خبرگزاری شبستان – سرویس قرآن و معارف: "گاهی تشتت خاطر و مانع از حضور قلب، از امور باطنه است. و آن به طریق کلی دو منشأ بزرگ دارد که عمده امور به آن دو منشأ بر گردد: یکی هرزه گردی و فرار بودن خود طایر خیال است؛ زیرا که خیال قوه ای است بسیار فرار که دائماً از شاخه ای آویزد و از کنگره ای به کنگره ای پرواز کند؛ و این مربوط به حب دنیا و توجه به امور دنیه و مال و منال دنیوی نیست، بلکه فرار بودن خیال خود مصیبتی است که تارک دنیا نیز به آن مبتلا است. و تحصیل سکونت خاطر و طمأنینه نفس و وقوف خیال از امور مهمه ایست که به اصلاح آن علاج قطعی حاصل شود، و پس از این به آن اشاره می کنیم.منشأ دیگر، حب دنیا و تعلق خاطر به حیثیات دنیوی است که رأس خطیئات و ام الأمراض باطنه است که خار طریق اهل سلوک و سرچشمه مصیبات است؛ و تا دل متعلق به آن و منغمر در حب آن است، راه اصلاح قلوب منسد و در جمله سعادات به روی انسان بسته است."
یکی از نکات مهم برای مؤمنان و نمازگزاران این است که چگونه نمازشان را به جا بیاورند که به خلوت انس الهی راه یابند و از لذات معنوی برخوردار شوند. کتاب "اسرار الصلوه" امام خمینی در فرازی به دو مانع بزرگ در راه تحقق این امر می پردازد که آگاهی و عمل به آن ها می تواند نماز مؤمنان را اوج و ارتفاع بخشد.
فاصله این دو نماز از فرش تا عرش است
و اشاره به این فرموده است در حدیثی که جناب ابو حمزه ثمالی رضی الله عنه نقل می کند، می گوید: دیدم حضرت علی بن الحسین سلام الله علیهما را که نفرمود تا آن که از نماز فارغ شد. سؤال کردم از سببش، فرمودند وای بر تو، آیا می دانی در خدمت کی بودم؟ و نیز از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم منقول است که دو نفر از امت من به نماز می ایستند، در صورتی که رکوع و سجودشان یکی است و حال آن که میان نماز آنها مثل ما بین زمین و آسمان است.
و فرمودند: آیا نمی ترسد کسی که صورت خود را در نماز بر می گرداند صورت او چون روی حمار شود
و فرمودند: کسی که دو رکعت نماز بجا آورد و در آن به چیزی از دنیا متوجه نشود، خدای تعالی گناهان او را می آمرزد. و فرمودند بعضی از نمازها قبول می شود نصفش یا ثلثش یا ربعش یا خمسش - تا عشرش. و بعضی از نمازها چون جامه کهنه پیچیده می شود و به روی صاحبش زده می شود. و از نماز تو مال تو نیست مگر آن که به قلبت اقبال به آن کنی.
اگر نمازگزار می دانست چه افقی به روی او باز شده
و حضرت باقر علیه السلام فرمودند: رسول خدا (ص) فرمود: وقتی بنده مؤمن به نماز بایستد خدای تعالی نظر به سوی او کند - یا فرمودند خدای تعالی اقبال به او کند - حتی تا منصرف شود. و رحمت از بالای سرش سایه بر او افکند و ملائکه فرو گیرند اطراف و جوانب او را تا افق آسمان، و خدای تعالی ملکی را موکل او کند که بایستد بالای سر او و بگوید: ای نماز گزار! اگر بدانی که نظر می کند به سوی تو و با چه کسی مناجات می کنی، توجه به جایی نمی کنی و از موضعت جدا نمی شوی هرگز.
کدام نماز به روی صاحبش کوبیده می شود؟
از حضرت صادق علیه السلام منقول است که جمع نمی شود اشتیاق و خوف در دلی مگر آن که بهشت بر او واجب شود. پس وقتی نماز می خوانی، اقبال کن به قلب خود به خدای عزوجل؛ زیرا که نیست بنده مؤمنی که اقبال کند به قلبش به خدای تعالی در نماز و دعا مگر آن که قلوب مومنین را خدای تعالی به او اقبال دهد و با دوستی آنها او را تأیید کند و او را به بهشت برد.
و از حضرت باقر و صادق علیهما السلام مروی است که فرمودند: نیست از برای تو از نمازت مگر آنچه را که اقبال قلب داشته باشی در آن؛ پس، اگر به غلط بجا آورد تمام آن را یا غفلت از آداب آن کند، پیچیده شود آن و به روی صاحبش زده شود.
دو رکعت نماز با توجه بهتر از شب زنده داری بی توجه
و از حضرت باقر العلوم علیه السلام روایت شده که همنا بالا می رود از نماز بنده از برای او نصف یا ثلث یا ربع یا خمسش؛ پس، بالا نمی رود برای او مگر آنچه را اقبال نموده است بر آن. و ما مأمور شدیم به نافله تا تتمیم شود نقص فرایض به آن.
و از امام صادق علیه السلام مروی است که فرمود: وقتی احرام بستی در نماز، اقبال کند بر آن؛ زیرا که وقتی اقبال نمودی خداوند به تو اقبال فرماید و اگر اعراض نمایی خداوند از تو اعراض کند. پس گاهی بالا نمی رود از نماز مگر ثلث یا ربع یا سدس ا:، به آن قدر که نمازگزار اقبال به نماز نموده و خداوند عطا نمی فرماید به غافل چیزی.
و از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت است که به ابی ذر فرمودند: دو رکعت متوسط با فکر بهتر است از ایستادن یک شب در صورتی که قلب غافل باشد. احادیث در این باب بسیار است و برای اصحاب اعتبار و قلوب بیدار این قدر کفایت کند.
تحصیل حضور قلب چگونه میسر می شود؟
ای عزیز! اگر ایمان به آنچه ذکر شد که گفته انبیاء علیهم السلام است آوردی و خود را برای تحصیل سعادت و سفر آخرت مهیا نمودی و لازم دانستی حضور قلب را که کلید گنج سعادت است تحصیل کنی، راه تحصیل آن این است که اولاً رفع موانع حضور قلب را نمایی، خارهای طریق را از سر راه سلوک ریشه کن کنی و پس از آن اقدام به خود آن کنی.
اما مانع حضور قلب در عبادات، تشتت خاطر و کثرت واردات قلبیه استو این گاهی از امور خارجه و طرق حواس ظاهره حاصل می شود؛ مثل آنکه گوش انسان در حال عبادت چیزی بشنود و خاطر به آن متعلق شده مبدأ تخیلات و تفکرات باطنیه گردد، و واهمه و متصرفه در آن تصرف نموده از شاخه ای به شاخه ای پرواز کند؛ یا چشم انسان چیزی ببیند و منشأ تشتت خاطر و تصرف متصرفه گردد؛ یا سایر حواس انسان چیزی ادراک کند و از آن انتقالات خیالیه حاصل شود.
گاهی تشتت خاطر در نماز از امور باطنه است
گاهی تشتت خاطر و مانع از حضور قلب، از امور باطنه است. و آن به طریق کلی دو منشأ بزرگ دارد که عمده امور به آن دو منشأ بر گردد: یکی هرزه گردی و فرار بودن خود طایر خیال است؛ زیرا که خیال قوه ای است بسیار فرار که دائماً از شاخه ای آویزد و از کنگره ای به کنگره ای پرواز کند؛ و این مربوط به حب دنیا و توجه به امور دنیه و مال و منال دنیوی نیست، بلکه فرار بودن خیال خود مصیبتی است که تارک دنیا نیز به آن مبتلا است. و تحصیل سکونت خاطر و طمأنینه نفس و وقوف خیال از امور مهمه ایست که به اصلاح آن علاج قطعی حاصل شود، و پس از این به آن اشاره می کنیم.
منشأ دیگر، حب دنیا و تعلق خاطر به حیثیات دنیوی است که رأس خطیئات و ام الأمراض باطنه است که خار طریق اهل سلوک و سرچشمه مصیبات است؛ و تا دل متعلق به آن و منغمر در حب آن است، راه اصلاح قلوب منسد و در جمله سعادات به روی انسان بسته است.
نظر شما