حجت الاسلام عباسعلی صالحی، مدیر گروه فرق و مذاهب پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام در تبیین و توضیح نماز تراویح بعنوان یکی از نوافل و اعمال مستحب ماه مبارک رمضان به خبرنگار شبستان گفت: اصل اقامه نماز تراویح بعنوان نافله شبهای رمضان المبارک در میان علمای اسلام مورد اتفاق است و منظور از نماز تراویح نمازهای نافلهای است که در شبهای ماه رمضان خوانده میشود. در عرف کتب روایی ما نیز این نافله، با دو عنوان صیام شهر رمضان و صلات تراویح آمده است.
وی افزود: از نظر لغوی، تراویح جمع «ترویحه» به معنای نشستن و منظور از آن جلسه استراحتی است که پس از 4 رکعت نوافل شبهای رمضان انجام می شود، چرا که نمازگزاران پس از 4 رکعت نافله مقداری استراحت میکنند. این معنای لغوی تناسبی نیز با معنای شرعی پیدا کرده و تبدیل به حقیقت متشرعه شده است به گونه ای که وقتی مسلمانان این لفظ را بدون قرینه به کار میبرند آنچه به ذهن متبارد می شود همان نمازهای نافلهای است که در شبهای ماه رمضان اقامه می شود.
مشروعیت نماز تراویح مورد شک نیست
این محقق علوم اسلامی تصریح کرد: در رابطه با مشروعیت یا فضیلت این نماز باید گفت که نماز تراویح مورد قبول کلیه علما و فقهای مذاهب اسلامی است. به عنوان مثال شمسالدین سرخسی از علمای حنفی درکتاب «المبسوط سرخسی جلد 2 صفحه 143» میگوید «امت اسلام بر مشروعیت و جواز این نماز اجماع دارند» یا نووی شافعی گفته است که همه علمای اسلام بر مستحببودن چنین نمازی اتفاق نظر دارند. در میان علمای شیعه نیز صاحب جواهر در جواهرالکلام صفحه 592 حدیث چهارم آورده است که «قول مشهور در فتاوا و روایات، مستحببودن این نافله است و این استحباب از نظر تحصیل شهرت به گونهای است که نزدیک به اجماع میباشد» بنابراین ایشان نیز که از بزرگان فقهای شیعه هستند در این مورد اتفاق نظر دارند که چنین نمازی در دین مبین اسلام وجود دارد.
حجت الاسلام صالحی خاطرنشان کرد: تایید این نماز از طریق روایات نیز هم در میان منابع شیعی و هم در میان آثار اهل سنت وجود دارد. به عنوان مثال در صحیح بخاری، جلد 3 کتاب الصلوه باب 156 صفحه 100 این حدیث از پیامبر اعظم صل الله علیه و آله نقل است که هر کس از روی اعتقاد و اخلاص در ماه رمضان قیام کند (یعنی نماز بخواند) گناهان او آمرزیده میشود. همچنین در کتاب «تهذیب التهذیب» شیخ طوسی روایتی از امام باقرعلیه السلام نقل شده که فرموده اند: رسول خدا در آخرین جمعه ماه شعبان خطبهای خواند و فرمود خداوند روزهگرفتن در رمضان را واجب کرد، هر کس شبهای رمضان را با نمازهای مستحبی شبزندهدار باشد، مانند کسی است که 70 شب از ماههای دیگر را نماز مستحبی بخواند. بنابراین در اصل مشروعیت نوافل ماه رمضان اشکالی وجود ندارد.
