الاسلام محمد مختاری-امام جمعه موقت بیرجند-در گفتگو با خبرنگار شبستان با تأکید بر نامه پنجاه و سوم نهج البلاغه به مالک اشتر که رهبران و حاکمان را به تواضع، تفکر و ترس از خدا دعوت می‌کند، با اشاره به جملهٔ بی‌نظیر «ولا تنسب نفس الحرب الله»، گفت: این جمله، یکی از قوی‌ترین و عمیق‌ترین هشدارهای اخلاقی و معنوی است که در تاریخ اسلام به یک حاکم داده شده است.

امام جمعه موقت بیرجند با تأکید بر اینکه خود را در مقابل خدا نگذار، تصریح کرد: هرگز برای جنگ با خدا موضع گیری نکن. خداوند، خالق و مالک همه چیز است و تو، قدرتی نداری که بتوانی از عذاب او نجات پیدا کنی، یا در برابر او ایستادگی کنی. طبیعتاً، هر گناهی که انسان می‌کند، به یک نحو، اعلام جنگ با خداوند متعال است و این جنگ، گاهی با شرمندگی، گاهی بدون شرمندگی، و گاهی حتی با افتخار انجام می‌شود.

حجت‌الاسلام مختاری افزود: هر گناه، چه کوچک و چه بزرگ، یک نوع تضاد با رضای خدا است و این تضاد، در واقع، جنگی است که انسان خودش را به آن می‌کشاند. هر گناه، چه کوچک و چه بزرگ، یک نوع تضاد با رضای خدا است و این تضاد، در واقع، جنگی است که انسان خودش را به آن می‌کشاند. این جنگ، نه تنها به خدا نمی‌رسد بلکه به خود انسان آسیب می‌زند. انسان، در این جنگ، همیشه شکست‌خورده است چون خداوند، علی و عظیم است، و هیچ قدرتی نمی‌تواند در برابر او ایستادگی کند.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: پس بیاییم از این جملهٔ بی‌نظیر عهدنامه مالک اشتر، درس بگیریم که خود را در مقابل خدا نگذاریم. خود را سیبل قرار ندهیم. خود را در مقابل خداوند، که مالک همه چیز است، قرار ندهیم چون هر گناهی، هر تضادی، هر خودخواهی، هر ادعایی که از رضای خدا دور کند، در واقع، اعلام جنگ با خداوند است و این جنگ، همیشه به ضرر انسان تمام می‌شود.

جنگ با خدا، به ضرر انسان تمام می شود

امام جمعه موقت بیرجند با استناد به نامه ۵۳ عهدنامه مالک اشتر که از نهج‌البلاغه استخراج شده و به حاکمان هشدار می‌دهد که «ولا تنسب نفس الحرب الله» گفت: هرگونه جنگ با خدا و ایستادگی در برابر خداوند متعال، قطعاً عاقلانه نیست و قطعاً به ضرر انسان تمام می‌شود.

وی با تأکید بر اینکه ما در برابر عذاب الهی، قدرتی نداریم، افزود: این حقیقت، نه تنها در نهج‌البلاغه، بلکه در شعر مولوی نیز به زیبایی بیان شده است. من در این لحظه، به یاد این شعر مولوی افتادم که واقعاً همین را می‌گوید: انسان، ضعیف است در برابر خداوند و اگر بخواهد به میدان جنگ برود، نه تنها شکست می‌خورد، بلکه خودش را نابود می‌کند.

حجت‌الاسلام مختاری در ادامه گفت: مولوی، با این شعر، به انسان می‌گوید: تو که می‌خواهی خودت را در مقابل خدا قرار دهی، چه کسی هستی؟ تو که می‌خواهی به خورشید پف کنی، چه قدرتی داری؟ تو که می‌خواهی در برابر خدا ایستادگی کنی، چه سلاحی داری؟

امام جمعه موقت بیرجند خاطرنشان کرد: پس بیاییم از این نامهٔ بی‌نظیر عهدنامه مالک اشتر و از این شعر بی‌نظیر مولوی درس بگیریم: جنگ با خدا، عاقلانه نیست. ایستادگی در برابر خدا، احمقانه است و ما قدرتی نداریم که در برابر عذاب الهی ایستادگی کنیم. 

وی افزود: اگر تو می‌خواهی بر اساس ظواهر حکم کنی، بگو: آشکارتر از خدا چیست؟ خداوند، نور السماوات و الأرض است و هیچ ظاهری نمی‌تواند بر او ظاهرتر باشد. این، نه یک ادعای عرفانی، بلکه یک واقعیت قرآنی است.

حجت‌الاسلام مختاری با استناد به شعر مولوی که با قدرت شعری و معرفتی بالا، به انسان هشدار می‌دهد که خود را در مقابل خدا قرار ندهد، گفت: مولوی می‌گوید: اگر تو می‌خواهی بر اساس ظواهر حکم کنی، بگو: آشکارتر از خدا چیست؟ تو فقط چشم سر داری ولی اگر کسی به یک نمایشگاه بزرگ از تابلوهای یک نقاش بروید، پی نمی‌برد که پشت این تابلوها، یک نقاش با عظمت و مهارت بی‌نظیر هست نه خودش را ببیند.

وی افزود: ظاهرها، در برابر خداوند متعال، در نهایت نقص و قصور هستند و تو، نمی‌توانی بر شمس خدا آیی و بمانی. امام حسین (ع) در دعای عرفه می‌فرماید: «غَیْرُکَ أَظْهَرُ مِنْکَ؛ یعنی غیر تو، آنقدر آشکارند که تو، آنقدر آشکار نیستی.»

حجت‌الاسلام مختاری گفت: پس بیاییم از این نامهٔ بی‌نظیر عهدنامه مالک اشتر درس بگیریم که خداوند، نور السماوات و الأرض است و هیچ ظاهری نمی‌تواند بر او ظاهرتر باشد. 

درس های مدیریتی و اخلاقی از نهج‌البلاغه

حجت‌الاسلام مختاری عنوان کرد: انسان گاهی خود را با خدا دری می‌اندازد نه با ایمان، بلکه با معصیت، سرکشی، طغیان و هواپرستی. این رفتار، در واقع، انکار خدایی است که مالک همه‌چیز و بی‌نیاز از هر چیز است. از این رو، انسان، با همه توان و قدرت خود، هیچ چاره‌ای جز التماس عفو و رحمت از او ندارد.  

وی تأکید کرد: عفو کردن هرگز ضرری ندارد، اما انتقام گرفتن، حتی اگر ظاهراً رضایت‌بخش باشد، در پیامدهایش به شکل کینه، دردسر و تنش باقی می‌ماند.  عفو کردن هرگز ضرری ندارد، اما انتقام گرفتن، حتی اگر ظاهراً رضایت‌بخش باشد، در پیامدهایش به شکل کینه، دردسر و تنش باقی می‌ماند.  

حجت‌الاسلام مختاری با اشاره به اینکه هر انسانی مدیر خانواده و مدیر وجود خود است، به اهمیت کنترل خشم در مدیریت اشاره کرد و گفت: هیچ‌گاه به خشم عجله نکن، مگر اینکه چاره‌ای نباشد. خشم، آخرین راه حل است، نه اولین. ملایمت، نرمش و صبر، گاهی راه‌حل‌های مؤثرتری هستند.  

امام جمعه موقت بیرجند گفت: عفو، رحمت و کنترل خشم، نه تنها ارزش‌های اخلاقی، بلکه ابزارهای مدیریتی قدرتمندی هستند که در هر سطحی از خانواده تا جامعه می‌توانند زندگی را سالم‌تر، آرام‌تر و پایدارتر کنند.

استبداد در نهج البلاغه

حجت‌الاسلام مختاری به ابعاد روحی و اخلاقی استبداد در جامعه اسلامی پرداخت و گفت: مبانی دینی ما، به ویژه در نهج البلاغه، ریشه‌های عمیقی از تکبر و استبداد را در بین انسان‌ها بیان می‌کند. 

وی با اشاره به حکمتی از نهج البلاغه افزود: «ولا تقولن معمر العرفا» هرگز نگو که من امیر هستم، من امر می‌کنم و همه باید اطاعت کنند. این جمله، نه تنها یک نهی از تکبر است، بلکه یک هشدار شدید به میل به قدرت و تسلط است.  

امام جمعه موقت بیرجند تأکید کرد: هرگونه ادعا به امیری و امر کردن بدون اینکه خود را به عنوان بنده ضعیف خدا ببیند، نشان‌دهنده یک روحیه استکباری و استبدادی است که دل را فاسد می‌کند و به تغییر نعمت می‌اندازد. این تکبر، در واقع مانند یک پرتگاه خطرناک است که انسان را به سمت نابودی می‌کشاند.  

 چگونه نهج البلاغه ما را از تکبر نجات می‌دهد؟

حجت‌الاسلام مختاری به مفهوم تواضع و شناخت حقیقت انسان در برابر خداوند اشاره کرد و افزود: فی ذاله ادال فی القلب؛ این تکبر در دل تو فاسد می‌کند». هرگونه تکبر، چه در جایگاه اجتماعی و چه در اقتدار، دین را از بین می‌برد و انسان را از نزدیکی به خدا دور می‌کند. 

وی در پایان گفت: نقطه عطف این مفهوم، در این است که خداوند هرگز نعمتی را برای کسی ایجاد نمی‌کند تا او را به تکبر و خودخواهی دچار شود. بلکه این نعمت، هدف آن است که انسان را به تواضع و افتادگی در برابر خدا بیاورد. این در واقع همان مفهومی است که در نهج البلاغه به وضوح بیان شده است. این تذلّل، نه توهین، بلکه تقویت روحیه تواضع است. آنگاه کسی که از نعمت خدا بهره می‌برد، باید بگوید: «الحمدلله رب العالمین»، نه اینکه بگوید: «من امیر هستم، من امر می‌کنم».  

کد خبر 1861311

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha