به گزارش خبرگزاری شبستان از فارس، سیدعباس صالحی شامگاه دوشنبه ۲۰ مهرماه در آیین بزرگداشت یادروز حافظ، در جوار آرامگاه خواجه اهل راز در شیراز، زبان فارسی را از ارکان اصلی هویت ایرانی دانست و اظهار کرد: زبان فارسی در امتداد تاریخی خود، از فارسی باستان و فارسی میانه تا فارسی پس از اسلام، نقشی اساسی در شکلگیری هویت ایران داشته است. در این مسیر تاریخی، اقوام و زبانهای گوناگون نیز در رسیدن فارسی به جایگاه کنونی آن سهم داشتهاند.
وی با بیان اینکه فارسیزبانان ایران و علاقهمندان به این زبان در سراسر جهان باید به جایگاه حافظ افتخار کنند، افزود: زبان فارسی پیش و پس از حافظ تفاوتی بنیادین دارد و این شاعر سهمی ویژه در شکلگیری ظرفیتهای تازه آن ایفا کرده است. برای شناخت این اثرگذاری، میتوان به چند ویژگی مهم در شعر و زبان حافظ پرداخت.
واژههایی که با حافظ معنای تازه یافتند
صالحی نخستین جلوه نوآوری حافظ را در واژگان محوری شعر او دانست و گفت: واژگان دیوان حافظ با آنچه در دیوانهای شاعران پیش از او دیده میشود، تفاوتهایی دارد. از میان ۵۶ واژه محوری در دیوان حافظ که ۲۶۷ واژه از آنها بیش از هشت بار تکرار شدهاند، شماری از واژهها در شعر او معنای تازهای پیدا کردهاند.
او واژه «رند» را نمونهای از این دگرگونی معنایی معرفی کرد و توضیح داد: این واژه در نثر فارسی پیش از حافظ معنایی متفاوت داشت و در آثاری مانند تاریخ بیهقی نیز برای اشاره به گروهی از افراد به کار رفته بود. در ادبیات عرفانی، مفهوم رند از معنای اراذل و اوباش فاصله گرفت، اما معنایی که حافظ به آن بخشید، باز هم با کاربردهای پیشین تفاوت داشت.
به گفته وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، رندی در جهان شعری حافظ مجموعهای از خوشدلی، سادهزیستی، دوری از مصلحتسنجی، عشق و شیدایی، پرهیز از ریاکاری و برخورداری از باطنی پاک در کنار ظاهری گاه ناسازگار را در خود جای میدهد. حافظ با چنین بازآفرینیهایی، به واژگان آشنا ابعاد معنایی تازهای بخشید و زبان شعر خود را از دورههای پیشین متمایز کرد.
خلاقیت در ترکیب واژههای فارسی و عربی
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، توانایی حافظ در ترکیبسازی را دومین ویژگی برجسته زبان او برشمرد و اظهار کرد: زبان فارسی از ظرفیت بالایی برای ساخت ترکیبهای تازه برخوردار است و حافظ از این قابلیت برای آفرینش جلوههای نو در شعر بهره برده است. یکی از نمونههای قابل توجه، پیوند واژگان فارسی و عربی در ترکیبهای شعری اوست.
صالحی با اشاره به دیدگاه علامه دهخدا در مقدمه لغتنامه دهخدا گفت: دهخدا در نقد کسانی که خواهان پاکسازی زبان فارسی از واژگان عربی بودند، از حافظ بهعنوان نمونهای از خلاقیت در ترکیب این دو زبان یاد میکند. حافظ با ابتکار در واژهسازی، از این ظرفیت برای غنیتر کردن زبان فارسی بهره برده است.
او برای توضیح این ویژگی، به بیت «ساکنان حرم ستر عفاف ملکوت / با من راهنشین باده مستانه زدند» اشاره کرد و ترکیب واژگان فارسی و عربی، استفاده از پیشوندها و پسوندها و ساخت ترکیبهای گوناگون را از جلوههای نوآوری حافظ دانست.
ایهام؛ هنری که در شعر حافظ به اوج رسید
صالحی در ادامه به جایگاه ایهام در غزل حافظ پرداخت و گفت: این صنعت ادبی پیش از حافظ نیز در شعر فارسی وجود داشت، اما حافظ با نوآوری در شیوههای استفاده از آن، به چندمعنایی شعر عمق و جلوهای تازه بخشید.
وی توضیح داد: حافظ از ایهام برای ایجاد لایههای مختلف معنا و هدایت مخاطب به عمق متن استفاده میکند. در شعر او، ابهامی دلنشین شکل میگیرد که با شک و تردید تفاوت دارد و مخاطب را به کشف معناهای گوناگون فرامیخواند.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه مجال پرداختن تفصیلی به شیوههای ایهامپردازی حافظ در این سخنرانی وجود ندارد، تأکید کرد: طرح این نمونهها نشان میدهد که حافظ در گشودن افقهای تازه برای زبان فارسی نقشی ویژه داشته است.
وقتی واژهها در شعر حافظ به نغمه تبدیل میشوند
موسیقی شعر، دیگر ویژگی برجستهای بود که صالحی در بررسی زبان حافظ به آن پرداخت. او با اشاره به تقسیمبندی محمدرضا شفیعی کدکنی از موسیقی شعر گفت: این موسیقی در چهار بخش بیرونی، کناری، درونی و معنوی قابل بررسی است؛ وزن و عروض در موسیقی بیرونی، قافیه و ردیف در موسیقی کناری، هماهنگی واجها و صامتها و مصوتها در موسیقی درونی و تناسب، تکرار و تضاد در موسیقی معنوی جای میگیرند.
به گفته صالحی، حافظ شعر را به موسیقی تبدیل کرده و از این نظر، آثار او با بسیاری از شعرهایی که صرفاً لحنی موسیقایی دارند، متفاوت است. غزل حافظ از دیرباز هم در قالب شعر و هم در پیوند با آواز و قوالی شناخته شده است؛ چراکه تبدیل زبان به نغمه و نوا، توانایی ویژهای میطلبد.
وی برای نمونه به غزل «سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند» اشاره کرد و افزود: در این غزل، پیوند وزن عروضی با موسیقی معنوی، فضایی طربانگیز و اثرگذار پدید آورده است. همراهی وزن و مضمون، نیروی شعر را در انتقال احساس و معنا افزایش میدهد.
حافظ چگونه غزل فارسی را دگرگون کرد؟
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به دیدگاههای رهبر شهید انقلاب درباره ویژگیهای غزل حافظ در کنگره حافظ در آبان ۱۳۶۷ در شیراز، گفت: در آن سخنرانی، ویژگیهایی از شعر حافظ مطرح شده بود که نشان میداد این شاعر در بخشهایی از غزل فارسی، راهی تازه گشوده است.
صالحی نخستین ویژگی را پیوند استحکام واژگانی قصیده با لطافت غزل دانست و اظهار کرد: قصیده معمولاً از واژگانی فخیم و استوار برخوردار بود، اما غزل کمتر چنین ویژگیای داشت. حتی تشبیبها و مقدمههای غزلی قصاید نیز به دلیل برخورداری از واژگان فخیم، به اندازه غزلهای لطیف رواج نمییافتند. حافظ این دو ویژگی را در کنار یکدیگر قرار داد و غزلهایی آفرید که هم لطافت داشتند و هم از استحکام و فخامت زبانی برخوردار بودند.
او تصویرپردازی را دومین ویژگی مهم شعر حافظ عنوان کرد و توضیح داد: قالب مثنوی به دلیل ساختار وزنی و امکان ادامه روایت، ظرفیت بیشتری برای تصویرپردازی دارد؛ نمونههای آن را میتوان در آثار مولوی و خمسه نظامی دید. در غزل، به دلیل محدودیتهای قالب، تصویرپردازی دشوارتر است و شاعران پیش از حافظ کمتر در این زمینه توانایی نشان داده بودند.
صالحی با اشاره به دو بیت «دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند» و «ساکنان حرم ستر عفاف ملکوت / با من راهنشین باده مستانه زدند» گفت: حافظ در این ابیات، تصویری از یک مکاشفه شهودی ارائه میکند و مفاهیم را به شکلی ملموس و نزدیک به ذهن مخاطب درمیآورد؛ قابلیتی که در غزل فارسی پیش از او کمتر دیده میشد.
وی سومین ویژگی را گسترش شور و حرکت در غزل دانست و اظهار کرد: غزل معمولاً با نوعی آرامش و سکون همراه بود، اما حافظ غزل شورآفرین را گسترش داد؛ شعری که میتواند مخاطب را به هیجان و حرکت نزدیک کند و حتی حالوهوایی حماسی داشته باشد. به این ترتیب، حافظ ظرفیتهای تازهای را در زبان فارسی و قالب غزل آشکار کرد.
قلمرو زبان فارسی با حافظ گستردهتر شد
صالحی گسترش زبان فارسی در جغرافیای فرهنگی جهان را از دیگر وجوه اثرگذاری حافظ دانست و گفت: ایران ممکن است در دورههایی بخشهایی از قلمرو جغرافیایی امپراتوری خود را از دست داده باشد، اما قلمرو زبانی آن در مناطقی همچون ترکستان، آناتولی، شبهقاره و دیگر سرزمینها ادامه یافته است.
او با اشاره به اینکه گسترش زبان فارسی پیش از حافظ نیز وجود داشته است، افزود: با حافظ، این قلمرو زبانی گسترش و عمق بیشتری پیدا کرد. در بخشهای مختلف حوزه زبان فارسی، از قلمرو عثمانی و شبهقاره تا آسیای میانه، میتوان نشانههای حضور و تأثیر این زبان را مشاهده کرد.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، بررسی نقش حافظ در گسترش و تعمیق حوزه زبان فارسی را موضوعی گسترده دانست که میتوان از زوایای مختلف به آن پرداخت.
حافظ؛ بخشی از میراث ماندگار ایران
صالحی در جمعبندی سخنان خود، تاریخ کهن، دین قدرتمند، عناصر حماسی و زبان فارسی را از پشتوانههای فرهنگی و تاریخی ملت ایران برشمرد و گفت: حافظ در این میراث جایگاهی ویژه دارد و حق بزرگی بر زبان فارسی و فرهنگ این سرزمین گذاشته است.
وی در پایان ابراز امیدواری کرد که به برکت روح قدسی حافظ، جهان، ایران و شیراز به جهانی آمیخته با عدالت، آزادی و صلح تبدیل شوند؛ ارزشهایی که به گفته او، حافظ نیز خواهان آن بود.
نظر شما