به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، حسین علیجعفری، دینپژوه و استاد دانشگاه، از فعالترین مترجمان حوزه عرفان یهودی و مکتب قبالا در ایران است. تمرکز اصلی پژوهشهای او بر ترجمه و شرح متون کلاسیک و دانشگاهی این حوزه (بهویژه آثار مبنایی گرشوم شولم، از جمله قبالا و نمادپردازی آن، معنای تورات در عرفان یهودی و وظایف قلبها) قرار دارد. او با بهرهگیری از درک عمیق خود از ادبیات الهیاتی و عرفان اسلامی، توانسته است پیچیدهترین اصطلاحات باطنگرایانه عبری را با زبانی دقیق، آکادمیک و متناسب با دستگاه معرفتی فارسیزبانان برگرداند. متن یادداشت وی به شرح ذیل است:
در قرآن، نیایش مؤمنان الگوهای روشنی برای دعا به دست میدهد. بسیاری از این دعاها با «ربّنا» آغاز میشود و به همین دلیل، در سنّت تفسیری و دعایی، از آنها به عنوان «ربّناهای قرآنی» یاد شده است. این دعاها معمولاً برای آمرزش، هدایت، ثبات قدم، نصرت، و رهایی از لغزشهاست.
از نمونههای برجسته میتوان به این موارد اشاره کرد:
طلب آمرزش و رهایی از عذاب
«وَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ و گروهی از آنان می گویند: پروردگارا! به ما در دنیا نیکی و در آخرت هم نیکی عطا کن، و ما را از عذاب آتش نگاه دار.» (بقره، ۲۰۱)
«الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ آنان که می گویند: پروردگارا! قطعاً ما ایمان آوردیم، پس گناهانمان را بیامرز وما را از عذاب آتش نگاه دار.» (آلعمران، ۱۶)
درخواست ثبات قدم و پیروزی
«وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ؛ و چون [طالوت و اهل ایمان] برای جنگ با جالوت و سپاهیانش ظاهر شدند، گفتند: پروردگارا! بر ما صبر و شکیبایی فرو ریز، و گام هایمان را استوار ساز، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.» (بقره، ۲۵۰)
دعا برای هدایت دلها و بخشش لغزشها
«رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ؛ [و میگویند:] پروردگارا! دل هایمان را پس از آنکه هدایتمان فرمودی منحرف مکن، و از سوی خود رحمتی برما ببخش؛ زیرا تو بسیار بخشنده ای.» (آلعمران، ۸)
نیایش برای والدین و نسل صالح
«رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ؛ پروردگارا! مرا بر پادارنده نماز قرار ده، و نیز از فرزندانم [برپادارندگان نماز قرار ده]. و پروردگارا! دعایم را بپذیر؛ رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ؛ پروردگارا! روزی که حساب برپا میشود، مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را بیامرز.» (ابراهیم، ۴۱ـ۴۰)
این دعاها نشان میدهد که نیایش مؤمنانه در قرآن هم فردی است و هم جمعی، هم دنیوی است و هم اخروی، اما در همهی صورتها، بهسوی رضای الهی جهت دارد.
در ساختار قرآن کریم، نیایش مؤمنان صرفاً یک درخواستِ پراکنده نیست، بلکه به مثابه یک «زبانِ معیار» برای پیوند با ساحت قدسی تدوین شده است. این دعاها که بخش بزرگی از آنها با خطابِ «رَبَّنَا» (پروردگارا) آغاز میشود، در سنّت اسلامی به «ربّناهای قرآنی» شهرت یافتهاند. این نیایشها نشاندهندهی جهتگیریهای اخلاقی، تربیتی و هستیشناختیِ یک انسانِ مؤمن است و برخلاف دعای پیامبران که غالباً در موقعیتهای خاصِ رسالت شکل گرفته، این دعاها وضعیتهای عمومیِ زندگی بشری (لغزش، امید، هراس، طلب هدایت و پایداری) را پوشش میدهند.
میتوان نیایشها را در موضوعات زیر دستهبندی و با سنّتهای دیگر تطبیق داد:
حفظ ایمان و قوّت قلب
یکی از اصلیترین دغدغههای مؤمن در قرآن، حفظِ «حقیقتِ یافتهشده» است. مؤمن میداند که قلب در معرضِ دگرگونی است، لذا برای ثباتِ قدمِ درونی دعا میکند:
«رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ؛ پروردگارا، پس از آنکه ما را هدایت کردی، دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از نزد خود رحمتی به ما ببخش، که همانا تو بسیار بخشندهای.» (آلعمران، ۸)
این مضمون در سنّت یهودی، بهویژه در مزامیر (مزمور توبه)، بازتابی روشن دارد؛ آنجا که نیایشگر از «یِهُوَه» میطلبد: «خدایا، قلبی طاهر در من بیافرین و روحی مستحکم در باطنم تازه ساز» (مزامیر، ۵۱:۱۰). در هر دو سنّت، هدایت نه یک امر قطعی و ابدی، بلکه نعمتی است که استمرارِ آن در گروِ «نیایشِ پیوسته و مددجویانه» است.
طلبِ خیرِ جامع
قرآن مؤمنانی را که تنها به دنیا میاندیشند نکوهش کرده و الگویی را ستایش میکند که سعادت را در پیوستاری از دنیا و آخرت میبیند:
«رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ پروردگارا، به ما در دنیا نیکی عطا کن و در آخرت نیز نیکی بخش، و ما را از عذاب آتش نگاه دار.» (بقره، ۲۰۱)
این طلبِ «حسنه» (نیکی/بهروزی) در هر دو جهان، شباهت ساختاری با نیایشهای آیین زرتشتی در «یسنا» دارد. در سنّت زرتشتی، مؤمن خواهانِ «خشنودی» و «آسایش» هم برای زندگیِ گیتی (مادی) و هم برای زندگیِ مینُوی (معنوی) است تا در سایهی «اَشَه» (راستی) به کمال برسد.
در یسنا، هات ۳۵، بخشی از هفتهات که از کهنترین نیایشهای اوستایی است، دو بند بهروشنی بر این پیوندِ دوجانبه دلالت دارند:
یسنا، هات ۳۵، بند ۳: «نیایشگران اعلام میکنند که بهترین اندیشهها، گفتارها و کردارها را برمیگزینند تا منشأ خیر، بهروزی و آبادی برای هر دو جهان (جهان مادی و جهان معنوی) باشد.»
یسنا، هات ۳۵، بند ۸: «در این بند، مؤمنان در پناه قانون راستی (اَشَه)، بهترین زندگانی و نیکترین پاداش را برای همهی مردمان در «هر دو سرا» (گیتی و مینو) مسألت میکنند.»
این دو فراز نشان میدهند که در بینش مزدیسنا، مانند اسلام، خیر و کمال امری یکسویه و صرفاً اخروی نیست، بلکه سعادتِ پایدار در هماهنگی و آراستگیِ همزمانِ حیات اینجهانی و سرای مینوی تعریف میشود.
مسئولیتشناسی و پرهیز از تکلیفِ فراتر از توان
اوجِ ظرافتِ رابطهی بنده و خدا در پایان سورهی بقره تجلی یافته است؛ جایی که مؤمن از محدودیتهای بشری خود سخن میگوید و طلبِ رحمت میکند:
«لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ؛ خدا هیچ کس را جز به اندازه تواناییاش تکلیف نمیکند. هر کس عمل شایستهای انجام داده، به سود اوست، و هر کس مرتکب کار زشتی شده، به زیان اوست. [مؤمنان گویند:] پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا مرتکب اشتباه شدیم، ما را مؤاخذه مکن. پروردگارا! تکالیف سنگینی برعهده ما مگذار، چنان که بر عهده کسانی که پیش از ما بودند گذاشتی. پروردگارا! و آنچه را به آن تاب و توان نداریم بر ما تحمیل مکن؛ و از ما درگذر؛ و ما را بیامرز؛ و بر ما رحم کن؛ تو سرپرست مایی؛ پس ما را بر گروه کافران پیروز فرما.» (بقره، ۲۸۶)
این نگاه که خداوند را نه به عنوانِ قاضیای سختگیر، بلکه به عنوان «رَبّ» (پرورشدهنده) میخواند، با روحِ «دعای ربّانی» در مسیحیت همخوان است. در انجیل متی، عیسی به شاگردان میآموزد که بگویند: «ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر رهاییمان بخش، زیرا ملکوت و قوّت و جلال تا ابدالآباد از آن توست. آمین» (متی ۶: ۱۳). در هر دو سنّت، نیایشگر به «ضعفِ بشری» در برابر «آزمونهای دشوار» معترف است.
اقرار به ایمان و استدعا برای نصرت
در قرآن، نصرت و پیروزی بر ستم، همواره از مجرایِ نیایش و صبر میگذرد:
«رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ؛ پروردگارا، بر ما صبر و شکیبایی فرو ریز و گامهایمان را استوار بدار و ما را بر گروهِ کافران پیروز گردان.» (بقره، ۲۵۰)
این دعا نشاندهندهی آن است که در نگاه قرآنی، ابزار مادیِ پیروزی بدون «سَکینه» و «ثبات قدمِ الهی» کامل نیست. این مضمون در مزامیر داوود، مزمور ۱۸، که سرود پیروزی و استمداد است، با بیانی حماسی بازتاب یافته؛ آنجا که داوود خداوند را «صخره» و «سپر» خود میخواند و در توصیف استواریِ برآمده از این اتکاء میگوید: «گامهایم را زیر پایم فراخ و استوار ساختهای تا پایهایم نلغزند… تو برای جنگ کمر مرا به توانمندی بستی و مخالفان را در زیر پایم افکندی.» (مزامیر، ۳۹و۳۶: ۱۸)
نیایش برای پیوندهای خانوادگی و تداومِ نسلِ صالح
یکی از ابعاد متمایزِ ربّناهای قرآنی، توجه به «جامعهی خُرد» یا همان خانواده است. مؤمن نه به عنوان یک فردِ بریده از تاریخ، بلکه به عنوانِ حلقهای از زنجیرهی نسلها دعا میکند:
«رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ؛ رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ؛ پروردگارا، مرا برپادارندهی نماز قرار ده و از فرزندانم نیز؛ پروردگارا! روزی که حساب برپا می شود، مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را بیامرز.» (ابراهیم، ۴۱-۴۰)
و نیز در ساحتِ انتخابِ همسر و تربیتِ فرزند:
«رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا؛ پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان مایهی روشنی چشم عطا کن و ما را پیشوای پرهیزگاران قرار ده.» (فرقان، ۷۴)
این تلقّی از پیوستگی نسلها، در دیگر سنّتهای ابراهیمی و ایرانی نیز حضوری پررنگ دارد. در سنّت یهودی، دعا برای فرزندان و یادکرد نیاکان ستونِ نیایشهای خانوادگی است؛ چنانکه در آیین برکتبخشی شبِ شَبّات، والد دستانش را بر سر فرزندان میگذارد و پیوند آنان را با مادران و پدران تاریخِ مقدس مسألت میکند:
«خداوند تو را همچون ]پسران[ افرایم و منسی و همچون [دختران[ سارا، ربکا، راحل و لیه] قرار دهد.» (پیدایش، ۴۸:۲۰) «خداوند تو را برکت دهد و پاس دارد؛ خداوند روی خود را بر تو تابان سازد و بر تو فیض بخشد؛ خداوند روی خود را بر تو برافروزد و به تو سلامتی و آرامش عطا کند.» (اعداد، ۲۶-۲۴: ۶)
همچنین در نخستین بخش از نماز سهگانهی «عمیدا»، مؤمن با پیوند زدن خود به زنجیرهی تاریخی نسلها چنین میخواند:
«متبارکی تو ای خداوند، خدای ما و خدای پدرانمان، خدای ابراهیم، خدای اسحاق و خدای یعقوب… که عهد و احسانِ نیاکان را به یاد میآوری و با مهرِ خود، برای فرزندانِ فرزندانشان رهایی و رستگاری میآوری.» (سیدور، نماز عَمیدا، برکت اول: آووت؛ برگرفته از خروج، ۳:۶ و تثنیه، ۱۰:۷).
در مزدیسنا نیز پیوند نسلها با تقدیس «فَرَوَهَرهای (روح الهی) پاک نیاکان» در فروردینیشت پیوسته زنده نگاه داشته میشود و تربیت فرزندانی برومند و دانا، جزو ارکان ادعیهی روزانه است؛ چنانکه در «آتشنیایش» (یسنا، هات ۶۲، بند ۵) نیایشگر چنین تمنا میکند:
«ای آذرِ اهورامزدا! مرا ارزانی دار فرزندانی هشیار، فرزانه، سخندان و کارآمد در انجمن، فرزندانی برومند و یاریبخش به نیازمندان؛ فرزندانی که خانه، روستا، شهر، کشور و فرهنگِ این سرزمین را آباد و سربلند سازند.»
طلبِ نور و کمالِ معرفت
در نهایت، غایتِ نیایش مؤمن در قرآن، رسیدن به «تمامیتِ نور» است؛ نوری که راهِ عبور از تاریکیهای وجود را هموار میکند:
«رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ پروردگارا، نور ما را برای ما کامل گردان و ما را بیامرز، که همانا تو بر هر چیزی توانایی.» (تحریم، ۸)
این «نورخواهی» در گاهانِ زرتشت به عنوانِ طلبِ رسیدن به «روشناییِ بیپایان» و همسویی با «خردِ مقدس» (سپنته مَیْنیو) تجلّی یافته است. در هر دو سنّت، نور نه یک امر فیزیکی، بلکه مرتبهای از هوشیاری و قرب به سرچشمهی هستی است.
جمعبندی
در مجموع، «ربّناهای قرآنی» را میتوان یکی از روشنترین جلوههای نیایش مؤمنانه در قرآن دانست؛ دعاهایی که در آنها انسان مؤمن، نسبت خود را با خداوند، خویشتن، خانواده، جامعه و آیندهی خویش بازمیشناسد. خطاب مکررِ «رَبَّنَا» در این دعاها، صرفاً یک صورت زبانی نیست، بلکه بیانگر نوعی رابطهی بنیادی میان انسان و خداوند است؛ رابطهای که در آن خداوند «ربّ»، یعنی پروردگار و تدبیرکنندهی مسیر رشد انسان، و انسان، بندهای نیازمندِ هدایت، رحمت و پایداری است. از همین رو، مضمون این دعاها از خواستههای پراکنده و صرفاً مادی فراتر میرود و مجموعهای از نیازهای اخلاقی، معنوی، خانوادگی و اجتماعی انسان مؤمن را دربرمیگیرد.
یکی از ویژگیهای برجستهی این نیایشها، توجه همزمان به دنیا و آخرت است. دعای «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً» نشان میدهد که در منطق قرآنی، کمال انسان در گسستن از زندگی اینجهانی و بیاعتنایی به نیازهای آن خلاصه نمیشود؛ بلکه خیر و بهروزیِ دنیوی هنگامی معنا مییابد که در پیوند با سعادت اخروی قرار گیرد. از این منظر، نیایش مؤمنانه نه نفی زندگی، بلکه درخواست سامانیافتن آن در پرتو ارزشهای الهی است. این نگاه، در مقایسه با برخی دعاهای زرتشتی دربارهی خیر و بهروزی در «هر دو جهان»، نشان میدهد که در هر دو سنّت، زندگی انسانی دارای دو ساحت بههمپیوسته است و خیر حقیقی را نمیتوان صرفاً در یکی از این دو ساحت جستوجو کرد؛ هرچند مبانی الهیاتی و مفاهیم مربوط به سرنوشت انسان در این دو سنت یکسان نیست.
وجه مهم دیگر ربّناهای قرآنی، توجه عمیق به وضعیت درونی انسان است. دعا برای آنکه دل پس از هدایت دستخوش انحراف نشود، درخواست رحمت، آمرزش، صبر و ثبات قدم، همگی نشان میدهند که ایمان در قرآن امری ایستا و تضمینشده تلقی نمیشود، بلکه نیازمند مراقبت و استمرار است. مؤمن نهتنها از خداوند نعمت و گشایش میخواهد، بلکه برای حفظ ایمان، سلامت قلب و استواری در مسیر حق نیز دعا میکند. در اینجا نیایش به بخشی از فرایند تربیت انسان تبدیل میشود؛ زیرا شخص در هنگام دعا، هم ضعف و آسیبپذیری خود را میپذیرد و هم جهت مطلوب زندگی خویش را بازمیشناسد. به همین دلیل، دعا در این چارچوب تنها بیانِ خواسته نیست، بلکه نوعی خودآگاهی و بازگشت مداوم به معیارهای اخلاقی و ایمانی است.
در ربّناهای قرآنی، مسئولیت انسان نیز در کنار نیازمندی او حفظ میشود. دعای «رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا» و درخواستِ «وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ» نشان میدهد که مؤمن، در برابر خداوند، محدودیتهای انسانی خود را انکار نمیکند. او فراموشی، خطا و ناتوانی را میشناسد و از خداوند میخواهد که با رحمت خویش این ضعفها را جبران کند. با این حال، این اعتراف به ضعف به معنای نفی مسئولیت نیست؛ زیرا در همان آیات، اصلِ «لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ» بر مسئولیت انسان نسبت به اعمال خویش تأکید دارد. بنابراین، نیایش قرآنی میان دو امر تعادل برقرار میکند: پذیرش محدودیتهای انسان و حفظ مسئولیت اخلاقی او.
از سوی دیگر، این دعاها نشان میدهند که نیایش مؤمنانه صرفاً فردی نیست. دعا برای والدین، فرزندان، همسران، مؤمنان و حتی طلب خیر برای جامعه، دامنهی نیایش را از «من» به «ما» گسترش میدهد. در دعای حضرت ابراهیم۷، درخواست آمرزش برای خود، پدر و مادر و مؤمنان، و در دعای «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ»، توجه به خانواده و نسل آینده، نشان میدهد که مؤمن خود را موجودی جداافتاده از شبکهی روابط انسانی نمیبیند. خیرخواهی برای نزدیکان و نسلهای پس از خود، بخشی از معنای نیایش میشود. مقایسهی این مضمون با برخی دعاها و آیینهای یهودی و زرتشتی نیز نشان میدهد که پیوند میان نیایش، خانواده، تداوم نسل و یادکرد پیشینیان، در سنّتهای دینی گوناگون صورتهای متفاوتی یافته است؛ هرچند هر یک از این سنّتها آن را در چارچوب الهیاتی و آیینی خاص خود معنا میکنند.
در سطحی دیگر، ربّناهای قرآنی نشان میدهند که نیایش مؤمنانه با طلبِ هدایت و معرفت پیوندی عمیق دارد. دعا برای سلامت قلب، طلب نور و درخواستِ کمال هدایت، بیانگر آن است که غایت نیایش تنها دستیابی به یک منفعت بیرونی نیست. انسان در دعا میخواهد درک او روشنتر، دل او استوارتر و مسیر او درستتر شود. از این منظر، «نور» در دعای «رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا» را میتوان در چارچوب قرآنی، نمادی از هدایت و روشنایی معنوی دانست؛ یعنی نیایش، انسان را از صرفِ طلبِ نتیجه به سوی طلبِ بینش و تواناییِ پیمودن راه درست نیز سوق میدهد.
مقایسهی این مضامین با نیایش در سنتهای یهودی، مسیحی و زرتشتی نشان میدهد که برخی دغدغههای بنیادین انسانی در سنتهای دینی مختلف تکرار میشوند: طلب آمرزش، پایداری در ایمان، رهایی از دشواری، خیرخواهی برای خانواده و جامعه، طلب هدایت و امید به آیندهای بهتر. با این حال، شباهت در مضمون به معنای یکسانی کامل در مبانی اعتقادی نیست. هر سنّت، این نیازها را بر اساس تصور خاص خود از خداوند، انسان، جهان، نجات و مسئولیت اخلاقی صورتبندی میکند. ازاینرو، ارزش مطالعات تطبیقی در اینجا نه در یکسانسازی سنّتها، بلکه در آشکارکردن وجوه مشترک و تفاوتهای معنادار آنهاست.
در نهایت، ربّناهای قرآنی را میتوان الگویی برای فهم «نیایش مؤمنانه» دانست؛ الگویی که در آن، دعا از خواستنِ صرف فراتر میرود و به بازتنظیم رابطهی انسان با خدا، خویشتن و جهان پیرامون میانجامد. مؤمن در این دعاها هم نعمت میخواهد و هم ظرفیتِ درست استفادهکردن از نعمت را؛ هم آمرزش میطلبد و هم مسئولیت اعمال خویش را میپذیرد؛ هم برای خود دعا میکند و هم برای خانواده و دیگر مؤمنان؛ هم از دشواریها رهایی میخواهد و هم صبر و ثبات قدم برای مواجهه با آنها. بدین ترتیب، نیایش در قرآن نه گریز از مسئولیت و واقعیت زندگی، بلکه راهی برای قرار دادنِ خواستهها، ترسها، امیدها و روابط انسانی در افقی الهی است. «ربّنا» در این معنا، زبانِ انسانی است که نیازمندیِ خویش را میشناسد، اما در همان حال، با امید، مسئولیت و اعتماد، مسیر زندگی خود را به سوی خیر، هدایت و قرب الهی جهت میدهد.
نظر شما