خبرگزاری شبستان: همواره موضوع انتخاب در زندگی هرکسی او را دچار چالش کرده است. این موهبت الهی، یعنی قدرت انتخاب و اختیار در برگزیدن چیزی ما را به این فکر وادار می کند که معیار یک انتخاب صحیح چیست؟
آیا انتخاب ما، معیار و ملاک یک انتخاب خوب را دارد
به نظر می رسد که عقلانی ترین روش، توجه کردن به نوع انتخاب و برگزیدن خداوند در قرآن باشد که خداوند در آیه 33 و 34 سوره آل عمران می فرمایند: "إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ* ذُرِّیَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ " یعنی خدا حضرت آدم(ع)، حضرت نوح(ع)، آل ابراهیم(ع) و آل عمران(ع) را برای هدایت عالمیان برگزید.
خداوند متعال حضرت آدم(ع)، حضرت نوح(ع)، آل ابراهیم(ع) و آل عمران(ع) را بر جهانیان برتری داد. آنان فرزندانی بودند برخی از نسل برخی دیگر پدید آمده بودند و خدا به حق شنوا و دانا است.
خداوند متعال حضرت آدم (ع) و حضرت نوح (ع) را برگزید، نه خاندان آنها را و به همین دلیل، نام آنان را با آل همراه نساخت اما حضرت ابراهیم (ع) را و حضرت عمران (ع) را به همراه خاندان آنها انتخاب کرد.
((اصطفا)) که در آیه به آن اشاره شده در لغت به معنای انتخاب کردن قسمت خالص هر چیزی است. نکته مهم در ملاک برگزیده شدن این افراد از سوی خدا گناهکار نبودن آنها و همچنین تمام این افراد از نظر پاکی، اسلام، تقوی و مجاهدت برای هدایت بشر مثل یکدیگر بودند و همانند نسخه های مختلف یک کتاب هستند که هریک از دیگری اقتباس شده است.
آیه برای بیان مسولیت سنگین این برگزیدگان در برابر خدا و خلق او، متذکر می شود که خدا شنوا و بینا است و مراقب فعالیت و تلاش آنها است، هم سخنان آنها را می شنود و هم از اعمال آنها آگاه است.
همچنین خداوند در آیه 75 سوره حج می فرمایند: " اللَّهُ یَصْطَفِی مِنَ الْمَلَائِکَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ"، یعنی خداوند دو نوع رسول را برمی گزیند یکی از جنس فرشته تا وحی را از خدا به رسول بشری برساند و دیگری از جنس بشر که وحی را از فرشته گرفته وبه انسان برساند.
خداوند اگر این کار را می کند بخاطر آن است که نیاز های فطری انسان را می شنود و می بیند، احتیاجاتی که با رفع آنها نوع بشر بسعادت و کمال خود می رسد. این ها مثال هایی از نوع انتخاب از سوی خداوند برای هدایت کردن بشر بود. ملاک هایی که بی اغراق ظریف ترین لطایف در آن موجود است.
جالب تر این است که در قرآن مثالی هم به ملاک های انتخابگری نابجای بشری نیز اشاره شده است که بر اساس هوای نفس و به دور از هر گونه خواستگاه الهی صورت گرفته است.
مثلا در داستان انتخاب طالوت در قرآن آمده است، برخی انگیزه های غیر الهی، مانند نَسَب عالی و ثروت فراوان را ملاک انتخاب فرمانده و رهبر می دانستند.
"....قَالُوا أَنَّی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَال..." (سوره بقره،آیه 247)گفتند: چگونه او بر ما حکومت کند با این که ما از او شایسته تریم و او ثروت زیادی ندارد.....، ولی پیامبرشان در مورد انتخاب طالوت به آنان گفت: "....إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَـهُ عَلَیْکُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَن یَشَآءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ" (سوره بقره،آیه 247 ) .... خدا او را بر شما برگزید و او را در علم و (قدرت) جسم وسعت بخشیده است.
از این آیه و روایاتی که تعصب های قبیله ای و گروهی و هوای نفس را در انتخاب افراد به شدت مذمت می کند، فهمیده می شود، انسان، در انتخابات دو وظیفه بسیار حساس بر عهده دارد که اگر آن ها را رعایت نکند، وظیفه دینی خود را انجام نداده و در پیشگاه خدای متعال مقصر است.
وظیفه اول: فردی را که می خواهد انتخاب کند، تنها برای رضای خدا و مصلحت همه انتخاب نماید و در انتخاب او هیچ انگیزه ای، غیر از انتخاب اصلح که تنها راه حاکمیت صالحان است نداشته باشد.
وظیفه دوم: منتخب خود را به طور کامل شناخته و او را در دیانت و صداقت، امتحان کرده باشد و میزان کارایی او را برای کاری که انتخاب می کند بداند. چنان که در قرآن کریم آمده است: "إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤَدُّوا الاَْمَـنَـتِ إِلَی أَهْلِهَا " (سوره نساء،آیه 58) خدا به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صاحبانشان بازگردانید. امروز، اداره جامعه ، امانتی است که از سوی مردم به مسئولین سپرده می شود، لذا وظیفه مردم است این امانت را به کسانی که اهلیت و صلاحیت دارند بسپارند.
انسان باید منتخب خود را به طور کامل شناخته و او را در دیانت و صداقت، امتحان کرده باشد و میزان کارایی او را برای کاری که انتخاب می کند بداند.
یکی از ملاک های مهم در شناخت انتخاب مورد رضای خدا عدم پیروی از هواهای نفسانی است همچون که امیرمؤمنان حضرت علی(ع) در نامهای به یکی از کارگزارانش میفرمایند « فانت محقوق ان تخالف علی نفسک و ان تنافخ عن دینک و لو لم یکن لک الا ساعة من الدهر و لا تسخط ا... برضی احد من خلقه، فان فی ا... خلفا من غیره و لیس من ا... خلف فی غیره»؛ بر تو شایسته است که با هواهای نفسانی مخالفت و از دین خود دفاع کنی، هرچند برای تو ساعتی از زندگی نمانده باشد؛ خدا را به خاطر رضایت احدی از مردم خشمگین مکن، زیرا خداوند جایگزین همه چیز میشود اما هیچ چیزی جانشین خداوند نمیتواند باشد.
علم و آگاهی داشتن منتخب ویژگی مهمی می باشد که خداوند در آیه شریفه 55 از سوره مبارکه یوسف که میفرماید « قال اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم »، همان طور که از ترجمه آیه و داستان یوسف پیامبر (ع) برمیآید، ویژگی علم و آگاهی در این پیامبر خداوند باعث شد که ریشه نابسامانی آن عصر را شناسایی کند و در پی چارهجویی برآید البته براساس بخش پایانی متن آیه میتوان به صراحت اظهار داشت که مفهوم آیه شریفه تلفیق ویژگی علم و آگاهی با امانتداری است.
بهترین معیار شناخت مردان الهی و حق باوران راستین، صداقت و راستگویی آنان در گفتار و رفتار آنهاست، این ویژگی را نیز می توان در زمره خصوصیات بارز یک انتخاب درست از منظر قرآن کریم و روایات اهل بیت(ع) برشمرد و گفت: طبق فرموده امام صادق علیه السلام باید صداقت و امانتداری افراد را سنجید و آن گاه به آن ها اعتماد کرد؛ آن حضرت ضمن حدیثی میفرماید « لا تغتروا بصلاتهم ولا بصیامهم، فان الرجل ربما لهجبالصلاة والصوم حتی لو ترکه استوحش ولکن اختبروهم عند صدق الحدیث واداء الامانة - به نماز و روزه افراد فریفته نشوید؛ زیرا شخص گاهی به نماز و روزه عادت کرده که اگر آن را رها کند احساس وحشت میکند؛ اما برای شناخت افراد، آن ها را با میزان راستگویی و امانتداری بیازمایید ».
همچنین یکی از ملاک های یک انتخاب شایسته شجاعت و شهامت فرد منتخب است. به استناد این آیه شریفه که می فرماید « یا ایهاالذین آمنوا اتقوا ا... و قولوا قولا سدیدا – ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا پروا دارید و سخنی استوار گویید»، بر یک نماینده مسلمان شایسته است که چنین باشد و در موضعگیریها و اظهارنظرهای خود، از هیچ منصب و مقامی هراس نداشته باشد؛ بنابراین کسانی که نفس ضعیف دارند و در حوادث مرعوب قدرتمندان و استعمارگران میشوند، شایسته نمایندگی مردم نیستند.
پایان پیام/
نظر شما