وقتی خانواده کوچک‌تر و نگرانی‌ها بزرگ‌تر می‌شوند

در فرهنگ ایلی کهگیلویه و بویراحمد بزرگ‌شدن کودک تنها مسئولیت پدر و مادر نبود، اما امروز، در گذار از خانواده گسترده به زندگی آپارتمانی، گرانی، بیکاری و نگرانی از آینده، تصمیم به ازدواج و فرزندآوری را دشوارتر کرده است.

خبرگزاری شبستان___یاسوج: زوج جوانی را تصور کنیم که پس از چند سال تلاش، زندگی مشترک خود را آغاز کرده‌اند، درآمد آنها هزینه‌های ضروری را به‌سختی پوشش می‌دهد و بخش زیادی از حقوق ماهانه صرف اجاره خانه، خوراک، رفت‌وآمد و اقساط می‌شود.

آنها درباره آینده فرزند خود، اتاق کوچکی که دوست دارند روزی برای وی آماده کنند، از نخستین روز مدرسه و از آرزوی پدر و مادر شدن حرف می‌زنند، اما خیلی زود گفت‌وگو به پرسش‌های دشوار می‌رسد که اگر درآمد یکی از آنها قطع شود چه؟ اگر هزینه درمان یا نگهداری کودک از توانشان خارج باشد، چه کسی کمکشان می‌کند؟ آیا می‌توانند در کنار تأمین نیازهای فرزند، از آینده شغلی و آرامش زندگی خود نیز محافظت کنند؟

فاصله بین علاقه به تشکیل خانواده و توانایی ساختن زندگی باثبات، وقتی ازدواج به محاسبه‌ای دشوار میان درآمد، مسکن و هزینه‌های روزمره تبدیل می‌شود، نمی‌توان تأخیر در ازدواج یا تردید درباره فرزندآوری را صرفاً به تغییر ارزش‌ها یا کم‌رنگ‌شدن علاقه جوانان به خانواده نسبت داد.

روزگاری که کودک، تنها نبود

در حافظه فرهنگی کهگیلویه و بویراحمد خانواده مفهومی فراتر از اعضای یک خانه داشت و در بسیاری از خانواده‌های ایلی و روستایی، خویشاوندان در نزدیکی یکدیگر زندگی می‌کردند و پیوندهای فامیلی، علاوه بر حمایت عاطفی، کارکردی عملی داشت.

نگهداری از کودک، رسیدگی به سالمندان، همراهی در بیماری و کمک در روزهای دشوار، بخشی از شبکه‌ای از مسئولیت‌های متقابل بود و خانواده‌ای که گرفتار می‌شد، لزوماً مجبور نبود همه مشکلات خود را به‌تنهایی حل کند، هرچند گذشته را نباید بی‌دغدغه و آرمانی تصویر کرد.

محرومیت، دشواری معیشت و محدودیت دسترسی به خدمات نیز در زندگی سنتی وجود داشت و تفاوت مهم این بود که بخشی از نیازها از مسیر روابط نزدیک خانوادگی و اجتماعی پاسخ داده می‌شد و حمایتی که امروز با مهاجرت برای تحصیل و اشتغال، گسترش شهرنشینی، کوچک‌شدن خانواده‌ها و فاصله‌گرفتن خانه‌ها از یکدیگر، در دسترس همه نیست.

در زندگی آپارتمانی، ممکن است پدر و مادری هر دو شاغل باشند، اما برای چند ساعت مراقبت از کودک کسی را نداشته باشند و پدربزرگ و مادربزرگ شاید در شهری دیگر زندگی کنند و هزینه مهدکودک نیز بخش مهمی از درآمد خانواده را ببلعد که در چنین شرایطی، تولد فرزند تنها یک تغییر عاطفی در زندگی نیست، تغییر بزرگی در زمان، درآمد، اشتغال و تقسیم مسئولیت‌های خانواده به شمار می‌رود و شاید یکی از هزینه‌های پنهان زندگی امروز، هزینه تنها ماندن والدین باشد.

اقتصاد ناپایدار و آینده‌ای که به‌سختی می‌توان برایش برنامه ریخت

گرانی، بیکاری و دشواری تأمین مسکن، از مهم‌ترین موانعی هستند که می‌توانند تصمیم‌های خانوادگی را به تعویق بیندازند و جوانی که شغل پایدار ندارد یا درآمد وی متناسب با هزینه‌های زندگی افزایش نمی‌یابد، پیش از ازدواج باید درباره اجاره خانه، لوازم اولیه زندگی و مخارج روزمره تصمیم بگیرد و پس از ازدواج نیز با هزینه‌های تازه‌ای روبه‌رو می‌شود که با تولد فرزند افزایش می‌یابند و به برنامه‌ریزی بلندمدت نیاز دارند.

در کنار مشکلات ساختاری اقتصاد، جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی، پیامدهای ناامنی منطقه‌ای و فشار تحریم‌ها نیز می‌توانند بر نااطمینانی اقتصادی بیفزایند و وقتی بازارها بی‌ثبات می‌شوند، قیمت کالاهای ضروری تغییر می‌کند و چشم‌انداز اشتغال مبهم می‌ماند، خانواده‌ها برای تصمیم‌هایی که سال‌ها بر زندگی آنان اثر می‌گذارد، محتاط‌تر می‌شوند.

با این حال، تحلیل کارشناسی نباید همه دشواری‌ها را به جنگ و تحریم فروبکاهد، زیرا کمبود فرصت‌های شغلی پایدار، مشکلات دسترسی به مسکن، تناسب‌نداشتن برخی حمایت‌ها با نیاز واقعی خانواده‌ها و دشواری دسترسی به خدمات مراقبتی، مسائلی هستند که نیازمند سیاست‌گذاری مؤثر و پیگیری مستمر هستند و محدودیت منابع عمومی در شرایط تحریم نیز اهمیت استفاده درست از اعتبارات و هدفمندکردن حمایت‌ها را بیشتر می‌کند.

در این بین، تصمیم درباره فرزندآوری تنها به توان خرید پوشک، شیرخشک یا لباس کودک محدود نیست، والدین به آینده‌ای قابل پیش‌بینی نیاز دارند، زیرا آنها می‌خواهند بدانند اگر فرزندشان بیمار شد، به خدمات درمانی دسترسی خواهند داشت؟، اگر مادر پس از تولد کودک به شغل خود بازگشت، امکان مراقبت مناسب از فرزند فراهم است و اگر درآمد خانواده کاهش یافت، سازوکاری برای جلوگیری از فروپاشی امنیت معیشتی آن وجود دارد.

راه‌حل را نمی‌توان در بازگشت کامل به سبک زندگی گذشته جست‌وجو کرد، زیرا شهرنشینی، تحصیل، اشتغال زنان و مردان و تغییر شکل خانواده، واقعیت‌های زندگی امروز هستند و آنچه می‌توان احیا کرد، روح همیاری و مسئولیت‌پذیری جمعی است که در گذشته در بسیاری از روابط خویشاوندی دیده می‌شد و امروز می‌تواند در قالب‌هایی تازه ادامه پیدا کند.

در محله‌های شهری و روستاهای استان کهگیلویه و بویراحمد، مساجد، کانون‌های فرهنگی و هنری، گروه‌های مردمی و خانواده‌های داوطلب می‌توانند در کنار نهادهای رسمی، شبکه‌هایی برای حمایت از خانواده‌های جوان ایجاد کنند.

برای مثال، شناسایی خانواده‌های نیازمند، تهیه اقلام ضروری نوزاد، کمک به دسترسی به خدمات مراقبت از کودک و همراهی با والدینی که در شرایط دشوار اقتصادی قرار دارند، می‌تواند بخشی از فشار روزمره آنان را کاهش دهند که این اقدامات، اگر با حفظ کرامت و حریم خصوصی خانواده‌ها انجام شود، سرمایه اجتماعی استان را به حمایتی ملموس تبدیل می‌کند.

اما همیاری محلی نباید بهانه‌ای برای کناررفتن مسئولیت دولت باشد، زیرا مسجد و خیریه نمی‌توانند جایگزین شغل پایدار، مسکن قابل دسترس، بیمه کارآمد یا خدمات عمومی باکیفیت شوند و حمایت اجتماعی زمانی اثربخش است که این دو مسیر در کنار هم قرار گیرند و جامعه بخشی از تنهایی خانواده را کاهش دهد و نهادهای مسئول، موانع اقتصادی و ساختاری تشکیل خانواده را جدی بگیرند.

