ارزش واهمیت زیارت پیامبر(ص) در منابع اسلامی

مقام معظم رهبری بارها گوشه هائی از اخلاق شخصی پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)را چون بردباری ،امانتداری،جوانمردی ودرستکاری را برشمدند که زیارت حضرت رسول الله (ص) در زنده نگهداشتن این ویژگی ها موثراست.

به گزارش خبرگزاری شبستان ،زیارت نبی اعظم (ص) از زاویه های گوناگون و ابعاد متفاوت قابل بررسی است و آنچه در این نوشتار بیشتر مورد توجه و اهتمام است، بررسی این موضوع از بعد فقهی و به شیوه بررسی و تحقیق مباحث فقهی است.
 مستندات استحباب زیارت نبی اعظم (ص) و فضیلت آن
 قرآن کریم و استحباب و فضیلت زیارت پیامبراعظم (ص)،«ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤک فاستغفروالله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحیماً».1 به حکم این آیه هرگاه مسلمانان بر نفس خویش ستم کنند و مرتکب گناه شوند، اگر به حضور رسول اکرم (ص) برسند و در حضور ایشان از خداوند متعال طلب غفران و آمرزش کنند و رسول الهی6 نیز برای آنان از درگاه حضرت حق، آمرزش آنان را طلب نماید، پروردگار سبحان را تواب و رحیم می یابند. نکته مهم درباره این آیه کریمه، عبارت: «جاؤک» و آمدن نزد پیامبر خداست. حال آیا رسیدن به حضور رسول خدا، اختصاص به حیات ظاهری و مادی آن حضرت دارد یا آیه بیانگر یک حکم عام و کلی در تمامی زمانهاست و اختصاص به حیات مادی پیامبر (ص) ندارد؟

 با توجه به ثبوت حیات برای انبیا و اولیای الهی و شهیدان پس از مرگ مادی که با ادله نقلی مسلم در جای خود به اثبات رسیده است و با توجه به ثبوت حیات برزخی و عدم فنای نفس انسانی پس از مرگ که در معارف نقلی و عقلی به اثبات می رسد،به حضور پیامبر رسیدن، اختصاص به حیات دنیوی ایشان ندارد و پس از مرگ ظاهری نیز آمدن به حضور پیامبر و استغفار نزد آن حضرت صادق است و واقعیت دارد. چنین نیست که این آیه شریفه تنها قضیه خارجیه ای باشد که اختصاص به چند سال از عمر دنیوی پیامبر رحمت داشته باشد، بلکه متکفل یک قضیه حقیقیه و حکم عام و کلی برای تمامی اعصار و ازمان، الی یوم القیامه خواهد بود. هم از این روست که در اذن دخول حرمهای شریف گفته می شود: «و اعلم ان رسولک و خلفائکC احیاءٌ عندک یرزقون، یرون مقامی و یسمعون کلامی... .» لذا طبق روایاتی که حتی در صحاح اهل سنت نقل شده، پیامبر فرموده است:ما من احدٍ یسلم علی إلا رد الله علی روحی، حتی أرد علیه السلام؛

هر کس بر من سلام کند، خداوند سلام او را به من می رساند و من نیز پاسخ سلام او را خواهم داد.

شاهد بر این حقیقت که رسیدن به حضور پیامبر اعظم (ص) امری عام و گسترده به گستردگی زمان است، تلقی مسلمانان در طول تاریخ از این حقیقت است که مسلمانان به زیارت قبر پیامبر (ص) می رفتند و با تلاوت این آیه شریفه، در کنار مضجع شریف آن حضرت، به استغفار می پرداختند.

 هم اینک نیز تمامی فرق مسلمانان و پیروان مذاهب مختلف هر وقت در جوار مضجع شریف آن حضرت قرار می گیرند، بر آن حضرت سلام می کنند و ایشان را همچون حال حیات مادی زیارت می کنند؛ همچنان که تمامی مذاهب اعم از شیعه و حنبلی و حنفی و مالکی و شافعی در تشهد پایانی هر نماز، آن وجود شریف را مورد خطاب قرار می دهند و با توجه به آن حضرت (ص) می گویند: «السلام علیک ایها النبی و رحمةالله و برکاته.»

 بدیهی است که اظهار سلام و تحیت در صورتی است که فرد مقابل حضور داشته و به گونه ای آن را بشنود. لذا در زیارتنامه شیعه و سنی خطاب به پیامبر گرامی اسلام همین آیه « ولو أنهم اذ ظلموا» قرائت می شود و طبق آن از حضرت درخواست شفاعت می گردد. چنان که جزیری در زیارتنامه ای که نقل کرده این آیه را آورده است و بالاتر آنکه وی همچون روایات و منابع مذهب اهل بیت، پس از ذکر اعمال زیارت پیامبر و رفتن به روضه شریفه می گوید: «ثم یأتی المنبر فیضع یده علی الرّمانة التی کان یضع یده علیها اذا خطب لتناله برکة الرسول.»تمامی این ادله و قرائن و شواهد با صرف نظر از ادله عمومی و قطعی و مورد اتفاق مذاهب اسلامی، درباره زیارت قبور و استحباب آن است.9 همه این موارد نیز دلیل دیگری است بر اینکه حیات پس از مرگ دنیوی ادامه دارد و زوال و فنایی برای انسان نیست.

چکیده گفتار آن است که آیه مبارکه «ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤک فاستغفروالله و استغفر لهم الرسول» بیانگر قضیه و حکم عام و کلی است و نشان دهنده فضیلت و ارزشمندی و استحباب زیارت پیامبراعظم (ص) در تمامی اعصار است. اصولاً بر طبق تفسیر اهل بیتC از آیات شریفه قرآنی، همان طور که در قرآن کریم اطاعت و فرمان برداری از رسول خدا (ص)، اطاعت از خداوند سبحان شمرده شده است، و همان طور که بیعت با پیامبر (ص) بیعت با خداوند محسوب می شود، زیارت آن حضرت نیز در حکم زیارت الله است. چنان که صدوق(ره) در کتاب توحید، به سند خویش از عبدالسلام بن صالح هروی نقل می کند:

قلت لعلی بن موسی الرضا: یا ابن الرسول (ص) ما تقول فی الحدیث الذی یرویه اهل الحدیث: ان المؤمنین فیه یرون ربهم فی منازلهم فی الجنة؟ فقال: یا ابا الصلت، ان الله فضل نبیه محمد(ص) علی جمیع خلقه من النبیین و الملائکة و جعل طاعته طاعته و متابعته متابعته و زیارته فی الدنیا و الآخرة زیارته. فقال: «من یطع الرسول فقد اطاع الله» و قال: «ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله» و قال رسول الله6: «من زارنی فی حیاتی او بعد موتی فقد زارالله» و درجة النبی (ص) ارفع الدرجات فمن زاره الی درجة فی الجنة من منزله فقد زارالله تبارک و تعالی الحدیث.

 استحباب و اهمیت زیارت پیامبراعظم (ص) در روایات فریقین
برای کسی که مختصر آشنایی با متون روایی و احادیث فریقین دارد، به خوبی آشکار و روشن است که روایات مرتبط با زیارت رسولالله (ص) و فضیلت و اهمیت آن، بسیار زیاد، بلکه در حد متواتر است. در جوامع روایی شیعه، احادیث مرتبط باموضوع زیارت پیامبر (ص) به قدری فراوان و گسترده است که استقصا و استقرای آنها خود در حد یک کتاب خواهد بود. مرحوم ابن قولویه قمی در کتاب نفیس و ارزشمند کامل الزیارات، در چندین باب، دهها روایت در این زمینه نقل می کند11 که بسیاری از آنها قریب المضمون هستند و در آنها پیامبراکرم (ص) فرموده اند: «من زارنی فی حیاتی أو بعد موتی کان فی جواری یوم القیامة» و نیز اینکه زیارت پیامبر، موجب شفاعت آن حضرت و شهادت و گواهی ایشان خواهد بود و فضیلت آن به اندازه حج پذیرفته شده با رسولالله (ص) و زیارت ایشان به منزله زیارت الله در عرش است.

