خبرگزاری شبستان-مازندران؛ در روزگاری که هجمه تصاویر سطحی و روایتهای شتابزده جهان رسانه را احاطه کرده است، هنرمند متعهد و انقلابی میکوشد از پوسته اتفاقات عبور کند و چشم جان مخاطب را به باطن نورانی حوادث پیوند بزند. مستندسازی در ساحت دفاع مقدس و مفاهیم آیینی، پیش از آنکه متکی به پیشرفتهترین تجهیزات فنی باشد، نیازمند زلالی نگاه و اخلاص درونی راوی است؛ نگاهی که بتواند در امتداد سنت روایت فتح، حماسه را با مهر و شهادت را به مثابه معبری رو به حیاتی والاتر ترجمه کند.
ورود نگاه زنانه به پهنه تولیدات بصری جبهه انقلاب، منظری بدیع و لطیف پیش روی مخاطب میگشاید؛ زاویهای که در آن صلابت یک ملت، از میان دانههای اشک غیرت و آرامش ناشی از توکل بیرون کشیده میشود. راحله یگانه از جمله هنرمندان خطه فرهنگپرور مازندران است که با همین جهانبینی و تلفیق ایمان با زبان روز و فناوریهای نوین، لنز دوربین خود را وقف ثبت رویدادهای سرنوشتساز و پیوند مردم با اهلبیت(علیهم السلام) کرده است.
در گفتوگویی با راحله یگانه فیلمساز ارزشی، زوایای نگاه او به رسالت مستندساز در روزهای التهاب و آزمونهای بزرگ تاریخ معاصر، چرایی اهمیت پایگاه مسجد در بازتاب هنر اصیل مردمی، و راهکارهای پرهیز از کلیشهها در روایت حماسه را به بحث نشسته ایم که مشروح آن در ادامه از نظر میگذرد:
خانم یگانه عزیز، برای آغاز گفتگو، بسیار مشتاقیم که مخاطبان ما در خبرگزاری شبستان، بیشتر با جهان فکری و هنری شما آشنا شوند. مسیر هنری شما از کجا شروع شد و کدامیک از مستندها یا آثار دینی و دفاع مقدسیتان، به نوعی نقطه عطف در کارنامهی کاری شما محسوب میشود؟ چرا این مسیر را انتخاب کردید؟
مسیر هنری برای من از یک نقطه فیزیکی آغاز نشد؛ بلکه از عطشی درونی برای یافتن حقیقت و نور در دل روزمرگیها شکل گرفت. حس میکردم دوربین میتواند همچون چشم دل عمل کند؛ پردهها را کنار بزند و باطن اتفاقات را به تصویر بکشد.
در میان آثاری که ساختهام، هر کدام تکهای از روحم را با خود دارند. نماهنگ «وطن» برایم تپش غیرت و ریشه بود، و نماهنگ «سوز ازار» روایت زخمی بود که باید به زبان هنر فریاد زده میشد. اما در کنار مستندهای کوتاهی که توفیق ساخت آنها را داشتم، آثاری چون مستند «اقوام و مذاهب ایران» (در حاشیه تشییع شهیدمان)، مجموعه مستندهای «مبعوثشدگان» (ویژه اجتماعات مردمی) و مستند «چایخانه امام رضا(ع)» برای من حکم کیمیا را داشتند؛ آثاری که در آنها بیواسطه، دست لطف اهلبیت(علیهم السلام) و خلوص مردم لمس میشد.
در این مسیر، لازم میدانم از استاد و دوست عزیزم، خانم معصومه حجازی، که با راهنماییها و دلسوزیهای استادانهشان در به سرانجام رساندن این کارها مرا یاری کردند، و همچنین از همسر بزرگوارم کاظم قلی نتاج از مستندسازان متعهد که همیشه حامی من بودند و با کارگردانی خوبشان راهنمای مسیرم بودند، تشکر کنم.
من این مسیر را انتخاب نکردم، بلکه احساس میکنم به این سمت کشیده شدم؛ چرا که معتقدم دفاع مقدس و پیوند آن با ایمان، چشمهای جوشان است که هر چه در آن عمیقتر شوی، تشنگیات برای درک حقیقت بیشتر میشود.
شما در آثار خود نشان دادهاید که نگاهی متفاوت به مقولات دینی و دفاع مقدس دارید. به عنوان یک زن فیلمساز، چگونه تلاش میکنید کلیشهها را کنار بزنید و روح حماسه و ایمان را از دل تاریخ بیرون بکشید و با زبانی نو برای مخاطب امروز بازگو کنید؟
زن بودن در عالم تصویر، یعنی نگاه کردن از زاویه مهر، ظرافت و باطن قضایا. جنگ و حماسه همیشه صدای توپ و تانک نیست؛ گاهی زیباترین جلوه مقاومت در دل یک سکوت، نگاه یک مادر یا قطره اشکی است که از سر غیرت و ایمان فرو میافتد. من تلاش میکنم از سطح حوادث عبور کنم و به باطن نورانی آنها برسم.
برای فاصله گرفتن از کلیشهها، سراغ زبانهای نو رفتم؛ از جمله ورود به حوزه تولید مستند با هوش مصنوعی که برایم افق تازهای باز کرد تا مفاهیم بلند معنوی را که شاید بازنمایی عینیشان در واقعیت دشوار باشد، با امکانات بصری روز به تصویر بکشم.
زبان هنر اگر صادقانه و بهروز باشد و از دل برآید، بدون هیچ تکلفی بر دل نسل امروز مینشیند؛ فقط باید واسطه خوبی برای جریان این نور باشیم.
در جریان تجاوزات اخیر دشمن، تجمعات خودجوش و شبانهی مردم در سراسر کشور، صحنههای ماندگاری از اقتدار را رقم زد. شما به عنوان کسی که دوربینش را به بطن این تجمعات برده است، در قاب دوربین خود چه جوهرهای از این حضور شبانه را ثبت کردید؟ آیا توانستید آن معنای عمیق ایستادگی در شب را آنگونه که شایسته است، به تصویر درآورید؟
شب در نگاه عرفانی، همیشه زمان خلوت، رازونیاز و پیوند با آسمان است؛ اما در آن شبها، خیابانها و کوچهها تبدیل به مصلای غیرت و توکل شده بود. من در لنز دوربینم تاریکی شب را ندیدم، بلکه جرقههای ایمانی را دیدم که ظلمت تهدید و هراس را میسوزاند.
آن حضور، صرفاً یک کنش سیاسی یا واکنشی هیجانی نبود؛ اتصال جمعیِ دلهایی بود که از سر تسلیم در برابر حق، هیچ باطلی توان لرزاندن دلشان را نداشت.
نمیدانم توانستم آن عظمت معنوی و نورانیت حضور مردم را در قابها حق مطلبش را ادا کنم یا نه، اما تمام تلاشم این بود که در آن قابها به جای هیاهو، آرامش ناشی از تکیه به خدای بزرگ و صلابت درونی یک ملت را ثبت کنم.
خانم یگانه، ثبت لحظات تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب، آیتالله سیدعلی خامنهای (قدسسره)، بیشک سختترین و تاریخیترین ماموریت برای هر مستندساز جبهه انقلاب است. در آن روزهای غبارآلود و پر از حزن و حماسه، دوربین شما چگونه میان ثبت این سوگ سنگین و صلابت مردم در بدرقه، تعادل ایجاد کرد؟ بزرگترین دغدغهی شما در زمان ثبت این لحظات چه بود؟
روزهای تشییع آقا روزهایی بود که زمین و آسمان در هم تنیده شده بود؛ فضایی آکنده از بهت، اندوه و در عین حال، عظمتی دستنیافتنی. اشک جلوی چشمانم را میگرفت، اما نگاهم به دوربین بود تا امانتداری کنم.
بزرگترین دغدغهام این بود که خدای ناکرده این سوگ سنگین، در قابها به ناامیدی و شکست تعبیر نشود. تلاش کردم دوربینم را به موج جاری در دل مردم بسپارم؛ همان پیوندی که نشان میداد شهادت پایان نیست، بلکه معبری است برای حیاتی والاتر.
در چهرههایی که قاب میبستم، داغ بود اما زانو زدن نبود؛ چشمان بارانی بود ولی پای رفتن استوار بود. حفظ تعادل میان حزن قلبی و آن هیبت و شکوه زینبی مردم، سنگینترین وظیفهای بود که روی دوش لنز دوربینم حس میکردم.
و در پایان، با توجه به اینکه شبستان رسانهی تخصصی مساجد است، فکر میکنید ظرفیت مساجد چقدر میتواند در معرفیِ آثار هنرمندانی مثل شما و ترویج این فرهنگ مقاومت و امید اثرگذار باشد؟ پیامتان به فیلمسازان جوانی که میخواهند از این روزهای تاریخی کشور مستند بسازند چیست؟
مسجد، حرم امن دلها و خانه امید است؛ جایی که از صدر اسلام تا امروز گرهها در آن گشوده شده و پایگاه پیوند با آسمان بوده است. اگر هنر برآمده از مقاومت و ایمان به مسجد برگردد، به خانه اصلی خودش برگشته و نفس قدسی فضای مسجد است که به این آثار روح و برکت میدهد. مسجد میتواند بهترین جایگاه برای دیدن و همدلی جمعی باشد تا مردم آینه رشادتهای خودشان را تماشا کنند.
به فیلمسازان جوان و دلدادگان این مسیر، تنها توصیهام این است که پیش از روشن کردن دوربین، چراغ دل را روشن کنند؛ با وضو و اخلاص پشت ویزور (چشمی دوربین) بایستند؛ چرا که دوربین ما وقتی راوی حقیقت میشود که خودمان محو آن حقیقت شده باشیم.
به تجهیزات و امکانات خیره نشوند، ابزارهای نو مثل هوش مصنوعی را در خدمت انتقال این مفاهیم متعالی بگیرند، در میدان حاضر باشند و از عمق وجود برای حق بنویسند و بسازند. از خدا میخواهم به من و همه ما این توان و توفیق را بدهد که در این مسیر نورانی همچنان ثابتقدم بمانیم.
نظر شما