به گزارش خبرنگار کتاب شبستان،«جورج آر.آر.مارتین» نویسنده ی آثار فانتزی و خیالی است که با نوشتن مجموعه ی «نغنه ی آتش و یخ» نام خود را در ذهن علاقمندان به کتاب ثبت کرد.
«نغمه ی آتش و یخ» سری کتاب هایی 7 جلدی است که تا کنون پنج جلد از ان منتشر شده است. این مجموعه که روایت داستانی حماسی فانتزی است تاکنون به زبان های مختلف ترجمه شده و به عقیده ی برخی از منتقدان به جایگاه بالاتری از آثاری چون ارباب حلقه ها دست یافته است.
آر.مارتین نوشتن این مجموعه را از سال 1991 آغاز کرده و اولین جلد از کتابش را در سال 1997 به چاپ رساند. او در این مجموعه سرزمینی خیالی پهناور و باستانی را خلق کرده و ماجراهای کتابش را در آن شکل می دهد. نویسنده در این مجموعه وقایع را از زبان افراد مختلفی روایت می کند و به شیوه ای زیبا و هنرمندانه داستان را به صورت روایت موازی شخصیت های مختلف پیش می برد.
«بازی تاج و تخت» ، «نبرد پادشاهان» ، «طوفان شمشیرها» ، «جشنی برای کلاغ ها» ، «رقصی با اژدهایان» ، «بادهای زمستان» و «رویای بهار» عناوین کتاب های مجموعه ی «نغمه ی آتش و یخ» است. مجموعه ای که نام آر.مارتین برای نوشتن آن در لیست 100 فرد تاثیر گذار مجله ی تایم در سال2011 قرار گرفت.
همچنین با اقتباس از این مجموعه ی پر مخاطب، سریالی موفق تحت عنوان«بازی تاج وتخت» ساخته شده، که تاکنون برنده و نامزد جوایز متعددی شده و طرفداران بسیاری دارد.
در بخشی از اولین جلد مجموعه ی «نغنه ی آتش و یخ» می خوانیم:
«خدایان وینترفل از نوع دیگري از جنگل مراقبت می کردند. سه جریب جنگل وحشی و تاریک که در درون این قلعه ي حزن آور، ده هزار سال دست نخورده بود. بوي رطوبت و فساد می داد. اینجا صنوبر نمی رویید. اینجا جنگل درختان سرسخت پوشیده در زره ي سوزن هاي سبز و خاکستري بود؛ جنگل کاج ها و درخت هاي آهن سترگ، با قدمتی به اندازه ي خود سرزمین. اینجا تنه هاي ضخیم تیره به فاصله ي کمی از یکدیگر قرار داشتند،شاخه ها در بالاي سر سایبان ضخیمی می بافتند و ریشه هاي کج زیر خاك با یکدیگر دست و پنجه نرم می کردند. اینجا مکان سکوت عمیق و سایه هاي گسترده بود و خدایانی که ساکن اینجا بودند، اسم نداشتند....»
در بخش دیگری از این کتاب می خوانیم:
«هیولا بود.! میري ماز دور به عوض او تمام کرد. شوالیه مرد نیرومندي بود، اما در آن لحظه دنی متوجه شد که مغ نیرومندتر و ظالم تر و بی نهایت خطرناك تر است؛ عجیب الخلقه، من خودم بیرون کشیدمش. مثل سوسمار فلس داشت، کور بود، دم داشت مثل یه دنبه، و بال هاي کوچک چرمی مثل خفاش. وقتی بهش دست زدم، گوشت از استخون کنده شد و داخل بدنش پر از کرم هاي قبر بود و بوي فساد بلند شد. خیلی وقت بود که مرده بود....»
گفتنی است سری کتاب های این مجموعه از سوی نشر «ویدا» و با ترجمه ی «رویا خادم الرضا» چاپ و منتشر شده است.
نظر شما