خبرگزاری شبستان، گروه بین الملل: گاهی اهمیت یک جایزه سینمایی تنها به فیلمی که برگزیده شده یا نامی که روی صحنه خوانده میشود، محدود نمیماند. چرا که لحظه دریافت جایزه میتواند فرصتی برای بیان حرفهایی باشد که از قاب سینما فراتر میروند و به زندگی انسانهایی پیوند میخورند که صدایشان در هیاهوی سیاست و جنگ کمتر شنیده میشود.
حضور مجید مجیدی در سیویکمین جشنواره بینالمللی فیلم بوسان و سخنرانی او پس از دریافت جایزه بهترین فیلم برای «ناهار نیمروز»، از این رو قابل بررسی است. این فیلمساز ایرانی در مراسم اختتامیه جشنواره، جایزه خود را به مردم ایران تقدیم کرد و از تجربه شخصی فقدان مادرش تا رنج مردم در شرایط جنگ و تحریم سخن گفت. لحظهای که میتوانست به تجلیل از یک اثر سینمایی اختصاص داشته باشد، به فرصتی برای طرح دغدغههایی انسانی و اجتماعی تبدیل شد.
برهمین اساس، بسیاری از نویسندگان و شاعران و هنرمندان جهان به ویژه جهان عرب نیز برای طرح دغدغههای خود و انعکاس شان به جهانیان از سینما و فیلم استفاده کردند. به طوری که غسان کنفانی، نویسنده و روزنامهنگار از جمله کسانی بود که به خاطر آثار برجسته اش به سینما راه یافت؛ مسیر آثار کنفانی از ادبیات به تصویر، نشان میدهد که روایت رنج انسانها میتواند از یک قالب هنری به قالبی دیگر منتقل شود و مخاطبان تازهای پیدا کند. آنچه در یک داستان با کلمات و شخصیتها شکل میگیرد، در سینما با چهرهها، صداها، حرکت و تصویر بازآفرینی میشود. در هر دو شکل، مسئله اصلی میتواند حفظ تجربه انسانی در برابر فراموشی باشد.
از یک جایزه سینمایی تا طرح مسئله جنگ
مجیدی در سخنرانی خود، با یادکردن از مادرش و نقش او در زندگی و آثارش، به وضعیت مردم ایران پرداخت. او با اشاره به فشارهای اقتصادی و تحریمها، از آسیبهایی گفت که مردم عادی در شرایط دشوار متحمل میشوند و در پایان، آرزوی جهانی بدون جنگ را مطرح کرد.
اهمیت این سخنان را باید در پیوند میان موقعیت گوینده و محل بیان آن جستوجو کرد. مجیدی نه در یک نشست سیاسی، بلکه در مراسم یکی از رویدادهای مهم سینمایی آسیا سخن میگفت؛ جایی که فیلمسازان، منتقدان، تهیهکنندگان و رسانههای بینالمللی برای ارزیابی آثار سینمایی گرد هم آمدهاند.
در چنین فضایی، جایزه به فرصتی برای عبور از محدوده رقابت هنری تبدیل شد. مجیدی از جایگاهی سخن میگفت که توجه مخاطبان و رسانهها از پیش به آن جلب شده بود. او از این فرصت استفاده کرد تا در کنار موفقیت فیلمش، موضوعاتی مانند جنگ، تحریم و رنج غیرنظامیان را نیز مطرح کند.
این اتفاق بار دیگر پرسشی قدیمی را پیش روی سینمای جهان قرار میدهد: آیا سینما میتواند در کنار روایت داستانها، به ابزاری برای جلب توجه افکار عمومی جهان به سرنوشت انسانها نیز تبدیل شود؟
بازتاب موفقیت مجیدی در رسانههایی مانند «هالیوود ریپورتر» و «ورایتی» را باید در چند سطح بررسی کرد. نخست، جایگاه خود فیلم در رقابت جشنوارهای است. «ناهار نیمروز» توانست جایزه بهترین فیلم بخش رقابتی جایزه بوسان را به دست آورد؛ جایزهای که از این دوره، امکان معرفی اثر برای بررسی در بخش بهترین فیلم بینالمللی جوایز اسکار را نیز فراهم میکند. دوم، سخنرانی مجیدی بود که بُعدی فراتر از خبر سینمایی به رویداد بخشید. گزارشهای رسانهای، در کنار اعلام جایزه و معرفی فیلم، به سخنان او درباره مردم ایران و جنگ نیز پرداختند. این همزمانی، خبر را از چارچوب معمول اعلام برندگان جشنواره خارج کرد و آن را به رویدادی با ابعاد فرهنگی و اجتماعی تبدیل کرد.
چرا سخنان مجیدی در رسانههای بینالمللی بازتاب یافت؟
بازتاب موفقیت مجیدی در رسانههایی مانند «هالیوود ریپورتر» و «ورایتی» را باید در چند سطح بررسی کرد. نخست، جایگاه خود فیلم در رقابت جشنوارهای است. «ناهار نیمروز» توانست جایزه بهترین فیلم بخش رقابتی جایزه بوسان را به دست آورد؛ جایزهای که از این دوره، امکان معرفی اثر برای بررسی در بخش بهترین فیلم بینالمللی جوایز اسکار را نیز فراهم میکند.
دوم، سخنرانی مجیدی بود که بُعدی فراتر از خبر سینمایی به رویداد بخشید. گزارشهای رسانهای، در کنار اعلام جایزه و معرفی فیلم، به سخنان او درباره مردم ایران و جنگ نیز پرداختند. این همزمانی، خبر را از چارچوب معمول اعلام برندگان جشنواره خارج کرد و آن را به رویدادی با ابعاد فرهنگی و اجتماعی تبدیل کرد.
البته بازتاب یک سخنرانی در رسانههای خارجی الزاما به معنای پذیرش یکسان پیام آن از سوی همه مخاطبان نیست. چرا که رسانههای سینمایی به طور معمول از دریچه خبرهای صنعت فیلم، رقابتهای جشنوارهای و مسیر احتمالی آثار برای حضور در جوایز بینالمللی به رویدادها نگاه میکنند. به همین دلیل، موفقیت هنری فیلم و محتوای سخنان کارگردان میتوانند در روایتهای رسانهای، وزن متفاوتی پیدا کنند.
با این وجود، انتشار سخنان مجیدی در رسانههای بینالمللی نشان میدهد که یک رویداد سینمایی میتواند همزمان دو موضوع را در مرکز توجه قرار دهد؛ موفقیت یک اثر هنری و پیامی که سازنده آن تصمیم گرفته است در برابر مخاطبان جهانی مطرح کند که نمونه ای از ظرفیت رویدادهای فرهنگی برای ایجاد پیوند میان هنر و مسائل روز جهان است.
محور انسانی در فیلم مجید مجیدی، امکان ارتباط فیلم با مخاطبانی بیرون از مرزهای ایران را فراهم میکند. فقر، ناامنی غذایی، دشواریهای معلمان و آسیبپذیری کودکان، موضوعاتی نیستند که تنها به یک جامعه تعلق داشته باشند. تماشاگران در کشورهای مختلف میتوانند با مسئلهای که فیلم مطرح میکند ارتباط برقرار کنند، حتی اگر با شرایط اجتماعی و سیاسی محل وقوع داستان آشنا نباشند.
پیوند میان فیلم و سخنرانی مجیدی را نباید تنها در طرح مستقیم مسائل سیاسی جستوجو کرد. هر دو به شکلی متفاوت، توجه را به زندگی انسانهایی جلب میکنند که در برابر مشکلات اقتصادی و اجتماعی قرار گرفتهاند. فیلم این مسئله را در قالب داستان و شخصیتپردازی پیش میبرد و سخنرانی، آن را به دغدغههای روز جهان پیوند میزند.
میراث سینمایی که از مرزها عبور کرده است
نام مجید مجیدی برای بسیاری از مخاطبان بینالمللی با «بچههای آسمان» گره خورده است؛ فیلمی که در سال ۱۹۹۸ نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم خارجیزبان شد و یکی از شناختهشدهترین نمونههای حضور سینمای ایران در عرصه بینالمللی به شمار میرود.
در بخش مهمی از آثار مجیدی، کودکان، خانوادهها و انسانهایی که در حاشیه مناسبات قدرت و ثروت قرار گرفتهاند، جایگاهی محوری دارند. روایت او اغلب از موقعیتهایی ساده و ملموس آغاز میشود، اما به پرسشهایی گستردهتر درباره فقر، مسئولیت، محبت، کرامت انسانی و امید میرسد.
این شیوه روایت، یکی از مسیرهای ارتباط سینمای ایران با مخاطبان جهانی بوده است. فیلمی که بر تجربههای مشترک انسانی تکیه میکند، میتواند بدون آنکه همه تفاوتهای فرهنگی را از میان بردارد، امکان گفتوگو میان تماشاگرانی از جوامع مختلف را فراهم سازد.
بر همین اساس، جایزه بوسان را نیز میتوان در امتداد این مسیر بررسی کرد؛ نه به این معنا که موفقیت یک فیلم بهتنهایی نشاندهنده پذیرش یکسان سینمای ایران در سراسر جهان است، بلکه از این جهت که یک اثر ایرانی بار دیگر در رقابت بینالمللی مورد توجه قرار گرفته و فرصتی تازه برای دیدهشدن سینمای ایران فراهم کرده است.
آدونیس، شاعر و متفکر سوری در گفتوگویی با مجله ادبی «بانیپال» درباره ماهیت چندوجهی سینما میگوید که سینما با بازیگری، عکاسی، شعر، موسیقی و هنرهای تجسمی پیوند دارد؛ این ظرفیت ترکیبی، سینما را به رسانهای تبدیل میکند که میتواند تجربههای انسانی را از مسیرهای گوناگون به مخاطب منتقل کند.
تریبونی که از پرده سینما فراتر رفت
جشنوارههای بینالمللی فیلم، علاوه بر نمایش و ارزیابی آثار، محل برخورد روایتهای فرهنگی و تجربههای اجتماعی متفاوتاند. در این فضا، فیلمسازان تنها با آثار خود حضور پیدا نمیکنند؛ سخنان و انتخابهای آنان در مراسم عمومی نیز بخشی از تصویری میشود که رسانهها و مخاطبان از آنها به خاطر میسپارند.
آدونیس، شاعر و متفکر سوری در گفتوگویی با مجله ادبی «بانیپال» درباره ماهیت چندوجهی سینما میگوید که سینما با بازیگری، عکاسی، شعر، موسیقی و هنرهای تجسمی پیوند دارد؛ این ظرفیت ترکیبی، سینما را به رسانهای تبدیل میکند که میتواند تجربههای انسانی را از مسیرهای گوناگون به مخاطب منتقل کند.
سینما، برخلاف روایتهای خبری، فرصت میدهد مخاطب با شخصیتها همراه شود، شرایط زندگی آنان را ببیند و دشواریهایشان را در بستر یک داستان درک کند. این به معنای جایگزینی هنر با گزارشگری یا سیاست نیست؛ بلکه نشان میدهد هنر میتواند لایههایی از تجربه انسانی را آشکار کند که در گزارشهای روزمره کمتر مجال بروز مییابند.
برهمین اساس، سخنرانی مجیدی در بوسان از همین رو اهمیت دارد. او در لحظه دریافت یک جایزه مهم، از تجربه شخصی خود آغاز کرد، به مردم ایران پرداخت و از جهانی بدون جنگ سخن گفت. این مسیر، از یک خاطره خانوادگی تا طرح دغدغهای عمومی، به سخنان او بُعدی انسانی بخشید.
البته نباید از یک سخنرانی نتیجه گرفت که سینما میتواند بهتنهایی معادلات سیاسی را تغییر دهد یا افکار عمومی جهان را یکدست کند. قدرت سینما بیشتر در ایجاد امکان دیدن، شنیدن و درک تجربههایی است که ممکن است در روایتهای رسمی و خبرهای روزمره به حاشیه بروند.
برهمین اساس، اهمیت حضور مجیدی در بوسان تنها به دریافت یک جایزه یا بازتاب نام او در رسانههای خارجی محدود نمیشود. این رویداد نمونهای از ظرفیت سینما برای پیوندزدن موفقیت هنری با طرح پرسشهایی درباره جنگ، فقر، کودکان و مسئولیت انسانها در برابر یکدیگر است.
در جهانی که اخبار جنگ اغلب با آمار تلفات، مواضع دولتها و تحولات نظامی روایت میشوند، هنر میتواند توجه را دوباره به زندگی انسانها بازگرداند؛ به کودکانی که امنیت و آیندهشان به خطر افتاده، خانوادههایی که با دشواریهای اقتصادی روبهرو هستند و مردمی که خواهان زندگی در صلحاند.
شاید ماندگارترین بخش حضور مجیدی در بوسان، نه خود جایزه، بلکه همین تلاش برای پیوندزدن یک موفقیت سینمایی با دغدغهای فراتر از پرده سینما باشد؛ اینکه پشت هر خبر از جنگ و بحران، زندگی انسانهایی قرار دارد که باید دیده و شنیده شوند.
نظر شما