فضیلت زیارت حضرت رسول(ص)

مرحوم شیخ حر عاملی، در کتاب پر قیمت وسائل الشیعة، در شش باب از ابواب مزار، دهها روایت در فضیلت زیارت پیامبر (ص) و کیفیت آن، به ویژه پس از مناسک حج نقل کرده است. مرحوم صاحب وسائل برای ابواب المزار، چنین عنوان زده است: «باب تأکد استجاب زیارة قبر رسولالله (ص) و اجبار الوالی الناس علیها و وجوبها کل سنة ».وی در این باب بر سه نکته تأکید ورزیده است؛ استحباب مؤکد بودن زیارت قبر پیامبر (ص)، وادار کردن مردم توسط والی و حکومت برای زیارت پیامبر (ص)، و وجوب زیارت آن حضرت در هر سال. البته منظور وی از وجوب، چنان که در پایان باب تذکر داده، وجوب کفایی است.

اینکه مرحوم صاحب وسائل در این باب، سخن از اجبار مردم توسط والی برای رفتن به زیارت پیامبر (ص) را مطرح کرده است، گرچه صریحاً در روایات این باب ذکر نشده، ولی در ابواب وجوب الحج باب پنج، روایتی نقل شده است که امام المسلمین مردم را برای حج و زیارت پیامبر وادار می کند، چرا که در روایات ترک زیارت پیامبر (ص) جفای بر آن حضرت شمرده شده است. عده ای از فقها مثل شهید اول فرموده اند: اگر مردم زیارت آن حضرت را ترک کنند، بر امام المسلمین است که ایشان را به رفتن به زیارت آن حضرت مجبور کنند، زیرا ترک زیارت آن حضرت موجب جفای محرم است.

روایاتی که در جوامع روایی شیعه در استحباب و فضیلت زیارت نبی گرامی اسلام (ص) نقل شده است، به همان مضمون یا قریب به آن نیز در بسیاری از منابع روایی اهل سنت منقول است. این روایات به قدری گسترده و فراوان است که در حد استفاضه بلکه تواتر خواهد بود و از این رو نیازمند بحث سندی و دقت در رجال آنها نیست. مرحوم علامه امینی در کتاب الغدیر از بیش از چهل منبع روایی اهل سنت، این روایات را نقل کرده است .

علاوه بر این هفت روایت، پانزده روایت دیگر، یعنی در مجموع بیست و دو روایت درباره زیارت پیامبر اکرم (ص) و فضیلت و ارزش آن در منابع اهل سنت نقل شده است. این روایات را عده ای از علمای اهل سنت در پاسخ به امثال ابن تیمیه که به حرمت شد رحال و سفر برای زیارت پیامبر اعظم (ص) فتوا داده اند، گردآوری کرده اند و اسناد آنها را بررسی نموده اند؛ عالمانی همچون تقی الدین سبکی شافعی(متوفای751ق) در کتاب شفاءالسقام فی زیارة خیر الانام و سمهودی(متوفای911ق) در کتاب وفاء الوفاء.

نتیجه آنکه زیارت پیامبر اکرم (ص) به عنوان یک اصل مسلم در روایات متواتر شیعه و سنی مورد تأکید قرار گرفته است و یکی از مهم ترین محورهای وحدت امت اسلامی و سرچشمه نورانی برای بهره گیری مسلمانان از تعالیم نورانی پیامبر اعظم (ص) و رسیدن به سعادت دنیا و آخرت و کسب مکارم اخلاق و ساختن مدینه فاضله محسوب می شود.

 زیارت نبی اعظم (ص) و سیره مسلمانان
چنان که در بحث از آیه «و لوانهم اذ ظلموا انفسهم» اشاره شد، سیره مسلمانان از همان اوان رحلت حضرت ختمی مرتبت6 آن بوده است که با اشتیاق به زیارت او می شتافته اند و به او ادای احترام و سلام داشته اند. این سیره مستمره و جاریه ای بوده است که در طول تاریخ حاجیان و معتمران بیت الله الحرام، به زیارت مکه مکرمه اکتفا نمی کرده اند، و بر خود فرض می دانسته اند که زیارت قبر نبی اکرم (ص) را نیز فراموش نکنند و بدین وسیله آثار نبوت و رسالت را زنده نگه دارند. در طول تاریخ این سیره که در حضور اهل بیت(ع) و صحابه تابعین و فقهای مذاهب مختلف بوده، هرگز نقل نشده است که مسلمانان را از این کار منع کنند و آنها را نهی نمایند، بلکه این شعله ای بوده که در طول تاریخ همواره فروزان تر شده و گرمابخش محفل مسلمین گشته است.

لزوم تبیین اخلاق شخصی پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) ازدیگاه رهبری

مقام معظم رهبری بارها گوشه هائی از اخلاق شخصی پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)را بر شمرده‌اند و مسلمانان را به تأسی و اقتدا به این اخلاق پیامبرانه دعوت فرموده اند. برخی از جوانب اخلاقی مورد نظر مقام معظم رهبری، عبارتنداز:

 امانتداری
مقام معظم‌رهبری در این زمینه می ‌فرمایند:
امین بودن و امانتداری او آن چنان بود که در دوران جاهلیت او را به امین نام گذاری کرده بودند و مردم هر امانتی که برایش خیلی اهمیت قائل بودند، دست او می سپردند و خاطر جمع بودند که این امانت به آن ها سالم بر خواهد گشت. حتی بعد از آنکه دعوت اسلام شروع شد و آتش دشمنی با قریش بالا گرفت، در همان احوال هم با همان دشمن‌ها اگر می ‌خواستند چیزی را در جایی به امانت بگذارند، می ‌آمدند و به پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)می ‌دادند.

بردباری
از دیدگاه مقام معظم رهبری ، بردباری پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)بسیار قابل توجه است و تأسی مسلمین به آن حضرت در این زمینه، مشکلات زیادی را حل می کند. ایشان می‌فرمایند: بردباری او این اندازه بود که چیزهایی که دیگران از شنیدنش بی تاب می ‌شدند در آن بزرگوار بی تابی به وجود نمی ‌آورد. گاهی دشمنان آن بزرگوار در مکه رفتارهایی با او می کردند که وقتی جناب ابی ‌طالب یا حمزه می شنیدند، عصبانی شده و از خود واکنش شدید نشان می دادند، اما پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)همین مناظر را با بردباری تحمل کرده بود.

جوانمردی
مقام معظم رهبری با تکیه بر جوانمردی پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)به عنوان یکی از بارزترین صفات شخصیتی آن حضرت، دیدگاهی جامع ارائه می دهند و می‌فرمایند: جوانمردی او طوری بود که دشمنان شخصی خود را مورد عفو و اغماض قرار می ‌داد. اگر در جایی ستمدیده ای بود، تا وقتی به کمک او نمی ‌شتافت، دست بر نمی ‌داشت. بارها با دشمنان مغلوب خود رفتاری کرد که برای آن‌ها قابل فهم نبود. مانند روز فتح مکه که فرمود «امروز روز گذشت و بخشش است.» لذا انتقام نگرفت. این، جوانمردی ‌آن بزرگوار ‌بود.

درست کرداری
در این زمینه مقام معظم رهبری به دوران قبل از بعثت پیامبر که به تجارت مشغول بودند، استناد می کنند: در دوران جاهلیت، تجارت می کرد و شرکایی داشت. یکی از شرکای دوران جاهلیت او بعدها می گفت او بهترین شریکان بود، نه لجاجت می کرد، نه جدال می کرد، نه بار خود را بر دوش شریک می گذاشت و نه به مشتری دروغ می گفت. درست کردار بود.

نظافت و تمیزی
این بعد از شخصیت پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)نتایج بسیار جالبی به همراه داشت که مقام معظم رهبری چنین بیان می ‌کنند: از دوران کودکی ، موجود نظیفی بود. در دوران نوجوانی ، سرشانه کرده، بعد در دوران جوانی محاسن وسرشانه کرده، بعد از اسلام که مرد مسنی بود، کاملاً مقید به نظافت‌ بود. لباس پیامبر وصله زده و کهنه، اما تمیز بود. این ها در معاشرت، در رفتار، در وضع خارجی و بهداشت، خیلی مؤثر است. این چیزهای به ظاهر کوچک، در باطن خیلی مؤثر است.

 خوش رفتاری
رفتار خوب پیامبر با اطرافیانش از بیان مقام معظم رهبری شنیدنی است: رفتارش با مردم، رفتار خوش بود. در جمع مردم همیشه بشاش بود، تنها که می شد، آن وقت غم هایی که داشت، ظاهر می شد، به همه سلام می کرد، اجازه نمی داد در حضور او به کسی ‌دشنام دهند واز کسی ‌بدگوئی ‌کنند، خود او هم به هیچ کس دشنام نمی داد و از کسی بدگوئی نمی کرد. با ضعفا کمال خوشرویی داشت و با اصحاب خود شوخی می ‌کرد.

 عبادت
گرچه هیچ کس نمی تواند در عبادت خداوند، هم از حیث کمیت و هم کیفیت مانند پیامبراعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)باشد، اما این بعد از اخلاق شخصی ایشان هم از دیدگاه مقام معظم رهبری ، برای تأسی مسلمانان لازم و مفید است. ایشان می فرمایند: عبادت او آن چنان عبادتی بود که پاهای او از ایستادن در محراب عبادت ورم می کرد. بخش عمده ای از شب ها را به بیداری و عبادت و تضرع و گریه و استغفار و دعا می‌گذرانید. در جواب اصحاب که به او می‌گفتند: یا رسول‌الله تو که گناهی نداری، این همه دعا و عبادت و استغفار چرا؟ می‌فرمود: «آیا بنده سپاسگذار خدا نباشم که این همه به من نعمت داده است.»[۳]

 استقامت
مقام معظم رهبری دلیل تمامی موفقیت‌های پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)در نشر دین اسلام در شرایط آن زمان عربستان را استقامت آن بزرگوار می دانند و می‌فرمایند: استقامت او استقامتی بود که در تاریخ بشری نظیر او را نمی‌شود نشان داد. آن‌چنان استقامتی نشان داد که توانست این بنای مستحکم خدایی را که ابدی است، پایه گذاری کند. با استقامت او یاران آن‌چنانی تربیت شدند. با استقامت او در آنجایی که هیچ ذهنی گمان نمی برد، خیمة مدنیت ماندگار بشری در وسط صحراهای بی آب و علف عربستان برافراشته شد.

این مجموعه اخلاق شخصی پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)که مجموعه‌ای گرانبها برای همه مسلمانان محسوب می‌گردد، انسان حقیقت جو و عدالت طلب را به سوی خود می‌کشد و مسلمانان که امروز بیش از هر زمان دیگری به وحدت کلمه و عدالت و حقیقت طلبی نیاز دارند، با گرایش به اخلاق نیکو و پسندیده پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)، مشکلات فردی و اجتماعی خود را تا حدود زیادی بر‌طرف می‌کنند.

منابع:

 نساء: 64.

 ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج، ص349ـ352.

 مفاتیح الجنان.

 سنن ابی داود، ج1، کتاب الحج، باب زیارةالقبور، ص47ـ 48؛ جعفر سبحانی، آیین وهابیت، ص116.

 ر.ک: سمهودی، وفاء الوفاء، ج4، ص1361؛ آیین وهابیت، ص166ـ167.

 عبدالرحمن جزیری، الفقه علی المذاهب الأربعة، ج1، ص205ـ206؛ سیدکاظم طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ج1، ص689 ـ693 .

 الفقه علی المذاهب الاربعة، ج1، ص600.

 وسائل الشیعة، ج10، ابواب المزار، باب 2، ج11، ص255.

کامل الزیارات، ص6 ـ 15.

بحارالانوار، ج۲۱، ص۱۰۹، باب۲۶.
راسخون

پایان پیام /

کد خبر 215284

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha