توجه پیامبر (ص)به ورزشهای همگانی

پیامبر اسلام (ص) با وزنه‌برداری، تمرینات ورزشی و انجام مسابقات، مخالفت نفرمودند همچنین برخی از پیامبران الهی چون حضرت موسی (ع) باویژگی قوی وامین در قرآن معرفی شدند .

 شبستان:اگر ورزش را به عنوان یک پیشه و حرفه در نظر بگیریم اخلاق ورزش گونه‌ای، اخلاق حرفه‌ای است. به تعبیر دیگر همانطور که ما در پزشکی، مهندسی، تجارت و اقتصاد نیاز به پیروی از هنجارهایی داریم، ضرورت پیروی از هنجارها در اینجا هم حس می‌شود.
 ورزش در قرآن/موسی(ع) پیامبری قوی و امین

در داستان حضرت موسی علیه‌السلام  وقتی حضرت  موسی به نزدیکی شهر مدین می‌رسد، دو دختر  را می‌بیند که با گوسفندانشان در کنار چاهی که چوپانان از آن برای گوسفندانشان آب می‌کشند ایستاده و نمی‌توانند پیش رفته و برای گوسفندان خود آب بکشند. وی پیش رفته، چوپانان قوی را کنار زده و سنگ بزرگی را که بر سر چاه بوده و تنها توسط همکاری چندین مرد نیرومند می‌شد آن را از سر چاه برداشت، به تنهایی و با قدرتی کم‌نظیر از سرچاه برداشته و به کنار می‌اندازد. سپس با همان سطل بزرگی که چند نفره (شش یا ده نفره) با آن از چاه، آب می‌کشیدند، به تنهایی آب کشیده و همه گوسفندان آن دو دختر را سیراب می‌کند

در ادامه آیات سوره قصص یکی از آن دو ختر از پدرش حضرت شعیب (ع)می خواهدموسی (ع) را به خدمت بگیرد چراکه او قوی و امین است.

ورزش از نظر رسول الله(ص)

در صدر اسلام نیز نمونه‌هایی از وزنه‌برداری و تمرین آن به چشم می‌خورد، روزی رسول خدا صلی‌الله علیه وآله از جایی عبور می‌کردند، دیدند گروهی از جوانان در آن جا اجتماع کرده و سنگی را که به سنگ پهلوانان معروف بود، بلند می‌کنند و بدین وسیله می‌خواهند قوی‌ترین جوان را از بین خود انتخاب کنند. رسول خدا صلی‌الله علیه وآله می‌فرماید: آیا مایلید من برایتان قضاوت کنم؟ جوانان با خوشحالی پاسخ می‌دهند: البته و با کمال میل، ای رسول خدا صلی‌الله علیه وآله! آن‌گاه آن حضرت می‌فرماید: قوی‌ترین و نیرومندترین شما، کسی است که اگر راضی و خوش‌حال باشد، این رضایت او را در گناه و یا کار باطلی وارد نسازد، و هرگاه ناراحت و خشمگین شود، این خشم او را از گفتن حرف حق خارج نکند، و وقتی قدرت پیدا کرد، کاری را که حق نیست انجام ندهد.

همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، آن حضرت با وزنه‌برداری، تمرینات ورزشی و انجام مسابقات، مخالفت نفرموده، بلکه با به عهده گرفتن قضاوت در آن مورد، کار آن‌ها را مورد تأیید ضمنی قرار دادند، ولی در عین حال سعی کردند به ورزش آن‌ها جهت صحیح داده و آنان را در ضمن آراسته بودن به کمال جسمانی و ظاهری، به کمالات معنوی و اخلاقی نیز بیارایند.

امام علی (ع)پهلوان جهان اسلام

بی شک قدرت بدنی حضرت علی علیه السلام یکی از فضایل آن حضرت بود. همین نعمت بود که به وی امکان آن همه خدمت به اسلام عزیز را بخشید و اگر این نعمت بزرگ نبود، اسلام آن چنان که باید پا نمی گرفت و یا به طور کلی نابود می گردید. پیامبر بزرگ خدا، حضرت محمد علیه السلام در مقام ارزیابی، یک ضربه شمشیر حضرت علی السلام را از مجموع عبادات جنّ و انس، برترو ارزشمندتر می شمارد. به واسطه همین قدرت و شجاعت ناشی از همین ایمان بی نظیر و راسخ آن حضرت به خدا و رسولش بود که ملقّب به "اَسَدُ اللهِ الغالِب" (یعنی شیر همیشه پیروز خدا) گردید.

حضرت علی علیه السلام: در سنین نوجوانی بود که با مردان نیرومند و پهلوان، کشتی می گرفت و همه آن ها را به زمین می زد. مردان قد بلند و قوی هیکل را به روی دست بلند می کرد و در هوا نگه داشته و آن گاه به سوی خود کشیده، به زمین می زد و گاه با یک دست از قسمت نرم شکم آن ها گرفته و آن ها را به هوا بلند می کرد و بعضی اوقات خود را به اسبی که در حال دویدن بود رسانده و وقتی با آن برخورد می کرد، آن را به عقب می راند.

بارزترین نمونه ای که می تواند قدرت بدنی فوق بشری حضرت علی علیه السلام را معرفی نماید، ماجرای فتح قلعه خیبر است. قلعه خیبر که متعلق به یهودیان بود، مدتی در محاصره قوای اسلام قرار داشت، اما هیچ سرداری نمی توانست آن را فتح کند. این قلعه و خندقی که در اطراف آن حفر شده بود، توسط تیراندازان حرفه ای فراوان و دلیرانی کم نظیر، چون مرحب و برادرش حارث، حفاظفت می شد. چندین سردار مسلمان به همراهی چندین هزار جنگجو، در چند مرحله تلاش کردند تا دروازه خیبر را بگشایند، ولی هیچ کدام موفق نشدند از سدّ قهرمانان و جنگجویان یهود بگذرند، و همه آن ها با به جای گذاشتن تعدادی تلفات باز گشتند.

در، آن قدر سنگین بود که پس از پایان جنگ هفت، هشت، چهل، پنجاه و حتی هفتاد مرد جنگی سعی کردند آن را از این رو به آن رو کنند، ولی موفق نشدند. وقتی که از آن حضرت سوال می شود: "هنگامی که از این در به عنوان سپر استفاده کردی، چقدر سنگینی احساس نمودی؟" پاسخ می دهد: "به همان انداره که از سپر خودم احساس سنگینی می کردم"؛ اما باید دانست، این در با قدرت بشری کنده نشده، بلکه قدرت الهی در بازوان حضرت علی علیه السلام بود که این در را کند، همان گونه که خود آن حضرت فرمود:

"ما قلعتها بقوّة بشریّة ولکن قلعتها بقوّة الهیّة و نفس بلقاء ربّها مطمئنّة؛

من هرگز آن در را با نیروی بشری از جای نکندم، بلکه در پرتو نیروی خدا داد و با ایمانی راسخ به روز باز پسین این کار را انجام دادم."
 ورزش از دیدگاه امام خمینی (ره)

من خودم ورزشکار نیستم اما ورزشکارها را دوست دارم «اُحب الصالحین و لست منهم».

از خدای تبارک و تعالی خواهانم که شما جوان ها را که ذخیره ی این کشور هستید و مایه ی امید ملت و اسلام هستید هرچه بیشتر موفق کند که در همه ی ابعاد انسانی ورزش کنید. یک بعدش این بعدی است که شما متخصص در آن هستید و امید است که بعدهای دیگری هم که انسان دارد و انسانیت دارد در شما رشد کند.

ورزشکارها همیشه اینطور بودند که یک روح سالمی داشتند، از باب اینکه توجه به شهوات و لذات نداشتند، توجه به یک فعالیت جسمی داشتند که عقل سالم در بدن سالم است.

شما اگر دقت کنید در حال جامعه ها و طبقات جامعه می بینید که آن هایی که در عیش و عشرت می گذرانند، حقیقتاً عیش و عشرت نیست؛ بدنها افسرده، روحها پژمرده و کسالت سرتا پای آنها را گرفته است. اگر دو ساعت عشرت می کنند، بیست و دو ساعت در ناراحتی او هستند. آنهایی که اهل خدا هستند، توجه به خدا دارند، ورزش جسمی می کنند و ورزش روحی؛ آنها در تمام مدت، اشخاصی هستند که پژمردگی و افسردگی در آنها نیست، و این یک نعمتی است از خدای تبارک و تعالی، که خداوند نصیب همه بکند، ان شاءالله.

ورزش از نگاه مقام معظم رهبری 

«همه آحاد مردم، باید ورزش را جدی بگیرند. همه باید برای سلامتی خودشان، ورزش را یک ضرورت و کار لازم به حساب آورند. جامعه ورزشکار، جامعه بانشاط و پر تلاش و زنده و کارآمد خواهد بود،توصیه این است که جوانها ورزش کنند. من هر وقت چشمم به ارتفاعات شمال تهران می افتد و می بینم که در این منطقه ضلع شمالی تهران- یعنی از منتهای شرق تا منتهای غرب- شایدا حدود ده معبر وجود دارد که مردم را به این سلسله کوههای با عظمت و بسیار مصفا متصل می کند؛ اما مردم استفاده نمی کنند، تاسف می خورم.»1

«هر وقت به کوه می آیم، وقتی می بینم خلوت است، تاسف می خورم که چرا جوانها و حتی غیر جوانها از این نعمت الهی و این فرصت کمیاب استفاده نمی کنند.

خود من از حدود عید نوروز، کوه پیمایی را شروع می کنم تا اواسط پاییز؛ یعنی وقتی که یخ می بندد و در کوهستان خطر لغزیدن هست. بعد از آن دیگر به کوه نمی آیم. در واقع در هر سال، چهار پنج ماه این کار را تعطیل می کنم.

اما در آن هفت، هشت ماه دیگر، تا اواسط پاییز، بنایم بر این است که هفته ای سه مرتبه بیایم. البته اغلب اوقات پیش نمی آید که بتوانم هفته ای سه بار بیایم. یعنی هفته ای دو بار یا هفته ای یک بار می شود؛ لکن کمتر از هفته ای یک بار نمی شود.

البته این جا را که ملاحظه می کنید، راه طولانی است. برای من، مسیر «کلک چال» مقداری زیاد است. از این رو همیشه به «کلک چال» نمی آیم. هر سال یک یا دو بار این طور راههای طولانی را می آیم و در غیر این یکی دو بار، معمولاً راه می افتم از طرفی- یکی از همین راههای که معمول هست و مردم می روند، یا بعضی راههای خلوت تر- حدود یک ساعت می روم بالا و برمی گردم.

خوب؛ شما سن مرا هم ملاحظه کنید. جوانهایی که دار کوهستان راه می روند، در حدود سنین سی سال و سی و دو سه سال و کمترند. اینها همه جای فرزندان من محسوب می شوند. وقتی که من با این سن و با این همه اشتغالات- واقعاً وقت گذاشتن من برای ورزش یک مجاهدت است- بتوانم از لابلای کارهای فراوان و متراکم، وقتی برای ورزش باز کنم و با وجود بالا رفتن سن و انحطاط مزاجی، مقیدم به کوهستان بیایم، شما ببینید که جوانها چه وظیفه ای دارند»2

نظر دکتر شریعتی درباره فوتبال

شریعتی علاوه بر "هنر" به استفاده از "ورزش" به عنوان یک پدیده ی اجتماعی که قدرت "جمع کردن" انسانها را دارد، نیز اندیشیده بود. صغیری در خاطراتش در این باره می گوید:

"یادم است ایامی که در حسینیه ی ارشاد بودم، دکتر با جمعی از دوستانش قصد داشت واحد ورزش حسینیه ی ارشاد را هم راه اندازی کند. معتقد بود که امروزه فوتبال به یک پدیده ی اجتماعی مهمی تبدیل شده و این قدرت را دارد که صد هزار نفر را در استادیوم جمع کند . دکتر اعتقاد داشت که چرا ما نباید برای مطرح کردن حرف و پیام خودمان از این فرصت مناسب استفاده کنیم. حتی معتقد بود که باید حسینیه ی ارشاد تیم فوتبال تشکیل بدهد و فوتبالیست های ماهر و مطرح را جذب خود بکند و نیروهای مستعد را پرورش دهد. البته تیم فوتبال تشکیل نشد اما دکتر حتی فکر این کار را هم کرده بود."

خاطره حجت الاسلام قرائتی درباره ورزش
قبل از انقلاب در سفرى که به کرمان داشتم وارد دبیرستانى شدم. بچه‏ها در حال بازى بودند و رئیس دبیرستان زنگ را به صدا در آورد و ورزش را تعطیل و بچه‏ها را براى سخنرانى من جمع کرد.

من هم گفتم: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. اسلام طرفدار ورزش است والسلام. این بود سخنرانى من، بروید سراغ ورزش.

رئیس دبیرستان گفت: آقاى قرائتى شما مرا خراب کردى! گفتم: تو مى‏خواستى مرا خراب کنى و بچه‏ها را از بازى شیرین جدا کنى وپاى سخن من بیاورى. آنان تا قیامت نگاهشان به هر آخوندى مى‏افتاد مى‏گفتند: اینها ضد ورزش هستند و با این حرکت از آخوند یک قیافه ضد ورزش درست مى‏کردى.

بچه‏ها دور من جمع شدند و گفتند: عجب آقاى خوبى. پرسیدند شب‏ها کجا سخنرانى دارید. من هم آدرس مسجدى را که در آن برنامه داشتم به بچه‏ها دادم. شب دیدم مسجد پر از جوان شد.

ورزش از نگاه خبرنگاران

سطحی نگری ،قضاوتهای عجولانه ،پرداختن به مسائل شخصی ورزشکاران ، عدم جهت دهی صحیح به رویدادهای ورزشی کشور ،از جمله آسیبهایی است که متوجه قشر خبرنگاران برای ترویج ورزش سالم وسازنده در جامعه است.

نوشته: وجیهه سادات حسینی

منابع:

1-بیانات مقام معظم رهبری در افتتاحیه مانور فرهنگی، ورزشی جانبازان و معلولان کشور (15/06/1376)

2-مصاحبه مقام معظم رهبری در هنگام کوهپیمایی 2/6/137
پایان پیام/

 

کد خبر 183302

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha