به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری شبستان، آیت الله محمد صدوقی از روحانیان فعال در انقلاب اسلامی و نماینده امام خمینی در استان یزد و امام جمعه این شهر بعد از انقلاب بود. در مجلس خبرگان قانون اساسی نماینده مردم یزد در این مجلس بود. وی بعد از اقامه نماز جمعه توسط عناصر سازمان مجاهدین خلق مشهور به منافقین به شهادت رسید. وی در ادبیات جمهوری اسلامی ایران از شهدای محراب شمرده میشود. امام خمینی بعد از شهادت وی با صدور بیانیهای وی را دوست سی ساله خود خواند.
زندگینامه و تحصیلات
محمد صدوقی در سال ۱۲۸۷ش برابر با ۱۳۲۷ق در یزد متولد شد. پدرش آقامیرزا ابوطالب یکی از روحانیون یزد بود. در هفت سالگی، پدر و نه سالگی مادر خود را از دست داد از آن پس تحت سرپرستی پسر عمویش، میرزا محمد کرمانشاهی قرار گرفت. وی بخشی از تحصیلات خود را در یزد و اصفهان گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به قم مهاجرت کرد. او ۲۱ سال در قم به فراگیری علوم اسلامی پرداخت و از محضر شیخ عبدالکریم حائری یزدی، سید صدرالدین صدر، سیدمحمدتقی خوانساری، سید محمد حجت کوهکمری و امام خمینی بهره برد.
پس از درگذشت آیتالله شیخ عبدالکریم حائری، مؤسس و مدیر حوزه علمیه قم، اداره قسمتی از حوزه علمیه به وی واگذار شد که میتوان از تولیت مدارس و تقسیم شهریه های طلاب یاد کرد. «در آن وقت حافظه من معروف بود و وقتی که ده هزار طلبه شهریه میگرفتند من دفتر و دستکی در موقع پرداخت نداشتم، هر کس که شهریه میگرفت در خاطرم بود و دیگر احتیاجی نبود که اسم و مبلغ را بنویسم و شب که به منزل میرفتم به هر کس هرچه داده بودم، یادداشت میکردم».
سال ۱۳۳۰ش با فوت عالم بزرگ دینی یزد شیخ غلامرضا فقیه خراسانی، با درخواست مردم و توصیه آیت الله خمینی و بزرگان،[۵] به یزد بازگشت و به انجام وظایف دینی پرداخت. صدوقی رابطه ویژهای با آیت الله خمینی داشت: «بنده وقتی وارد قم شدم، دو سه روز پس از ورود با امام خمینی آشنا شدم و کم کم آشنایی ما بالا گرفت و به رفاقت کشید وگاه در تمام مدت شبانهروز با ایشان بودم. در این مدت طولانی که در قم بودیم انس ما عمده با ایشان بود و نمیشد هفتهای بگذرد و دو، سه جلسه خدمتشان نباشیم.»
اقدامات آیتالله صدوقی و طلاب یزدی در ماه رمضان سال 57 / ناکامی ساواک در جلوگیری از فعالیتهای روحانیت مبارز یزد
فعاليتهاي سياسي آیتالله محمد صدوقی عليه حكومت پهلوي از 1341 با ارسال تلگرافي به شاه و مقابله با تصويب لايحه انجمنهاي ولايتي و ايالتي آغاز شد و تا پيروزي انقلاب ادامه يافت. آیتالله محمد صدوقی رهبري حركتهاي انقلابي مردم يزد را به عهده داشت و اطلاعيهها و سخنرانيهاي روشنگرانهاش در مسجد روضه محمديه سبب افزايش آگاهي سياسي و حضور جدي مردم در صحنههاي مبارزه بود.
ماه رمضان سال 1357 در یزد نیز مانند دیگر نقاط کشور با محوریت شخصیتی نظیر آیتالله صدوقی رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته بود. در همین رابطه رئیس ساواک یزد در گزارشی به تاریخ 1357/5/4 قبل از آغاز ماه مبارک رمضان با موضوع «طرح خنثیسازی اقدامات و تحریکات روحانیون افراطی در ماه مبارک رمضان» مینویسد: کماکان اقدامات لازم بمنظور خنثیسازی اقدامات و تحریکات روحانیون افراطی و متعصب مذهبی از طرف این سازمان و مراجع انتظامی معمول گردیده و در مدت تحت بررسی نیز عدهای از روحانیون مخالف به وسیله این سازمان و مراجع انتظامی توجیه گردیده و تذکرات لازم بآنان داده شده و عواقب وخیم رویه فعلیشان نیز به آنان تفهیم گردیده است و این اقدامات تا اواخر ماه مبارک رمضان ادامه خواهد داشت. ضمنا حاج شیخ محمد صدوقی ظاهرا در حوادثی که اخیرا در منطقه یزد رخ داده مردم را در اجتماعات متشکله از جمله مجلس ترحیم یک نفر معدوم در اردکان و سایر اجتماعات که در مساجد تشکیل میشود به آرامش و برقراری نظم دعوت مینماید لیکن در سخنرانیهای خود و تماسهای خود و تماسهای تلفنی که با افراد مورد اعتماد دارد مردم را بر علیه دولت تحریک مینماید.
اما با وجود اتخاذ تدابیر امنیتی در این رابطه شواهد نشان از آن داشت که فعالیتهای روحانیت نه تنها در شهر یزد بلکه در دورافتادهترین روستاها هم ساری و جاری بود. بطوری که پس از ماه مبارک رمضان در گزارشی از ژاندارمری یزد به ساواک آن منطقه به تاریخ 1357/6/16 آمده است: از اول ماه رمضان سال جاری نامبرده بالا ( آیتالله حاج محمد صدوقی)، حدود 20 نفر طلبه را با یک دستگاه مینیبوس به بهاباد اعزام و هر یک از طلبههای مورد نظر در روستاهای بهاباد اقدام به تبلیغات مضره و ضد میهنی نموده و اهالی را به بلوا و شورش تحریک مینمایند.
نحوه شهادت آیتالله محمد صدوقی
روز جمعهای از سال ۱۳۶۱ با یازدهم ماه مبارک رمضان و یازدهم تیرماه همزمان شد. آیتاللّه صدوقی غسل جمعه کرد و به طرف مسجد «ملا اسماعیل» حرکت کرد. یکی از روزهای گرم تابستان، اما این گرما و روزهداری مردم باعث نشد که صف نمازجمعه یزد آن هم به امامت آیتالله محمد صدوقی خلوت باشد، مردم حتی تا پشتبامها هم سجاده و جانماز پهن کرده بودند.
نمازجمعه که تمام شد حوالی ساعت یک و ۲۰ دقیقه ظهر بود، مسجد «ملا اسماعیل» مملو از جمعیت بود، امام جمعه خیلی نگران گرمایی بود که مردم را آزار میداد؛ حتی اجازه نداد بین دو خطبه اطلاعیهای که آماده شده بود را بخوانند حتی از مردم درخواست کرد که همراه موذن اذان را تکرار نکنند تا نماز سریعتر تمام شود.
آن روز خیلی عجله داشت، مشخص نبود برای چه، اما بعدها معلوم شد برای شهادت این همه شتاب میکرد. وقتی عرقریزان از گرما، نماز را به پایان رساند، از محراب به سمت خودرو حرکت کرد، صحن قدیم مسجد ملااسماعیل را که ترک کرد، وارد صحن جدید شد و ایستاد تا کفشهایش را بپوشد. از پشت سر جوانی محکم آیتالله صدوقی را در آغوش گرفت و گفت: میخواهد پیشانی او را ببوسد. چون حرکاتش شکبرانگیز بود، پاسدارها و حتی خود آیتالله تلاش کردند تا او را دور کنند؛ اما موفق نشدند.
آن جوان که نامش رضا ابراهیمزاده و از اعضای سازمان مجاهدین خلق و از منافقان بود، همانطور محکم آیتالله را در آغوش گرفته بود و او را رها نمیکرد تا اینکه ناگهان صدای انفجاری، دست پلید او را رو کرد. آیتالله از ناحیه کمر و ستون فقرات و شکم به شدت مصدوم شد و در راه انتقال به بیمارستان افشار یزد به آرزوی همیشگی خود که همان شهادت بود، رسید.
پیام امام خمینی برای شهادت آیت الله صدوقی
قربانی شدن و قربانی دادن در راه انقلاب و پیروزی آن اجتناب ناپذیر است به ویژه انقلابی که برای خداست... چه کسی اولی به شهادت است در زمانی که کفر بنی امیه اسلام را تهدید می کرد. از فرزند معصوم پیامبر اسلام و فرزندان و اصحاب او چه کسی اولی به شهادت است در عصری که استکبار جهانی و فرزندان خلف آن در داخل و خارج، اسلام عزیز را تهدید می کند.
از امثال شهید بزرگوار ما و فقیه متعهد و فداکار اسلام شهید صدوقی عزیز- رضوان الله علیه- شهید بزرگی که در تمام صحنه های انقلاب حضور داشت و یار و مددکار گرفتاران بود... این مدعیان خدمت به خلق و قیام برای خلق که در بیغوله ها خزیده و در حال انقلاب به چپاول اسلحه و مهمات بیت المال خلق فعالیت شبانه روزی نمودند، اینک که خداوند تعالی چهره کریه شان را آشکار کرد و دستشان را از مال و جان خلق الله کوتاه نمود، چنین خدمتگذارانی را از این خلق می گیرند....