خبرگزاری شبستان _ خراسان جنوبی؛ فاطمه رحیم زاده- بعضی فرشتهها بال ندارند، روپوش سفید میپوشند، شبهایشان را به بیداری گره میزنند و میان صدای ممتد دستگاههای بیمارستان و نگاههای نگران خانوادهها، برای تپیدن دوباره قلبی تلاش میکنند. آنها گاهی خستگی را پشت لبخندشان پنهان میکنند، دلتنگی خانواده را به جان میخرند و درست در لحظهای که ناامیدی بر دلها سایه میاندازد، چراغ امید را روشن نگه میدارند پرستاری شغلی که دلی بزرگ و صبری ایوب وار میخواهد، روز پرستار، فرصتی برای قدردانی از همین قهرمانان بیادعاست، آنان که شاید نامشان در هیاهوی زندگی گم شود، اما رد مهربانی دستانشان تا همیشه بر قلب بیماران و خانوادههایشان باقی میماند.
گاهی برای نجات نفسی، باید از آغوشی گذشت، از آغوش فرزندی که شبها چشمانتظار مادر میماند تا بیماری که امیدش به دستان پرمهر پرستار گره خورده است پشت لباسهای سپید، قصههایی از اشکهای پنهان، دلتنگیهای بیصدا و عشقهای بیادعا جریان دارد؛ قصه پرستارانی که از سهم خود در کنار خانواده بودن میگذرند تا چراغ امید در خانه دیگری خاموش نشود و لبخند زندگی دوباره بر لبان بیماری بنشیند.
پرستاری تنها پوشیدن لباس سفید و مراقبت از بیماران نیست، گاهی قصه مادری است که شبها فرزندانش را به امید آرامش بخشیدن به بیماران تنها میگذارد، گاهی اشکهایی است که پشت لبخندهای حرفهای پنهان میشود و گاهی دعای کودک بیماری است که با دستان کوچکش برای پرستارش آرزوی خوشبختی میکند.
در میان راهروهای بیمارستان پرستارانی حضور دارند که سالهای جوانی خود را در کنار تخت بیماران سپری کردهاند، کسانی که نهتنها شاهد لحظههای تلخ و شیرین زندگی بیماران بودهاند، بلکه گاهی برای آرامش دیگران، از آرامش خانواده خود گذشتهاند.
سرپرستار بخش کودکان بیمارستان ولیعصر (عج) بیرجند، یکی از همین پرستاران است. مادری که سالها در کنار کودکان بیمار حضور داشته و از دعای خیر آنان، اشکهای فرزندانش در شبهای دوری، روزهای سخت کرونا و خاطرات تلخ و شیرین پرستاری سخن میگوید.
او معتقد است آنچه پرستاران را با وجود مشکلات اقتصادی، فشارهای روحی و سختیهای طاقتفرسای شغلی همچنان در این حرفه نگه داشته، چیزی فراتر از حقوق و مزایای مادی است، همان لبخند رضایت بیماری که با سلامت از بیمارستان مرخص میشود و دعای خیری که برکت آن را در زندگی خود احساس میکنند.
پرستاری انتخابی که به عشق تبدیل شد
امالبنین جمالی، سرپرستار بخش کودکان بیمارستان ولیعصر (عج) در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان اظهار کرد: ورودی سال ۱۳۸۴ دانشگاه علوم پزشکی هستم و حدود ۱۷ سال سابقه فعالیت در حرفه پرستاری دارم که حدود ۱۴ سال آن را در بخش کودکان سپری کردهام.
وی با اشاره به چگونگی ورود خود به حرفه پرستاری افزود: در زمان انتخاب رشته، مانند بسیاری از همکارانم، پرستاری یکی از انتخابهای من در کنکور بود، البته به رشتههای مرتبط با درمان علاقه داشتم و با عشق و علاقهای خاص وارد این رشته شدم.
لبخند بیماران، رضایت آنان و بهویژه لبخند کودکان بهبودیافته را با هیچ چیز دیگری عوض نمیکنمسرپرستار بخش کودکان بیمارستان ولیعصر (عج) بیرجند ادامه داد: امروز با گذشت سالها از انتخاب این حرفه، از تصمیم خود پشیمان نیستم؛ زیرا لبخند بیماران، رضایت آنان و بهویژه لبخند کودکان بهبودیافته را با هیچ چیز دیگری عوض نمیکنم.
جمالی با بیان اینکه پرستاری در کنار سختیها، برکات معنوی فراوانی دارد، میگوید: شاید حقوق و مزایای پرستاران متناسب با سختی کار آنان نباشد، اما وقتی به زندگی خود نگاه میکنم، میبینم بسیاری از اتفاقات خوب و موفقیتهایی که برای خود و خانوادهام رقم خورده، میتواند نتیجه دعای خیر بیمارانی باشد که روزی از آنان مراقبت کردهام.
وی تصریح میکند: بسیاری از همکاران ما با وجود مشکلات خانوادگی، بیماری فرزندان و حتی از دست دادن عزیزانشان، همچنان با عشق بر بالین بیماران حاضر میشوند چراکه به اجر معنوی این حرفه و دعای خیر بیماران اعتقاد دارند.
دعای دستان کوچک؛ شیرینترین خاطره پرستاری
این پرستار باسابقه با اشاره به خاطرات شیرین خود از حضور در بخش کودکان بیان میکند: یکی از کارهایی که بارها انجام دادهام، درخواست دعا از کودکان بستری در بخش است گاهی وقتی در زندگی شخصی با مسئلهای روبهرو میشوم یا احساس میکنم به دعا نیاز دارم، کنار تخت کودکان میروم و از آنان میخواهم برای من و فرزندانم دعا کنند، آنها با همان دستان کوچک و زبان شیرین کودکانه، دستهایشان را به آسمان بلند میکنند و حتی اگر نتوانند کلمات را بهدرستی بیان کنند، با تمام وجود دعا میکنند.
جمالی با تأکید بر اینکه این لحظات از شیرینترین خاطرات دوران خدمت اوست، میگوید: اعتقاد دارم دعای این کودکان از دل پاکشان برمیخیزد و به اجابت نزدیک است بارها در زندگی خود آثار و برکات این دعاها را احساس کردهام و این برای من بسیار ارزشمند است.
سرپرستار بخش کودکان بیمارستان ولیعصر (عج) بیرجند در ادامه به خاطرات تلخ حرفه پرستاری اشاره میکندو میگوید: در کنار تمام لحظات شیرین، گاهی با اتفاقاتی روبهرو میشویم که فراموش کردن آنها بسیار دشوار است، بهویژه زمانی که کودکی پس از مدتی بستری و ایجاد ارتباط عاطفی با کادر درمان، جان خود را از دست میدهد.
جمالی میافزاید: گاهی بیمار به دلیل شدت بیماری به بخش مراقبتهای ویژه منتقل یا برای ادامه درمان به مراکز مجهزتر اعزام میشود، اما پس از مدتی خبر فوت او را میشنویم، این اتفاق برای ما که خود مادر هستیم، بسیار دردناک است.
وی ادامه میدهد: شاید برخی تصور کنند پزشکان و پرستاران به دلیل مواجهه مداوم با بیماری و مرگ، به چنین اتفاقاتی عادت کردهاند، اما این واقعیت ندارد، وقتی مادری را میبینیم که از شدت غم از دست دادن فرزندش فرو میریزد، نمیتوانیم نسبت به درد او بیتفاوت باشیم.
این پرستار میگوید: ما خودمان خانواده و فرزند داریم و احساس آن مادر را درک میکنیم گاهی این صحنهها تا مدتها ذهن و روح ما را درگیر میکند و حتی پس از پایان شیفت کاری نیز نمیتوانیم آنها را فراموش کنیم.
جمالی با اشاره به تأثیر حرفه پرستاری بر زندگی خانوادگی خود اظهار میکند: همسرم نیز پرستار است و به همین دلیل هر دو با مشکلات شیفتهای کاری و دوری از فرزندان آشنا هستیم، حدود سه سال است که مسئولیت سرپرستاری بخش کودکان را بر عهده دارم و دیگر شیفت شب ندارم، اما همچنان در خانه نیز باید پاسخگوی تماسها و مسائل مربوط به بخش باشم.
وی میافزاید: دو فرزند دوقلو دارم و از زمانی که حدود ۹ ماه داشتند، ناچار بودیم برای انجام شیفتهای شبانه از آنها جدا شویم، البته تلاش میکردیم شیفتهای من و همسرم را هماهنگ کنیم، اما به دلیل دوقلو بودن بچهها، حضور پدر و مادرم برای نگهداری از آنها ضروری بود.
سرپرستار بخش کودکان بیمارستان ولیعصر (عج) بیرجند با یادآوری یکی از خاطرات آن دوران گفت: یک شب پس از بازگشت از شیفت کاری، وارد خانه شدم و دیدم یکی از بچهها روی پای همسرم و دیگری روی پای پدرم خوابیدهاند،پدر، مادر و همسرم نیز هر دو از شدت خستگی به دیوار تکیه داده و خوابشان برده بود.
جمالی ادامه داد: آن زمان فرزندانم حدود ۱۰ یا ۱۱ ماه داشتند و نگهداری از آنها در طول شب بسیار دشوار بود پدر و مادرم در تمام آن سالها همراه ما بودند و اگر حمایت خانواده نبود، ادامه کار برایمان بسیار سخت میشد.
وی با بیان اینکه برخی رنجهای فرزندان پرستاران سالها بعد آشکار میشود، میگوید: اکنون که دخترم بزرگتر شده و به کلاس هفتم رسیده است، گاهی از شبهایی برایم تعریف میکند که من در بیمارستان بودم.
این پرستار با بغضی مادرانه از زبان دخترش روایت میکند: «مامان، وقتی شبکاری میرفتی، من میرفتم یک گوشه مینشستم و مدتها گریه میکردم دلم میخواست تو کنارم باشی احساس تنهایی میکردم، اما چیزی نمیگفتم.»
جمالی میافزاید: شنیدن این حرفها برای یک مادر بسیار سخت است چراکه زمان به عقب برنمیگردد تا بتوانیم آن شبها را جبران کنیم، بسیاری از فرزندان همکارانم نیز وقتی بزرگتر میشوند، از دلتنگیها و اشکهای پنهانی دوران کودکی خود سخن میگویند.
وی در عین حال حمایت خانواده را یکی از مهمترین عوامل موفقیت پرستاران دانسته و میگوید: پدر و مادرم همیشه میگویند خدا را شکر میکنیم که شما شغلی دارید که مردم به خاطر خدمتتان برای خودتان و حتی پدر و مادرتان دعای خیر میکنند.
۲۰ روز دوری از فرزندان؛ بهای خدمت در روزهای کرونا
سرپرستار بخش کودکان بیمارستان ولیعصر (عج) بیرجند در بخش دیگری از سخنان خود به دوران شیوع کرونا اشاره کرده و میگوید: از نخستین پیکهای بیماری کرونا درگیر مراقبت از بیماران بودیم، در ابتدا پرستاران بخشهای مختلف بهصورت دورهای برای کمک به بخش کرونا اعزام میشدند، اما من از پیک دوم تا دیماه ۱۴۰۱، حدود دو سال و نیم، در بخش عفونی کرونا فعالیت داشتم.
جمالی میافزاید: آن روزها فرزندانم هنوز کوچک بودند و نگرانی از انتقال بیماری به خانواده، یکی از بزرگترین دغدغههایم بود.
وی ادامه میدهد: در روزهای ابتدایی حضور در بخش عفونی کرونا، حدود ۲۰ روز فرزندانم را به خانه پدرم فرستادم، وقتی از بیمارستان برمیگشتم، فقط به حیاط خانه پدرم میرفتم و بچهها را از دور میدیدم.
این پرستار با یادآوری آن روزها بیان میکند: حدود ۲۰ روز نتوانستم فرزندانم را در آغوش بگیرم، ببوسم یا حتی لمس کنم و بعد از اتمام شیفت از داخل حیاط منزل و بافاصله فقط نگاهشان میکردم برای یک مادر بسیار سخت است که فرزندانش را ببیند، اما از ترس انتقال بیماری نتواند آنها را در آغوش بکشد.
جمالی میافزاید: پس از مدتی تصمیم گرفتیم بچهها را به خانه برگردانیم، چراکه مشخص نبود این شرایط تا چه زمانی ادامه خواهد داشت، خانوادهها نیز با رعایت احتیاط و در زمانهایی که ما در منزل نبودیم، برای مراقبت از فرزندانمان میآمدند.
وی یادآور میشود: مادرم بیماری قلبی و فشار خون داشت و به همین دلیل نگرانی ما بیشتر بود، هر بار که از بیمارستان برمیگشتیم، باید لباسهایمان را تعویض میکردیم و پس از ضدعفونی و رعایت نکات بهداشتی، با اعضای خانواده ارتباط برقرار میکردیم.
سرپرستار بخش کودکان بیمارستان ولیعصر (عج) بیرجند تأکید میکند: اگر همراهی خانوادهها نباشد، پرستاران در بسیاری از شرایط توان ادامه مسیر را از دست میدهند، زیرا این حرفه تنها زندگی فرد شاغل را تحت تأثیر قرار نمیدهد، بلکه تمام اعضای خانواده در سختیهای آن شریک هستند.
جمالی با اشاره به ابتلای مکرر خود به کرونا اظهار میکند: در دوران شیوع این بیماری چهار بار به کرونا مبتلا شدم که نخستین بار بسیار شدید بود و ریههایم درگیر شد.
وی میافزاید: شدت بیماری به حدی بود که پزشکان داروهایی مشابه داروهای مورد استفاده برای بیماران کرونایی بستری را برایم تجویز کردند و مدتی نیز برای دریافت دارو تحت مراقبت بیمارستانی قرار گرفتم.
این پرستار ادامه میدهد: به دلیل شرایط فرزندانم، پس از دریافت دارو به خانه بازمیگشتم، اما عوارض بیماری تا مدتها ادامه داشت، درگیری عصبی ناحیه گردن، مشکلات تنفسی و سرفههای مداوم از جمله عوارضی بود که با آن مواجه شدم.
جمالی میگوید: حدود چهار تا پنج ماه درگیر روند بهبودی بودم و حتی پس از بازگشت به محل کار، همچنان با عوارض بیماری دستوپنجه نرم میکردم.
وی میافزاید: بسیاری از همکارانم نیز شرایط مشابهی داشتند، برخی پس از یک یا دو هفته استراحت به محل کار بازمیگشتند، در حالی که هنوز بهبودی کامل پیدا نکرده بودند.
سرپرستار بخش کودکان بیمارستان ولیعصر (عج) بیرجند با اشاره به شرایط دشوار استفاده طولانیمدت از تجهیزات حفاظت فردی بیان میکند: تحمل مشکلات تنفسی در کنار استفاده از لباسهای مخصوص و ماسکهای متعدد بسیار دشوار بود، اما با وجود همه این مشکلات، مراقبت از بیماران ادامه داشت.
سالهای کرونا؛ سختترین اما پربرکتترین دوران خدمتم
جمالی در ادامه با بیان اینکه دوران کرونا با وجود تمام تلخیها، یکی از ارزشمندترین دورههای زندگی حرفهای او بوده است، گفت: همیشه به همکارانم میگویم دو سال و نیم حضور در بخش کرونا را با هیچکدام از سالهای دیگر خدمتم عوض نمیکنم.
وی میافزاید: در آن دوران بیش از هر زمان دیگری احساس مفید بودن داشتم، بیماران همراه نداشتند و ما پرستاران باید علاوه بر مراقبتهای درمانی، جای خالی اعضای خانواده آنها را نیز پر میکردیم.
این پرستار ادامه میدهد: گاهی برای یک بیمار مادر بودیم، برای دیگری خواهر و برای سالمندی که از خانوادهاش دور مانده بود، نقش دخترش را داشتیم، همین ارتباط عاطفی سبب میشد حتی وقتی چند روز مرخصی میرفتیم، دلمان برای بیماران تنگ شود و بخواهیم زودتر به بخش برگردیم.
جمالی تصریح میکند: برخی بیماران سالمند یک هفته یا بیشتر در بخش بستری بودند و در این مدت چنان با پرستاران ارتباط عاطفی برقرار میکردند که ما را مانند اعضای خانواده خود میدانستند.
وی میگوید: گاهی بیماران سالمندی که مشکلات حافظه یا آلزایمر داشتند، ما را با نام فرزندانشان صدا میزدند و اصرار میکردند از خوراکیهایی که داشتند بخوریم، این لحظات در میان آن همه سختی و اضطراب، بسیار شیرین و فراموشنشدنی بود.
سرپرستار بخش کودکان بیمارستان ولیعصر (عج) بیرجند گفت: دوران کرونا برای ما تا حدودی شبیه روایتهایی بود که از رزمندگان دوران دفاع مقدس شنیدهایم، کسانی که با وجود سختیهای جبهه، وقتی مدتی از آن محیط دور میشدند، دلشان میخواست دوباره بازگردند.
جمالی میافزاید: ما نیز با وجود ترس از بیماری و مشاهده مرگ بیماران، احساس میکردیم باید در کنار آنها باشیم و برای بازگشتشان به آغوش خانواده تلاش کنیم.
وی گریزی به تلخترین خاطرات این دوران میزند و میگوید: فوت بیماران جوانی که انتظار از دست دادنشان را نداشتیم، بسیار دردناک بود، اما در مقابل، تعداد زیادی از بیماران نیز بهبود پیدا میکردند و دیدن بازگشت آنها به زندگی، خستگی را از تن ما بیرون میکرد.
این پرستار تأکید میکند: آن سالها برای من و بسیاری از همکارانم از نظر معنوی بسیار پربرکت بود و با وجود همه سختیها، خاطرات آن دوران را با عشق به یاد میآوریم.
ثبت خاطرات مدافعان سلامت خراسان جنوبی در یک کتاب
جمالی که در حوزه شعر و نویسندگی نیز فعالیت دارد، از نگارش کتابی درباره خاطرات دوران کرونا خبر داده و میگوید: با همکاری حوزه هنری، نگارش کتاب خاطرات دوران کرونا را بر عهده گرفتهام و این اثر اکنون مراحل ویرایش و آمادهسازی را طی میکند.
وی میافزاید: در این کتاب تلاش کردهام خاطرات خودم و دیگر همکاران کادر درمان خراسان جنوبی را از روزهای شیوع کرونا ثبت کنم خاطراتی که بخشی از فداکاریها، سختیها و لحظات شیرین و تلخ مدافعان سلامت را روایت میکند.
این پرستار نویسنده ادامه میدهد: برای گردآوری خاطرات با تعدادی از همکاران گفتوگو کردهام و نکته جالب این بود که با وجود تمام سختیهایی که تحمل کرده بودند، کمتر کسی از آن دوران با گلایه یاد میکرد.
جمالی بیان کرد: همکارانم از سختیها، ترسها و مشکلات میگفتند، اما در روایت آن روزها عشق و احساس رضایت از خدمت به بیماران موج میزد.
وی ابراز امیدواری میکند: انتشار این کتاب بتواند بخشی از تلاشهای کادر درمان خراسان جنوبی در دوران کرونا را برای نسلهای آینده ماندگار کند.
سرپرستار بخش کودکان بیمارستان ولیعصر (عج) بیرجند در ادامه با اشاره به مشکلات جامعه پرستاری اظهار میکند: یکی از مهمترین چالشهای این حرفه، تناسب نداشتن حقوق و مزایا با حجم مسئولیتها، فشار کاری و سختیهای شغلی است.
جمالی میافزاید: پرستاران با جان انسانها سروکار دارند و این موضوع مسئولیت بسیار سنگینی بر دوش آنان میگذارد، ما هنگام انجام وظایف خود همواره نگران هستیم که مبادا کوچکترین اشتباهی رخ دهد چراکه یک خطا ممکن است سلامت یا جان بیمار را به خطر بیندازد.
وقتی شرایط کاری پرستاران را با حقوق و مزایای برخی مشاغل دیگر مقایسه میکنیم، میبینیم دریافتی پرستاران متناسب با مسئولیت سنگین و فشار روحی و جسمی آنان نیستوی با تأکید بر اینکه تمام مشاغل ارزشمند هستند، میگوید: وقتی شرایط کاری پرستاران را با حقوق و مزایای برخی مشاغل دیگر مقایسه میکنیم، میبینیم دریافتی پرستاران متناسب با مسئولیت سنگین و فشار روحی و جسمی آنان نیست.
این پرستار ادامه میدهد: با توجه به شرایط اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی، ضروری است حقوق و مزایای پرستاران بهروز و متناسب با سختی کار آنان اصلاح شود.
جمالی تصریح میکند: افزایش حقوق و مزایا تنها موضوع انگیزه شغلی نیست، چراکه بسیاری از پرستاران انگیزه اصلی خود را از عشق به بیماران میگیرند، اما بهبود وضعیت معیشتی کمک میکند بتوانند نیازهای خانواده و فرزندانشان را بهتر تأمین کنند.
وی یادآورمیشود: پرستاران نیز مانند دیگر افراد جامعه مسئولیت خانوادگی دارند و انتظار دارند با وجود تلاش شبانهروزی و مسئولیت سنگینی که بر عهده دارند، بتوانند زندگی مناسبی برای خانواده خود فراهم کنند.
دعای خیر بیماران؛ سرمایهای که با هیچ حقوقی قابل مقایسه نیست
سرپرستار بخش کودکان بیمارستان ولیعصر (عج) بیرجند با تأکید بر ارزش معنوی حرفه پرستاری خاطرنشان میکند: با وجود تمام مشکلات، سختیها و کمبودها، آنچه بسیاری از ما را در این حرفه نگه داشته، عشق به بیماران و امید به دعای خیر آنان است.
جمالی میافزاید: وقتی بیماری پس از روزها درد و رنج با لبخند از بیمارستان مرخص میشود، وقتی کودکی با دستان کوچکش برای پرستارش دعا میکند یا خانوادهای از صمیم قلب برای کادر درمان آرزوی سلامتی دارد، احساس میکنیم تلاشهایمان بیثمر نبوده است.
وی میگوید: شاید نتوان ارزش این لحظات را با معیارهای مادی سنجید، اما همین دعاهای خیر و لبخندهای رضایتبخش، بخش بزرگی از خستگیهای ما را جبران میکند.
این پرستار باسابقه تأکید میکند: پرستاری شغلی است که گاهی برای انجام آن از لحظات ارزشمند زندگی خانوادگی خود میگذریم، اما وقتی نتیجه تلاشمان را در بهبودی بیماران میبینیم، احساس میکنیم این حرفه با تمام دشواریهایش ارزشمند است.
در ادامه فرزاد عابدینی، پرستار بیمارستان شهید چمران فردوس مردی از جنس صبوری و ایثار که ۱۲ سال از زندگی خود را در کنار تخت بیماران و در کشاکش درد و امید گذرانده است. او که راه پدر پرستارش را ادامه داده، است برای او پرستاری تنها یک شغل نیست، عشقی است که حتی فشار معیشت، شیفتهای طولانی و خستگیهای مداوم نتوانسته از شیرینی آن بکاهد چراکه معتقد است هیچ پاداشی بالاتر از دیدن لبخند زندگی بر چهره بیماری نیست که از خطر نجات یافته است.
وی با بیان اینکه نجات جان بیماران و بازگرداندن امید به خانوادههای آنان شیرینترین لحظات حرفه پرستاری است، میگوید: با وجود سختیهای فراوان، فشارهای اقتصادی و مطالبات معیشتی، هیچگاه از انتخاب شغل پرستاری پشیمان نشدهام و همچنان خدمت به مردم را افتخاری بزرگ میدانم.
پرستاری تنها یک حرفه نیست، بلکه تلفیقی از عشق، صبوری، ایثار و مسئولیتپذیری استپرستار بیمارستان شهید چمران فردوس با بیان اینکه پرستاری تنها یک حرفه نیست، بلکه تلفیقی از عشق، صبوری، ایثار و مسئولیتپذیری است، میگوید: پرستاری حرفهای است که در آن گاهی یک لبخند، یک نگاه امیدوارانه و نجات جان بیماری که در آستانه مرگ قرار دارد، میتواند خستگی ساعتها تلاش و بیخوابی را از تن پرستار بیرون کند.
عابدینی با اشاره به انگیزه خود برای ورود به حرفه پرستاری اظهار میکند: پدرم نیز پرستار بود و آشنایی با فضای این حرفه از طریق خانواده، زمینه شناخت بیشتر من از شغل پرستاری را فراهم کرد.
وی میافزاید: با شناختی که از محیط کار و شرایط این حرفه داشتم، پرستاری را انتخاب کردم و احساس خوبی که از کمک به مردم و کاهش درد و رنج آنان به دست میآید، همواره برایم ارزشمند و شیرین بوده است.
رئیس هیئتمدیره نظام پرستاری شهرستانهای فردوس، سرایان و بشرویه با بیان اینکه ۱۲ سال سابقه فعالیت در حرفه پرستاری دارد، ادامه میدهد: در این سالها روزهای سخت و شیرین بسیاری را تجربه کردهام، اما آنچه باعث میشود با وجود تمام دشواریها همچنان با انگیزه به کار ادامه دهم، احساس مفید بودن و کمک به انسانهایی است که در شرایط دشوار به حمایت و مراقبت نیاز دارند.
نجات جان بیمار؛ شیرینترین پاداش یک پرستار
عابدینی با اشاره به لحظات ماندگار حرفه پرستاری بیان میکند: شیرینی این حرفه تنها به زمانی محدود نمیشود که بیمار بهطور کامل بهبود پیدا میکند و از بیمارستان ترخیص میشود، بلکه گاهی برطرف شدن یک خطر جدی و نجات بیماری از شرایط بحرانی، احساس رضایت عمیقی در وجود پرستار ایجاد میکند.
وی ادامه میدهد: در چنین شرایطی بخش زیادی از مسئولیتهای روزمره زندگی بر عهده همسر قرار میگیرد و اگر همراهی و درک متقابل وجود نداشته باشد، ادامه فعالیت در این حرفه با مشکلات بیشتری همراه میشود.
این پرستار باسابقه به مهمترین مشکلات جامعه پرستاری اشاره میکند و میگوید: برای بررسی مشکلات معیشتی پرستاران باید شرایط عمومی اقتصادی کشور و تورم سالهای اخیر را نیز در نظر گرفت، افزایش هزینههای زندگی و فشارهای اقتصادی بر اقشار مختلف جامعه تأثیر گذاشته و پرستاران نیز از این شرایط مستثنا نبودهاند.
رئیس هیئتمدیره نظام پرستاری فردوس، سرایان و بشرویه ادامه میدهد: اگرچه حقوق کارکنان دولت در سالهای گذشته افزایش داشته، اما مزایای حرفه پرستاری متناسب با شرایط اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی رشد نکرده است.
وی بیان میکند: این مسئله بهویژه برای پرستاران باسابقه که شرایط امروز را با سالهای گذشته مقایسه میکنند، محسوستر است و موجب ایجاد نارضایتی در میان بخشی از جامعه پرستاری شده است.
عابدینی میافزاید: همکاران ما مشاهده میکنند که در برخی دستگاههای دولتی، مزایا و خدمات رفاهی بیشتری برای کارکنان در نظر گرفته میشود.
این عضو هیئتمدیره نظام پرستاری با اشاره به گستردگی مجموعه بهداشت و درمان اظهار میکند: یکی از مسائلی که باید در بررسی مطالبات پرستاران مورد توجه قرار گیرد، تعداد بالای کارکنان و گستردگی خدمات نظام سلامت است.
عابدینی میافزاید: حتی کوچکترین تغییر در میزان مزایای کارکنان این مجموعه، بار مالی قابلتوجهی برای دولت ایجاد میکند و همین مسئله موجب میشود سیاستگذاران با احتیاط بیشتری برای افزایش مزایا تصمیمگیری کنند.
وی ادامه میدهد: البته این موضوع به معنای نادیده گرفتن مطالبات پرستاران نیست و باید برای بهبود شرایط معیشتی و رفاهی آنان تلاش بیشتری صورت گیرد.
رئیس هیئتمدیره نظام پرستاری شهرستانهای فردوس، سرایان و بشرویه با اشاره به تأثیر تعهدات بیمهای بر پرداخت مطالبات حوزه سلامت میگوید: وزارت بهداشت در سالهای اخیر تلاش کرده است با وجود محدودیتهای مالی، خدمات درمانی را برای گروههای مختلف جامعه گسترش دهد.
وی میافزاید: در خراسان جنوبی نیز گروههای مختلفی از جمله کودکان زیر هفت سال که خدمات درمانی رایگان دریافت میکنند و افراد دهکهای درآمدی اول تا سوم و مددجویان تحت پوشش بهزیستی از خدمات درمانی و پوششهای بیمهای برخوردار هستند.
به گفته وی ارائه این خدمات، تعهدات مالی قابلتوجهی برای بیمهها ایجاد میکند و طبیعی است که تأمین منابع مورد نیاز برای پرداخت این تعهدات به زمان نیاز داشته باشد.
وی بیان میکند: همین فاصله زمانی در تأمین و پرداخت منابع بیمهای، بر روند پرداخت مطالبات وزارت بهداشت، دانشگاههای علوم پزشکی و در نهایت کارکنان حوزه سلامت تأثیر میگذارد.
این پرستار باسابقه تصریح میکند: اگر مجموعه شرایط اقتصادی کشور، تعهدات بیمهای و گستردگی خدمات درمانی را در کنار یکدیگر قرار دهیم، بخشی از دلایل تأخیر در پرداخت مطالبات مشخص میشود؛ با این حال، گلایههای پرستاران نیز قابل درک است.
عابدینی ابراز امیدواری میکند: با تلاش مسئولان وزارت بهداشت، رؤسای دانشگاههای علوم پزشکی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، فاصله پرداخت مطالبات پرستاران کاهش پیدا کند و شرایط معیشتی این قشر بهبود یابد.
وی میگوید: تصور کنید بیماری در شرایط بسیار حاد قرار دارد و خانواده او با نگرانی پشت درهای بخش منتظر هستند؛ زمانی که عملیات احیا با موفقیت انجام میشود و میتوانیم خبر امیدوارکنندهای به خانواده بیمار بدهیم، احساس بسیار ارزشمندی به ما دست میدهد.
این پرستار باسابقه ادامه میدهد: نگاه امیدوارانه خانوادهها و قدردانی آنان از تلاش کادر درمان، خستگی را از تن انسان بیرون میکند و انگیزهای مضاعف برای ادامه خدمت به مردم به وجود میآورد.
عابدینی تأکید میکند: همین احساس مفید بودن و اینکه میتوانیم در سختترین لحظات زندگی افراد نقشی مؤثر داشته باشیم، موجب میشود با وجود مشکلات و فشارهای کاری، با انگیزه بیشتری در مسیر خدمت به بیماران قدم برداریم.
روزهای پراضطراب کرونا و تجربه بحرانهای درمانی
وی با اشاره به تجربه فعالیت در دوران شیوع ویروس کرونا اظهار میکند: کرونا یکی از دشوارترین دورههای فعالیت کادر درمان بود، بهویژه در روزهای ابتدایی که ناشناخته بودن بیماری، نگرانی و اضطراب زیادی را برای پرستاران و سایر کارکنان حوزه سلامت ایجاد کرده بود.
به گفته وی در آن روزها همه همکاران و از جمله خود من با نگرانیهای فراوانی روبهرو بودیم، اما تلاش کردیم با وجود ترس و استرس، مسئولیت خود را در قبال بیماران به بهترین شکل انجام دهیم.
رئیس هیئتمدیره نظام پرستاری فردوس، سرایان و بشرویه ادامه میدهد: البته سختیهای حرفه پرستاری تنها به دوران کرونا محدود نمیشود و در طول سال نیز با شیوع بیماریها و همهگیریهای مختلف روبهرو هستیم که هرکدام دشواریهای خاص خود را دارند.
عابدینی تصریح میکند: تفاوت کرونا با بسیاری از این بیماریها آن بود که شرایط آن برای عموم مردم ملموستر شد و جامعه بیش از گذشته با سختیها و مسئولیتهای کادر درمان آشنا شد.
وی یادآورمیشود: خوشبختانه با تلاش مجموعه کادر درمان و لطف خداوند توانستیم در کنار یکدیگر برای عبور از آن بحران تلاش کنیم و به مردم خدمترسانی کنیم.
این پرستار بیمارستان شهید چمران فردوس در بیان یکی از خاطرات ماندگار دوران خدمت خود اظهار میکند: یکی از خاطراتی که همواره در ذهنم باقی مانده، مربوط به دختر نوجوانی است که از یک مرکز نگهداری به بیمارستان منتقل شده بود.
عابدینی افزود: این دختر نوجوان از نظر عاطفی آسیبهایی دیده بود و به دلیل شرایط روحی و محیط بیمارستان، تمایل چندانی به ادامه بستری و درمان نشان نمیداد.
وی ادامه میدهد: حضور در محیط بیمارستان برای این نوجوان خستهکننده بود و همین مسئله موجب شده بود همکاری لازم را برای ادامه روند درمان نداشته باشد.
وی بیان میکند: تلاش کردم با صحبت کردن، برقراری ارتباط عاطفی و حتی ایجاد تغییراتی در غذای او، شرایطی فراهم کنم که احساس راحتی بیشتری در بخش داشته باشد و بتواند درمان خود را ادامه دهد.
این پرستار میگوید: خوشبختانه پس از دو تا سه روز، این دختر نوجوان بهتدریج با محیط بخش ارتباط برقرار کرده و شرایط برای ادامه درمان او فراهم شد.
وی میافزاید: ادامه درمان موجب شد خطری که سلامت او را تهدید میکرد برطرف شود و بتواند از شرایط بحرانی عبور کند.
عابدینی خاطرنشان میکند: اینکه توانستم با کمی توجه، صحبت کردن و همراهی عاطفی به این نوجوان کمک کنم تا درمان خود را ادامه دهد، برایم بسیار خوشحالکننده بود و از خاطرات شیرین دوران پرستاری من محسوب میشود.
بدون تردید خستگی و فشار کاری در حرفه پرستاری وجود دارد و نمیتوان این واقعیت را انکار کرد اما در طول سالها خدمت هیچگاه از انتخاب پرستاری پشیمان نشدهامرئیس هیئتمدیره نظام پرستاری شهرستانهای فردوس، سرایان و بشرویه درباره سختیهای این حرفه و احتمال پشیمانی از انتخاب شغل پرستاری اظهار میکند: بدون تردید خستگی و فشار کاری در حرفه پرستاری وجود دارد و نمیتوان این واقعیت را انکار کرد اما در طول سالها خدمت هیچگاه از انتخاب پرستاری پشیمان نشدهام.
عابدینی میافزاید: ممکن است در میان برخی همکاران، بهویژه نیروهای جدید، احساس نارضایتی از شرایط کاری یا حتی تمایل به تغییر شغل وجود داشته باشد، اما من شخصاً با وجود همه سختیها، هیچگاه به این نتیجه نرسیدهام که ای کاش حرفه دیگری را انتخاب کرده بودم.
وی تأکید میکند: این سخن را به دور از هرگونه شعار بیان میکنم، بارها خسته شدهام، اما هیچگاه از اصل انتخاب شغل پرستاری پشیمان نشدهام.
وی با اشاره به نقش خانواده در تحمل دشواریهای حرفه پرستاری میگوید: همراهی خانواده و بهویژه همسر، یکی از مهمترین عوامل آرامش یک پرستار در محیط کار است.
وی میافزاید: شرایط کاری ما بهگونهای است که گاهی شبها در بیمارستان حضور داریم و همسرمان بهتنهایی در منزل است یا در طول روز به دلیل مشغلههای کاری، فرصت کافی برای رسیدگی به امور خانواده نداریم.
نظر شما