خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: ارتش رژیم صهیونیستی ادعا کرده است که شبکه تونلهای زیر تپه علی الطاهر را از نیروهای حزبالله پاکسازی کرده، اما مقاومت لبنان تاکنون واکنشی به این ادعا نشان نداده است.
یک مقام نظامی لبنانی نیز به رویترز گفته نیروهای صهیونیستی ورودیهای جنوبی این شبکه را در اختیار دارند و ورودیهای شمالی را با پهپاد زیر نظر گرفتهاند؛ با این حال، میزان نفوذ نیروهای این رژیم در داخل این شبکه همچنان مشخص نیست.
همزمان، حملات هوایی رژیم صهیونیستی از محدوده «اشغال زمینی» فراتر رفته است. ارتش صهیونیستی بیمارستان غندور در النبطیه الفوقا را منهدم و ساختمان وزارت دارایی، تأسیسات و منازل غیرنظامی را هدف قرار داده است.
رژیم صهیونیستی مدعی شده این بیمارستان بهعنوان مرکز فرماندهی حزبالله مورد استفاده قرار میگرفته، اما نبود شواهد ارائهشده برای اثبات این ادعا، نگرانیها درباره هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی بر مبنای ادعاهای نظامی را افزایش داده است.
در کفررمان، در شهرستان النبطیه نیز بر اساس گزارش خبرگزاری لبنان، در صبح روز ۷ سپتامبر ۱۱ نفر، از جمله دو کودک و دو امدادگر، در حملات اسرائیل شهید شدند.
این تحولات در حالی رخ میدهد که بر اساس گزارش شبکه «کان ۱۱» و به نقل از مقامهای امنیتی، رژیم صهیونیستی در حال بررسی کاهش محدودهای است که هماکنون در اشغال خود دارد و احتمالاً آن را به نواری با عمق سه تا چهار کیلومتر محدود خواهد کرد؛ محدودهای که از آن با عنوان «خط خاکستری» یاد میشود و قرار است در داخل آن ساختار نظامی جدیدی شکل بگیرد.
این طرح هنوز به تأیید سیاسی نرسیده، اما یک پرسش فراتر از میزان عقبنشینی رژیم صهیونیستی را مطرح میکند که آیا این رژیم واقعاً از جنوب لبنان عقب مینشیند یا تنها در حال بازطراحی شکل اشغال این منطقه است؟
جنوب لبنان میان سه خط
پس از مطرح شدن بحث «خط خاکستری»، جنوب لبنان اکنون با سه خط مواجه است که جایگاه و کارکرد آنها تفاوتهای اساسی دارد.
خط نخست، خط آبی است؛ خطی که سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۰ برای تأیید عقبنشینی اسرائیل ترسیم کرد. این خط یک مرز بینالمللی نهایی محسوب نمیشود، اما در عمل مرجع سازمان ملل در روابط میان لبنان و اسرائیل است.
خط دوم، خط زرد است که ارتش صهیونیستی در جریان جنگ کنونی مطرح کرد.
ارتش صهیونیستی در ماه آوریل نقشهای از یک منطقه امنیتی با عمق ۱۰ کیلومتر منتشر کرد که حدود ۲۰ موضع نظامی جدید را در بر میگرفت. این منطقه بخشی از رویکرد امنیتی جدید رژیم صهیونیستی است؛ رویکردی که بر اساس آن، «مرزهای امنیتی اسرائیل» تا جایی گسترش مییابد که نیروهای این رژیم توان دسترسی به آن را داشته باشند.
نمونهای از این الگو را اسرائیل در نوار غزه نیز به نمایش گذاشته است؛ جایی که این خطوط همچنان در حال گسترش است و خانوادههای فلسطینی را از مناطق داخل آن بیرون میراند و در پی عملیات گسترده تخریب و خاکبرداری، زمینهای وسیعی را به مناطق بایر تبدیل کرده است.
خط سوم، خط خاکستری است که هنوز یک خط رسمی محسوب نمیشود و در واقع طرحی اسرائیلی برای کاهش عمق منطقه تحت اشغال است.
با این حال، کاهش مساحت اشغال لزوماً به معنای کاهش دامنه اعمال قدرت نیست. کنترل ارتفاعاتی مانند علی الطاهر، در کنار مواضع مستحکم، پهپادها، توان شناسایی و برتری هوایی، از نظر نظری به رژیم صهیونیستی اجازه میدهد یک نوار زمینی کوچکتر را در اختیار داشته باشد، اما مناطق امنیتی گستردهتری را همچنان زیر نظر و در تیررس خود نگه دارد.
شکلگیری یک کمربند امنیتی جدید
رفتار کنونی رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان، یادآور الگوی «کمربند امنیتی» است که تا سال ۲۰۰۰ برقرار بود.
البته کمربند امنیتی پیشین بر حضور طولانیمدت نیروهای زمینی، فعالیت «ارتش جنوب لبنان» به فرماندهی سعد حداد و سپس آنتوان لحد و حضور جمعیت غیرنظامی در داخل این منطقه متکی بود. اما کمربند امنیتی احتمالی امروز میتواند با نیروی انسانی کمتر، مواضع نظامی مستحکمتر و اتکای بسیار بیشتر به برتری هوایی و قدرت آتش اداره شود.
رویترز در ماه ژوئیه به نقل از سربازان اسرائیلی که پیشتر در کمربند امنیتی جنوب لبنان خدمت کرده بودند، نگرانیهایی درباره تکرار تجربه گذشته مطرح کردند. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، نیز مناطق امنیتی جدید را «تغییر در الگو» دانست.
بر اساس گزارش رویترز، منطقه کنونی در بخش عمده خود از ساکنان غیرنظامی لبنانی خالی شده است؛ زیرا روستاهای گستردهای تخریب شدهاند. در همین حال، در ابتدای سپتامبر بیش از ۳۴۰ هزار نفر همچنان در جنوب لبنان آواره بودند.
سه خط در ترازوی نظام بینالملل
از نگاه سازمان ملل، چنین تقسیمبندی رنگی میان خطوط مختلف وجود ندارد.
قطعنامه ۲۷۹۰ شورای امنیت بر خط آبی تأکید کرده و خواستار عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از شمال این خط و برچیده شدن مناطق حائل در داخل خاک لبنان شده است. نیروهای یونیفل نیز حضور رژیم صهیونیستی و ایجاد مناطق حائل در خاک لبنان را نقض قطعنامه ۱۷۰۱ دانستهاند.
بنابراین، جابهجایی از «خط زرد» به «خط خاکستری» را نمیتوان لزوماً به معنای «عقبنشینی» از منظر حقوقی دانست؛ مادامی که عقبنشینی به خط آبی ختم نشود.
اما موضوع در مسیر مذاکرات آمریکا و لبنان و رژیم صهیونیستی پیچیدهتر میشود. توافق چارچوبی که در ۲۶ ژوئن حاصل شد، بازگرداندن اقتدار ارتش لبنان و خلع سلاح گروههای غیردولتی را با استقرار مجدد تدریجی نیروهای اسرائیلی در خارج از خاک لبنان مرتبط کرد.
در مذاکرات رم در ماه ژوئیه نیز ساختار موسوم به «مناطق آزمایشی» یا Pilot Zones مورد توافق قرار گرفت؛ مناطقی که قرار بود ارتش لبنان همزمان با عقبنشینی نیروهای اسرائیلی در آنها مستقر شود.
با این حال، نخستین آزمون این مدل در زوطر غربی دشواریهای آن را آشکار کرد؛ از جمله تیراندازی در نزدیکی ارتش لبنان، گستردگی تخریب روستاها، اختلاف بر سر نحوه راستیآزمایی خلع سلاح و نبود جدول زمانی جامع برای عقبنشینی اسرائیل.
مواجهه نیروهای صهیونیستی با ارتش لبنان نیز تنها به محدوده اشغال محدود نمانده است. در سوم ژوئن، یک پهپاد اسرائیلی خودروی ارتش لبنان را در مسیر دیرالظهرانی ـ النبطیه هدف قرار داد و یک افسر و یک نظامی را زخمی کرد. در ۲۰ ژوئن نیز یک نظامی لبنانی در حمله هوایی صهیونیستی به مسیر کفررمان ـ النبطیه به شهادت رسید.
اشغال کوچکتر؛ کنترل گستردهتر؟
در نهایت، این سه خط، سه واقعیت متفاوت را نشان میدهند:آبی، نماینده مرجعیت بینالمللی؛ زرد، نماد محدوده اشغال کنونی؛ و خاکستری، طرح احتمالی اسرائیل برای بازتنظیم این اشغال.
در عین حال، قدرت هوایی و آتش صهیونیستی فراتر از هر سه خط امتداد دارد.
حرکت به سمت «خط خاکستری» ممکن است در عمل به معنای کاهش ملموس مساحت سرزمین تحت اشغال باشد، اما اگر این خط همچنان در داخل خاک لبنان تثبیت شود، مدل دیگری را به آزمون خواهد گذاشت: اشغالگری که وابستگی کمتری به حضور زمینی و وابستگی بیشتری به کنترل از راه دور دارد.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که رژیم صهیونیستی چند کیلومتر عقبنشینی خواهد کرد؛ بلکه این است که آیا «خط خاکستری» قرار است ابزاری برای کوچکتر کردن اشغال باشد تا بتواند آن را برای مدت طولانیتری حفظ کند؟
به بیان دیگر، ممکن است مسئله نه پایان اشغالگری، بلکه تغییر مهندسی و شیوه اعمال آن باشد؛ اشغالی با حضور زمینی محدودتر، اما متکی بر ارتفاعات، پایگاههای نظامی، پهپادها، شناسایی و برتری آتش برای اعمال نفوذ بر منطقهای بسیار فراتر از محدوده تحت کنترل مستقیم.
نظر شما