سه گروه که امام علی علیه‌السلام انسان را از مشورت با آنان نهی کردند

امام علی علیه‌السلام در نامه ۵۳ نهج‌البلاغه از مشورت کردن با سه گروه منع کرده و به پیامدهای منفی آن اشاره کردند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از کرمان؛ یکی از نامه‌های مهم نهج‌البلاغه نامه ۵۳ معروف به عهدنامه مالک است که طبق گزارش سیدرضی، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام آن را برای‌ مالک اشتر نَخَعی‌ (رحمه اللّه) نگاشتند؛   زمانی‌ که او را به امارت مصر و مناطق تابعه آن انتخاب کرد و این برنامه به وقتی‌ بود که کار حاکم مصر محمد بن ابی‌بکر در آشفتگی‌ قرار داشت.

طبق آنچه در مقدمه این نامه عنوان شده است این عهدنامه طولانی‌ ترین عهدنامه و از جهت دربرداشتن خوبی‌ها، جامع‌ترین آنها است.

این نامه از بخش‌های مختلفی تشکیل شده که بر اساس دسته‌بندی موضوعی، ساحت‌های گوناگونی را در بر می‌گیرد؛ موضوعاتی بسیار خواندنی، کاربردی و قابل استفاده در زندگی فردی و اجتماعی.

یکی از بخش‌های مهم این نامه که موضوع "مشورت" را مطرح نموده در حقیقت بر اهمیت انتخاب افراد برای مشورت گرفتن تاکید دارد و نشان می‌دهد که چگونه صفات این افراد در نتیجه عملکرد انسان تأثیر مستقیم دارد.

حضرت در اولین عبارت این بخش می‌فرمایند: در امور خود بخیل را وارد مشورت مکن که مانع بخشش تو می‌شود و از تهیدستی می‌ترساند.

دومین گروهی که حضرت از مشورت کردن با آنان منع کردند؛ افراد ترسو است؛ زیرا از دیدگاه حضرت مشورت با چنین افرادی انسان را در اجرای برنامه‌هایی که دارد سست می‌کند.

طمع‌کاران سومین گروهی هستند که بر اساس آموزه‌های مهم نهج‌البلاغه در نامه ۵۳ انسان نباید با آنان مشورت کند زیرا به فرموده امام علی علیه‌السلام آنها حرص براندوختن و ستمگری را در نظر انسان زیبا جلوه می‌دهند.

امام علیه‌السلام در پایان این بخش نکته مهمی را یادآوری می‌کنند "همانا بخل و ترس و حرص سرشت‌هایی جدا از هم هستند که جمع کننده آنها در انسان سوءظن به خداوند است. "

آیت‌الله مکارم شیرازی در تفسیر این بخش از نامه نوشتند: این نامه طولانی‌ترین و پرمحتواترین نامه نهج‌البلاغه است که آیین کشورداری را از تمام جهات بررسی کرده و اصولی پایدار که هرگز کهنه نمی‌شود در آن ترسیم شده است.

و ادامه دادند: امام (علیه السلام) درواقع او را به سه اصل توصیه می کند: سخاوت، شجاعت، و قناعت و توکل، روشن است که مشورت با فرد بخیل جلوی سخاوت را می گیرد و با شخص ترسو پایه های شجاعت را سست می کند و با حریص قناعت را متزلزل می سازد که نتیجه آن ستم کردن به رعایاست.

از سوی دیگر، دربرابر امور رفاهی رعایا بخیلان مانع می‌شوند و در امور نظامی و نبرد با دشمنان ترسوها سنگ می‌اندازند و در امور اقتصادی حریصان سدّ راه می شوند؛ بنابراین مشاوران والی باید از میان کسانی انتخاب شوند که در شئون مختلف کشور او را یاری دهند و اراده و تصمیم وی را تقویت کنند و از اموری که مصالح مردم را بر باد می‌دهد برحذر دارند.

آن گاه امام (علیه السلام) در پایان این بحث به ریشه‌های این سه صفت زشت و ناپسند پرداخته و همه آن ها را به یک اصل باز می‌گرداند، می‌فرماید: زیرا «بخل» و «ترس» و «حرص» تمایلات گوناگونی هستند که جامع آن‌ها «سوءظن» به خداوند است.

امام (علیه السلام) در این جمله در واقع به روانکاوی عمیقی دست زده، می‌فرماید: بخیلان اگر بخل می‌ورزند برای آن است که به فضل و مواهب الهی سوءظن دارند و چنین می‌پندارند که اگر امروز بخشش کنند فردا فقیر می‌شوند و درمی‌مانند و ترسوها به وعده الهی در مورد نصرت یاران حق بدگمان‌اند و چنین می‌پندارند که اگر عقب‌نشینی نکنند ممکن است تنها بمانند و نابود شوند و حریصان اگر حرص را پیشه کرده‌اند به سبب آن است که توکل بر خدا ندارند و در واقع به قدرت خدا سوءظن دارند.

موضوع مشورت از مهم‌ترین مسائل اجتماعی است و دلیل آن کاملاً روشن است، زیرا از یک سو مشکلات اجتماعی و حتی شخصی، غالباً دارای پیچیدگی‌هایی است و از سویی دیگر هر سری را فکری و هر کسی را رأی و هوشی است که اگر همگی تا آن جا که ممکن است برای حل مشکل دعوت شوند راه حل‌های روشنی به دست می‌آید.

کد خبر 1907572

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha