خبرگزاری شبستان _ آران و بیدگل؛ روح اله باقری/ گوشی هوشمند در دست هر شهروند، امروز فراتر از یک ابزار ارتباطی، به رسانهای کوچک با قدرتی بزرگ برای اثرگذاری بر افکار عمومی تبدیل شده است؛ رسانهای که اگر با آگاهی و بصیرت به کار گرفته شود، میتواند سنگری برای صیانت از حقیقت و انسجام اجتماعی باشد و اگر بدون شناخت و راستیآزمایی مورد استفاده قرار گیرد، به بستری برای انتشار شایعه، تحریف واقعیت و تضعیف اعتماد عمومی تبدیل شود.
در روزگاری که میدان تهدیدها از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و به ذهن، باور و ادراک انسانها رسیده است، پدافند غیرعامل نیز دیگر صرفاً به استحکام ساختمانها، حفاظت از زیرساختها و آمادگی در برابر تهدیدهای فیزیکی محدود نمیشود؛ بلکه صیانت از سرمایه اجتماعی، تقویت سواد رسانهای و افزایش تابآوری شناختی جامعه، بخشی جداییناپذیر از این منظومه دفاعی به شمار میرود.
هفته پدافند غیرعامل، فرصتی برای بازخوانی همین مسئولیت مهم است؛ اینکه در میدان پیچیده رسانهای امروز، صرفاً مصرفکننده و بازنشرکننده پیامها نباشیم، بلکه با شناخت تهدیدها، قدرت تحلیل و مسئولیتپذیری، به کنشگری آگاه و اثرگذار تبدیل شویم.
از تماشاگر رسانه تا فرمانده ذهن؛ میدان جدید تهدیدها
دوران رسانههای یکطرفه و مخاطبان منفعل به پایان رسیده است. امروز هر تلفن همراه میتواند یک خبرگزاری سیار باشد؛ ابزاری که با چند لمس ساده، یک خبر را به هزاران نفر میرساند، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار میدهد و حتی مسیر شکلگیری یک برداشت اجتماعی را تغییر میدهد.
اما در این میان، پرسش اساسی آن است که آیا کاربران فضای مجازی، آگاهانه محتوای دریافتی را انتخاب و تحلیل میکنند یا ناخواسته در مسیری حرکت میکنند که الگوریتمها و جریانهای تولید محتوا برای آنان ترسیم کردهاند؟
در چنین شرایطی، شناخت سازوکار رسانهها و الگوریتمهای هوشمند، یکی از ضرورتهای پدافند غیرعامل در عرصه شناختی است؛ چراکه گاهی تهدید، نه در قالب یک حمله آشکار، بلکه در شکل یک خبر جهتدار، تصویر دستکاریشده یا موجی از اطلاعات نادرست ظاهر میشود.
حبابهای فکری؛ وقتی فقط صدای خودمان را میشنویم
یکی از چالشهای جدی فضای مجازی، شکلگیری پدیدهای به نام «حباب فیلتر» است. الگوریتمهای بسیاری از شبکههای اجتماعی، بر اساس علایق و رفتار کاربران، محتوای مشابه و همسو با سلیقه آنان را بیشتر نمایش میدهند.
این روند بهتدریج میتواند افراد را در معرض دیدگاههای محدود و تکراری قرار دهد؛ فضایی که در آن، مخاطب بیشتر صدای باورهای پیشین خود را میشنود و کمتر با تحلیلها و دیدگاههای متفاوت مواجه میشود.
تداوم این وضعیت، زمینه شکلگیری «اتاقهای پژواک» را فراهم میکند؛ محیطهایی که در آن اختلافنظرها بهجای گفتوگوی منطقی، به تقابل و سوءتفاهم تبدیل میشوند.
از این منظر، سواد رسانهای تنها توانایی تشخیص خبر درست از نادرست نیست؛ بلکه قدرت شنیدن دیدگاههای متفاوت، پرهیز از قضاوت شتابزده و حفظ انصاف در مواجهه با مسائل اجتماعی نیز بخشی از آن است. جامعهای که قدرت گفتوگو و تحمل تفاوت را از دست بدهد، در برابر عملیات روانی و تفرقهافکنی آسیبپذیرتر خواهد بود.
عصر هوش مصنوعی؛ وقتی تصویر و صدا هم سند قطعی نیست
شاید تا چند سال پیش، بسیاری از مخاطبان تصور میکردند آنچه با چشم میبینند یا با گوش میشنوند، لزوماً واقعیت دارد؛ اما فناوریهای نوین هوش مصنوعی، بهویژه ابزارهای تولید محتوای جعلی موسوم به «دیپفیک»، این تصور را با چالش جدی روبهرو کردهاند.
امروز امکان بازسازی چهره، تقلید صدا و تولید تصاویر و ویدئوهای ساختگی با کیفیتی قابلتوجه فراهم شده است؛ محتوایی که در صورت انتشار بدون بررسی، میتواند اعتماد عمومی را خدشهدار کند، اعتبار اشخاص و نهادها را تحت تأثیر قرار دهد و زمینهساز بحرانهای اجتماعی شود.
در چنین فضایی، فعال رسانهای باید پیش از انتشار هر محتوای حساس، نقش یک راستیآزما را ایفا کند. بررسی منبع اولیه، تطبیق خبر با منابع معتبر، توجه به زمان و مکان انتشار تصویر و پرهیز از بازنشر مطالب هیجانی و تأییدنشده، از مهمترین الزامات فعالیت مسئولانه در فضای مجازی است.
قاعده روشن است: هرچه یک خبر جنجالیتر و تأثیرگذارتر باشد، ضرورت بررسی صحت آن نیز بیشتر است. سرعت انتشار نباید جایگزین دقت و اعتبار شود.
روایت اول؛ اهمیت سرعت، دقت و سند در مدیریت افکار عمومی
در جنگ روایتها، تنها وقوع یک حادثه یا رویداد اهمیت ندارد؛ بلکه چگونگی بازنمایی، تفسیر و انتشار آن نیز در شکلگیری افکار عمومی نقش تعیینکنندهای دارد. گاهی یک تصویر بدون توضیح، بخشی از یک فیلم جداشده از زمینه اصلی یا آماری بدون منبع، میتواند برداشتی متفاوت از واقعیت ایجاد کند. در چنین شرایطی، تأخیر در اطلاعرسانی دقیق و مستند، زمینه را برای گسترش روایتهای ناقص و گاه نادرست فراهم میکند.
از همین رو، اطلاعرسانی بهموقع، شفاف و مستند، یکی از الزامات مدیریت صحیح افکار عمومی است. رسانههای مسئول و فعالان فرهنگی باید ضمن پرهیز از شتابزدگی، در انتشار اطلاعات صحیح و پاسخگویی به ابهامهای جامعه پیشگام باشند.
البته سرعت بهتنهایی کافی نیست؛ روایتی ماندگار و قابل اعتماد است که بر پایه اسناد معتبر، آمار رسمی، منابع قابل استناد و رعایت انصاف شکل گرفته باشد.
از لایک و بازنشر تا کنشگری مسئولانه
یکی از آسیبهای رایج در فضای مجازی، تبدیل شدن کاربران به بازنشرکنندگان بیتأمل محتواست. گاهی افراد بدون بررسی منبع و پیامدهای انتشار یک مطلب، صرفاً به دلیل جذابیت، هیجان یا همسویی با باورهای خود، آن را در گروهها و کانالهای مختلف منتشر میکنند. این در حالی است که هر بازنشر، میتواند بر گستره انتشار یک پیام و میزان دیدهشدن آن اثر بگذارد.
کنشگر آگاه رسانهای پیش از هر انتشار، باید چند پرسش اساسی را از خود بپرسد:
آیا این محتوا بر پایه واقعیت و سند است یا صرفاً احساسات مخاطب را تحریک میکند؟
آیا انتشار آن به افزایش آگاهی و تقویت همبستگی اجتماعی کمک میکند یا زمینه سوءتفاهم و اختلاف را فراهم میآورد؟
آیا این پیام پاسخگوی یک نیاز واقعی جامعه است یا تنها برای جلب توجه و افزایش بازدید تولید شده است؟
پاسخ به این پرسشها میتواند مرز میان حضور مسئولانه در فضای مجازی و فعالیت هیجانی و بدون هدف را مشخص کند.
پدافند غیرعامل از خانه تا مسجد و رسانه
تقویت امنیت شناختی جامعه، مسئولیتی محدود به نهادهای تخصصی یا دستگاههای اجرایی نیست. خانوادهها، مدارس، دانشگاهها، مساجد، هیئتهای مذهبی، مراکز فرهنگی و رسانههای محلی، هر یک در این زمینه نقش مهمی دارند.
آموزش مهارت تشخیص اخبار جعلی به نوجوانان، گفتوگو درباره محتوای دریافتی در خانواده، برگزاری نشستهای سواد رسانهای در مساجد و مراکز فرهنگی، حمایت از رسانههای معتبر محلی و تبیین مستند مسائل و مطالبات مردم، میتواند به افزایش تابآوری جامعه در برابر شایعات و عملیات روانی کمک کند.
در این میان، رسانههای محلی به دلیل ارتباط نزدیک با مردم و شناخت مسائل بومی، ظرفیت ارزشمندی برای تبیین واقعیتها، پاسخگویی به ابهامها و تقویت اعتماد عمومی دارند؛ ظرفیتی که با اطلاعرسانی دقیق، منصفانه و بهموقع میتواند به یکی از پشتوانههای مهم پدافند غیرعامل تبدیل شود.
سخن پایانی؛ هر کلیک، یک مسئولیت
فضای مجازی را نمیتوان نادیده گرفت و از میدان اثرگذاری آن کناره گرفت؛ همانگونه که نمیتوان بدون شناخت قواعد این میدان، هر پیام و تصویری را پذیرفت و بازنشر کرد.
پدافند غیرعامل در عصر ارتباطات، پیش از آنکه به معنای مقابله با یک تهدید آشکار باشد، به معنای آمادگی برای شناخت تهدیدهای پنهان، افزایش قدرت تحلیل و حفاظت از سرمایههای فکری و اجتماعی جامعه است.
امروز هر شهروند، با هر پیام، تصویر، تحلیل و بازنشری که در فضای مجازی منتشر میکند، در شکلگیری فضای فکری جامعه سهم دارد. بنابراین، انتخاب با ماست؛ اینکه در برابر موج اطلاعات، سربازی بیسنگر و بینقشه باشیم یا با تکیه بر آگاهی، بصیرت، عقلانیت و انصاف، مسئولانه در میدان حضور پیدا کنیم.
فرمانده میدان شناختی، کسی نیست که بیشترین پیام را منتشر میکند؛ کسی است که پیش از انتشار، حقیقت را میسنجد، سند را بررسی میکند و مسئولیت پیامدهای سخن خود را میپذیرد.
نظر شما