نظر مذاهب مختلف درباره وقت و تعداد رکعات نماز تراویح
وی در رابطه با وقت به جای آوردن این نماز گفت: وقت نماز تراویح میان علمای شیعه و اهل سنت مورد اختلاف است، از دیدگاه اهل سنت آغاز وقت تراویح بعد از نماز عشاء و انتهای آن طلوع فجر است که در این مورد فقهای حنفی، مالکی و حنبلی اذعان و اتفاق نظر دارند. آنها همچنین معتقدند که نماز تراویح قضا ندارد. اما فقهای شافعی معتقدند که پس از خروج وقت باید آن را قضا کرد. فقهای شیعه نیز میگویند وقت 8 رکعت اول این نماز پس از نماز مغرب، 12 رکعت دیگر پس از عشاء و انتهای وقت آن نیز طلوع فجر است. در مورد تعداد رکعات این نماز نیز میان علمای شیعی و اهل تسنن اختلاف وجود دارد، از نظر شیعیان تعداد رکعات نوافل ماه رمضان هزار رکعت است که در طول 20 شب اول ماه مبارک، هر شب 20 رکعت، 10 شب آخر هر شب 30 رکعت و در طول شبهای 19، 21 و 23 افزون بر این نمازهای یادشده، 100 رکعت دیگر نیز خوانده میشود. اما از نظر اهل سنت تعداد رکعات آن 600 رکعت است که در هر شب ماه رمضان پس از نماز عشاء 20 رکعت خوانده میشود.
جماعت خواندن نماز تراویح؛ سنت یا بدعت ؟
حجت الاسلام صالحی با اشاره به اختلاف اصلی میان فقهای شیعه و اهل تسنن در رابطه با نماز ترویح تاکید کرد: عمده اختلاف شیعه و اهل تسنن موضوع به جماعتخواندن این نماز است چرا که اهل سنت خواندن چنین نمازی به جماعت را، سنت می دانند اما از نظر شیعه به جماعتخواندن آن بدعت محسوب میشود. بر اساس مدارک و شواهد تاریخی اصل نماز تراویح در زمان رسول خدا صل الله علیه و آله نیز به جماعت برپا نشده و هیچ روایتی مبنی بر این که پیامبر این نماز را به جماعت خوانده باشند نیز وجود ندارد. حتی در زمان ابابکر نیز مردم به شیوه رسول خدا مشغول بوده و طبق آن عمل میکردند یعنی نماز تراویح به صورت فرادی خوانده می شد تا اینکه در زمان خلافت عمر در سال 14 هجری، خواندن چنین نمازی به جماعت تشریع شد.
طبق منابع اهل تسنن روزی خلیه دوم عمر همراه با گروهی وارد مسجد شده و مردم را مشغول انجام نوافل ماه رمضان دید در حالی که برخی در حال رکوع، برخی در سجده، عدهای مشغول تکبیر و تسبیح و جمعی نیز در حال سلام نماز بودند. وی خواندن این نماز به جماعت را برای مردم، سنت قرار داد و مردم را به چنین دستوری الزام کرد. مردم نیز حکم وی را به صورت قطعی تلقی کردند. خلیفه در همین رابطه حتی برای مردم مدینه امام جماعت تعیین کرد که امامی برای مردان و امامی برای زنان باشد.
وی افزود: بنابراین جماعت خواندن نماز تراویح اینگونه تشریع شده است. اما از دیدگاه علمای شیعه نمازهای مستحبی باید به صورت فرادی خوانده شود و به جماعتخواندن آن حرام و بدعت است. شیخ طوسی در کتاب الخلاف جلد یک صفحه 528 میفرماید «نوافل ماه رمضان باید به صورت انفرادی خوانده شود و به جماعت خواندن آن بدعت محسوب میشود.» شهید اول نیز گفته است به جماعت خواندن چنین نمازی نزد علمای شیعه بدعت و حرام است. اما اهل سنت به طور غالب جماعت خواندن نماز تراویح را جایز بلکه مستحب میِدانند، به عنوان مثال احناف، جماعت خواندن آن را سنت میشمارند، شافعی ها معتقدند که این نماز را هم فرادی و هم به جماعت می توان خواند، حنابله جماعت خواندن را برتر میدانند، مالکیها قایلاند که اگر کسی بتواند در خانه خود چنین نمازی را بخواند از جماعت خواندن بهتر است.
ادله شیعه برای اثبات عقاید خود
مدیر گروه فرق و مذاهی پژوهشکده باقرالوم علیه السلام تصریح کرد: علمای شیعه در مقابل این دیدگاه با استناد به سه دسته از روایات آنها را رد میکنند، نخست روایاتی که در آن جماعت خواندن نمازهای مستحبی به صورت کلی، رد شده و صحیح دانسته نمی شود. چرا که در روایات اشاره شده است که نمازهای مستحبی را نمیتوان به جماعت خواند مگر دو نماز استسقاء و عیدین را که دلیل آن نیز عدم حضور امام معصوم در جامعه است. گروه دوم از روایاتی که علمای شیعه بدان استناد کردهاند روایلات مربوط به جایز نبودن جماعت در نماز تراویح است. روایاتی از پیامبر اعظم صل الله علیه و آله نقل است که پیامبر گرامی اسلام عملا با جماعتخواندن چنین نمازی مخالفت کردند و فرمودند هر کس چنین نمازی را به جماعت بخواند مرتکب معصیت شده است. این معصیت نوعی از بدعت و بدعت نیز ضلالت است. مسیر هر ضلالتی نیز منتهی به جهنم میشود. اما گروه سوم از روایات قابل استناد، روایاتی است که در آنها تاکید شده که نماز مستحبی می باست در خانه خوانده شود.
ادله اهل تسنن در اثبات نظر خود
این محقق علوم اسلام خاطرنشان کرد: در مقابل عقاید شیعه، اگر ادله اهل سنت در این زمیه نیز مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد، مهمترین دلیل استنادی آنها عمل خلیفه دوم است و اینکه وی جماعت را برای نماز تراویح قرار داد، در حالی که چنین سابقهای نداشت. خلیفه دوم معتقد بود که جماعت خواندن نماز تراویح اگرچه بدعت اما از بدعتهای نیکو محسوب میشود. این مطلب در صحیح بخاری جلد 3 کتاب التراویح نیز به وضوح بیان شده است، در این کتاب آمده است که شخص خلیفه دوم نیز به بدعت بودن این عمل اذعان میکند اما آن را از بدعتهای نیکو به شمار میآورد.
حجت الاسلام صالحی با ارائه تعریفی از مسئله بدعت و چگونگی آن گفت: بدعت در اصطلاح یعنی کم و زیاد کردن دستورات دینی که لازمه آن دروغ بستن به خدا و پیامبر است. یعنی چیزی را که در دین وجود ندارد، در دین وارد کردن و جماعتخواندن نماز تراویح در زمان پیامبر و حتی دوره خلافت ابیبکر وجود نداشته است بلکه در عصر عمر تشریع شده است.
آیا رسول خدا مصلحت جامعه را نادیده گرفته است؟
وی با طرح این سوال که آیا می توان ادعا کرد رسول خدا مصلحت جامعه را نادیده گرفته است تصریح کرد: اگر جماعت خواندن نماز تراویح، لازم و به مصلحت اسلام بود، شخص پیامبر آن را مطرح میکردند، اما زمانی که مطلبی قبلا در دین وجود نداشته و بعدها به عنوان جزیی از دین قلمداد می شود لازمه این کار نسبت دروغ به پیامبر یا خداوند متعال است و این کار حرام است. ثانیا اگر چنین مطلبی لازم و به مصلحت بود چرا شخص پیامبر آن را بیان نکردند؟
حجت الاسلام صالحی یادآور شد: اگر مصلحتی در این کار وجود داشت شخص پیامبر آن را انجام میداد و دیگران را نیز به انجام آن ترغیب میفرمود. از سوی دیگر اصل در مستحبات، بر اخفا و انجام اعمال در نهان است، برخلاف واجبات که در واجبات اصل بر اعلان،بیان و عرضه عمل به دیگران است. دلیل این مسئله نیز رعایت اخلاص در اعمال بیان شده است که افراد مستحبات را در نهان انجام داده و بتوانند وسیله تقرب به پروردگار را برای خود فراهم کنند. موضوع دیگر اینکه جماعت خواندن نماز تراویح با رفتار بسیاری از صحابه رسول خدا صل الله علیه و آله مانندحضرت علی علیه السلام، عبدالله بن عمر، امام حسن و امام حسین علیهما السلام مغایرت دارد و هیچیک از آنها این کار را انجام نمیدادند. از سوی دیگر این مطلب حتی با بسیاری از روایات اهل سنت یا شیعه نیز مغایر و معارض است چرا که در روایات فراوانی در این باب چه از راویان شیعی و چه از راویان اهل تسنن، پیامبر دستور دادند این نماز در خانه انجام شود.
پایان پیام/
نظر شما