خبرگزاری شبستان-کرمان، گلزار بینالمللی شهدا؛ طاهره بادامچی
سیزدهم ماه رجب، یادآور بیتکرارترین اتفاق عالم در جهان و تاریخ بشریت است؛ روزی که کعبه، باعظمتترین مکان روی زمین، فقط یکبار برای همیشه تاریخ زادگاه مولودی مبارک شد که تا قیامت برای بشر پدری میکند همانگونه که رسولالله فرمود " انا و علی ابوا هذه الامة/ من و علی پدران این امت هستیم"

و چه زیبا سید حمیدرضا برقعی سروده است:
...همهی عالم و آدم به تو می اندیشد
شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد
کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»
کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید
... بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی
یازده مرتبه در آینه تکرار شدی
مولیالموحدین، علی علیهالسلام او که جان پیامبر بود و دوستداشتنیترین کسی که خدا در شب معراج با صدای او با پیامبرش صحبت کرد؛ تا دنیا دنیا است، روز پدر متعلق به آن یگانه دوران است.
شیعه مولا علی علیهالسلام همواره مورد مدح و ستایش بزرگان دین بوده و هست؛ کسی که به علی علیهالسلام پیوسته باشد همیشه ماندگار خواهد ماند؛ مثل حاجقاسم.

امروز همزمان با روز پدر که مصادف شده با ششمین سالگرد سردار دلها، گلزار شهدای کرمان میزبان هزاران نفر از زائرانی است که در چنین روز فرخندهای به زیارت محبّ و شیعه واقعی امیر المؤمنین علی علیهالسلام آمدند.
ساعات اولیه صبح ۱۳ دی پس از استراحت کوتاه بعد از مراسم ۱:۲۰ از محل استقرار خبرنگاران در مهدیه صاحبالزمان وارد گلزار میشوم؛ ماشاءالله به این جمعیتِ سر صبح! حداقل پس از آن انبوه جمعیتی که تا پس از نماز صبح در گلزار بود، انتظار دیدن چنین جمعیتی را اول صبح نداشتم.

چندین صف از بانوان برای زیارت مزار سردار سلیمانی تشکیل شده و هنوز هم موج زوار در جوش و خروش است حتی تا لحظه انتشار این گزارش.
به میان صفوف میروم؛ چند نفر از بانوان حس و حال خوشی دارند، از یک نفرشان میخواهم معرفی کند؛ میگوید ۲ اتوبوس از آذربایجان غربی برای اولین بار به کرمان آمدیم.

لیلا خانم۳۷ ساله میافزاید: عشق به حاجقاسم ما را به کرمان کشانده و میخواهم به او بگویم: ابرمرد ایران روزت مبارک.
وی ادامه میدهد: او پدری بود که به معنای حقیقی کلمه تمام خودش را برای ملتش فدا کرد؛ من حاجقاسم را ندیده بودم اما وقتی خبر شهادتش را شنیدم تمام روزهای مراسم تشییع از صبح تا شب گریه میکردم؛ نمیدانم چه مهری از او به دل ما افتاده بود اما همینقدر میدانم آن حس و حال، محبت متقابلی بود که ما تازه آن را درک میکردیم.

طیبه خانم ۴۳ ساله از مشهد میگوید: حس و حال اینجا خیلی عالی است؛ این چند روز که فیلمهای گلزار شهدای کرمان را از تلویزیون میدیدم آرزو کردم کاش کرمان بودیم و خیلی اتفاقی جور شد و دیشب خانوادگی به کرمان آمدیم در حالیکه فکرش را هم نمیکردم.

وی با اشاره به اینکه گلزار شهدای کرمان خیلی باصفا است؛ از شکوه و معنویتی گفت که حال دلش را خوب کرده و دوست دارد حاجقاسم برای او پدری کند و هوایش را داشته باشد زیرا حاجقاسم را بهترین پدر دنیا می داند که همیشه به مردمش فکر میکرد.

همانطور که صف را پیش میروم، بانوانی را میبینم که در صف انتظار قرآن میخوانند؛ دختر نوجوانی که دسته گل نرگسی در دست دارد، قرآن میخواند.
فاطمه ۱۷ ساله است و با خانوادهاش از مشهد آمدند؛ آنها هم برای اولین بار؛ میگوید حس آرامش گرفتم؛ میپرسم چرا؟ پاسخ میدهد به خاطر وجود شهدا؛ چرا شهدا آرامشبخشاند؟ و فاطمه پاسخی فراتر از یک نوجوان میدهد: چون رنگ و بوی خدا گرفتند.

وی ادامه میدهد: دوست دارم حاج قاسم همچنان برای همه ما پدری کند؛ میپرسم به نظر شما این پدری کردن، مشروط هم هست؟ میگوید خیلی البته ما هم باید سعی کنیم پشت رهبری را خالی نکنیم؛ شهدا را یاد و به آنان توسل کنیم.
مادر فاطمه که شاهد گفتگوی ما است؛ میگوید: این دسته گل نرگس را هم دوستان فاطمه دادند تا به نیابت از آنها تقدیم سردار کند.

صفوف بانوان طولانی است؛ جمعیت موج میزند؛ سراغ صف آقایان میروم تا با تنی چند از آنان هم مصاحبه بگیرم.
کارت خبرنگاری را نشان میدهم و سوال میکنم؛ صادق ۲۷ ساله اصالتاً اهل کشور آذربایجان و ساکن قم است؛ او هم برای اولین بار به کرمان آمده؛ میگوید: حاجقاسم، یک انسان کامل بود، وفادار به ولایت که فقط برای خدا کار کرد؛ او به اتباع به ویژه اتباع آذربایجان خیلی توجه داشت و علاقهمند بود، در عمل پدری کرد برای ما و فقط به عشق او آمدم کرمان.

مرد میانسال موسپید کردهای که عکس حاجقاسم را در دست دارد؛ هم استانی است، از زرند آمده، قبلاً هم آمده اما در سالگرد برای اولین بار.
حضور حماسی مردم را نشانه بیداری آنان میداند و میگوید: حاج قاسم برای قرآن و اسلام و مردم خیلی زحمت کشیده و مهر او در قلب مردم است.

از آقای روحالله حسنزاده سوال میکنم به نظرتان این شور، این حماسه و این حضور تا کی و تا کجا ادامه مییابد؟ سینهاش را صاف میکند و تُن صدا را محکم و میگوید: تا انقلاب مهدی(عج) این کشور، کشور امام زمان علیهالسلام است و کسی حریف کشور امام زمان نیست.

صف آقایان هم طولانی است؛ آخرین مصاحبه با زائری است که پس از اتمام گفتگو خود را آزاد عارفی، مدیر یکی از بانکهای بندرعباس معرفی میکند.
میگوید: شخصاً وظیفه خود میدانم به کسی که در راستای نگه داشتن مقاومت علیه طاغوت جهانی هر اقدامی از او برآمده، انجام داده و این کوچکترین قدمی است که برایش برداشتیم زیرا روح ملکوتی او شاهد نیات و ذهنیات ما است.

وی افزود: در قبال جانهایی که شهدا تقدیم کردند؛ حداقل وظیفه، زیارت است.
عارفی اظهار کرد: وقتی در جو حاکم بر این محل قرار میگیریم حال دل خود انسان خوب میشود و روی دیگران هم اثر میگذارد و باید دیگران بفهمند آمدن به این مکان برای برجستهسازی حرکت جهانی شهدای مقاومت است.

وی ادامه داد: شهید سلیمانی به واقع سرباز ولایت بود؛ کسی که روح و روان ما را به سمتی میبرد تا در هیاهوی دنیای پر الوان خود را پیدا کنیم؛ او یک اثر معنوی در هیاهوی دنیای امروز است؛ حضور در کنار مزارش یعنی پذیرفتن یک اثر معنوی و از آثار این زیارت گرایش به معنویت است؛ او ما را به خودمان نشان میدهد.
صحبتهای تک تک زوار شنیدنی است؛ باید ساعتها پای حرف دل آنها نشست و از آن حتی کتاب نوشت...این عشق چون رود خروشانی در جریان است.
نظر شما