به گزارش خبرگزاری شبستان از فارس، گاهی یک واژه میتواند دریچهای به مجموعهای از مفاهیم اخلاقی و انسانی باز کند؛ واژهای که در نگاه نخست شاید تنها یک صفت به نظر برسد، اما وقتی پای رابطه انسان با خدا و دیگران به میان میآید، معنایی عمیق پیدا میکند. «وفی» یکی از نامهای خداوند است؛ خدایی که به عهد و وعدههای خود وفادار است و بندگانش را نیز به وفاداری فرامیخواند.
حجتالاسلام محمدحسین مدبر، استاد حوزه و دانشگاه، با اشاره به این نام الهی میگوید خداوند نه تنها «وفی» بلکه «اوفی» است؛ یعنی وفادارترین موجود هستی به عهد و پیمان. قرآن کریم نیز این حقیقت را با این پرسش بیان میکند: «وَمَنْ أَوْفَی بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ»؛ چه کسی از خدا به عهد خود وفادارتر است؟
از نگاه مدبر، این موضوع علاوه بر وعدههای الهی، یک پیام روشن برای انسان دارد؛ اگر خداوند وفاداری به عهد را در ذات خود قرار داده است، بندگان او نیز باید در قول و قرارهایشان با خدا و مردم وفادار باشند.
او با استناد به آیات قرآن، وفاداری به عهد و امانت را از ویژگیهای مؤمنان برمیشمارد و یادآور میشود که قرآن، مؤمنان را کسانی معرفی میکند که امانتها و پیمانهای خود را رعایت میکنند و هنگامی که عهدی میبندند، به آن وفادار میمانند.
در این نگاه، «قول» تنها یک جملهای نیست که بر زبان جاری شود و بعد به فراموشی سپرده شود. هر عهدی مسئولیت میآورد و هر پیمانی روزی میتواند محل پرسش باشد. قرآن نیز صریحاً میفرماید: «وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْئُولًا»؛ به عهد وفا کنید که از عهد پرسش خواهد شد.
از وعدههای انتخاباتی تا سوگندهای حرفهای
مدبر برای نزدیکتر شدن این مفهوم به زندگی اجتماعی، دامنه عهد و پیمان را به مسئولیتهای عمومی و حرفهای میکشاند؛ جایی که یک قول میتواند سرنوشت و زندگی گروهی از مردم را تحت تأثیر قرار دهد.
او میپرسد رئیسجمهور وقتی برای انجام وظایف خود سوگند یاد میکند، آیا در برابر آن عهد مسئول نیست؟ نمایندگان مجلس و اعضای شوراهای شهر و روستا نیز در برابر وعدههایی که به مردم دادهاند، مسئولیت دارند؛ بهویژه آنجا که برای انجام وظایف خود سوگند یاد کردهاند.
از نگاه این استاد حوزه و دانشگاه، این مسئولیت محدود به عرصه سیاست و مدیریت عمومی نیست. پزشک، پرستار و داروساز نیز در برابر عهد حرفهای خود مسئولاند. پزشکی که سوگند یاد میکند منافع مادی را بر رسالت خود، یعنی حفظ و ارتقای سلامت مردم، مقدم نکند، در واقع عهدی را پذیرفته است که باید به آن وفادار بماند.
در چنین نگاهی، سوگند حرفهای پیمانی است میان صاحب حرفه و جامعه. به همین دلیل، مدبر تأکید میکند که انسان باید مراقب قولهایی باشد که میدهد؛ چراکه در منطق قرآن، عهد چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد.

یادآوری وعدههای خدا؛ از سر امید
اما روایت مدبر از وفاداری تنها به مسئولیتهای انسان ختم نمیشود. او از زاویهای دیگر به موضوع نگاه میکند؛ زاویهای که رنگ و بوی دعا و امید دارد.
او با تعبیری که خود آن را نوعی «دلال» و یادآوری دوستانه میداند، خطاب به خداوند از وعدههایی سخن میگوید که در قرآن به بندگان داده شده است؛ وعدههایی که قرار است در لحظههای سخت، امید انسان را زنده نگه دارند.
یکی از این وعدهها، پذیرش توبه است. خداوند خود را «تواب و رحیم» معرفی کرده و به بندگان گنهکار راه بازگشت را نشان داده است. از نگاه مدبر، حتی کسی که بار سنگینی از خطا بر دوش دارد، نباید از رحمت خدا ناامید شود؛ چراکه خداوند در قرآن میفرماید: «لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ» و وعده بخشش گناهان را داده است.
وعده دیگر، رحمت الهی است. خداوند در قرآن میفرماید: «کَتَبَ عَلَی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ»؛ رحمت را بر خود مقرر کرده است. همین وعدههاست که به انسان اجازه میدهد حتی پس از لغزش، راه بازگشت را بسته نبیند.
مدبر در ادامه به یکی دیگر از وعدههای الهی اشاره میکند؛ وعدهای که رابطه بخشش انسان و بخشش خداوند را به هم پیوند میزند. قرآن از مؤمنان میخواهد که دیگران را ببخشند و گذشت کنند و سپس میپرسد: «آیا دوست ندارید خدا شما را بیامرزد؟»
در بخش دیگری از این روایت، مسئله یاری دین و مقاومت نیز در چارچوب همین وعدهها قرار میگیرد. مدبر با اشاره به آیه «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ» میگوید خداوند به بندگان وعده داده است که اگر در مسیر او گام بردارند، آنان را یاری کند.
او همچنین به مفهوم «استقامت» در قرآن اشاره میکند؛ جایی که برای کسانی که میگویند «ربنا الله» و سپس بر این باور خود استقامت میکنند، از نزول فرشتگان و آرامش و بشارت سخن گفته شده است.
از نگاه او، این وعدهها میتواند برای مردم، رزمندگان و خدمتگزارانی که در مسیر اعتقاد و خدمت ایستادگی میکنند، مایه امید باشد؛ امید به اینکه تلاش و مقاومت در راه خدا بیپاسخ نمیماند.
خدایی که به یاد میآورد
در میان همه این وعدهها، شاید یکی از لطیفترین آنها وعدهای باشد که خداوند درباره یاد کردن انسان از او داده است: «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ»؛ مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم.
مدبر این آیه را به تجربههای شخصی و اجتماعی انسان پیوند میزند؛ به لحظههایی که آدمی در تنگنا، تنهایی و مشکلات، بیش از هر زمان دیگری به پناهی مطمئن نیاز دارد.
او یادآوری میکند که نماز جمعه نیز در قرآن با دعوت به «ذکر خدا» همراه شده است؛ گویی مؤمنان دعوت شدهاند که از هیاهوی زندگی فاصله بگیرند و دوباره رابطه خود را با خدا به یاد آورند.
این یادآوری، در نگاه او، امیدی برای روزهای دشوار نیز هست؛ روزهایی که انسان در تنهایی و غربت، حتی به یادآوری یک وعده الهی نیاز دارد.
دعا؛ وعدهای برای امیدواری
مدبر سپس به وعده دیگری اشاره میکند؛ وعده اجابت دعا. قرآن میفرماید: «أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ» و در جای دیگری آمده است: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ».
از نگاه او، دعا زمانی معنا پیدا میکند که انسان بداند درِ گفتوگو با خداوند بسته نیست. مؤمن میتواند خواستهها و نیازهای خود را با خدایی در میان بگذارد که خود وعده شنیدن و اجابت داده است.
اما در کنار این وعدهها، یک نکته مهم همچنان پابرجاست و آن چیزی نیست جز اینکه رابطه انسان با خدا یک رابطه یکطرفه نیست. همان خدایی که وعده رحمت، بخشش، یاری، هدایت، رزق و اجابت دعا داده است، از انسان نیز وفاداری میخواهد.
از تقوا تا گشایش
مدبر در ادامه به وعده خداوند درباره تقوا اشاره میکند؛ وعدهای که برای بسیاری از انسانها در روزگار سختی و گرفتاری معنای ویژهای پیدا میکند. قرآن میفرماید: «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا»؛ کسی که تقوای الهی پیشه کند، خداوند برای او راه خروجی قرار میدهد و از جایی که گمان نمیکند، روزیاش میرساند.
این وعده در ادامه با آیهای دیگر تکمیل میشود؛ اینکه اگر مردم ایمان و تقوا داشته باشند، درهای برکات الهی از آسمان و زمین به روی آنان گشوده خواهد شد. در نهایت، تمام این آیات و وعدهها در یک نقطه به هم میرسند؛ نقطهای که مدبر آن را به زبان ساده بیان میکند: خداوند وفادار است و از انسان نیز وفاداری میخواهد.
او تأکید میکند که باید این نمونهها را به خاطر داشته باشیم؛ خدایی داریم که به وعدههای خود وفادار است و شایسته است ما نیز در برابر او و بندگانش، بندههایی وفادار باشیم.
نظر شما