خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ در روزگاری که روایت قهرمانان خاموش، بیش از هر زمان دیگری نیازمند قلمی صبور و آشنا با زیست بومی است، نویسندگان بومی نقشی بیبدیل در ثبت تاریخ شفاهی انقلاب و دفاع مقدس ایفا میکنند؛ بهویژه آنجا که پای زنان، مادران و همسران شهدا در میان است؛ زنانی که بار سنگین صبر، ایستادگی و تربیت نسلها را بر دوش کشیدهاند، اما کمتر دیده و شنیده شدهاند.
ادبیات مقاومت، اگرچه سالهاست با نام فرماندهان، رزمندگان و سرداران شناخته میشود، اما در لایههای عمیقتر خود، روایت زنانی را پنهان دارد که در سکوت، تاریخساز بودهاند؛ زنانی که همسرانشان را راهی میدان نبرد کردند، فرزندانشان را با فرهنگ ایثار پرورش دادند و خود، در سختترین لحظات زندگی، ستون خانه و جامعه باقی ماندند. روایت این زنان، نهتنها ثبت خاطره، بلکه بازخوانی هویت، فرهنگ و سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی است.
در این میان، حضور نویسندگانی که هم به زیست فرهنگی منطقه خود آشنا هستند و هم تجربه زیستن در کنار نسل نوجوان را دارند، میتواند این روایتها را زنده، باورپذیر و اثرگذار کند. زهره محمدی، نویسنده و معلم بیرجندی، از جمله چهرههایی است که سالهای اخیر با تمرکز بر خاطرات و روایت زندگی همسران، مادران و زنان شهید، تلاش کرده است بخش مغفولماندهای از تاریخ معاصر را با زبانی ساده، روان و مستند، پیش روی مخاطب قرار دهد.
محمدی که ورودش به نویسندگی نه از مسیر برنامهریزیشده، بلکه از دل یک پیشنهاد کاری و مواجهه مستقیم با زنان دفاع مقدس رقم خورده، امروز صاحب آثاری است که از «دختر حاجی» و «بانو» تا «کشاکش دهر» و «پسر حوا»، هر یک تکهای از پازل هویت ایثار در خراسان جنوبی را روایت میکنند؛ آثاری که بخشی از آنها در سطح ملی منتشر شده و بخشی دیگر، همچنان نیازمند دیدهشدن گستردهتر است.
زهره محمدی، نویسنده و معلم بیرجندی، در گفتوگو با خبرنگار شبستان با تشریح مسیر ورود خود به عرصه نویسندگی، از تجربه زیسته در کنار زنان دفاع مقدس، پیوند عمیق معلمی و ادبیات مقاومت، چالشهای نوشتن مستند، و آرزوهایش برای آینده ادبیات انقلاب سخن گفت.
ورود ناخواسته به نویسندگی؛ آغاز مسیر از دفتر مشارکت زنان
وی با اشاره به دوران پس از پایان تحصیلات تکمیلی خود اظهار کرد: بعد از اتمام دوره کارشناسی ارشد، از فضای درس و دانشگاه فاصله گرفته بودم و دوست داشتم نتیجه و ثمره سالها تلاش علمیام را در محیط کار ببینم، اما متأسفانه در حوزهای که تحصیل کرده بودم، فرصت شغلی متناسب وجود نداشت.
محمدی افزود: از طریق یکی از دوستانم به ادارهکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس خراسان جنوبی و دفتر مشارکت زنان معرفی شدم. در ابتدا حتی تصور نمیکردم که قرار است وارد حوزه نویسندگی شوم و بیشتر به این فکر میکردم که شاید بتوانم پایاننامهام را به کتاب تبدیل کنم، اما پیشنهاد فعالیت در زمینه نویسندگی، مسیر زندگی حرفهای مرا تغییر داد.

نخستین جرقه قلم با خاطرات یک امدادگر جبهه
این نویسنده بیرجندی با بیان اینکه تمرکز دفتر مشارکت زنان بر ثبت خاطرات زنان دفاع مقدس بود، گفت: نخستین سوژهای که به من معرفی شد، خانم صدیقه منصوری، امدادگر دوران دفاع مقدس بود. مأموریت من انجام مصاحبه، پیادهسازی و تدوین خاطرات ایشان بود. شنیدن روایت زنده زندگی یک امدادگر جبهه و ثبت آن به قلم خودم، تجربهای بسیار جذاب و متفاوت برایم بود.
وی ادامه داد: خاطرات خانم منصوری ابتدا بهصورت خاطرات کوتاه تدوین شد و تمام مراحل نوشتن آن از صفر تا صد بر عهده خودم بود. این تجربه، پیش از سال ۱۳۹۷ و پیش از برگزاری کنگره ۲۴۰۰ شهید خراسان جنوبی رقم خورد و بهنوعی نقطه آغاز جدی نویسندگی من محسوب میشود.
کنگره ۲۰۰۰ شهید؛ نقطه عطفی در حرفه نویسندگی
محمدی با اشاره به نقش کنگره ۲۴۰۰ شهید در مسیر حرفهای خود تصریح کرد: با نزدیک شدن به زمان برگزاری کنگره، فعالیتهای نویسندگان بهصورت هدفمند به سمت تولید آثار مرتبط با شهدا سوق پیدا کرد. پیشنهاد شد خاطرات کوتاه خانم صدیقه منصوری به روایت داستانی تبدیل شود. این موضوع با حمایت حوزه هنری و بهویژه توجه رئیس وقت حوزه هنری خراسان جنوبی مطرح شد.
وی افزود: هرچند این کتاب به کنگره نرسید، اما نهایتاً در سال ۱۴۰۱ توسط انتشارات سوره و با عنوان «دختر حاجی» به چاپ رسید و بهعنوان نخستین کتاب رسمی من منتشر شد.

روایت زنان صبور؛ از «بانو» تا «کشاکش دهر»
این نویسنده با تأکید بر تمرکز آثارش بر زنان، همسران و مادران شهدا بیان کرد: در جریان فعالیتهای کنگره، مأمور ثبت خاطرات همسر شهید برازنده مقدم شدم. در مصاحبهها متوجه شدم که بخش قابل توجهی از روایتها به زندگی و شخصیت مادر این خانواده، شهیده طوبی تاجریزی، بازمیگردد؛ بانویی که در سال ۱۳۶۶ در فاجعه حج به شهادت رسید.
محمدی ادامه داد: همین موضوع باعث شد نگارش کتاب «بانو» درباره شهیده توبا تاجریزی شکل بگیرد. دیدن کتاب «بانو» در بسته فرهنگی یکی از اجلاسیههای مادران و همسران شهدا، پیش از آغاز مراسم، یکی از شیرینترین و ماندگارترین لحظات زندگی من بود.
وی همچنین از نگارش کتاب «کشاکش دهر» درباره همسر شهید برازنده مقدم خبر داد و گفت: این کتاب از زندگی شخصی راوی آغاز میشود، به دوران شهادت همسر میرسد و تا زمان حال ادامه پیدا میکند و اکنون نیز برای کنگره جدید شهدای خراسان جنوبی در حال تجدید چاپ و ویرایش دوم است.
نوشتن برای نوجوانان؛ پیوند تجربه معلمی و ادبیات مقاومت
محمدی با اشاره به فعالیت خود در حوزه شهدای دانشآموز اظهار کرد: پس از کنگره، نوشتن برای شهدای دانشآموز در دستور کار قرار گرفت که نتیجه آن کتاب «پسر حوا» درباره شهید مهدی فروزانفر، از شهدای مفقودالاثر بیرجند بود. این کتاب نیز از زبان مادر شهید روایت شده و بازخوردهای بسیار خوبی بهویژه از سوی نوجوانان داشته است.
وی افزود: هرچند فضای معلمی گاهی تمرکز ذهنی لازم برای نوشتن را کاهش میدهد، اما ارتباط با نسل نوجوان فرصت کمنظیری برای انتقال مفاهیم ارزشی است. بازخورد دانشآموزان از کتابها، علاقهمندی آنها به مطالعه آثار شهدا و حتی درخواست برخی از آنها برای ورود به حوزه نویسندگی، از شیرینترین تجربههای من بوده است.
چالشها، دغدغهها و رؤیای تقریظ
این نویسنده بیرجندی با اشاره به چالشهای نویسندگی مستند گفت: یکی از سختترین بخشهای کار، یافتن سوژهای است که ظرفیت روایت داشته باشد و راوی بتواند جزئیات را به خاطر بیاورد. نوشتن مستند نیازمند دقت، جزئینگری و وفاداری کامل به واقعیت است و همین موضوع، کار را دشوار اما ارزشمند میکند.
محمدی در پایان با بیان اینکه یکی از بزرگترین آرزوهایش نگارش کتابی است که مورد تقریظ رهبر معظم انقلاب قرار گیرد، خاطرنشان کرد: رؤیای من این است که در کنار معلمی، بتوانم در حوزه ادبیات مقاومت تأثیرگذار باشم، نسل نوجوان را با مسیر شهدا آشنا کنم و سهمی در تربیت فکری و فرهنگی آیندهسازان این کشور داشته باشم.
نظر شما