از شمار تسهیلات تا کیفیت زندگی خانواده
سیاست‌های جوانی جمعیت هنگامی به زندگی مردم نزدیک می‌شوند که نتیجه آنها در تجربه روزمره خانواده‌ها دیده شود، تسهیلات ازدواج و فرزندآوری، اگر با فرایندهای پیچیده، تأخیر در پرداخت یا اقساط نامتناسب با درآمد همراه باشند، ممکن است نتوانند آن‌گونه که انتظار می‌رود به کمک خانواده‌ها بیایند، زیرا حمایت مؤثر باید متناسب با وضعیت اقتصادی زوج‌ها طراحی شود و در کنار آن، اشتغال پایدار، دسترسی به مسکن، خدمات نگهداری کودک و حمایت از والدین شاغل نیز مورد توجه قرار گیرد.

برای کهگیلویه و بویراحمد راهکارها باید با تفاوت زندگی شهری، روستایی و عشایری هماهنگ باشند و خانواده‌ای که در شهر با اجاره‌بهای بالا و هزینه مهدکودک روبه‌رو است، نیازهای متفاوتی با خانواده‌ای دارد که در یک منطقه دوردست به خدمات درمانی، آموزشی یا فرصت شغلی دسترسی محدودتری دارد و نسخه یکسان برای همه، الزاماً به نتیجه یکسان نمی‌رسد.

در ارزیابی برنامه‌ها نیز نباید فقط تعداد وام‌ها یا مراسم‌های برگزارشده ملاک باشد، بلکه باید دید حمایت‌ها تا چه اندازه به آغاز زندگی مشترک کمک کرده‌اند، دسترسی خانواده‌ها به خدمات مراقبتی چقدر بهبود یافته و آیا والدین توانسته‌اند با فشار کمتری بین کار و مسئولیت خانوادگی تعادل برقرار کنند؟ که شنیدن تجربه واقعی جوانان، زوج‌ها و خانواده‌های دارای فرزند می‌تواند فاصله بین تصمیم‌های اداری و نیازهای زندگی را آشکار کند.

خانواده، جایی میان امید و امکان

جوانی جمعیت تنها مسئله تعداد تولدها نیست، بلکه به کیفیت زندگی، امنیت روانی و اقتصادی، اعتماد به آینده و امکان پرورش نسلی سالم و توانمند نیز ارتباط دارد و خانواده‌ای که با اطمینان بیشتری برای مسکن، شغل، درمان و مراقبت از فرزند برنامه‌ریزی می‌کند، در موقعیت متفاوتی از خانواده‌ای قرار دارد که هر ماه نگران تأمین هزینه‌های ضروری است.

کهگیلویه و بویراحمد برای پاسخ به این مسئله، یک سرمایه فرهنگی ارزشمند از جمله همیاری و پیوندهای اجتماعی را در اختیار دارد، اما این سرمایه به‌تنهایی کافی نیست؛ باید با حمایت اقتصادی هدفمند، خدمات عمومی کارآمد و سیاست‌هایی همراه شود که جوانان را نه صرفاً مخاطب توصیه‌ها، بلکه شریک اصلی تصمیم‌گیری درباره آینده خود بدانند.

آنچه باید دوباره ساخته شود، صرفاً شکل قدیمی خانواده نیست، شبکه‌ای از حمایت و اعتماد است که به زندگی امروز پاسخ دهد و اگر روزگاری کودک در میان جمعی از خویشاوندان بزرگ می‌شد، امروز نیز می‌توان شرایطی فراهم کرد که پدر و مادر، در کنار مسئولیت شخصی خود، از پشتیبانی خانواده، جامعه و نهادهای مسئول برخوردار باشند.

جوانی جمعیت تنها مسئله تعداد تولدها نیست، به کیفیت زندگی، امنیت روانی و اقتصادی، اعتماد به آینده و امکان پرورش نسلی سالم و توانمند نیز ارتباط دارد و خانواده‌ای که با اطمینان بیشتری برای مسکن، شغل، درمان و مراقبت از فرزند برنامه‌ریزی می‌کند، در موقعیت متفاوتی از خانواده‌ای قرار دارد که هر ماه نگران تأمین هزینه‌های ضروری است.

شاید پرسش اصلی این نباشد که چرا جوانان برای ازدواج و فرزندآوری تردید دارند، بلکه این باشد که ما تا چه اندازه شرایطی فراهم کرده‌ایم تا آنان بتوانند با امید و اطمینان، خانواده تشکیل دهند و آینده فرزندان خود را بسازند.

کد خبر 1908793

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha