خبرگزاری شبستان – مازندران؛ کانونهای فرهنگی هنری مساجد، فراتر از کارکردهای عبادی و فرهنگی، امروزه به سنگری برای حل معضلات اجتماعی و اقتصادی تبدیل شدهاند. در استان خراسان جنوبی، جایی که خشکسالی و چالشهای اقتصادی زنگ خطر مهاجرت روستاییان را به صدا درآورده است، کانون فرهنگی هنری «شهید رجایی» در روستای «گسک» شهرستان درمیان، الگویی موفق از «اقتصاد مقاومتی» و «مردممحوری» را به نمایش گذاشته است. در گفتوگوی پیشرو، محمدرضا خزایی، مدیر این کانون فرهنگی هنری که از سال ۱۳۸۵ سکان هدایت این مجموعه را بر عهده دارد، در حاشیه رویداد ملی «حل مسئله و نوآوریهای مسجدمحور» از تجربیات عینی در پیوند زدن ظرفیتهای مسجد با نیازهای معیشتی مردم سخن میگوید.
آقای خزایی، بهعنوان مقدمه بفرمایید پیوند دغدغههای معیشتی مردم دیار خاوران با پایگاه مسجد از کجا آغاز شد و کانون تحت مدیریت شما با چه سازوکاری به موتور محرک اشتغال و امیدآفرینی در منطقه تبدیل شده است؟
بنده محمدرضا خزایی، از سال ۱۳۸۵ توفیق خدمت در کانون شهید رجایی روستای گسک را دارم. استان ما، خراسان جنوبی، اگرچه از نظر برخی زیرساختها محروم تلقی میشود، اما سرشار از نعمتهای الهی، معادن غنی و محصولات راهبردی کشاورزی است. ورود ما به حوزه اقتصاد از سالها پیش آغاز شد؛ چرا که احساس کردیم مسجد نباید تنها به برنامههای فرهنگی محدود شود، بلکه باید پناهگاه مردم در مشکلات معیشتی نیز باشد. کانون ما در سال ۱۳۹۰ به عنوان کانون شاخص کشوری انتخاب شد و این موفقیت مدیون همین نگاه کاربردی و حلمسئله بود.
یکی از چالشهای همیشگی کشاورزان خراسان جنوبی، بهویژه در محصولات «زرشک و زعفران»، جولان دلالان است. کانون شما چه تدبیری برای کوتاه کردن دست واسطهها و بازگشت ارزش افزوده به جیب تولیدکنندگان اندیشید؟
دقیقاً همینطور است. کشاورزان ما با مشقت بسیار محصولی مانند زرشک را تولید میکردند، اما سود اصلی به جیب دلالانی میرفت که محصول را با قیمت اندک خریداری کرده و در کلانشهرها به بهای گزاف میفروختند. راهبرد ما در کانون، «توانمندسازی از طریق مشارکت» بود. ما ابتدا با خود کشاورزان جلساتی برگزار کردیم تا نیاز بازار و سلیقه مشتریان امروز را بشناسیم. در گام بعد، با مشارکت اعضای کانون و خود بهرهبرداران، یک کارگاه بستهبندی راهاندازی کردیم. محصول زرشک پس از برداشت از باغات، به این کارگاه منتقل و با استفاده از دستگاههای مناسب، دانه و بستهبندی میشد. این اقدام به ظاهر ساده، انقلابی در فروش محصولات محلی ما ایجاد کرد.
تأثیر این مدل عملیاتی بر اشتغالزایی و تغییر وضعیت معیشتی اهالی روستا چگونه بود؟
این مدل دو دستاورد بزرگ داشت: اول اینکه واسطهها حذف شدند و سود واقعی به دست کشاورزان رسید. دوم اینکه فرزندان خانوادههای مسجدی که در این فرآیند بستهبندی و فروش مستقیم فعال شدند، صاحب شغل شدند. وقتی سایر کشاورزان منطقه مشاهده کردند که کانون چگونه مسیر فروش مستقیم را هموار کرده، مشتاقانه به این جریان پیوستند. این تجربه به ما نشان داد که اگر «مسجد» مدیریت زنجیره ارزش را بر عهده بگیرد، میتواند هم از خروج سرمایه از روستا جلوگیری کند و هم انگیزه ماندگاری و پایداری جمعیت را در مناطق محروم تقویت کند.
با توجه به اینکه کانون شهید رجایی تجربهای موفق در حوزه محصولات کشاورزی دارد، چه پیامی برای سایر کانونهای فرهنگی هنری دارید که قصد دارند مسیر مشابهی را در مناطق خود آغاز کنند؟
پیام من به فعالان کانونها این است که به ظرفیتهای بومی منطقه خود اعتماد کنند. «مسجد» بهترین جایگاه برای تجمیع سرمایههای کوچک و تبدیل آنها به تولیدات بزرگ است. ما با اتکا به داشتههای خود، یعنی محصولاتی مثل زرشک، انار و زعفران، توانستیم الگویی از اقتصاد مردمی ارائه دهیم که نه تنها برای اعضای کانون، بلکه برای کل اهالی روستا سودمند بود. امیدواریم این تجربیات که با روحیه جهادی و کار تشکیلاتی در مساجد شکل میگیرد، الگویی برای سایر نقاط کشور باشد تا بتوانیم در سایه اتحاد مسجدی، مشکلات اقتصادی را یکی پس از دیگری حل کنیم.
نظر شما