به گزارش خبرگزاری شبستان از فارس، در مسجد صاحبالزمان(عج) روستای فتحآباد داراب، گاهی شلوغی کلاسها و رفتوآمد بچهها چنان است که حضور بزرگسالان در حاشیه قرار میگیرد. اینجا کودکان و نوجوانان علاوه بر اینکه مخاطب برنامههای فرهنگی هستند؛ بخش اصلی زندگی مسجد نیز با حضور آنها شکل میگیرد. از محفل هفتگی قرآن و قصهگویی کنار آکواریوم ماهیها گرفته تا نماز جماعت، اردو و شبزندهداریهای نوجوانانه، برنامهها بهگونهای چیده شدهاند که بچهها برای آمدن به مسجد انگیزه داشته باشند و آن را جایی برای بودن، یاد گرفتن و تجربه کردن بدانند.
در بخش جنت و در روستای فتحآباد، کانون فرهنگی هنری خاتمالانبیا سالهاست فعالیت خود را بر یک اولویت روشن بنا کرده و آن تربیت و پرورش نسل کودک و نوجوان در بستر مسجد است. نتیجه این رویکرد را میتوان در جمعیت قابل توجه بچههایی دید که پای ثابت برنامههای مسجد صاحبالزمان هستند؛ جمعیتی که در برخی برنامهها از بزرگسالان هم بیشتر میشود.
در سالهای آغازین، جلسات هفتگی شیخ علی کارجو با طلبههای شهر، یکی از محورهای فعالیت فرهنگی روستا بود. این جلسات در کنار ترویج اخلاق حسنه و کادرسازی، زمینه آشنایی و علاقهمندی بسیاری از جوانان به تحصیل علوم دینی را فراهم کرد. شماری از همان افراد، پس از مدتی مسئولیت فعالیتهای کانون را برعهده گرفتند و تجربه حضور در مسجد را به برنامههایی تازه برای جذب و تربیت نسل بعد تبدیل کردند.جواد کارجو، مبلغ و فعال فرهنگی روستا، وقتی از این مجموعه حرف میزند، روایتش را از سالهایی آغاز میکند که هنوز خبری از کلاسهای پرجمعیت امروز نبود. به گفته او، ریشه فعالیتهای فرهنگی این مسجد به سال ۱۳۷۱ بازمیگردد؛ زمانی که گروهی از بزرگان و دغدغهمندان فتحآباد تصمیم گرفتند از دل مسجد، نیروهایی متدین و انقلابی تربیت کنند. تصمیمی که در سالهای بعد ثمرات خود را نشان داد و نام این روستا را بهواسطه شمار قابل توجه طلاب و مبلغین بومی، به «قم کوچک» پیوند زد.
از جلسات طلبگی تا شکلگیری یک جریان تربیتی
کارجو از آن روزها بهعنوان دورهای یاد میکند که فعالیتهای فرهنگی، بهتدریج از یک جمع محدود فراتر رفت و به جریانی برای پرورش نیرو تبدیل شد. البته مسیر همه افراد آن جمع به حوزه علمیه ختم نشد؛ برخی به سراغ حرفهها و مشاغل دیگر رفتند، اما به گفته او، همان تربیت مسجدی در زندگی کاری و اجتماعیشان نیز اثر گذاشت و آنان را به افرادی متدین، منصف و پیشتاز در کارهای جهادی تبدیل کرد.
این تجربه، امروز در چهره مربیانی دیده میشود که روزگاری خودشان در کلاسهای قرآن همین مسجد مینشستند و حالا برای کودکان و نوجوانان روستا برنامهریزی میکنند. شاگردان دیروز، جای معلمان و مربیان امروز را گرفتهاند و همان مسیری را ادامه میدهند که سالها پیش برای خودشان ترسیم شده بود.

محفل قرآن؛ قراری که از تابستان به تمام سال رسید
یکی از برنامههای پرمخاطب کانون خاتمالانبیا، محفل هفتگی قرآن است؛ جلسهای که در آن مفاهیم قرآنی با زبانی ساده و متناسب با سن کودکان و نوجوانان بیان میشود. این محفل تا سال گذشته بیشتر در فصل تابستان و بهصورت مقطعی برگزار میشد، اما با تصمیم مربیان، شکل مستمر به خود گرفت و به قراری هفتگی برای بچههای روستا تبدیل شد.
هدف، فقط برگزاری یک جلسه قرآنی نیست؛ مربیان میخواهند ارتباط بچهها با مسجد در طول سال حفظ شود و حضور آنان به برنامههای مناسبتی و تعطیلات تابستان محدود نماند. استقبال خانوادهها نشان میدهد این قرار هفتگی برای بسیاری از آنها اهمیت پیدا کرده است؛ تا جایی که برخی والدین از داراب یا شهرهای اطراف به فتحآباد میآیند تا فرزندانشان فرصت شرکت در این محفل را از دست ندهند.
در این جلسات، مفاهیم دینی با زبانی کودکانه و قابل فهم مطرح میشود؛ شیوهای که به بچهها کمک میکند با قرآن ارتباطی نزدیکتر برقرار کنند و آموختههایشان را در زندگی روزمره به کار بگیرند.
آکواریومی که بچهها را به نماز جماعت میکشاند
قاعده این ابتکار روشن است؛ هر کودکی که در ۱۰ نوبت نماز جماعت شرکت کند، یک ماهی از این آکواریوم هدیه میگیرد. ماهیها بهانهای برای حضور دوباره بچهها در مسجد شدهاند و هرکدام از آنها میتوانند نشانهای از تعلق خاطر کودک به این محیط باشند.در میان برنامههای مسجد، یک ابتکار ساده اما حسابشده بیش از همه جلب توجه میکند؛ آکواریومی پر از ماهیهای رنگارنگ که بخشی از برنامه تربیتی مسجد تبدیل شده است.
یکی از مربیان مسجد درباره این ایده توضیح میدهد که اختصاص دادن یک ماهی به بچهها پس از حضور در نماز جماعت، حس تعلق آنان به مسجد را بیشتر میکند و فرصتی فراهم میآورد تا حضور در نماز جماعت به تجربهای شیرین و ماندگار تبدیل شود.
اما کارکرد آکواریوم به همینجا ختم نمیشود. مربیان از ماهیها برای روایت داستانهای تمثیلی و آموزش مفاهیم اخلاقی نیز استفاده میکنند. وقتی بچهها دور آکواریوم جمع میشوند، مربی با مثالهایی ساده از زندگی ماهیها درباره نقش افراد در جامعه، مسئولیتپذیری و اهمیت درست انجام دادن کارها صحبت میکند. به این ترتیب، چیزی که در نگاه اول یک وسیله سرگرمی به نظر میرسد، به ابزاری برای گفتوگو و آموزش تبدیل میشود.
مسجدی با برنامههای ویژه بچهها
در بسیاری از مساجد، یکی از دغدغههای فعالان فرهنگی، کمرنگ بودن حضور نوجوانان و جوانان در برنامههاست؛ مسئلهای که گاهی از نبود برنامه متناسب با نیاز و روحیه این گروه سنی ناشی میشود. در کانون خاتمالانبیا، تلاش شده این فاصله با طراحی برنامههایی متناسب با دنیای کودکان و نوجوانان کمتر شود.

برگزاری برنامه «شبی در مسجد» با حالوهوایی همراه با نشاط و هیجان، اردوهای تفریحی با حضور و نظارت مربیان و برنامههای متنوع ویژه دختران و پسران، بخشی از فعالیتهایی است که برای نگه داشتن پیوند بچهها با مسجد دنبال میشود. در این مجموعه، حضور کودک و نوجوان در محیطی امن و صمیمی، نقطه شروع فعالیتهای تربیتی به شمار میرود.
یکی از مسئولان کانون معتقد است فاصله گرفتن نسل آینده از مسجد، میتواند پیامدهای فرهنگی و هویتی به همراه داشته باشد. از همین رو، برنامههای این مجموعه با هدف ایجاد ارتباطی پایدار میان بچهها و مسجد طراحی شده است؛ ارتباطی که قرار نیست تنها به شرکت در یک مراسم یا کلاس محدود بماند.
