به گزارش خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: این گزارش بر اساس مقالهای از یک شاعر و پژوهشگر عراقی در دانشگاه لندن، منتشرشده در اکتبر ۲۰۲۶، تنظیم شده است. در این مقاله، نویسنده با بازخوانی پژوهشهای اسامه نقشبندی، پژوهشگر عراقی و متخصص نسخههای خطی، از سرنخهایی سخن میگوید که میتوانند به روشن شدن سرنوشت بخشی از میراث مکتوب عراق کمک کنند.
او در جریان بازنگری نسخه عربی کتاب خود با عنوان «از برلین تا بغداد: عراق، تو را غارت کردند» که قرار است در سال ۲۰۲۶ منتشر شود، بار دیگر به نوشتههای نقشبندی بازگشته است. این کتاب به غارت میراث هنری و فرهنگی عراق، بهویژه در پی حمله آمریکا در سال ۲۰۰۳، میپردازد.
نویسنده میگوید نقشبندی در سال ۲۰۰۶ مقالهای با عنوان «گذشته و حالِ سرقت و قاچاق نسخههای خطی در عراق» در شماره هشتم مجله مصری «تراثیات» منتشر کرد.
او در این پژوهش، موارد مفقود شدن، سرقت و قاچاق نسخههای خطی عراقی را در دورههای مختلف تاریخی بررسی کرده بود؛ از رویدادهای پیش از قرن بیستم تا خسارتهای ناشی از جنگها و تحریمهای بینالمللی و سرانجام حوادث سال ۲۰۰۳.
به نوشته پژوهشگر عراقی، اهمیت این بررسی در آن است که نشان میدهد غارت حافظه تاریخی عراق با حمله آمریکا آغاز نشد، هرچند این حمله ضربهای گسترده به میراث فرهنگی این کشور وارد کرد.
مصحف یاقوت مستعصمی؛ سرنخی که به لندن رسید
یکی از روایتهای مقاله نقشبندی به نسخهای نفیس از قرآن منسوب به یاقوت مستعصمی، خوشنویس نامدار بغدادی در قرن هفتم هجری، مربوط میشود.
بر اساس روایت نقشبندی، اولیور هور، دلال بریتانیایی آثار هنری اسلامی، در میانه دهه ۱۹۸۰ میلادی مصحفی منسوب به این خوشنویس را عرضه کرده بود.
او گفت که سازمان آثار باستانی عراق تلاش کرد این نسخه را به مبلغ ۱۰۰ هزار دلار خریداری کند و سپس برای بازگرداندن آن، با پلیس بینالملل اینترپل، مکاتبه کرد؛ زیرا معتقد بود نسخه بهصورت غیرقانونی از عراق خارج شده است.
نقشبندی همچنین نوشته است که این مصحف بعدها به آمریکا منتقل شد و به مبلغ ۵۰۰ هزار دلار به فروش رسید.
نویسنده مقاله تأکید میکند که در منابعی که بررسی کرده، به اسناد مستقلی دست نیافته است که این روایت را بهطور قطعی تأیید کنند.
برهمین اساس، پرسشهایی همچنان بیپاسخ ماندهاند که آیا نسخهای از مکاتبات سازمان آثار باستانی عراق با اینترپل وجود دارد؟ آیا اطلاعات علمی، تصاویر صفحات یا مشخصات کاتب این مصحف ثبت شده است؟ چه کسی آن را خرید و اکنون کجا نگهداری میشود؟
جستوجو برای یافتن پاسخ این پرسشها، پژوهشگر را به فهرست موزهها، مجموعههای نسخههای خطی اسلامی و سوابق حراج آثار هنری رساند. نتیجه این بررسی، شناسایی چهار بخش شناختهشده از یک مصحف ۳۰ جزئی بود که در بغداد و در سال ۶۸۱ هجری قمری، برابر با ۱۲۸۲ تا ۱۲۸۳ میلادی، کتابت شده است. این بخشها اکنون در سه شهر استانبول، دوبلین و لندن نگهداری میشوند.
چهار بخش از یک مصحف در سه شهر
بر اساس فهرستهای مؤسسات نگهدارنده، چهار بخش از این مصحف در مجموعههای زیر ثبت شدهاند:
1. استانبول، جزء دوم
این بخش در کتابخانه کاخ توپقاپی استانبول، با شماره ثبت E.H. 227 نگهداری میشود. نسخه شامل ۵۰ برگ است و آیات ۱۴۲ تا ۲۵۲ سوره بقره را در بر میگیرد. تاریخ کتابت آن در فهرست مربوط، سال ۶۸۱ هجری قمری، برابر با ۱۲۸۲ تا ۱۲۸۳ میلادی، ثبت شده است.
اطلاعات این نسخه در پروژه «کورپوس کورانیکوم» وابسته به آکادمی علوم و علوم انسانی برلین-براندنبورگ نیز درج شده است.
2. استانبول، جزء دوازدهم
بخش دیگری از مصحف در همان کتابخانه، با شماره E.H. 226 نگهداری میشود. این نسخه ۵۳ برگ دارد و متن قرآن را از آیه ۵۲ سوره هود تا آیه ۵۲ سوره یوسف شامل میشود.
طبق اطلاعات فهرست، این بخش نیز در سال ۶۸۱ هجری قمری کتابت شده و خط آن به یاقوت مستعصمی نسبت داده شده است.
3. دوبلین، جزء هشتم
جزء هشتم در کتابخانه چستر بیتی در پایتخت ایرلند، با شماره CBL Is 1452 نگهداری میشود. این نسخه شامل ۵۲ برگ است و امضای یاقوت مستعصمی و تاریخ کتابت ۶۸۱ هجری قمری را در خود دارد.
بر اساس اطلاعات این کتابخانه، این بخش در دوره عثمانی، طی قرنهای شانزدهم و هفدهم میلادی، دوباره تزیین و صحافی شده است. کتابخانه چستر بیتی آن را بخشی از مجموعهای قرآنی شامل ۳۰ جزء معرفی میکند و ارتباطش را با بخشهای نگهداریشده در استانبول و لندن نیز تأیید میکند.
4. لندن، جزء پانزدهم
این بخش در مجموعه هنر اسلامی ناصر دیوید خلیلی در لندن، با شماره QUR 29 ثبت شده است. نسخه ۵۸ برگ دارد و ابعاد آن ۲۴٫۵ در ۱۷ سانتیمتر است.
مجموعه خلیلی تأکید میکند که این بخش در سال ۶۸۱ هجری قمری، برابر با ۱۲۸۲ تا ۱۲۸۳ میلادی، در بغداد کتابت شده است.
بر اساس گزارش این مجموعه، جزء پانزدهم تنها بخش شناختهشده از میان این چهار نسخه است که تزیینات اصلی خود را حفظ کرده است؛ تزییناتی شامل نقشهای هندسی و گیاهی با طلاکاری. صحافی کنونی آن نیز به ایران در قرن شانزدهم میلادی بازمیگردد.
نویسنده مقاله میگوید فهرستهای موجود، وجود این چهار بخش را تأیید میکنند، اما هنوز مشخص نیست ۲۶ جزء دیگر مصحف کجا هستند و بخشهای شناختهشده چگونه از بغداد به محل نگهداری کنونی خود انتقال یافتهاند.
او تصریح میکند که نگهداری این نسخهها در مجموعههای خارجی، بهتنهایی دلیلی بر سرقت یا قاچاق آنها نیست و اثبات چنین موضوعی به اسناد مربوط به انتقال مالکیت و خروج نسخهها از عراق نیاز دارد.
آرشیو اولیور هور؛ سرنخی دیگر برای پژوهش
پژوهشگر در ادامه، زندگی حرفهای اولیور هور را بررسی کرده است. هور که از سال ۱۹۴۵ تا ۲۰۱۸ زندگی کرد، از دلالان شناختهشده آثار هنری اسلامی در بریتانیا بود.
او فعالیت خود را در حراجی کریستیز در سال ۱۹۶۷ آغاز کرد، در توسعه بخش هنر اسلامی این مؤسسه نقش داشت و سپس فعالیت مستقل خود را راهاندازی کرد. شرکت Oliver Hoare Limited نیز در سال ۱۹۸۶ تأسیس شد. بر اساس اطلاعات مقاله، این شرکت همچنان فعال است و پسر او، دامیان هور، مدیریت آن را بر عهده دارد.
نویسنده تأکید میکند که روایت نقشبندی درباره عرضه مصحفی که گفته میشود بهصورت غیرقانونی از عراق خارج شده، بهخودیخود اثبات نمیکند که اولیور هور آن را سرقت کرده یا در خروج غیرقانونی آن نقش داشته است. اهمیت بررسی سوابق هور در این است که ممکن است اطلاعاتی درباره نسخه، مالکان پیشین آن یا اشخاص و مؤسساتی که آن را عرضه یا خریداری کردهاند، در این سوابق وجود داشته باشد.
در جریان این بررسی، پژوهشگر به خبری از کریستیز پس از درگذشت هور برخورد کرد که از فروش مجموعه شخصی او در لندن در ۲۵ اکتبر ۲۰۱۹ خبر میداد. این حراج حدود ۱۳۰ قطعه و مجموعه متنوعی از آثار هنری و اشیای تاریخی را در بر میگرفت.
یکی از اقلام فهرستشده، مجموعهای از فهرستهای حراج بود که هور طی سالهای فعالیت خود گردآوری کرده بود. این مجموعه شامل ۲۳ صندوق فهرست حراج بود که بیشتر آنها به هنر اسلامی مربوط میشدند و برخی نیز یادداشتها و توضیحاتی به خط دست داشتند.
کریستیز در توضیحات این قلم، امکان درخواست فهرست تفصیلی محتویات صندوقها را مطرح کرده بود.
این پژوهشگر احتمال میدهد این اسناد حاوی نامها، تاریخها، شماره آثار و اطلاعاتی درباره خریداران و فروشندگان باشند و شاید بتوان در میان آنها سرنخهایی درباره نسخههای خطی عراقی عرضهشده در بازارهای اروپایی یافت.
برهمین اساس، او تأکید میکند که هنوز هیچ مدرکی در دست نیست که نشان دهد این صندوقها اطلاعاتی درباره مصحف مورد اشاره نقشبندی یا چهار بخش شناساییشده از قرآن یاقوت مستعصمی در خود دارند.
او معتقد است که همین احتمال برای بررسی دقیقتر این مجموعه آرشیوی کافی است. نخستین پرسش این است که چه کسی در حراج سال ۲۰۱۹ این ۲۳ صندوق را خریداری کرده و آیا اکنون امکان دسترسی پژوهشگران به آنها وجود دارد؟ پرسش دیگر آن است که آیا شرکت اولیور هور همچنان مکاتبات یا سوابق معاملاتی مرتبط با مصحفی منسوب به یاقوت مستعصمی دارد که در دهه ۱۹۸۰ عرضه شده بود؟
سرنخی دیگر در سوابق حراجی ساتبیز
نویسنده همچنین به فهرستهای حراجی ساتبیز اشاره میکند. در توضیحات مربوط به مصحفی منسوب به یاقوت مستعصمی که در سال ۲۰۰۷ عرضه شد، به نسخه دیگری با امضای این خوشنویس و تاریخ کتابت ۶۸۱ هجری قمری، برابر با سال ۱۲۸۲ میلادی، اشاره شده است. این نسخه پیشتر در ژوئیه ۱۹۷۷ در لندن، با شماره قلم ۲۰۲۳۴، به حراج گذاشته شده بود.
این اطلاعات نیز ارتباط قطعی نسخه مورد اشاره با مصحف روایتشده از سوی نقشبندی را ثابت نمیکند، اما مسیر دیگری برای بررسی تاریخچه نسخههای منسوب به یاقوت مستعصمی در بازار جهانی هنر به دست میدهد.
درخواست از وزارت فرهنگ عراق برای پیگیری سرنوشت مصحف
پژوهشگر عراقی در پایان، پرسش اصلی خود را خطاب به وزیر جدید فرهنگ عراق، نهادهای مسئول آثار باستانی و میراث فرهنگی و اداره کل دارالمخطوطات عراق مطرح میکند که آیا مصحفی که سازمان آثار باستانی عراق در میانه دهه ۱۹۸۰ برای بازگرداندنش تلاش کرد، بخشی از همان مجموعه قرآنی بغدادی است که یاقوت مستعصمی در سال ۶۸۱ هجری قمری کتابت کرده و چهار بخش شناختهشده آن اکنون در استانبول، دوبلین و لندن نگهداری میشوند، یا با نسخهای مستقل روبهرو هستیم؟
اگر روایت نقشبندی درباره انتقال نسخه به آمریکا و فروش آن به مبلغ ۵۰۰ هزار دلار درست باشد، باید مشخص شود که این مصحف در کجا مستقر شده، چه کسی آن را فروخته و خریده و چه اسنادی درباره انتقال مالکیت آن وجود دارد.
نویسنده از پژوهشگران عراقی، بهویژه دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری در رشتههای تاریخ، باستانشناسی، مطالعات اسلامی و نسخهشناسی، میخواهد این موضوع را بهعنوان یک پروژه دانشگاهی دنبال کنند.
او گفت که این پژوهش در مرحله نخست به سفر به سه کشور نیاز ندارد. میتوان با مکاتبه با مؤسسات نگهدارنده چهار بخش شناختهشده، اطلاعات مربوط به تاریخ ورود آنها به مجموعههای کنونی، سوابق انتقال مالکیت و تصاویر مهرهای تملک، وقف و یادداشتهای حاشیهای را درخواست کرد.
در مرحله بعد، بررسی اسناد سازمان آثار باستانی عراق، مکاتبات مربوط به تلاش برای استرداد نسخه در دهه ۱۹۸۰، فهرستهای کریستیز و ساتبیز و سوابق شرکت اولیور هور، در صورت دسترسی، میتواند به روشن شدن ارتباط احتمالی میان مصحف مورد اشاره نقشبندی و نسخههای شناساییشده کمک کند.
اگر اسناد آرشیوی و مدارک حقوقی ثابت کنند که نسخهای مشخص بهصورت غیرقانونی از عراق خارج شده است، میتوان مطالبهای مستند برای بازگرداندن آن به کشور تنظیم کرد. در مقابل، درباره نسخههایی که مدرکی دال بر خروج غیرقانونی آنها وجود ندارد، بررسی تاریخچه همچنان اقدامی علمی و ضروری خواهد بود.
پژوهشگر مینویسد حتی اگر بازگرداندن خود نسخه ممکن نباشد، میتوان تاریخچه آن را بازسازی کرد، مسیر انتقالش را شناخت، محل نگهداری بخشهای مختلف را مشخص کرد و تصاویر دیجیتال آنها را در اختیار پژوهشگران عراقی قرار داد. این نیز شکلی از نجات حافظه تاریخی است.
بازگرداندن حافظه به بغداد
نویسنده در پایان به آوریل ۲۰۰۳ بازمیگردد؛ زمانی که پس از بازگشت از تبعید در آلمان به بغداد، با دوربین خود از وضعیت کشوری تصویربرداری میکرد که موزهها، کتابخانهها و نهادهای فرهنگیاش در معرض غارت و آتشسوزی قرار داشتند.
او میگوید آن زمان تصور نمیکرد شهادتهایی که ثبت کرده بود، بیش از دو دهه بعد او را به جستوجوی سرنوشت نسخهای متعلق به هفت قرن پیش، فهرست حراجهای لندن و بخشهایی از یک مصحف بغدادی در استانبول، دوبلین و لندن بازگرداند.
او معتقد است که حافظه تاریخی به زمان وقوع فاجعه محدود نمیشود، بلکه ما را به جستوجوی ریشههای آن، خسارتهای پیشین و واقعیتهایی سوق میدهد که پس از فروکش کردن آتش همچنان ناشناخته ماندهاند.
پژوهشگر با قدردانی از اسامه نقشبندی مینویسد که روایت او درباره مصحف یاقوت مستعصمی، نخستین سرنخ برای رسیدن به این اطلاعات بوده است.
او امیدوار است پژوهشگری جوان در عراق بتواند در آینده به سندی دست یابد که تاکنون پیدا نشده است؛ سندی که شاید نام یک خریدار، تصویر یک مهر مالکیت یا فصل تازهای از تاریخ این نسخه را آشکار کند.
این پژوهشگر تأکید میکند که هدف مقاله اعلام کشف یک مصحف مسروقه یا ادعای حل معمای سرنوشت آن نیست، بلکه معرفی سرنخهایی است که ارزش پیگیری دارند و آرشیوهایی که باید در آنها جستوجو کرد.
از نگاه نویسنده، میراث عراق تنها با خشم و سوگواری بازنمیگردد، بلکه پژوهش، صبر، اسناد و دانش نیز در این مسیر نقش دارند.
جنگها به مردم آموختهاند چگونه چیزهای ارزشمند خود را از دست بدهند؛ اکنون زمان آن رسیده است که با اتکا به دانش و تحقیق، راه تعقیب رد آنها را نیز بیاموزند.
او در پایان ابراز امیدواری میکند که روزی عراق بتواند به جای سوگواری برای کتابخانهها، موزهها و نسخههای خطی ازدسترفته خود، بخشی از تاریخ و حافظه آنها را بازیابد.
نظر شما