به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از خراسان جنوبی، حامد شبانی، فعال رسانهای و تحلیلگر مسائل سیاسی، در میز دانشگاهیان و مردم با موضوع «تحلیل جبهه مقاومت به مناسبت سالروز شهادت یحیی سنوار» با اشاره به تحولات اخیر منطقه و تقابل جمهوری اسلامی ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی اظهار کرد: محور مقاومت پس از ورود مستقیم جمهوری اسلامی ایران به عرصه تقابل با رژیم صهیونیستی و آمریکا، توانسته است خود را بازیابی کند و با آرایش جدیدی به فعالیت ادامه دهد.
وی افزود: در شرایط کنونی، محور مقاومت دیگر صرفاً نقش مکمل برای ایران ندارد، بلکه جمهوری اسلامی ایران و جریانهای مقاومت در منطقه در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و نمیتوان از آنها بهعنوان نیروهای نیابتی یاد کرد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی با بیان اینکه محور مقاومت در ماههای اخیر اقدامات مؤثری انجام داده است، تصریح کرد: امروز جنگ برای محور مقاومت به مسئلهای موجودیتی تبدیل شده است؛ همانطور که رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز بر جدی گرفتن ماهیت موجودیتی این جنگ تأکید داشتند.
شبانی ادامه داد: رژیم صهیونیستی موجودیت خود را در این تقابل به میدان آورده است و جمهوری اسلامی ایران نیز برای حفظ امنیت و منافع ملی خود باید بازدارندگی مؤثری ایجاد کند؛ بازدارندگیای که مانع از تکرار حملات و تجاوزهای دشمن شود.
وی با اشاره به مسئله فلسطین و آینده رژیم صهیونیستی گفت: هدف جمهوری اسلامی ایران، ایجاد شرایطی است که در آن رژیم صهیونیستی دیگر جرئت حمله به کشورهای منطقه و جریان مقاومت را نداشته باشد. تحقق این هدف مستلزم تقویت توان بازدارندگی و حفظ آمادگی در برابر تهدیدهاست.
این فعال رسانهای در پاسخ به پرسشی درباره چرایی واکنش نشان ندادن مستقیم ایران به حملات رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان اظهار کرد: در بررسی این موضوع باید به مجموعهای از ملاحظات سیاسی و امنیتی توجه کرد. مواضع دولت لبنان، حضور نیروهای بینالمللی و توافقات و تفاهمهای سیاسی از جمله عواملی هستند که بر نوع مواجهه با تحولات لبنان تأثیر میگذارند.
وی افزود: در تفاهمنامه اسلامآباد نیز بیروت بهعنوان خط قرمز مطرح شده بود، اما پس از آن، حملاتی به این شهر صورت گرفت. با این حال، تصمیمگیری درباره نحوه واکنش به چنین اقداماتی، تابع مجموعهای از ملاحظات و سیاستهای کلان کشور است.
شبانی با اشاره به نقش دولت در تصمیمگیریهای امنیتی کشور بیان کرد: شورای عالی امنیت ملی از نهادهای مهم در تعیین راهبردهای امنیتی است و دیدگاه دولت نیز در تصمیمگیریهای این شورا تأثیرگذار است. در شرایط کنونی، رویکرد دولت بر پرهیز از تحمیل هزینههای بیشتر و جلوگیری از به خطر افتادن امنیت کشور متمرکز است.
وی در ادامه با اشاره به عملیات هفتم اکتبر و پیامدهای آن برای جبهه مقاومت اظهار کرد: برخی تحلیلگران معتقدند رژیم صهیونیستی پیش از این عملیات نیز به دنبال تضعیف و از بین بردن جریانهای مقاومت در منطقه بوده است. از این منظر، حتی اگر عملیات هفتم اکتبر رخ نمیداد، احتمال مواجهه رژیم صهیونیستی با جبهه مقاومت همچنان وجود داشت.
این تحلیلگر مسائل سیاسی با بیان اینکه جریان مقاومت در غزه هزینههای سنگینی پرداخت کرده است، افزود: با وجود خسارتها و فشارهای گسترده، رژیم صهیونیستی نتوانسته است به اهداف اعلامشده خود در غزه دست پیدا کند.
وی با اشاره به اهداف اعلامی رژیم صهیونیستی پس از آغاز جنگ غزه گفت: از بین بردن حماس، خلع سلاح این جنبش، ایجاد منطقه حائل، کوچاندن مردم غزه و تغییر ساختار حکمرانی در این منطقه از جمله اهدافی بود که مطرح شد، اما این برنامهها بهطور کامل محقق نشدهاند.
شبانی تصریح کرد: با وجود حملات گسترده و تلفات سنگین، مقاومت در غزه همچنان ادامه دارد و رژیم صهیونیستی نتوانسته است این جریان را بهطور کامل از بین ببرد. تداوم درگیریها و حملات به مناطق مختلف فلسطین نیز نشان میدهد که مسئله مقاومت همچنان پابرجاست.
وی با اشاره به شرایط داخلی سوریه و سقوط دولت بشار اسد اظهار کرد: تحولات سوریه را نمیتوان صرفاً با عوامل نظامی بررسی کرد، بلکه شرایط اقتصادی و میزان رضایت عمومی از عملکرد دولت نیز در این روند تأثیرگذار بود.
این فعال رسانهای افزود: بخشی از مشکلات اقتصادی و نارضایتیهای اجتماعی در سوریه، زمینه را برای تغییر شرایط فراهم کرد. در برخی مناطق تحت کنترل مخالفان، بهواسطه حمایتهای خارجی، شرایط اقتصادی و خدماتی متفاوتی ایجاد شده بود و این مسئله در شکلگیری مقایسه میان مناطق مختلف سوریه تأثیر داشت.
شبانی ادامه داد: در کنار این عوامل، نحوه مواجهه دولت بشار اسد با تحولات و درخواستهای مربوط به حمایت نظامی نیز اهمیت داشت. به گفته وی، در شرایطی که دولت سوریه با بحران روبهرو شد، نحوه تعامل آن با ایران و جریان مقاومت با دورههای پیشین تفاوت داشت.
وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران گفت: برای تحلیل این مسئله نباید صرفاً به فضای حاکم بر جریانهای انقلابی و مطالبات عمومی توجه کرد، بلکه باید سیاستهای رسمی دولت و راهبردهای کلان نظام را نیز در نظر گرفت.
این تحلیلگر مسائل سیاسی با اشاره به رویکرد دولت در زمینه تفاهمنامه اسلامآباد اظهار کرد: هنگامی که مسئولان از بازگشت آمریکا به تعهدات و تفاهمها بهعنوان شرط پایان تخاصم سخن میگویند، این موضع نشاندهنده بخشی از راهبرد دیپلماتیک کشور است. بنابراین، میان خواستهها و مطالبات عمومی از یک سو و سیاستهای رسمی در حوزه امنیت و دیپلماسی از سوی دیگر، باید تفکیک قائل شد.
شبانی با تأکید بر اهمیت بازدارندگی در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی افزود: جلوگیری از تکرار حملات و افزایش هزینههای تجاوز برای دشمن، یکی از اهداف مهم سیاست دفاعی جمهوری اسلامی ایران است. در این چارچوب، توان نظامی و ظرفیتهای منطقهای ایران در محاسبات طرف مقابل تأثیرگذار است.
وی با اشاره به حملات آمریکا به مواضع و زیرساختهای نظامی در منطقه گفت: ارزیابی موفقیت یا ناکامی راهبردهای دفاعی کشور نیازمند بررسی مجموعهای از عوامل نظامی، سیاسی و امنیتی است و نمیتوان درباره آن صرفاً بر اساس برداشتهای احساسی یا فضای رسانهای قضاوت کرد.
این فعال رسانهای در ادامه درباره میزان اطلاع جمهوری اسلامی ایران از عملیات هفتم اکتبر بیان کرد: باید میان آموزش نیروهای فلسطینی و اطلاع داشتن از زمان و جزئیات یک عملیات مشخص تفاوت قائل شد. به اعتقاد وی، آموزش نظامی نیروهای مقاومت بهتنهایی به معنای اطلاع ایران از جزئیات عملیات هفتم اکتبر نیست.
شبانی با اشاره به مواضع رهبر شهید انقلاب اسلامی درباره این عملیات گفت: بر اساس مواضع اعلامشده، جمهوری اسلامی ایران از جزئیات این عملیات اطلاع نداشته است. همچنین، ورود مستقیم ایران به تقابل نظامی با رژیم صهیونیستی در مقاطع بعدی، در پی حملات این رژیم به مواضع و شخصیتهای مرتبط با ایران صورت گرفت.
وی با اشاره به حمله رژیم صهیونیستی به ساختمان کنسولگری ایران در سوریه و ترور اسماعیل هنیه و سیدحسن نصرالله افزود: عملیاتهای وعده صادق در چارچوب پاسخ ایران به اقدامات و حملات رژیم صهیونیستی انجام شد و این روند نشاندهنده پیوند میان تحولات منطقهای و ملاحظات امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است.
این تحلیلگر مسائل سیاسی با بیان اینکه تقابل ایران و آمریکا محدود به تحولات پس از هفتم اکتبر نیست، اظهار کرد: این مواجهه ریشههای عمیقتری دارد و باید آن را در چارچوب تلاش آمریکا برای حفظ برتری منطقهای و جهانی خود و نقشآفرینی جمهوری اسلامی ایران در منطقه بررسی کرد.
شبانی با اشاره به ترور سردار شهید قاسم سلیمانی گفت: شهادت سردار سلیمانی یکی از نقاط مهم در روند تقابل آمریکا با جمهوری اسلامی ایران بود؛ چراکه وی نقش مؤثری در مقابله با داعش و تقویت جریان مقاومت در منطقه داشت.
وی ادامه داد: از این منظر، تقابل آمریکا با ایران را نمیتوان صرفاً به عملیات هفتم اکتبر یا تحولات غزه محدود کرد. این روند در سالهای گذشته نیز وجود داشته و در مقاطع مختلف، با ابزارهای نظامی، سیاسی و امنیتی دنبال شده است.
این فعال رسانهای با اشاره به تغییرات در ساختار قدرت جهانی تصریح کرد: جهان در حال عبور از نظم تکقطبی به سمت نظمی چندقطبی است و قدرتهای منطقهای نیز در حال بازتعریف جایگاه خود هستند. در چنین شرایطی، تقابل آمریکا با قدرتهایی که برتری و نفوذ آن را به چالش میکشند، بخشی از تحولات نظم نوین جهانی به شمار میرود.
شبانی خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی ایران نیز در چارچوب همین تحولات، با فشارها و هزینههایی مواجه شده است؛ با این حال، ارزیابی وضعیت کشور باید با در نظر گرفتن دستاوردها، هزینهها، ظرفیتهای دفاعی و جایگاه منطقهای ایران انجام شود و نمیتوان تنها بر خسارتها تمرکز کرد.
نظر شما