مدیریت اسلامی چقدر حرف برای گفتن دارد؟

مدیریت اسلامی به این معنا نیست که ما موضوعات علمی را کنار گذاشته و از نو مسایلی را اختراع کنیم. مدیریت، همین ترمینولوژی و اصطلاحات را دارد، اسلامی بودن مدیریت یعنی پاسخ سوالات مدیریتی رااز اسلام اخذ کنیم.

حجت الاسلام سید صمصام الدین قوامی، مدیر بنیاد فقهی مدیریت اسلامی در ادامه مباحث مطرح شده در رابطه با مولفه ها و محورهای مدیریت اسلامی با اشاره به وجود عرصه ها و محورهای مختلف در این زمینه به خبرنگار شبستان گفت: علاوه بر نظم و سازمان دهی، ایجاد انگیزه و مدیریت رفتار، محور چهارم در مدیریت اسلامی، مدیریت فرهنگ سازمانی است که هدف نهایی این محور، ایجاد معنویت در سازمان است.

وی افزود: مدیریت فرهنگ سازمانی در مقایسه با مدیریت رفتار که محور سوم بود، از لطافت بیشتری برخوردار است، چرا که مدیریت رفتار، مدیریتی فردی و روانشناسی است! بررسی و تحلیل این که چرا فردی از اعضای سازمان متمرد یا متملق است؟چرا فردی از اعضا پرخاشگری می کند؟ علت و راه اصلاح چیست؟ از چه شیوه ای می توان برای ایجاد انگیزه در او بهره برد؟ به عنوان مثال مدیر هنگامی که متوجه اندوه یا افسردگی یکی از اعضای مجموعه می شود، ابتدا باید ریشه یابی کرده و عامل این اختلال رفتاری را بیابد. بنابراین در مدیریت رفتار، دستگاه مدیریتی باید مشکلات را ریشه یابی کند.

 

 

خدا محوری یا مدیر محوری؟ کدامیک را می پسندیم؟ 

مدیر بنیاد فقهی مدیریت اسلامی در بیان تفاوت مدیریت رفتار با مدیریت فرهنگ سازمانی گفت: مدیریت فرهنگ سازمانی در مقاسه با مدیریت رفتار، یک رویکرد جامعه شناسانه است نه روانشناسانه و مربوط به تمامی مجموعه و فضای سازمان می شود نه فرد یا گروه یا بخشی از آن.

وی تصریح کرد: در مدیریت فرهنگ سازمانی می بایست در تمام یک سازمان، فضا و جو عمومی و یکسان حاکم باشد به عنوان مثال فضای حاکم باید فضای خدمت باشد نه فضای قدرت. باید فرهنگ ایثار باشد نه فرهنگ خودخواهی و خودمحوری. می بایست فرهنگ خدامحوری را به جای فرهنگ مدیر محوری یا کارمندمحوری حاکم کرد و کلیه قسمت های این سازمان باید از فرهنگ جهادی بهره ببرند نه بخشی از آن. فرهنگ جهادی یعنی کار زیاد، برای خدا، با نیت پاک و خستگی ناپذیر و به قصد خدمت به جامعه و اصلاح، بدون چشم داشت منافع و مقاصد شخصی و فردی.

قوامی خاطرنشان کرد: با توجه به این شرایط می توان تصور کرد که یک مدیر تا چه حد باید جامعه شناس، اندیشمند و هنرمند باشد تا بتواند فرهنگ مودت، فتوت و محبت را در سازمان حاکم کند و برای تحقق این مساله باید با راهکارها و شیوه های عملیاتی آن آشنا باشد.

 

 اخلاص؛ مهره گمشده در پیچ و خم های سازمانی    

وی با اشاره به نقش و حضور پررنگ اسلام در این بخش از مدیریت گفت: اسلام در اینجا غوغا می کند مدیریت اسلامی در محور چهارم، موضوع مودت و وحدت را موردتوجه قرار می دهد و ما در آموزه های اسلام آیات و روایات فراوانی مرتبط با این موضوع داریم. سازمانی که فرهنگ شایسته ای داشته و از فرهنگ منحط به دور باشد به سمت معنویت و محصول معنویت پیش می رود. کما اینکه در محور سوم به محصول انگیزش و در محورهای اول و دوم به نظم و رشد می رسید.

حجت الاسلام قوامی افزود: یک سازمان لازم است که منظم باشد اما کافی نیست، رشد برای یک سازمان ضروری است اما کافی نیست. در یک سازمان در کنار نظم و رشد، انگیزه نیز باید وجود داشته باشد اما باز کافی نیست. علاوه بر تمامی این موارد فضای حاکم بر یک سازمان نیز باید فضای معنویت، اخلاص و فرهنگ توکل و توسل باشد.

 

اسلام حتی تا سقف صد در صد حرف برای گفتن دارد 

وی یادآور شد: در مدیریت اسلامی هر چه از محور اول به محورهای سوم و چهارم نزدیک می شویم مانند یک مخروط حرفها، توصیه ها و راهکارها نیز بیشتر می شود. در محور اول یعنی نظم دهی، برنامه ریزی و سازماندهی شاید نتوان انتظار زیادی از اسلام داشت چرا که این مسله ای تکنیکی، ریاضی و علمی است که چندان تفاوتی ندارد که آیا این تکنیک اسلامی باشد یا غربی! اینکه یک ماشین چگونه برنامه ریزی شود که منظم کار کند چندان به اسلامی بودن یا غربی بودن ربط ندارد.

اما در محورهای دوم و سوم، اسلام جوشان و رویان می شود در گزینش ها، در ارزیابی ها، در رعایت حقوق و مزایا حتی در محور سوم می توان گفت اسلام تا 80 درصد مدیریت، حرف برای گفتن دارد و در محور چهارم می توان ادعا کرد که اسلام به صورت صددرصدی دارای برنامه و طرح است.

این استاد حوزه و دانشگاه تاکید کرد: بنابراین در یک تقسیم بندی می توان گفت اسلام در محور اول مدیریت یعنی نظم دهی و سامان بخشی شاید 50 یا 60 درصد، در محور دوم یعنی ایجاد انگیزه 65 درصد، در محور سوم یعنی مدیریت رفتار 75 درصد و در محور مدیریت فرهنگ سازمانی 100 درصد حرف دارد. البته این آمار امروز در حد حدس و تخمین است و ممکن است روزی که ایران اسلامی مشتاق اجرای مدیریت اسلامی شده و حوزه ها، دانشگاهها و ادارات ما به سمت و سوی مدیریت اسلامی حرکت کنند این اعداد بالاتر از این نیز باشد اما مهم این است که اسلام در همان ظرف اصطلاحات روز مدیریت، وارد شده، به مسایل پاسخ داده، برای آنها جهت و روح حرکت مشخص کرده و به آنها غنا می بخشد.

 

برای مدیریت اسلامی لازم نیست از نو چیزی اختراع کنیم  

حجت الاسلام قوامی تصریح کرد: مدیریت اسلامی به این معنا نیست که ما موضوعات علمی را کنار گذاشته و از نو مسایلی را اختراع و ابداع کنیم مدیریت همین ترمی نولوژی و همین اصطلاحات را دارد و اسلامی بودن آن منوط به این است که پاسخ سوالات مدیریتی را از اسلام اخذ کنیم.

استاد حوزه و دانشگاه یادآور شد: در مدیریت دو عرصه نیز وجود دارد عرصه مدیریت های تخصصی و مدیریت های عمومی، منظور از مدیریت های تخصصی، مدیریت های مضاف است که چارچوب خاصی برای تحقق آنها نیاز است به عنوان مثال مدیریت صنعتی، مدیریت سیاسی، آموزشی، اقتصادی یا نظامی، علت اینکه به این نوع مدیریت ها، مدیریت تخصصی گفته می شود آن است که تخصصی بوده و نیازمند قالب و چارچوب خاصی در ذهن یا در بیرون هستند.

وی گفت: برای تعربف مدیریت صنعتی، می بایست چارچوب و قالبی به نام کارخانه در ذهن یا بیرون به همراه کارکنان، کارفرما، ماشین آلات و ... وجود داشته باشد که این مدیریت در آن ظرف محدود تحقق پیدا کند. یا در مدیریت نظامی باید پادگان، سربازان، افسران و مهمات و ... وجود داشته باشد که این مدیریت در این فضا اعمال شود.

 

تفاوت مدیریت های عمومی و تخصصی

حجت الاسلام قوامی در بیان علت استفاده از واژه «عرصه» برای مدیریت تصریح کرد: عرصه به معنای میدان است این مدیریت در چه میدانی اعمال می شود؟ میدان صنعت یا سیاست یا آموزش و ... در مدیریت عمومی نیز می توان به مدیریت بحران، مدیریت استراتژیک، مدیریت تحول و مدیریت زمان اشاره کرد. تفاوت مدیریت عرصه عمومی با مدیریت های تخصصی آن است که در مدیریت تخصصی برای اعمال مدیریت نیازمند وجود ظرف یا واحد محدودی هستیم اما مدیریت های عمومی فراچارچوب هستند یعنی مدیریت تحول لزوماً در یک کارخانه یا مدرسه یا پادگان مطرح نیست.

مدیر بنیاد فقهی مدیریت اسلامی افزود: همچنین مدیریت استراتژیک برای کلیه عرصه های کمی قابل استفاده و قابل اجرا است و کلیه عرصه های تخصصی مدیریت، خود نیازمند مدیریت بحران یا مدیریت تحول و توسعه هستند. بنابراین مدیریت اسلامی در 4 محور و 2 عرصه تعریف می شود که نسبت آنها با هم این است که آن 4 محور در این دو عرصه قابلیت اجرا دارند.

پایان پیام/
 

کد خبر 151524

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha