مقصود از آیه نجوی چیست و چه کسی به آن عمل کرد؟

آیه‏اى در قرآن است که احدى قبل و بعد از امام علی(ع) به آن عمل نکرده و نخواهد کرد، او یک دینار داشت آن را به ده درهم تبدیل کرد و هر زمان مى‏خواست با رسول خدا صلى الله علیه و آله نجوا کند، درهمى را صدقه مى‏داد.

به گزارش خبرگزاری شبستان، منظور از آیه نجوی، آیه 12 از سوره مجادله‏ است که می فرماید:«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ناجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقَةً ذلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ‏تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ‏»؛اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هنگامى که مى‏خواهید با رسول خدا نجوا کنید (و سخنان درگوشى بگوئید)، قبل از آن صدقه‏اى (در راه خدا) بدهید؛ این براى شما بهتر و پاکیزه‏تر است. و اگر توانائى نداشته باشید، خداوند غفور و رحیم است. وتنها کسی که به این آیه عمل کرد امیرالمومنین علی علیه السلام بود.

شأن نزول:

مرحوم «طبرسى» در «مجمع البیان» و جمعى دیگر از مفسران معروف، در شأن نزول این آیات، چنین نقل کرده‏اند: جمعى از اغنیاء، خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله مى‏آمدند و با او نجوا مى‏کردند (این کار، علاوه بر این که وقت گرانبهاى پیغمبر صلى الله علیه و آله را مى‏گرفت، مایه نگرانى مستضعفین و موجب امتیازى براى اغنیاء بود) در اینجا خداوند نخستین آیات فوق را نازل کرد و به آنها دستور داد که قبل ازنجوا کردن با پیامبر صلى الله علیه و آله، صدقه‏اى به مستمندان بپردازند، اغنیاء وقتى چنین دیدند، از نجوا خوددارى کردند، آیه دوم نازل شد (و آنها را ملامت کرد و حکم آیه اول را نسخ نمود) و اجازه نجوا به همگان داد (ولى نجوا در مورد کار خیر و اطاعت پروردگار).[1]و بسیارى از تفاسیر دیگر ذیل آیات مورد بحث.

بعضى از مفسران نیز تصریح کرده‏اند: هدف گروهى از نجوا کنندگان این بود که از این راه، برترى بر دیگران کسب کنند، پیامبر صلى الله علیه و آله هم روى بزرگوارى خاص خود، در عین این که ناراحت بود، از آنها ممانعت نمى‏کرد تا این که قرآن آنها را از این کار نهى نمود.[2]

ولى، از آنجا که اگر وجوب صدقه قبل از نجوا، عمومیت مى‏داشت فقرا از طرح مسائل مهم یا نیازهاى خود در برابر پیامبر صلى الله علیه و آله به صورت نجوا محروم مى‏شدند، در ذیل آیه حکم صدقه را از این گروه برداشته مى‏فرماید: «اگر توانائى نداشته باشید، خداوند غفور و رحیم است».و به این ترتیب، آنها که تمکن مالى داشتند دادن صدقه قبل از نجوا براى آنان واجب بود، و آنها که نداشتند، بدون آن مى‏توانستند با پیامبر صلى الله علیه و آله نجوا کنند.

جالب این که دستور فوق تأثیر عجیبى گذاشت و آزمون جالبى شد و همگى جز یک نفر، از دادن صدقه و نجوا خوددارى کردند، و او امیر مؤمنان على علیه السلام بود اینجا بود که آنچه لازم بود روشن شود، روشن گردید، و آنچه باید مسلمانان از این دستور بفهمند و درس گیرند، گرفتند، لذا آیه بعد نازل گردید، و این حکم را نسخ کرد فرمود: «آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقه قبل از نجوا خوددارى‏کردید»؟! «أَأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقاتٍ».معلوم مى‏شود، حبّ مال در دل شما، از علاقه به نجواى پیامبر صلى الله علیه و آله بیشتر است، و نیز معلوم مى‏شود، در این نجواها غالباً مسائل حیاتى مطرح نمى‏شد، و گرنه، چه مانعى داشت که این گروه، قبل از نجوا صدقه‏اى مى‏دادند و نجوا مى‏کردند، به خصوص این که مقدار خاصى، براى صدقه نیز تعیین نشده بود و مى‏توانستند با مبلغ کمى این مشکل را حل کنند.

تنها عمل‏کننده به آیه صدقه و نجوا

غالب مفسران شیعه و اهل سنت نوشته‏اند: تنها کسى که به این آیه عمل کردامیر مؤمنان على علیه السلام بود چنان که «طبرسى» در روایتى از خود حضرت، نقل مى‏کند، که فرمود: «آیَةٌ مِنْ کِتابِ اللَّهِ لَمْ‏یَعْمَلْ بِها أَحَدٌ قَبْلِى، وَ لایَعْمَلُ بِها أَحَدٌ بَعْدِى کانَ لِى دِینارٌ فَصَرَفْتُهُ بِعَشَرَةِ دَراهِمَ فَکُنْتُ إِذا جِئْتُ إِلَى النَّبِى صلى الله علیه و آله تَصَدَّقْتُ بِدِرْهَمٍ»؛آیه‏اى در قرآن است که احدى قبل از من و بعد از من، به آن عمل نکرده و نخواهد کرد، من یک دینار داشتم آن را به ده درهم تبدیل کردم و هر زمان مى‏خواستم با رسول خدا صلى الله علیه و آله نجوا کنم، درهمى را صدقه مى‏دادم.[3]

همین مضمون را «شوکانى» از «عبد الرزاق» و «ابن المنذر» و «ابن ابى حاتم» و «ابن مردویه» نقل کرده است.[4]

«فخر رازى» نیز، این حدیث را که تنها کسى که به آیه فوق عمل کرد على علیه السلام بود، از جمعى از محدثان از «ابن عباس» نقل کرده است.[5]

در «درّ المنثور» نیز روایات متعددى در ذیل آیات فوق، در همین معنى آمده است.[6]

در تفسیر «روح البیان» از «عبد اللّه، فرزند عمر بن خطاب» نقل مى‏کند که مى‏گفت:«کانَ لِعَلِىٍّ علیه السلام ثَلاثٌ، لَوْ کانَتْ لِى واحِدَةٌ مِنْهُنَّ کانَتْ أَحَبَّ إِلَىَّ مِنْ حُمُرِ النَّعَمِ: تَزْوِیجُهُ فاطِمَةَ علیها السلام، وَ إِعْطائُهُ الرَّایَةَ یَوْمَ خَیْبَرَ، وَ آیَةُ النَّجْوى‏»؛على علیه السلام سه فضیلت داشت که اگر یکى از آنها براى من حاصل مى‏شد، بهتر بود از شتران سرخ موى[7]: نخست تزویج پیامبر صلى الله علیه و آله فاطمه علیها السلام را به او، و دیگر دادن‏پرچم به دستش در روز خیبر، و دیگر آیه نجوا.[8]

ثبوت این فضیلت بزرگ، براى على علیه السلام در غالب کتب تفسیر و حدیث آمده، و چنان مشهور و معروف است که نیازى به شرح بیشتر نیست.
بدون شک على علیه السلام در زمره ثروتمندان اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله نبود، زندگى ساده و زاهدانه‏اى داشت، با این حال، براى احترام به این حکم الهى در همان مدت کوتاه، چند بار صدقه داد و مسائل ضرورى را از طریق نجوا با پیامبر صلى الله علیه و آله در میان نهاد، و چنان که گفتیم، این مسأله در میان مفسران و ارباب حدیث، مسلم است.

ولى بعضى، با قبول این موضوع، اصرار دارند فضیلت بودن آن را انکار کنند.

از جمله این که: مى‏گویند: اگر بزرگان صحابه اقدام به این کار نکردند نیازى به آن ندیدند، و یا وقت کافى نداشتند، یا فکر مى‏کردند مبادا باعث ناراحتى فقرا و وحشت اغنیا گردد! بنابراین فضیلتى براى على علیه السلام محسوب یا موجب سلب فضیلتى از دیگران، نمى‏گردد!.[9]

ولى گویا، آنها در متن آیه دوم دقت نکرده‏اند که خداوند به عنوان سرزنش مى‏فرماید: أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقاتٍ: آیا از فقر ترسیدید و بخل کردید که قبل از نجوا صدقه‏اى ندادید؟ و حتى در ذیل آیه، تعبیر به توبه مى‏کند که ظاهراً ناظر به همین معنى است، از این تعبیر، روشن مى‏شود که اقدام بر صدقه و نجوا با پیامبر صلى الله علیه و آله، کار مطلوبى بوده است و گرنه سرزنش و توبه نداشت.

بدون شک، جمعى از اصحاب سرشناس پیامبر صلى الله علیه و آله، قبل از این ماجرا با پیامبر صلى الله علیه و آله نجوا داشتند، (زیرا افراد عادى و دور افتاده کمتر اقدام به چنین کارى مى‏کردند) ولى، همین صحابه معروف، بعد از دستور صدقه از این کار خوددارى نمودند، تنها کسى که به این دستور احترام گذارد و جامه عمل به آن پوشانید، على علیه السلام بود، چه مى‏شود که ما ظاهر آیات و روایاتى که در این زمینه است و در کتب مختلف اسلامى نقل شده، بپذیریم و با احتمالات ضعیف و بى‏اساس یک واقعیت را نادیده نگیریم؟ و با «عبد اللّه بن عمر» که این فضیلت را هم‏ردیف با «تزویج فاطمه» علیها السلام و پرچمدارى روز «فتح خیبر» و برتر از «حمر النعم» قرار داده هم‏صدا شویم؟!

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]. مجمع البیان، جلد 9، صفحه 252

[2] . روح المعانى، جلد 28، صفحه 27.

[3] . تفسیر« طبرى»، جلد 28، صفحه 15.

[4] .تفسیر« البیان فى تفسیر القرآن»، جلد 1، صفحه 375- سیّد قطب نیز این روایت را در« فى ظلال القرآن»، جلد 8، صفحه 21 نقل کرده است.

[5] .تفسیر« فخر رازى»، جلد 29، صفحه 271.

[6] . تفسیر« فخر رازى»، جلد 29، صفحه 271.

[7].این تعبیر در میان عرب براى اشاره به گرانبهاترین اموال، به کار برده مى‏شد، و آن را به صورت ضرب المثل به هنگام بیان بسیار نفیس بودن چیزى، ذکر مى‏کردند.

[8] . تفسیر« روح البیان»، جلد 9، صفحه 406( این حدیث را« طبرسى» در« مجمع البیان»،« زمخشرى» در« کشاف»،« قرطبى» در« تفسیر جامع» ذیل آیات مورد بحث آورده‏اند).

[9]. به تفسیر« فخر رازى» و« روح البیان»، ذیل آیات مورد بحث مراجعه شود.

 

پایان پیام/

 

کد خبر 245765

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha