به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از خراسان جنوبی، مجتبی خلیفه، استادیار گروه تاریخ دانشگاه بیرجند، شامگاه (۲۳ مهر) در نشست «ایران باستان، جنگ ایران و روم» با اشاره به تلاش برخی جریانهای غربی برای وارونه جلوه دادن تاریخ ایران باستان، گفت: شناخت دقیق پیشینه تمدنی ایران و بررسی مستند رویدادهای تاریخی، نقش مهمی در مقابله با روایتهای نادرست و تقویت هویت ملی دارد.
وی با بیان اینکه برخی کشورهای غربی تلاش میکنند برای خود پیشینهای تاریخی در پیوند با تمدن یونان و روم تعریف کنند، افزود: در دوره باستان، ایران و یونان دو تمدن همسایه بودند که در مقاطع مختلف تاریخی با یکدیگر تعامل و تقابل داشتند، اما این واقعیت تاریخی نباید بهانهای برای تحریف جایگاه تمدن ایران و نادیده گرفتن گستردگی و اقتدار امپراتوری هخامنشیان شود.
استادیار گروه تاریخ دانشگاه بیرجند با اشاره به اینکه بخشهایی از ترکیه امروزی در دوره هخامنشیان در قلمرو ایران قرار داشت، اظهار کرد: در آن دوران، نه ساختار سیاسی یکپارچهای به نام اروپا وجود داشت و نه ایالات متحده آمریکا شکل گرفته بود؛ بنابراین، پیوند دادن مستقیم تاریخ معاصر غرب به تمدنهای باستانی، نیازمند بررسی دقیق و مستند تاریخی است.
خلیفه با اشاره به نقش مسلمانان در انتقال میراث علمی و فلسفی یونان به اروپای غربی بیان کرد: در جریان نهضت ترجمه در جهان اسلام، آثار متعددی از دانشمندان یونانی و رومی به زبان عربی ترجمه شد و بعدها بخشی از این آثار از طریق مراکز علمی جهان اسلام، بهویژه در اندلس و سیسیل، به زبان لاتین انتقال یافت.
وی ادامه داد: ترجمه آثار علمی و فلسفی در جهان اسلام، زمینه آشنایی اروپاییان با بخش مهمی از میراث فکری یونان را فراهم کرد و این روند در شکلگیری تحولات علمی و فکری اروپا نقش داشت؛ ازاینرو، نمیتوان نقش تمدن اسلامی را در انتقال و حفظ این میراث نادیده گرفت.
این استاد دانشگاه با تأکید بر ضرورت توجه به جایگاه تاریخی ایران افزود: تمدن یونان در برخی زمینهها دستاوردهای ارزشمندی داشته است، اما امپراتوری هخامنشیان از نظر وسعت قلمرو، ساختار حکمرانی و گستره نفوذ سیاسی، یکی از بزرگترین امپراتوریهای جهان باستان به شمار میرفت.
وی با اشاره به گستردگی قلمرو هخامنشیان گفت: قلمرو این امپراتوری از بخشهایی از آسیای مرکزی و شبهقاره هند تا شمال آفریقا، آسیای صغیر و بخشهایی از جنوب اروپا امتداد داشت و اداره چنین قلمرو وسیعی، مستلزم برخورداری از ساختارهای حکومتی و مدیریتی گسترده بود.
خلیفه با بیان اینکه بسیاری از روایتهای تاریخی درباره هخامنشیان از سوی مورخان یونانی و دیگر نویسندگان همعصر یا نزدیک به آن دوره نقل شده است، اظهار کرد: با وجود تفاوت دیدگاههای این مورخان نسبت به ایرانیان، در برخی منابع تاریخی به ویژگیهایی مانند مدارا با مردمان سرزمینهای تحت سلطه، حفظ ساختارهای محلی و واگذاری بخشی از اختیارات به حکام مناطق مختلف اشاره شده است.
وی افزود: بر اساس روایتهای تاریخی، بخش قابل توجهی از مناطق تحت حاکمیت هخامنشیان با حفظ برخی ساختارهای محلی اداره میشدند و این شیوه حکمرانی، یکی از ویژگیهای مهم این امپراتوری در مقایسه با بسیاری از حکومتهای همعصر خود بود.
استادیار گروه تاریخ دانشگاه بیرجند با اشاره به آثار فرهنگی و تمدنی ایران در مناطق مختلف جهان، بر ضرورت توجه به پیوندهای تاریخی و فرهنگی ایران با دیگر ملتها تأکید کرد و گفت: شناخت اشتراکات فرهنگی و تاریخی میتواند زمینه مناسبی برای گسترش ارتباطات بینالمللی فراهم کند.
وی با اشاره به برخی اشتراکات فرهنگی در منطقه بالکان اظهار کرد: توجه به پیوندهای تاریخی ایران با ملتهای دیگر و سرمایهگذاری فرهنگی بر این اشتراکات، میتواند به تقویت روابط میان ملتها کمک کند؛ موضوعی که باید در سیاستگذاریهای فرهنگی و بینالمللی مورد توجه بیشتری قرار گیرد.
خلیفه در ادامه با اشاره به اقدامات عمرانی هخامنشیان در سرزمینهای تحت حاکمیت خود گفت: شواهد تاریخی از اجرای طرحهای مهم در حوزه آبرسانی، کشاورزی و راهسازی در دوره هخامنشیان حکایت دارد و این اقدامات نشاندهنده توجه حکومت به توسعه زیرساختها در قلمرو خود است.
وی با اشاره به حضور هخامنشیان در مصر افزود: در دوره داریوش، طرحهایی برای ایجاد ارتباط آبی میان دریای سرخ و رود نیل اجرا شد که کتیبههای مرتبط با این اقدامات از جمله شواهد تاریخی باقیمانده از آن دوره است. همچنین، استفاده از فناوریهای آبیاری ایرانی، از جمله قنات، در برخی مناطق خارج از فلات ایران مورد توجه قرار گرفته است.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه راهسازی از دیگر اقدامات مهم هخامنشیان بود، اظهار کرد: راه شاهی بهعنوان یکی از مسیرهای مهم ارتباطی آن دوران، ارتباط میان مراکز مهم حکومتی و اقتصادی را تسهیل میکرد و نقش قابل توجهی در جابهجایی نیروها، کالاها و پیامها داشت.
خلیفه همچنین با اشاره به روابط علمی ایران و یونان در دوره باستان گفت: ارتباط میان این دو تمدن تنها به جنگ و درگیری محدود نبود و شواهد تاریخی از رفتوآمد دانشمندان و بهرهگیری از دانش و تجربه ملتهای مختلف حکایت دارد. در همین زمینه، برخی پزشکان و دانشمندان یونانی با دربار هخامنشی ارتباط داشتند.
استادیار گروه تاریخ دانشگاه بیرجند افزود: در برخی روایتها، لشکرکشی خشایارشاه به یونان در چارچوب واکنش به رویدادهای پیشین و حمله به قلمرو هخامنشیان بررسی شده است؛ بنابراین، تحلیل این جنگها بدون توجه به زمینههای سیاسی و نظامی آن دوران، تصویری ناقص از واقعیت تاریخی ارائه میدهد.
وی با اشاره به اختلافنظر پژوهشگران درباره شمار نیروهای سپاه خشایارشاه گفت: ارقامی که برخی مورخان باستان درباره تعداد نیروهای این لشکرکشی مطرح کردهاند، از سوی پژوهشگران معاصر مورد تردید قرار گرفته و برآوردهای متفاوتی درباره ابعاد این سپاه وجود دارد.
خلیفه با اشاره به روایتهای تاریخی درباره ورود سپاه هخامنشی به آتن اظهار کرد: بررسی منابع تاریخی نشان میدهد که برای شناخت پیامدهای این لشکرکشی، باید به روایتهای مختلف و شرایط حاکم بر جنگ توجه کرد و از تعمیم دادن یک روایت خاص به تمام واقعیتهای تاریخی پرهیز داشت.
این استاد دانشگاه با اشاره به جایگاه اقتصادی هخامنشیان بیان کرد: رواج سکههای هخامنشی در قلمروهای مختلف، از جمله در مناسبات اقتصادی و سیاسی آن دوران، نشاندهنده اهمیت نظام مالی این امپراتوری بود. این سکهها در برخی روایتهای تاریخی، در تحولات سیاسی دولتشهرهای یونانی نیز نقش داشتهاند.
خلیفه ادامه داد: منابع تاریخی به استفاده از منابع مالی هخامنشیان در جریان رقابتهای سیاسی و نظامی میان دولتشهرهای یونان اشاره میکنند؛ موضوعی که نشان میدهد قدرت ایران در آن دوره، تنها بر توان نظامی استوار نبود و ظرفیت اقتصادی نیز یکی از ابزارهای تأثیرگذاری این امپراتوری به شمار میرفت.
وی با اشاره به مقایسه شخصیتهای تاریخی کوروش و اسکندر مقدونی گفت: در برخی پژوهشها و دیدگاههای تفسیری معاصر، از جمله در بررسی هویت ذوالقرنین در قرآن کریم، کوروش بهعنوان یکی از گزینههای مورد بحث مطرح شده است؛ هرچند درباره این موضوع دیدگاههای مختلفی وجود دارد و نباید آن را یک نظر قطعی و مورد اتفاق همه پژوهشگران دانست.
استادیار گروه تاریخ دانشگاه بیرجند افزود: بررسی شیوه حکمرانی، رفتار با مردمان سرزمینهای فتحشده و اقدامات عمرانی حکومتها، از معیارهای مهم در ارزیابی تاریخی آنهاست. در این زمینه، مقایسه روایتهای مربوط به هخامنشیان و لشکرکشیهای اسکندر میتواند به شناخت دقیقتر تفاوتهای تاریخی کمک کند.
وی با تأکید بر اهمیت ساختار حکمرانی هخامنشیان اظهار کرد: اداره قلمرویی متشکل از اقوام، زبانها و فرهنگهای گوناگون، نیازمند سازوکارهایی برای حفظ نظم و مدیریت تفاوتها بود. توجه به تنوع قومی و فرهنگی در قلمرو هخامنشیان، یکی از موضوعات مهم در مطالعه تاریخ سیاسی ایران باستان است.
خلیفه با بیان اینکه شناخت تاریخ ایران باید بر پایه اسناد و پژوهشهای معتبر انجام شود، گفت: بازخوانی منصفانه تاریخ، به معنای نادیده گرفتن نقاط ضعف یا بزرگنمایی دستاوردها نیست؛ بلکه باید با بررسی منابع مختلف، تصویری مستند و دقیق از گذشته ارائه کرد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به برخی اظهارات اخیر مقامهای آمریکایی درباره تاریخ ایران باستان، نسبت به تلاش برای ارائه روایتهای یکجانبه از گذشته هشدار داد و افزود: تحریف یا گزینش گزینشی رویدادهای تاریخی میتواند به شکلگیری برداشتهای نادرست از ملتها و تمدنها منجر شود؛ ازاینرو، آگاهی تاریخی و شناخت مستند گذشته، اهمیت ویژهای دارد.
این استاد دانشگاه با تأکید بر ضرورت تقویت هویت ملی گفت: پیشینه تمدنی ایران یکی از مؤلفههای مهم هویت ایرانیان است و توجه به این سرمایه تاریخی میتواند در تقویت انسجام ملی مؤثر باشد. برنامههای فرهنگی و آموزشی باید بهگونهای طراحی شوند که نسل جوان با ابعاد مختلف تاریخ و تمدن ایران آشنا شود.
خلیفه درباره احتمال تلاش برخی کشورهای غربی برای ایجاد فاصله میان ایران و دیگر کشورهای اسلامی با استفاده از روایتهای تاریخی، اظهار کرد: حفظ پیوندهای میان کشورهای اسلامی و تلاش برای کاهش اختلافات، از موضوعات مهم در شرایط کنونی است.
وی با اشاره به تجربه تاریخی حمله مغول به سرزمینهای اسلامی گفت: یکی از عواملی که زمینه گسترش فتوحات مغولان را فراهم کرد، اختلافات و پراکندگی سیاسی در جهان اسلام بود. این تجربه تاریخی نشان میدهد که تفرقه و نبود همکاری میان حکومتها میتواند آسیبپذیری جوامع را افزایش دهد.
استادیار گروه تاریخ دانشگاه بیرجند ادامه داد: اگرچه همه اختلافات میان کشورهای اسلامی در اختیار یک طرف نیست، اما باید از ظرفیتهای موجود برای کاهش تنشها و تقویت روابط با کشورهایی که امکان همکاری با آنها وجود دارد، استفاده کرد.
وی با بیان اینکه هویت تاریخی و تمدنی ایران میتواند در تقویت انسجام ملی نقش داشته باشد، افزود: توجه به مؤلفههای هویت ایرانی در کنار سایر ابعاد فرهنگی و دینی، باید در برنامههای فرهنگی کشور جدی گرفته شود؛ زیرا شناخت مشترکات تاریخی و تقویت احساس تعلق ملی میتواند به افزایش همبستگی اجتماعی کمک کند.
خلیفه در پایان تأکید کرد: مواجهه با روایتهای نادرست درباره تاریخ ایران، نیازمند پژوهش مستند، آگاهیبخشی عمومی و تقویت شناخت نسل جوان از گذشته کشور است و باید با تکیه بر اسناد تاریخی، از تحریف واقعیتها جلوگیری کرد.
نظر شما