خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم- گاهی مسیر زندگی آدمها از یک تصمیم بزرگ آغاز نمیشود؛ از یک تصویر ساده، یک خاطره کوچک یا حتی رفتار پدر و مادری شکل میگیرد که بیآنکه سخن بزرگی بگویند، معنای ایثار و دستگیری از دیگران را به فرزندشان میآموزند.
برای فاطمه بیکی، دانشجوی ۲۲ ساله دانشگاه علوم پزشکی بیرجند، ریشههای جهاد شاید به سالهای کودکی بازگردد؛ روزهایی که خیرخواهی و دستگیری از دیگران را در رفتار پدر و مادرش میدید و آرامآرام این مفهوم در جانش ریشه دواند.
او بعدها، هنگام درس خواندن برای کنکور، با دیدن تصاویر اردوهای جهادی از تلویزیون با خود میگفت: «کاش من هم روزی بتوانم در چنین میدانهایی حضور داشته باشم.»
آن آرزو اما قرار نبود تنها یک حس گذرا باقی بماند؛ یک دوره آموزشی ۱۰ روزه «اسلام ناب» نقطه عطفی شد تا دغدغههای پراکنده ذهنی او در کنار هم قرار بگیرند و نگاهش به نسبت خود با انقلاب، جامعه، دانشگاه و مسئولیت دانشجویی تغییر کند.
بیکی امروز مسئولیت گروه جهادی فاطمهالزهرا(س) بسیج شهید مفتح را بر عهده دارد؛ دختری که معتقد است دانشجو نباید تنها تماشاگر مسائل جامعه باشد، بلکه باید در متن میدان حاضر شود، مسئله را ببیند، برای آن راهحل پیدا کند و تا رسیدن به نتیجه پای کار بماند.

جهاد؛ مسیری که از یک دغدغه شروع شد
فاطمه بیکی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان از خراسان جنوبی با اشاره به آغاز مسیر جهادی خود اظهار می کند: شاید ریشههای جهادی برای من به سالها قبل از دانشگاه بازگردد؛ به روزهای کودکی که خیرخواهی و دستگیری از دیگران را در رفتار پدر و مادرم میدیدم.
وی می افزاید: علاقهام به حضور در اردوهای جهادی زمانی که برای کنکور درس میخواندم، جدیتر شد و با دیدن تصاویر این اردوها آرزو میکردم روزی خودم نیز در چنین میدانهایی حضور داشته باشم.
مسئول گروه جهادی فاطمهالزهرا(س) ادامه می دهد: نقطه عطف این مسیر، شرکت در دوره ۱۰ روزه «اسلام ناب» بود؛ دورهای که برای من صرفاً یک برنامه آموزشی نبود، بلکه فرصتی ایجاد کرد تا پرسشهای ذهنیام درباره انقلاب، جامعه، دانشگاه و مسئولیت یک دانشجو پاسخ پیدا کند.
بیکی بیان می کند: مباحث این دوره از معرفت آغاز میشد و به راهبرد و در نهایت به مسئله کنشگری میرسید؛ اینکه ما در قبال جامعه و انقلاب چه نقشی داریم و سهممان در ساختن آینده کشور چیست.
وی می گوید: در ادامه با مفهوم جنبش دانشجویی و رسالت آن آشنا شدم و فهمیدم دانشجو قرار نیست صرفاً مخاطب تحولات جامعه باشد، بلکه میتواند بخشی از موتور محرک جامعه باشد.
این دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند می افزاید: بعد از بررسی ظرفیتهای مختلف دانشگاه، اردوهای جهادی را یکی از واقعیترین میدانهای رشد، خودسازی و انسانسازی دیدم و زمانی که به پیشنهاد فرمانده بسیج، مسئولیت گروه را پذیرفتم، آن را صرفاً یک مسئولیت سازمانی ندیدم؛ بلکه فرصتی برای ادامه همان مسیری دانستم که از دوره اسلام ناب آغاز شده بود.

نخستین جهاد؛ رنگآمیزی دیوارهای یک مدرسه
بیکی نخستین تجربه جهادی خود را در اردوی چلونک عنوان می کند و می گوید: نخستین تجربهام اردوی جهادی چلونک و در بخش رنگآمیزی بود؛ زمانی که روی دیوارهای مدرسه طرح میکشیدیم و با کودکانی روبهرو بودیم که دستهای کوچکی داشتند، اما دلهایشان به وسعت دریا بود.
وی ادامه می دهد: شاید ظاهر ماجرا رنگآمیزی چند دیوار مدرسه بود، اما همانجا فهمیدم حضور جوانان مؤمن و دانشجو در میان مردم یک منطقه روستایی فقط خدمت مادی نیست.
مسئول گروه جهادی فاطمهالزهرا(س) تصریح می کند: ما با عمل خودمان میتوانیم مردم را به ایمان، معنویت و دین دعوت کنیم و این خدمت، هم جنبه مادی دارد و هم معنوی؛ اما مهمتر از همه، خدمتی است که ابتدا به خودمان انجام میدهیم.
بیکی می گوید: در جهادی استعدادهای وجودی انسان فعال میشود، با زندگی مردم آشنا میشویم، حصارهای طبقاتی شکسته میشود و واقعیتهای زندگی را لمس میکنیم.
وی می افزاید: برای من جهادی به یکی از واقعیترین میدانهای خودسازی تبدیل شد؛ جایی که آدم خودش را نه در حرف، بلکه در مواجهه با سختی، مسئولیت، مردم و نیازهای واقعی جامعه میشناسد.
این فعال جهادی با بیان اینکه دانشجو در میدان جهادی احساس مفید بودن را تجربه میکند، می گوید: دانشجو در ظاهر یک دانشجوی ساده است، اما در جهادی مانند نهالی است که هرس و آبیاری میشود تا در زمان فارغالتحصیلی به بلوغ فکری برسد.

از درمان تا آموزش؛ جهاد در میدانهای مختلف
بیکی با اشاره به فعالیتهای گروه جهادی فاطمهالزهرا(س) اظهار می کند: تلاش کردهایم در عرصههای مختلفی از جمله بهداشت و درمان، آموزش، فرهنگ، مشاوره، محرومیتزدایی و طب رزم فعالیت کنیم، زیرا نگاه ما این است که جهاد نباید صرفاً به ارائه یک خدمت مقطعی محدود شود.
وی می افزاید: در اردوهای جهادی خدماتی مانند دندانپزشکی، چشمپزشکی، مامایی، غربالگری و مشاوره ارائه کردهایم و در کنار آن، آموزشهای بهداشتی و پیشگیرانه، بهویژه برای کودکان و نوجوانان، و همچنین زیباسازی و رنگآمیزی مدارس را دنبال کردهایم.
مسئول گروه جهادی فاطمهالزهرا(س) یکی از عرصههای مهم فعالیت این گروه را «طب رزم» عنوان می کند و می گوید: در بیش از ۱۵ پایگاه مردمی آموزشهای طب رزم برگزار کردیم و در دو دوره آموزشی آبانماه و اردیبهشتماه، در کنار یک دوره ویژه دانشجویان علوم پزشکی، در مجموع حدود ۲۰۰ نفر در این آموزشها مشارکت داشتند.
بیکی ادامه می دهد: هدف این بود که دانشجویان و نیروهای مردمی در کنار دانش دانشگاهی، مهارتهای لازم برای مواجهه با بحران، امدادرسانی و حضور مؤثر در میدان را نیز کسب کنند.
وی بیان می کند: در مأموریتهای امدادی نیز از این ظرفیت استفاده شد و حدود ۱۳۰ نفر از نیروهای ما به عنوان «زائر امدادگر» در مراسم تشییع رهبر انقلاب اعزام شدند تا مسئولیت امدادی و خدمترسانی را بر عهده داشته باشند.
این دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند اضافه می کند: در عرصه اجتماعی و فرهنگی نیز برنامههایی مانند «پویش لبخند رقیه» و «اطعام غدیر» برگزار کردیم تا روحیه خدمت و همدلی در ارتباط مستقیم با مردم استمرار پیدا کند.
بیکی می گوید: در مجموع سال گذشته ۶ اردوی جهادی و دو دوره آموزشی برگزار شد و بیش از ۵۰۰ دانشجو در این فعالیتها مشارکت داشتند و گروه جهادی فاطمهالزهرا(س) در عرصه بهداشت و درمان استان، مفتخر به دریافت تندیس فردوس شد.

درس خواندن برای مدرک نیست؛ علم باید به خدمت مردم بیاید
بیکی با تأکید بر اهمیت پیوند میان تحصیل و جهاد اظهار می کند: وقتی فرزند یک خانواده وارد مدرسه، دبیرستان و سپس دانشگاه میشود، باید بداند رسیدن به این جایگاه حاصل زحمات پدر و مادری است که سالها برای او تلاش کرده و به او اعتماد کردهاند.
وی می افزاید: برای من درس خواندن فقط گرفتن مدرک نیست؛ دانشجو شدهام تا در رشته خودم متخصص باشم و اگر روزی مسئولیتی بر عهدهام گذاشته شد، بتوانم بیشترین اثرگذاری را برای جامعه داشته باشم.
مسئول گروه جهادی فاطمهالزهرا(س) تصریح کردمی کند: جهاد در مقابل درس قرار نمیگیرد؛ اتفاقاً جهاد میتواند انگیزه بیشتری برای درس خواندن ایجاد کند. وقتی دانشجو در یک اردوی جهادی با مسئله واقعی مواجه میشود، دیگر بعضی درسها برایش فقط چند صفحه کتاب نیست.
بیکی می گوید: تحصیل به من توان خدمت میدهد و خدمت به من انگیزه میدهد که بیشتر یاد بگیرم؛ بنابراین باید هنر برنامهریزی و اولویتبندی را یاد بگیریم تا نه آنقدر درگیر مدرک شویم که مردم را فراموش کنیم و نه آنقدر درگیر فعالیت جهادی شویم که از ساختن توان علمی برای خدمت آینده غافل بمانیم.

محرومیت فقط کمبود امکانات نیست؛ مردم نیاز دارند دیده شوند
وی با بیان اینکه مناطق محروم تنها با کمبود امکانات مواجه نیستند، اظهار می کند: گاهی با مردمی روبهرو میشویم که سالها از بسیاری از فرصتها فاصله داشتهاند؛ مردمی که شاید بیش از هر چیز نیاز دارند دیده شوند، صدایشان شنیده شود و بدانند فراموش نشدهاند.
بیکی ادامه می دهد: نیازهای درمانی، آموزشی، معیشتی و عمرانی واقعی و جدی است، اما اگر جهاد را فقط به یک اردوی چندروزه یا ارائه خدمت مقطعی محدود کنیم، بخش کوچکی از مسئله را دیدهایم.
وی تأکید می کند: برای ما جهاد یعنی کنار مردم ایستادن، نه صرفاً برای مردم کاری انجام دادن؛ باید مسئله را از خود مردم بشنویم، دردشان را بشناسیم و برای حل آن تلاش کنیم و اگر مسئلهای خارج از توان یک گروه جهادی است، آن را رها نکنیم، بلکه با پیگیری و مطالبهگری به دنبال راهحل پایدار باشیم.
این فعال جهادی می گوید: شاید زیباترین اتفاق این نباشد که مردم بگویند جهادگران آمدند و برای ما کاری کردند؛ بلکه روزی برسد که بگویند ما توانستیم روی پای خودمان بایستیم و فقط عدهای آمدند کمک کردند دوباره خودمان را پیدا کنیم.

دختران دانشجو؛ حلقه وصل مردم و مسئولان
بیکی با تأکید بر نقش زنان و دختران دانشجو در فعالیتهای اجتماعی اظهار می کند: جامعه از دختران، پسران، مردان و بانوان تشکیل شده است و اگر قرار است برای جامعه تصمیمگیری و سیاستگذاری شود، باید نیازهای همه اقشار، بهخصوص زنان، درست دیده و شنیده شود.
وی می افزاید: یکی از ظرفیتهای مهم جهاد دانشجویی این است که دانشجو را از کلاس و دانشگاه به متن جامعه میبرد؛ وقتی یک دختر دانشجو وارد روستا یا منطقه محروم میشود و پای صحبت زنان و مادران مینشیند، با مسائلی مواجه میشود که شاید در گزارشهای رسمی دیده نشود.
مسئول گروه جهادی فاطمهالزهرا(س) بیان می کند: دانشجویان میتوانند حلقه ارتباطی میان مردم و مسئولان باشند و مسائل را با نگاه علمی تحلیل کرده و سپس آن را به مطالبه، پیشنهاد و راهحل تبدیل کنند تا صدای مردم به مدیران و سیاستگذاران برسد.
بیکی با اشاره به نقش تاریخی زنان در تحولات اجتماعی کشور می گوید: حضور اجتماعی زنان در جریان انقلاب و دوران دفاع مقدس را شاهد بودهایم و نباید اجازه دهیم حضور زنان فعال و انقلابی کمرنگ شود.
وی تأکید می کند: یک بانو میتواند ضمن حفظ هویت و ویژگیهای زنانه خود، در عرصه علم، خدمت، مدیریت، مطالبهگری و حل مسائل جامعه نقشآفرین باشد.

سختیهای جهاد؛ آزمونی برای ماندن پای آرمانها
بیکی درباره دشواریهای فعالیت جهادی می گوید: بخشی از این سختیها شاید اصلاً قابل گفتن نباشد و بعضی اتفاقات میان بنده و خدا میماند؛ اما یک چیز را در این مسیر به خوبی چشیدهام و آن اینکه اگر برای برداشتن یک مانع و برطرف کردن یک خلأ قدم برداریم، طبیعی است که خودمان نیز با مانع و چالش روبهرو شویم.
وی می افزاید: جهاد بدون چالش برای من معنا ندارد؛ اگر قرار است مسیری، مسیر مبارزه و تلاش برای پیشبرد یک هدف باشد، طبیعی است که در آن سختی، بنبست، اختلاف نظر و آزمون وجود داشته باشد.
این دانشجوی جهادی تأکید می کند: در این مسیر اهمیت تشکیلات را باید جدی گرفت؛ کار جهادی مؤثر وابسته به یک فرد نیست، بلکه به تشکیلاتی قوی نیاز دارد که افراد دغدغهمند و صاحب فکر را کنار هم جمع کند، با مشورت زوایای مختلف مسئله را ببیند، به تصمیم جمعی برسد و توان اجرای آن تصمیم را داشته باشد.
بیکی ادامه می دهد: تشکیلات قوی در برابر مسئله متوقف نمیشود؛ اگر دری بسته باشد دنبال کلید میگردد و اگر راهی پیدا نشود، به دنبال ساختن راه میرود.
وی می گوید: شاید نقطه اوج تمام این دویدنها، شبی در دل اردو باشد؛ میان همه چالشها و نگرانیها، وقتی به حضرت زهرا(س) متوسل میشوید و با خدا نجوا میکنید و فردا میبینید راههایی که تصور میکردید بسته است، یکییکی گشوده شدهاند.

یک دست رنگی روی دیوار؛ خاطرهای که شاید آیندهای را بسازد
این دختر دانشجو از خاطرات اردوهای جهادی نیز گفت و اظهار می کند: در کنار همه سختیها، از اردوهای جهادی کولهباری از خاطرات خوش با خودمان برمیگردانیم؛ خاطراتی از روستاهایی که شاید از نظر امکانات با آنچه ما به آن عادت داشتیم فاصله زیادی داشتند، اما مردمشان، بهخصوص کودکان، از نظر صفا و پاکی دل، گنجینههایی ارزشمند بودند.
وی می افزاید: غروب آفتاب در روستا، بازی و خنده بچهها، لبخند پیرمردها و مادرها پس از دریافت خدمات پزشکی، دندانپزشکی و چشمپزشکی، لحظههایی است که احساس میکردیم برای خدمت آمدهایم، اما در واقع خودمان بیشتر از آنچه داده بودیم، دریافت کردهایم.
بیکی یکی از خاطرات ماندگار خود را مربوط به پایان یکی از اردوها می داند و می گوید: وقتی کارها تمام شده بود، بچهها کنار لوگوی گروه جهادی روی آخرین دیوار مدرسه جمع شدند؛ لوگویی که نام حضرت فاطمه زهرا(س) بر آن حک شده بود.
وی ادامه می دهد: بچهها کف دستهایشان را رنگی کردند و مانند پرتوهای خورشید دور لوگو زدند و بعد اسمشان را روی رد دستشان نوشتند. شاید آن لحظه برای یک کودک فقط یک بازی ساده بود، اما همیشه فکر میکنم چند سال بعد، وقتی بزرگ شوند و دست خودشان را روی آن رد دست کوچک بگذارند، شاید تمام آن روزها برایشان زنده شود؛ خاطره اردو، خنده، مهربانی و حسی از امید و دلگرمی.
مسئول گروه جهادی فاطمهالزهرا(س) تصریح می کند: آن اردوها برای من معنای دیگری از امیدآفرینی را روشن کرد؛ اینکه امید دادن خودش یک خدمت است. گاهی یک پزشک، دندانپزشک یا خدمت درمانی دردی را آرام میکند و گاهی یک لبخند، یک دست رنگی کودکانه، یک بازی آموزشی، آموزش قرآن یا حتی یک گفتوگو و اینکه به یک انسان نشان دهیم «شما مهم هستید»، میتواند امیدی بسازد که بسیار بیشتر از چند روز ماندگار باشد.

جهاد؛ ساختن امید و خودباوری در دل مردم
بیکی با بیان اینکه امید و خودباوری گاهی با یک اتفاق متفاوت آغاز میشود، می گوید: برای یک دانشجو شاید زندگی در مثلث خوابگاه، کلاس و سلف خلاصه شود، اما وقتی گروه جهادی وارد روستایی میشود، تنها زندگی دانشجو نیست که تغییر میکند؛ مردم روستا نیز میبینند عدهای آمدهاند، وقت گذاشتهاند و بدون انتظار دریافت چیزی، خالصانه خدمت میکنند.
وی می افزاید: همین اتفاق میتواند تلنگری در ذهن مردم ایجاد کند؛ اینکه چرا آمدند و چرا برای ما وقت گذاشتند؟ همین سؤال میتواند به تفکر و سپس باور تبدیل شود که «ما هم دیده شدهایم، ما اهمیت داریم و ما هم بخشی از این کشور هستیم.»
این فعال جهادی ادامه می دهد: برای اقشار کمبرخوردار، دیده شدن میتواند آغاز امید باشد؛ گاهی یک خدمت پزشکی، یک عینک، یک درمان یا حتی چند روز حضور، مسئلهای را حل میکند، اما چیزی که در دل مردم باقی میماند شاید بزرگتر از خود خدمت باشد.

اعتماد به جوانان؛ کلید گسترش فرهنگ جهادی
بیکی درباره راههای افزایش حضور دانشجویان و جوانان در فعالیتهای جهادی اظهار می کند: پیش از هر چیز باید این باور را منتقل کنیم که جهاد فقط یک اردوی چندروزه و فعالیت مقطعی نیست؛ جهاد میدان اثرگذاری، مسئولیتپذیری و انسانسازی است.
وی می افزاید: جوان زمانی وارد میدان میشود که احساس کند به او اعتماد شده، مسئلهای را میبیند، برای حل آن قدم برمیدارد و نتیجه تلاشش را مشاهده میکند. نباید کار و مسئولیت را از دانشجو گرفت و او را صرفاً تماشاگر مسائل جامعه کرد.
مسئول گروه جهادی فاطمهالزهرا(س) با اشاره به نقش دانشگاه در تقویت فعالیتهای جهادی می گوید: کاش بسته یا سازوکار حمایتی مشخصی از سوی دانشگاه برای گروههای جهادی در نظر گرفته شود؛ بهخصوص درباره همراهی اساتید.
بیکی ادامه می دهد: گاهی دانشجو انگیزه و دغدغه حضور در اردوهای جهادی را دارد، اما همراهی لازم از سوی اساتید وجود ندارد و این حضور برای او دشوار میشود؛ در حالی که انتظار داریم اساتید نیز خودشان را در چنین فضایی، در کنار دانشجویان و در میدان خدمت ببینند.
وی پیشنهاد می کند: در کنار واحدهای دانشگاهی، ظرفیت یا واحدی مرتبط با فعالیت جهادی و متناسب با رشته دانشجویان تعریف شود تا دانشجوی پزشکی، پرستاری، دندانپزشکی، بهداشت و سایر رشتهها بتواند بخشی از آموختههای خود را در میدان واقعی مسئله و خدمت تجربه کند.
این دانشجوی جهادی تأکید می کند: دانشگاه به دانشجو علم میدهد و میدان جهاد به او مسئله؛ این دو در کنار هم میتوانند موجب همافزایی شوند.
بیکی همچنین بر ضرورت تأمین تجهیزات درمانی تأکید می کند و می گوید: بهخصوص در حوزه دندانپزشکی ظرفیت بالایی برای خدمت وجود دارد، اما گاهی کمبود تجهیزات مانع استفاده از این ظرفیت میشود که با تدبیر مسئولان، همافزایی و حمایت خیرین قابل برطرف شدن است.
وی می افزاید: حمایت از گروههای جهادی فقط حمایت مادی نیست؛ گاهی یک مجوز، فضای مناسب، تسهیل رفتوآمد، در اختیار گذاشتن ظرفیت دستگاهها، آموزش تخصصی، هماهنگی بین مجموعهها و حتی یک پیگیری ساده از سوی یک مسئول میتواند مسیر یک حرکت جهادی را باز کند.

دانشجو؛ سلول بنیادی جامعه برای ساختن آینده
بیکی با بیان اینکه جهاد برای او تنها مجموعهای از اردوها و فعالیتها نیست، اظهار می کند: شاید اصل قصه جهاد همین باشد که ما تلاش و برنامهریزی میکنیم، اما تدبیر نهایی عالم دست خداست؛ اوست که مسیرها را به هم پیوند میدهد و آدمها را در زمان و جای درست کنار هم قرار میدهد.
وی می گوید: هر اردوی جهادی فرصتی است برای اینکه از هیاهوی دنیا فاصله بگیریم، دوباره خودمان را پیدا کنیم و یک قدم به هدف غایی یعنی عبد خدا شدن نزدیکتر شویم.
این دختر دانشجو می افزاید: جهادی برای من کولهباری از تجربه و خاطره بود؛ تجربههایی که شاید در هیچ کلاس و کتابی نمیشد آموخت. جنس ناب دانشجو کسی نیست که فقط درس بخواند، مدرک بگیرد و بعد از فارغالتحصیلی به دنبال نقش و مسئولیت باشد؛ دانشجو ابعاد وجودی و توانمندیهای بسیار بیشتری دارد.
بیکی ادامه می دهد: یکی از زیباترین بخشهای این مسیر، دیدن ظرفیتهای پنهانی بود که در میدان جهاد آشکار میشود؛ جوانهایی با دلهایی ریشهدار در اسلام، سرشار از اخلاص، تقوا، تعهد و مسئولیتپذیری که در میان سختیها صبور میمانند و حتی در دل مشکلات حسن خلق خود را از دست نمیدهند.
وی با خطاب قرار دادن دانشجویان می گوید: تو دانشجو، شبیه سلول بنیادی یک جامعه هستی؛ ظرفیت تو خیلی بیشتر از چیزی است که امروز شاید تصور میکنی.
مسئول گروه جهادی فاطمهالزهرا(س) می افزاید: شاید لذتی را که تاکنون تجربه نکردهای، در همین میدان تجربه کنی؛ لذتی از جنس آرامش و محبت، حسی که در مسیر خدا به انسان داده میشود.
بیکی خاطرنشان می کند: آیا دوست داری حتی یک شب این حس را تجربه کنی؟ با هر فکر و سلیقهای که هستی، حداقل به خاطر انسانیت، یا بهتر بگویم ابتدا برای ساختن شخصیت خودت، در یک اردوی جهادی شرکت کن.
وی ادامه می دهد: تصور کن شبی در اردو، زیر آسمان پرستاره نشستهای و از خودت میپرسی؛ از میان این همه آدم، از میان صدها دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی، من انتخاب شدهام و به این روستا آمدهام؛ چرا؟ چه چیزی را باید بفهمم و مأموریت من چیست؟
این فعال جهادی می گوید: شاید پاسخ همین سؤال، نقطه شروع یک مسیر تازه در زندگی تو باشد.
بیکی تأکید می کند: باید آمد و زندگی کرد؛ باید میدان جهاد را تجربه کرد و فهمید که جهاد فقط ساختن یک مدرسه، درمان یک بیمار یا توزیع یک بسته نیست؛ جهاد، ساختن انسان، امید، خودباوری و آینده است.
وی با اشاره به سخنی از رهبر شهید انقلاب می افزاید: میل به خدمت به مردم و تحمل سختیهای آن، نقطهای نورانی در باطن انسان است و باید این نور را در جان خود گسترش دهیم و اجازه ندهیم آفتهایی مانند سودجویی، خودنمایی و تنبلی آن را گلآلود کند.
بیکی خاطرنشان می کند: امیدوارم همه این فعالیتها به مدد حضرت فاطمهالزهرا(س)، با توکل و توسل، شناخت مسئله و برنامهریزی ادامه پیدا کند و همه ما در این مسیر ثابتقدم، عاقبتبهخیر و از زمینهسازان ظهور حضرت حجت(عج) باشیم.
نظر شما