در خدمت و خیانت روشنفکران

اگر ملت روشنفکر نداشته باشد، حوادث را دیر می‌بیند و اگر روشنفکر با مردم نباشد، وجود زائدی است، اینها باید با هم باشند. روشنفکران راستین ما، روشنفکران مسلمان ما در مردم، با مردم، از مردم و برای مردم بودند.

خبرگزاری شبستان: «روشنفکری» از جمله مفاهیمی است که از همان بدو ورود ایران، با پرسش هایی جدی در فضای فکری کشورمان همراه بوده است. نقش و جایگاه تاریخی روشنفکری و روشنفکران در جامعه اسلامی ایران، موضوعی است که خصوصاً پس از انقلاب اسلامی بارها از سوی متفکران مختلف مورد نقد و بررسی قرارگرفته است.


اما در این میان، آشنایی با دیدگاه های رهبری معظم انقلاب در این زمینه بسیار راهگشاست؛ چه آن که ایشان از سویی به عنوان روحانی پیشگام و مترقی از گذشته تاکنون در ارتباط نزدیک با محافل گوناگون فکری کشور بوده اند و از سوی دیگر در صف اول مبارزات مردمی حضوری فعال داشته اند.

 

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به سیر تاریخی حضور روشنفکران در ایران می فرمایند: «درباره روشنفکران باید این حقیقت را با کمال تلخی و دردمندی بگویم که در دوران مبارزات عمیق و اصیل و همگانی ملت ما، روشنفکران حرفه‌ای نقش کمی داشتند. روشنفکرانی که با این نام معروف شدند؛ هنرمندان ما، قلم‌زنان ما، شاعران ما، آهنگسازان ما، نقاشان ما، آن موضعی را که باید انتخاب می‌کردند دقیقا انتخاب نکردند. حجم کارشان نسبت به مسئولیت خطیر و عظیم‌شان حجم کمی بود. روشنفکر در مقابل مردم مسئول است و باید ملتزم و مکلف باشد، باید متعهد باشد. اگر روشنفکر را از مردم جدا کردی، اگر او را در برج عاج نشاندی، این روشنفکر در موضع و مقام واقعی خود نیست، او نمی‌تواند موجود مفیدی باشد.»

 

«روشنفکران ما نمی گویم عموما اما غالبا در دوران مبارزات گذشته این نقش را، نقش میان مردم بودن، دردهای مردم را فهمیدن، آن دردها را سنجیدن، درباره علاج آن اندیشیدن و بیان کردن، این نقش حساس و مهم را آنچنان که باید نداشتند. روشنفکران ما در سالیان گذشته میان مردم نیامدند، قلم اگر زدند برای مردم نزدند.»
 

ایشان با یاد کردن از خالق "در خدمت و خیانت روشنفکران"، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین متفکران معاصر ایران، درباره وی می فرمایند:«شادباد روح جلال آل احمد که اشاره به همین واقعیت تلخ می‌کند و به زبان مخصوص خود، به آنها می‌گوید اگر می‌فروشی، همان به که بازوی خود را اما قلم خود را زنهار.بازویت را بفروش اقلا، قلمت را نفروش. اگر توطئه می‌کنی با بازوی خود بکن، نه با قلم خود؛ اقلا یک جرم فیزیکی انجام بده که قابل علاج‌تر است، ضایعه‌اش کمتر است، عواقب سوءش قابل جبران‌تر است. با مغز مردم، با ذهن مردم بازی نکن ای بی‌انصاف! »


رهبر معظم انقلاب با گریزی به انقلاب اسلامی و مردودشدن عده ای از روشنفکران در آزمون همراهی با ملت تصریح می کنند: «...اما بازی کردند؛ بعضی از روشنفکران حتی در روزهایی که انقلاب این امت، انقلاب این امت مسلمان نزدیک به پیروزی بود، در همین روزنامه‌های مزدور، در همین روزنامه‌های اجیر شده همچون تیغ برنده‌ای علیه مردم به کار گرفته شده، نوشت و شرم نکرد، نوشت که از این همه خونی که می‌ریزد من در شگفتم و حاضر نیستم این را قبول کنم، آخر مشت با درفش قابل مقابله و ستیزه‌گری نیست. مشت و درفش! همان حرفی را می‌زد که وقتی پیرمردهای عامی از میدان دور به ما می‌گفتند ما آنها را می‌کوبیدیم، آنها را عقب می‌نشاندیم، حاضر نبودیم از آنها قبول کنیم.»


«روشنفکر پرداعیه پرمدعا این را صریحا نوشت و صریحا گفت: آن هم در آخرین لحظات که نفس در سینه تاریخ بند آمده، منتظر ولادت این مولود مبارک و خوش‌قدم است، منتظر ولادت جمهوری اسلامی است. در این لحظات هم حتی سعی کردند مردم را به عقب بنشانند. اگر شعر گفتند، برای مردم نگفتند؛ اگر نمایشنامه نوشتند، برای مردم ننوشتند؛ اگر قصه نوشتند، احساسات مردم و خواست این ملت را نادیده گرفتند اما امروز باید وضع عوض بشود، امروز دیگر این ملت تحمل نمی‌کند.» 
 

ایشان با اظهار تأسف از بی توجهی گروهی از روشنفکران بی تعهد به ملت ادامه می دهند:«امروز دیگر یک روشنفکر بی‌مسئولیت، یک روشنفکر بی‌التزام و غیرمتعهد که در طول سالیان دراز مبارزات خونین این مردم به میان مردم نیامده بود، روشنفکری که جوان‌های عزیز مردم را در میدان‌های تیر به چوبه اعدام می‌بستند و در کوچه و خیابان خون‌شان را بر روی آسفالت‌ها می‌ریختند یا در گوشه زندان‌ها و سلول‌ها آنها را می‌پوشاندند و او مشغول زندگی بی‌غم و بی‌دردسر خود بود، این روشنفکر امروز دیگر حق ندارد در میان مردم به عنوان یک عنصری که باید مردم را ارشاد و هدایت کند ظاهر بشود، مگر آنکه در جهت مردم باشد.»

 

حضرت آیت الله خامنه ای با بیان اینکه امروز دیگر چنین روشنفکری حق ندارد ایدئولوژی کاذب التقاطی غیر صادق خود را برای مردم مطرح کند؛ خاطرنشان می کنند: «امروز دیگر او حق ندارد میراث شهیدان را با نیش قلم خود به بازی بگیرد؛ امروز مردم تحمل نمی‌کنند. دیروز زیر چتر دستگاه جبار و ظالم، او را تحمل کردند؛ امروز قدرت دست مردم است، مردم تحمل نمی‌کنند؛ مردم نشان دادند که تحمل نمی‌کنند.»

 

ایشان با برشمردن انتظارات واقعی ملت از روشنفکران، از آن ها می خواهند تنها متکی به ملت خود باشند: «روشنفکر امروز باید منش خود را عوض کند، انتظاری که ما، ما ملت مسلمان، از روشنفکران این جامعه داریم این است. ما به آنها می‌گوییم شما از میان این مردم برخاسته‌اید، شما فرزندان همین مردم‌اید، شما بیگانه نیستید. ما شما را به خاطر یک اختلاف سلیقه یا یک اختلاف غیر اصولی از خود نمی‌رانیم، شما فرزندان ما و جگرگوشگان ما هستید اما سعی کنید از آن جهتی که این مردم آن جهت را با خون ثبت کردند جدا نشوید؛ سعی کنید آلت دست نشوید؛ سعی کنید صهیونیسم و امپریالیسم بر شما و بر قلم شما و بر شعر شما و بر نوشته شما و بر نقاشی شما حکومت نکند.

 

سعی کنید مال مردم باشید، مردم ما امروز اسلام را می‌خواهند؛ مردم ما مسلمان‌اند، این حرف چرند را که اکثریت مردم چیزی نمی‌فهمند بگذارید کنار، این حرف کهنه شده. مردم از شما تعداد معدود روشنفکر پرمدعا یا سیاست‌باز پرمدعا که عمر خود را در زندگی راحت و تجمل‌آمیز گذراندید قبول نمی‌کنند که شما بهتر از آنها می‌فهمید.»


رهبر انقلاب همچنین با یادآوری تقابل روشنفکران غرب زده با روحانیون مترقی و روشنفکران اسلامی می فرمایند: «شما همان کسانی هستند که تا دیروز می‌گفتند مشت است و درفش، اما این مردم گفتند درفش که هیچ، این مشت در مقابل تانکش‌ها هم مقاومت می‌کند و دیدید که کرد. پس مردم بهتر از شما می‌فهمند. اکثریت مردم را تحقیر نکنید. می‌نشینند می‌گویند و نطق می‌کنند و می‌نویسند و خطاب به روشنفکران اسلامی و روحانیون مترقی می‌کنند و می‌گویند شما چرا به مردم متکی هستید؟ توده مردم نمی‌فهمند. به مردم اهانت می‌کنند، مردم را تحقیر می‌کنند و من تعجب می‌کنم که پس از آنچه دیدند توده مردم چگونه دشمن خود را شناخت و چگونه با اراده خود، او را از میدان به در کرد و چگونه از پیش دانست و فهمید که پیروز خواهد شد و دشمن‌اش شکست خواهد خورد یا اینکه این معجزه را از مردم می‌بینند، در عین حال رویشان می‌شود که به مردم اهانت کنند.»
 

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود، وظیفه امروز روشنفکران را چنین ذکر می کنند:«روشنفکران ما در خط مردم حرکت کنند، نیازهای مردم را لمس کنند، مردم را ارشاد کنند، توطئه ابرقدرت‌های شرق و غرب را برای مردم تشریح کنند، هنر خود را در خدمت مردم بگذارند؛ سعی کنند به مقدسات مردم اهانت نکنند. مردم شاه را بیرون کردند، شاهنشاهی را نابود کردند، به خاطر اینکه مردم را به چیزی نمی‌گرفت. گناه شاه مگر چه بود؟ جرم شاه و دستگاه و رژیم شاهنشاهی این بود که خواست خود را بر مردم تحمیل می‌کرد، مردم را به حساب نمی‌آورد.


ذکر خاطره ای از امام راحل از سوی ایشان، موضوع همراهی با مردم را ملموس تر می کند:«رهبر و امام ما با آن قدرت الهی بزرگ و باعظمت‌اش، همیشه مردم را به حساب آورد. در روزهای اولی که امام از پاریس به تهران وارد شده بودند –یعنی در آن حساس‌ترین لحظات این تاریخ- در آن لحظاتی که تمام نگرندگان جهانی، همه ناظران سیاسی، ایران را به عنوان کانون بزرگ‌ترین حوادث قرن به حساب می‌آوردند و همه نگران بودند که در ایران چه خواهد شد و چه به وقوع خواهد پیوست. در آن لحظات حساس وقتی وارد شد، از اولین لحظات رفت توی مردم.

 

پیرمرد هشتاد ساله، استراحت و خواب و آسایش خود را گذاشت به حساب مردم و در اختیار مردم. سیاست‌مداران آمدند گفتند به آقا بگویید این قدر وقتش را صرف مردم نکند، صرف رفت و آمد نکند، صرف دید و بازدید مردم نکند. اجازه بدهد سیاست‌مداران، مفتکران و هوشمندان بیایند بنشینند در زمینه مسایل بزرگ سیاسی با آقا صحبت کنند.امام در جواب همه اینها گفت من با سیاست‌مداران و مغزها و کله‌گنده‌ها کاری ندارم، من با مردم کار دارم.»
 

ایشان در ادامه با نگرشی ریزبینانه و دقیق مسئولیت روشنفکران را چنین برمی شمرند: «روشنفکران تکلیف‌شان و وظیفه‌شان این است که از مردم جدا نشوند. جدا نشدن از مردم به این نیست که بنشینند وضع فلان روستای دورافتاده محروم را تشریح کنند. در میان مردم بودن به این نیست که بنشینند زندگی غم‌انگیز طبقه دهقان یا کاسب‌کار یا کشاورز یا مثلا کارگر را بیان کنند؛ این کافی نیست. توی مردم بودن و با مردم بودن به این است که خواست مردم، احساسات مردم، خط سیاسی و فکری مردم را بپذیرند و در آن خط حرکت کنند.»
 

حضرت آیت الله خامنه ای اما با نگاهی امیدبخش، زمانه ای را ترسیم می کنند که روشنفکران با قرارگرفتن در کنار مردم، همراه و یاور آن ها می شوند: «اگر روشنفکران ما این جورمشی کنند و عمل کنند، کار این ملت راحت‌تر به سامان خواهد رسید زیرا که این ملت با روشنفکر هم‌عنان خواهد شد. اگر این ملت روشنفکر نداشته باشد، حوادث را دیر می‌بیند و اگر روشنفکر با مردم نباشد، وجود زائد و عاطل و باطلی است، اینها باید با هم باشند. روشنفکران راستین ما، روشنفکران مسلمان ما در مردم، با مردم، از مردم و برای مردم بودند.»


پایان پیام/

 

کد خبر 117416

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha