به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری شبستان در پی اغتشاشات از پنجشنبه گذشته و اعلام صریح و آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی در راهبری و هدایت آشوبهای داخلی امروز ۲۲ دی ماه تاریخ ایران اسلامی باردیگر شاهد حضور خیل عظیمی از اقشار مختلف مردم بود که نفرت و انزجار خود را از استکبار جهانی و در راس آنها رژیم صهیونیستی و آمریکا اعلام کردند.
بنابراین گزارش مترو امام خمینی ره از ساعات ۱۲ و ۴۰ دقیقه شاهد حضور مردم از اقشار مختلف بود که یکپارچه و یکصدا فریاد می زدند، این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده، مرگ بر منافق، مرگ بر نفوذی، مرگ بر انگلیس، خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست، حیدر حیدر خامنه ای نگه دار،… سلام و صلوات برای سلامتی رهبر انقلاب و محافظان امنیت و دفاع از میهن رنگ و بوی دیگری به مترو داد و مترو سالهای انقلاب را بار دیگر تجربه کرد.

مترو انقلاب از شدت جمعیت سینه به سینه و نفس و نفس شور و شعار بود همه برای پیوستن به تجمع میدان انقلاب یکدیگر را کمک می کردند تا راه برای عبور اطفال و سالخوردگان باز شود و عبور مردم سریعتر باشد.
امروز ۲۲ دی ماه یادآور ۲۲ بهمنی دیگر بود، تهران خروشید و همه یکصدا و یکپارچه در میدان انقلاب فریاد می زدند، «منافق بی ریشه تهران دمشق نمیشه»، «نفوذی بی ریشه تهران دمشق نمیشه»، «این گره ها وا میشه نفوذی رسوا میشه»، «نیروی انتظامی تشکر تشکر»، مرگبر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر مسؤل بی لیاقت، مرگ بر وطن فروش خائن، مرگ بر تروریست، مرگ بر نفوذی، …

یکی از شرکت کنندگان کارمند شرکت خصوصی بود و ۲۶ سال داشت و شاید حجابش کامل نبود اما برای دفاع از کشور و پیروی از رهبر انقلاب امده بود می گفت، وقتی در تلویزیون اخبار را دیدم و شنیدم که خائنین به کشور سر بریدند و زنده زنده یک پرستار را به آتش کشیدند دیگر صبر نکردم امروز موضوع امنیت کشور است که نباید به راحتی از دست داد.

حامد به همراه همسر و فرزندش که در کلاسکه بود خود را به میدان انقلاب رسانده بود و برای آمدنش به قول خودش هزار و یک دلیل داشت و پر از بغض بود از اهالی رشت بود و خبر شهادت مجتبی فردی مدافع امنیت یکی از دلایلش بود و می گفت آمدم تا به فرزند خردسالم بیاموزم که مدافع خون شهدا باش و هیچ گاه شهادت مدافعان امنیت را فراموش نکن.
عصا به دست بر روی سکویی در کنار خیابان انقلاب نشسته بود و ۷۰ بهار را در کوله بار عمرش از سر گذرانده بود اما پر از امید و آرزو بود و سر در دل باز کرد و گفت: در جنگ سی و چند ساله بودم و شهدای زیادی را با دست خود از خط مقدم عقب کشیدم و به چشم خود دیدم جانهایی را که زیر پا ماندند تا عملیاتی به پیروزی برسد، گلایه دارم از وضعیت اقتصادی کشورم و از مسئولانی که ترک فعل کردند و تکلیف شان را بر زمین گذاشتند اما کشورم را به اجنبی نمی فروشم و پیرو فرمان رهبرم.

چادرش را به دندان گرفته بود و و عکس دو فرزند شهیدش را درآغوش داشت، دستهای فرسودش را در دست نوجوان ۱۵ ساله ای که نوه اش بود گذاشت و قدم به قدم راه می رفت و در هر قدم به نوجوان همراهش می گفت مادر به قربانت من خسته نیستم امروز وقت خستگی نیست امروز همه باهم باید به میدان بیاییم تا کشور در امان بماند و دشمن خیال خام نکند همه باید پشتیبان رهبر و انقلاب باشیم تا گزندی به این کشور نرسد.
دانشجو بود و از درس و دانشگاه و قطعی اینترنت دلخور بود اما پیشرفت و تحصیلش را مدیون امنیت کشور می دانست و می گفت اگر امنیت نباشد نه نان هست و نه تحصیل.

قرآن به دست داشت و اشک می ریخت میانسال بود و با دختر نوجوانش آمده بود و از آتش زدن مسجد محله و قرآن های آن اشک می ریخت و می گفت: کسی که به کودک سه و سال نیمه رحم نکند و قرآن را به راحتی آتش بزند چگونه وضعیت اقتصادی را سامان می دهد، همسرم کارگر است و حقوقش برای یک خانواده شش نفره کافی نیست و خودم کنار همسرم خیاطی می کنم و چرخه زندگی را می چرخانیم اما از وقتی که شنیدم آشوبگران شاهرگ بریدند و به خانه های مردم حمله کردند آرام و قرار نداشتم باید امروز می آمدیم تا بگویم ملت ایران همواره پشتبان انقلاب و رهبرشان هستند و از مدافعان امنیت کشور کمال تشکر و قدردانی را می کنم.

شرکت کنندگان در مراسم امروز در مسیر راهپیمایی به مدافعان امنیت کشور گل هدیه کردند و از زحمات انها در شعارهای خود تقدیر کردند.
نظر شما