۳۰۰ نوجوان و کودک در کلاسهای مسجد
فتحآباد روستایی با جمعیت حدود ۲ هزار نفر است، اما دامنه فعالیتهای مسجد، بخش قابل توجهی از خانوادههای روستا را دربرمیگیرد. به گفته مدیر کانون خاتمالانبیا، در فصل تابستان بیش از ۳۰۰ کودک و نوجوان دختر و پسر در برنامههای ویژه این مجموعه ثبتنام میکنند و در کلاسهای مختلف حضور مییابند.
این آمار در کنار استمرار محفل هفتگی قرآن و حضور بچهها در نماز جماعت، تصویری از جایگاه مسجد در زندگی روزمره بخشی از خانوادههای روستا ارائه میدهد. در چنین فضایی، مسجد برای کودکان جایی است که دوستانشان را میبینند، با مربیان ارتباط میگیرند، در برنامههای جمعی شرکت میکنند و بهتدریج مسئولیتهای کوچک را تجربه میکنند.
مربیانی که برای ماندن در روستا با دشواری روبهرو هستند
با وجود این فعالیتها و استقبال خانوادهها، ادامه کار کانون بدون دشواری نیست. کارجو یکی از مهمترین چالشهای مجموعه را مهاجرت مربیان و فعالان فرهنگی به شهرها و استانهای دیگر میداند؛ مسئلهای که به گفته او، ریشه در نبود فرصت شغلی مناسب برای نیروهای فرهنگی روستا دارد.
کانون خاتمالانبیا بیش از سه دهه است که با کمکهای مردمی اداره میشود و به گفته مسئولان آن، وابستگی مالی به نهاد یا سازمان فرهنگی ندارد. با این حال، تأمین معیشت مربیانی که بخش مهمی از وقت و توان خود را صرف فعالیتهای مسجد میکنند، به یکی از دغدغههای جدی مجموعه تبدیل شده است.
برخی از این فعالان برای تأمین هزینههای زندگی ناچارند به شهرهای دیگر مهاجرت کنند و همین موضوع، ادامه فعالیتهای تربیتی را با دشواری روبهرو میکند. تعدادی نیز برای اداره زندگی خانواده، شبها مشغول به کار میشوند و با وجود خستگی، خود را به کانون میرسانند تا برنامههای بچهها تعطیل نشود.

این وضعیت، تناقضی تلخ را پیش روی مجموعه قرار داده است؛ از یک سو مسجدی که توانسته در روستایی محروم، جمعیتی قابل توجه از کودکان و نوجوانان را با فعالیتهای فرهنگی همراه کند و از سوی دیگر، برای حفظ همین جریان به نیروهایی نیاز دارد که ماندن و فعالیت در روستا برایشان از نظر اقتصادی امکانپذیر باشد.
چراغی که با نیروی بچههای دیروز روشن مانده است
داستان مسجد صاحبالزمان(عج) فتحآباد، روایت جریانی است که از تلاش گروهی از بزرگان روستا در سال ۱۳۷۱ آغاز شد، با تربیت طلبهها و نیروهای فرهنگی ادامه یافت و امروز در حضور صدها کودک و نوجوان و فعالیت مربیانی جلوه پیدا کرده که خود روزگاری از همین کلاسها برخاستهاند.
این مجموعه با وجود محدودیتهای مالی و دشواریهای تأمین نیروی انسانی، همچنان فعالیتهای خود را ادامه میدهد. مسئولان کانون میگویند کمبود حمایتها گاهی موجب دلسردی میشود، اما مانع تلاش مربیان نشده است.
در فتحآباد، اولویت مسجد را میتوان از همان جمعیتی شناخت که در کلاسهای قرآن، نماز جماعت و برنامههای فرهنگی آن حضور دارند. اینجا کودکان و نوجوانان در حاشیه برنامهها قرار نگرفتهاند؛ برنامهها حول حضور و نیازهای آنان شکل گرفته است. شاید راز استقبال بچهها از مسجد صاحبالزمان(عج) را باید در همین تغییر نگاه جستوجو کرد؛ اینکه مسجد پیش از آنکه از کودکان بخواهد خود را با برنامهها هماهنگ کنند، برنامههایش را با دنیای آنان پیوند زده است.
نظر شما