پیوند تربیت و اقتصاد در کانون اسوه بابل/ اشتغال ۲۰۰ نفری با راه‌اندازی مدرسه مسجدپایه 

رویداد ملی «حل مسئله و نوآوری‌های مسجدمحور» در اردوگاه شهدای خرماکلا، عرصه‌ای برای بازخوانی ظرفیت‌های بی‌بدیل مساجد در حل چالش‌های روز جامعه است. کانون فرهنگی هنری «اسوه» مسجد تاریخی کاظم‌بیک بابل با نگاهی نو و رویکردی تربیت‌محور، دست به ابتکاری متفاوت زده و توانسته با تأسیس مدرسه‌ای غیرانتفاعی، علاوه بر استمرار تربیت نسل، برای بیش از ۲۰۰ نفر فرصت شغلی فراهم کند. خبرنگار شبستان در حاشیه این رویداد، پای صحبت‌های آقای محمد زاهدیان، از دست‌اندرکاران این کانون نشسته است تا فراز و فرود این تجربه ارزشمند و ضرورت‌های انتقال الگوهای مسجدپایه را واکاوی کند.

خبرگزاری شبستان –مازندران؛ مساجد به عنوان کهن‌ترین کانون‌های تمدن‌ساز در تاریخ اسلام، همواره فراتر از جایگاه نیایش، مأمن جوشش‌های اجتماعی و اقتصادی بوده‌اند. در عصر حاضر نیز، بازگشت به این الگوی جامع‌نگر و احیای نقش محوری مساجد در «حل مسئله»، راهبردی هوشمندانه برای برون‌رفت از چالش‌های معیشتی و فرهنگی است. رویداد ملی «حل مسئله و نوآوری‌های مسجدمحور» در اردوگاه شهدای خرماکلا، تلاشی برای تبلور همین ایده در قالب تجربه‌های عملی کانون‌های برتر کشور است؛ عرصه‌ای که در آن، ایده‌های بومی برای تبدیل مسجد به کانون کارآفرینی به اشتراک گذاشته می‌شود. در این میان، کانون فرهنگی هنری «اسوه» مسجد کاظم‌بیک بابل با پیوند میان ساحت تعلیم‌وتربیت و کنش‌گری اقتصادی، الگویی تحول‌آفرین را پیش روی قرار داده است. در گفت‌وگوی پیش‌رو با آقای محمد زاهدیان، فعال تربیتی این کانون، ضمن واکاوی این تجربه، نشان می‌دهیم که چگونه مسجد می‌تواند با تکیه بر ظرفیت‌های درونی و بدون خروج از رسالت اصلی خود، به کارخانه‌ای برای اشتغال و تربیت نسل آینده بدل شود.

جناب آقای زاهدیان، ضمن معرفی اجمالی خود و پیشینه فعالیت در کانون فرهنگی هنری اسوه مسجد کاظم‌بیک بابل، بفرمایید ایده پیوند زدن ظرفیت مسجد با حوزه کسب‌وکار و اشتغال‌آفرینی از چه نقطه‌ای آغاز شد و هم‌اکنون چه مدل مشخصی را در بستر مسجد هدایت می‌کنید؟

کانون فرهنگی هنری اسوه در جوار مسجد شریف کاظم‌بیک بابل سال‌هاست در عرصه تربیت و فرهنگ به فعالیت مشغول است. واقعیت این است که ورود ما به حوزه کارآفرینی و کسب‌وکار، از یک نگاه صرفاً تجاری یا با انگیزه سرمایه‌گذاری آغاز نشد؛ بلکه خاستگاه اصلی آن، نیاز به حفظ و تداوم فرایند «تعلیم و تربیت» بود. در جریان فعالیت‌های مسجدی، امکان راه‌اندازی مشاغل متعددی نظیر تولید در و پنجره یا سایر کارگاه‌های زودبازده وجود داشت که هرچند درآمدزا و حلال بودند، اما امتداد مأموریت تربیتی و هویتی کانون مسجد محسوب نمی‌شدند. ما به دنبال بستری بودیم که هم رسالت انسان‌سازی و کار فرهنگی را به شکل عمیق ادامه دهد و هم به عنوان یک سازوکار پایدار، پشتوانه معیشتی و اقتصادی مجموعه‌مان باشد. از دل این دغدغه، ایده راه‌اندازی «مدرسه» شکل گرفت. این مدل توانست رسالت تربیتی مسجد را با ساختاری رسمی پیوند بزند و در حال حاضر بیش از ۲۰۰ نفر به‌طور مستقیم از قِبل این فعالیت در مجموعه مشغول به خدمت و دریافت حقوق هستند.

 بسیاری از مخاطبان مسجد را صرفاً کانونی برای عبادات و مناسک می‌دانند؛ فعالیت کانون اسوه در حوزه خدمات آموزشی و مهارت‌آموزی، چگونه توانسته توازن میان امر قدسی و امر معیشتی را حفظ کند و بار هزینه‌ها را کاهش دهد؟

نگاه ما از ابتدا این بود که مسجد محلی برای گره‌گشایی همه‌جانبه از زیست مؤمنانه است. در راه‌اندازی مدرسه، مسئله نخست ما کسب سود مالی نبود؛ اولویت، تثبیت پایه‌های تعلیم و تربیت و تأمین حداقلی از امنیت معیشتی برای نیروهای متعهد و مربیان دغدغه‌مند بود. ساختار این مدرسه کاملاً حالت غیرانتفاعی و عام‌المنفعه دارد؛ به این معنا که سودآوری شخصی در آن معنایی ندارد و درآمدهای حاصله مجدداً به چرخه توسعه آموزشی و فرهنگی خود مدرسه و مسجد بازمی‌گردد و عملاً شبیه یک موقوفه پویا اداره می‌شود. مزیت مسجد این بود که توانست پشتوانه اعتمادی، اجتماعی و انسانی لازم را برای شروع این حرکت بزرگ فراهم کند و سرمایه‌های معنوی و مردمی را به خدمت ارتقای آموزشی منطقه درآورد.

 در منطق کارآفرینی مسجدی، «حل مسئله» زیربنای اقدام اقتصادی است؛ کانون اسوه با اتکا به ظرفیت مسجد، کدام گره معیشتی یا تربیتی منطقه را شناسایی و برطرف کرد؟

مسئله محوری ما، قطع نشدن حلقه ارتباطی جوانان و نوجوانان با مسجد و همچنین جلوگیری از هدررفت استعدادهای متعهد کانون بود. ما جوانان مخلص، مربیان توانمند و نیروهای دغدغه‌مندی داشتیم که با گذر زمان و ورود به مقطع تشکیل خانواده، به دلیل نبود ظرفیت‌های اشتغال در مسجد مجبور به رها کردن کارهای تربیتی می‌شدند. ما با ایجاد مدرسه توانستیم گره کور اشتغال نیروهای انقلابی و فرهنگی کانون را تا حد زیادی باز کنیم.

با این حال، ظرفیت مدرسه محدود است و این روزها مسئله جدید ما، ایجاد کارهای اقتصادی و موازی دیگر است؛ زیرا جمعی از فارغ‌التحصیلان، دانش‌آموزان سال‌های قبل و نیروهای مسجدی که ظرفیت جذب در مدرسه را ندارند، چشم‌انتظار بسترهای شغلی نوینی در امتداد ظرفیت‌های مسجد هستند.

 تأمین منابع مالی و پشتیبانی همواره یکی از گلوگاه‌های طرح‌های مسجدپایه است؛ سازوکار تعامل شما با نمازگزاران، اهالی و خیرین در این مسیر چگونه تعریف شده است؟

کار مسجد بدون مردم و پشتوانه خیرین ناممکن است. طرح‌هایی از جنس مدرسه، به دلیل ماهیت تربیتی و شفافیت مالی، زودتر از بنگاه‌های اقتصادی صرف می‌توانند وثوق و اعتماد جامعه خیرین را جلب کنند. ما با ایجاد یک مجمع خیرین و شبکه‌ای از معتمدان و دلسوزان حوزه آموزش، توانستیم تنگناها و چالش‌های مالی مسیر را مدیریت کنیم. خیرین وقتی می‌بینند سرمایه‌گذاری آنها نه برای سودجویی فردی، بلکه در راستای تربیت فرزندان این بوم و ایجاد اشتغال مستقیم برای فرزندان خود این مردم صرف می‌شود، با طیب خاطر و استمرار در کنار مجموعه می‌ایستند و این هم‌افزایی سبب تسهیل امور اجرایی شده است.

 رویداد ملی «حل مسئله و نوآوری‌های مسجدمحور» در اردوگاه شهدای خرماکلا را چگونه ارزیابی می‌کنید و حضور در این گردهمایی چه دستاوردی برای کانون شما به همراه داشت؟

این رویداد فرصتی مغتنم و سرشار از فایده بود. حضور در کارگروه اقتصادی و کارآفرینی برای بنده بیش از هر چیز جنبه یادگیری و کسب تجربه داشت. دیدن کانون‌های مختلف کشور، آشنایی با ایده‌های بومی متنوعی که خلق کرده بودند و مهم‌تر از همه، مباحث اساتید و زاویه نگاه علمی به اشتغال مسجدپایه، بسیار راهگشا بود. یاد گرفتیم که در کارآفرینی نباید بی‌گدار به آب زد؛ ایجاد اشتغال پایدار نیازمند متدولوژی دقیق، گام‌های مهندسی‌شده و سنجش دقیق ظرفیت‌های بوم است. این دیدارها و شبکه‌سازی‌ها قطعا در ادامه مسیر برای مشورت‌ها و پیشبرد کارهای موازی کانون اسوه نقشی محوری ایفا خواهد کرد.

 برای اینکه تجربه موفق کانون اسوه بابل و الگوهای مشابه در سراسر کشور تکثیر شوند، چه پیشنهادی به متولیان امر به‌ویژه ستاد کانون‌های مساجد دارید؟

نده مهم‌ترین وظیفه و ارزشمندترین اقدام ستاد کانون‌های مساجد را در مقطع فعلی، شبکه‌سازی و اتصال کانون‌های موفق می‌دانم. گاهی اوقات هیچ نیازی به برگزاری جشنواره‌ها و همایش‌های پرهزینه نیست؛ کافی است ستاد بستر و سامانه‌ای جامع ایجاد کند که مشخصات و تجربیات کانون‌های توانمند اقتصادی معرفی و راه‌های ارتباطی آن‌ها در دسترس قرار گیرد تا کانون‌ها بتوانند به شکل حضوری، مجازی یا تلفنی تجربیاتشان را مبادله کنند. اگر یک کانون بیست سال مسیری پر پیچ‌وخم را پیموده و امروز به نقطه موفقی رسیده، دلیلی ندارد کانونی دیگر در استانی دیگر دوباره همان آزمون و خطاها را تکرار کند؛ «نباید چرخ را از ابتدا اختراع کرد». این انتقال تجربه، مسیر رشد را کوتاه‌تر، مطمئن‌تر و کم‌هزینه‌تر می‌کند و سرعت پیشرفت جمعی کانون‌های مساجد را به شدت بالا می‌برد. انتظار ما از متولیان امر این است که ستاد کانون‌های مساجد، فراتر از رویکردهای اداری، نقش «تسهیل‌گر» و «اتصال‌دهنده» را ایفا کند. یعنی به‌جای تمرکز بر برگزاری همایش‌های صرفاً تشریفاتی، بستری فراهم نماید تا این شبکه‌سازی انسانی به‌صورت پویا شکل بگیرد. اگر حمایت‌های ساختاری و قانونی برای رفع موانع بوروکراتیک اقتصاد مسجدپایه فراهم شود و ارتباط میان کانون‌های صاحب تجربه با دیگر مجموعه‌ها تسهیل گردد، قطعاً شاهد جهش بزرگی در بهره‌وری و کارآفرینی در سراسر مساجد کشور خواهیم بود.

کد خبر 1906767

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha