خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم-از نجف تا بیرجند؛ بعضی نامها را نمیتوان فقط در چند سطر زندگینامه خلاصه کرد؛ نامهایی که هر بار بر زبان میآیند، قصهای بلند از ایمان، مبارزه، رنج و ایستادگی را با خود به همراه میآورند.
شهید حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ احمد قاینی نجفی، مشهور به «فاضل»، از همین نامهاست؛ روحانیای که زندگیاش از کنار بارگاه امیرالمؤمنین(ع) در نجف آغاز شد، در حوزههای علمیه قد کشید، در روزهای سخت مبارزه با رژیم پهلوی طعم زندان و شکنجه را چشید، سالها در مسجد بازار بیرجند برای مردم از دین و انقلاب گفت و سرانجام در جبهههای دفاع مقدس، همانجا که ایمان و عمل در کنار هم معنا پیدا میکرد، به شهادت رسید.
روایت زندگی او، روایت مردی است که برایش روحانیت تنها پوشیدن عبا و عمامه و نشستن بر کرسی درس و منبر نبود؛ او علم را آموخت تا به مردم بیاموزد، منبر رفت تا روشنگری کند، زندان رفت تا سکوت نکند و به جبهه رفت تا نشان دهد دفاع از ایمان و سرزمین، تنها وظیفه یک قشر یا گروه نیست.
شهید حجت الاسلام احمد قاینی نجفی فاضل در سال ۱۳۲۱ هجری شمسی در نجف اشرف و در جوار حرم مطهر امیرالمؤمنین(ع) چشم به جهان گشود. پدرش، آیتالله شیخ محمد فاضل، از عالمان شناختهشده و برجسته روزگار خود بود و همین فضای علمی و معنوی، نخستین مدرسه زندگی احمد را شکل داد. او مقدمات فقه و اصول را نزد پدر فراگرفت و در ادامه از محضر استادانی همچون آیتالله مشکینی بهره برد.
اما زندگی این روحانی جوان قرار نبود تنها در حجرههای حوزه و میان صفحات کتابهای فقه و اصول ادامه پیدا کند. جامعه در تبوتاب مبارزه بود و او نیز خیلی زود دریافت که عالم دینی نمیتواند نسبت به ظلم و انحراف زمانه بیتفاوت بماند.

از حجرههای حوزه تا میدان مبارزه
شهید حجت الاسلام فاضل از پیشگامان نهضت اسلامی بود و فعالیتهای مبارزاتی او علیه رژیم پهلوی، بارها برایش دردسرساز شد. در یکی از مقاطع، به دلیل همراه داشتن کتاب «حکومت اسلامی» حضرت امام خمینی(ره)، هنگام بازگشت از عتبات در گمرک خسروی دستگیر و به تهران منتقل شد و مدتی را در سلول انفرادی زندان قزلقلعه گذراند. در همین دوران با شهید آیتالله سیدمحمدرضا سعیدی نیز همسلول بود و بعدها خاطراتی از آن دوران نقل کرد.
مبارزه برای او تنها به پخش اعلامیه و سخنرانی محدود نمیشد. در منابع مربوط به زندگی او آمده است که در دوران اوجگیری انقلاب اسلامی، در انتقال اعلامیههای حضرت امام(ره) نیز نقش داشت و حتی برخی اعلامیهها را با پای پیاده و از مسیرهای دور از دسترس به نقاط مختلف میرساند. همین فعالیتها سبب شد ساواک او را به عنوان یکی از نیروهای فعال نهضت اسلامی تحت نظر قرار دهد.
سال ۱۳۵۴ یکی از تلخترین فصلهای زندگی او بود. پس از تجمع طلاب در مدرسه فیضیه و برخورد رژیم پهلوی با آنان، شهید احمد فاضل نیز دستگیر شد. روایتهای موجود از شکنجههای سخت او در زندان حکایت دارد؛ شکنجههایی که چندین بار موجب بیهوشیاش شد و جراحات شدیدی بر پاهایش وارد کرد و حتی او را روانه بیمارستان ساخت. در نهایت نیز در دادگاه رژیم پهلوی به سه سال زندان محکوم شد.
چهار سال از عمر این روحانی مبارز در زندانهای رژیم پهلوی گذشت؛ سالهایی که اگرچه جسمش را آزرد، اما نتوانست اراده و ایمانش را در هم بشکند. در برخی روایتها آمده است که او بخشی از دوران زندان را در کنار مبارزانی همچون شهید محمدعلی رجایی و آیتالله خامنهای و آیتالله هاشمی رفسنجانی گذراند. همچنین آثار شکنجههای دوران زندان تا پایان عمر بر بدن او باقی ماند.

مردی که دردهای زندان را با خود به بیرجند آورد
پیروزی انقلاب اسلامی برای شهید فاضل پایان مبارزه نبود؛ آغاز فصل تازهای از مسئولیت بود. پس از آزادی از زندان، بنا بر روایت منابع، مدتی برای تدریس و نشر معارف اسلامی به منطقه غرب کشور و شهر کرمانشاه رفت. اما سرنوشت او را بار دیگر به بیرجند پیوند زد؛ شهری که قرار بود بخش مهمی از سالهای پایانی زندگیاش را در آن سپری کند.
پس از رحلت برادرش، حجتالاسلام حاج شیخ مهدی فاضل، که سالها در بیرجند فعالیت دینی داشت و امام جماعت مسجد بازار و مؤسس مدرسه علمیه مهدیه بود، مردم و کسبه شهر از شهید احمد فاضل خواستند جای برادر را در مسجد بگیرد. او دعوت مردم را پذیرفت و راه برادر را ادامه داد.
مسجد بازار بیرجند برای او تنها محل اقامه نماز جماعت نبود. محراب و منبر در نگاه او دو سنگر مهم برای ارتباط با مردم بودند؛ جایی برای آموزش، تربیت، روشنگری و پیوند دادن نسل جوان با معارف دینی و آرمانهای انقلاب.
در روایت زندگی او آمده است که حضور شهید فاضل در بیرجند موجب ارتقای فعالیتهای آموزشی مدرسه مهدیه و تقویت جایگاه مسجد بازار به عنوان پایگاهی برای تبلیغ آرمانهای انقلاب شد.
شاید یکی از زیباترین ویژگیهای شخصیت او همین بود که میان «عالم بودن» و «در میان مردم بودن» فاصلهای نمیدید. برای او مسجد باید زنده میبود، مدرسه باید انسان تربیت میکرد و روحانی باید در متن جامعه حضور داشته باشد.

زندگی ساده مردی که زرقوبرق دنیا را پس زد
شهید حجت الاسلام قاینی نجفی فاضل با وجود جایگاه علمی و سابقه مبارزاتیاش، چهرهای ساده و بیادعا داشت. منابع مربوط به زندگی او تأکید کردهاند که حتی برخی دوستان نزدیکش از گستردگی سوابق مبارزاتی او اطلاع نداشتند. زندگی زاهدانه و بیآلایش او نشان میداد که سالها مبارزه برایش وسیلهای برای رسیدن به نام و جایگاه نبوده است.
در روایتهای مربوط به ویژگیهای اخلاقی او، علاقه به ورزش، تلاوت قرآن، نماز شب، نماز اول وقت و مطالعه از جمله خصوصیات برجسته شهید ذکر شده است. همچنین بیاعتنایی به مادیات و گشادهرویی او در برخورد با مردم مورد توجه قرار گرفته است.
این تصویر از شهید فاضل، تصویر عالمی است که میکوشید میان عبادت و زندگی اجتماعی، میان علم و عمل و میان معنویت و مسئولیت اجتماعی پیوند برقرار کند.
او سالها پیش از آنکه لباس رزم بر تن کند، در سنگر فرهنگ و اندیشه میجنگید؛ اما آغاز جنگ تحمیلی، فصل دیگری را در زندگی او رقم زد.

از مسجد بازار تا جبهههای دفاع مقدس
وقتی جنگ تحمیلی آغاز شد، شهید فاضل نمیتوانست تنها از پشت تریبون درباره دفاع سخن بگوید. او که سالها مردم را به ایستادگی و دفاع از اسلام و انقلاب دعوت کرده بود، خود نیز راهی جبهه شد.
در منابع آمده است که با وجود داشتن خانواده و همچنین ضعف و بیماری ناشی از شکنجههای دوران مبارزه، چندین بار همراه جوانان بیرجند راهی جبهههای نبرد شد.
این بخش از زندگی او شاید یکی از گویاترین جلوههای شخصیتش باشد؛ مردی که آثار شکنجه هنوز بر بدنش باقی بود، اما دردهای گذشته را بهانهای برای کنارهگیری از مسئولیت نکرد.
او میتوانست پس از سالها مبارزه و زندان، سهم خود را اداشده بداند و در کنار خانواده بماند؛ اما روحیه او چنین اجازهای نمیداد. برای شهید فاضل، جهاد تنها یک واژه نبود؛ مسیری بود که از حجره و مسجد آغاز شده و اکنون به جبهه رسیده بود.
در نهایت، این عالم مجاهد در سال ۱۳۶۶ راهی جبهه شد و در منطقه عملیاتی «ماووت» عراق به شهادت رسید. منابع مختلف، تاریخ شهادت او را ۲۹ آبان ۱۳۶۶ ذکر کردهاند و علت شهادتش را اصابت ترکش خمپاره عنوان کردهاند. برخی منابع نیز این شهادت را در چارچوب عملیات نصر ۸ در منطقه بانه گزارش کردهاند.

آخرین سفر؛ از بیرجند تا آرامگاه ابدی در قم
خبر شهادت شهید حجت الاسلام احمد قاینی نجفی فاضل برای مردم بیرجند، خبر از دست دادن عالمی بود که سالها محراب و منبر مسجد بازار را به محلی برای تربیت و روشنگری تبدیل کرده بود.
پیکر این روحانی شهید پس از تشییع در بیرجند به قم منتقل شد و در گلزار شهدای امامزاده علی بن جعفر(ع) به خاک سپرده شد.
اما شاید برای شهیدی که تمام عمر میان «هجرت» و «مبارزه» گذشت، پایان راه چندان هم غریب نباشد؛ تولد در نجف، تحصیل و مبارزه در حوزه، زندانهای رژیم پهلوی، فعالیت فرهنگی و دینی در کرمانشاه و بیرجند و سرانجام جبهههای دفاع مقدس؛ گویی تمام مسیر زندگی او قطعههای یک پازل بزرگ بود که در نقطهای به نام شهادت کامل شد.
امروز وقتی از شهید حجتالاسلام احمد قاینی نجفی فاضل سخن میگوییم، تنها از یک روحانی شهید نام نمیبریم؛ از نسلی سخن میگوییم که علم را با مسئولیت اجتماعی، منبر را با مبارزه، محراب را با خدمت و ایمان را با عمل پیوند زد.
شهید فاضل را میتوان از آن دست روحانیانی دانست که «حضور» را معنای حقیقی روحانیت میدانستند؛ حضور در کنار مردم، حضور در میدان مبارزه، حضور در مسجد، حضور در جبهه و در نهایت حضوری جاودانه در تاریخ.
مردی که روزگاری در نجف، کنار حرم امیرالمؤمنین(ع) چشم به جهان گشود، سالها بعد در گوشهای از سرزمین ایران برای آزادی و استقلال مردمش ایستاد، رنج زندان را تحمل کرد، به بیرجند آمد و چراغ مسجد و مدرسه را روشن نگه داشت و سرانجام در جبهههای دفاع مقدس جان خود را تقدیم کرد.
نام او امروز بر ساختمانی در بیرجند نیز نقش بسته است؛ اما حقیقت آن است که نام شهید احمد قاینی نجفی فاضل بیش از آنکه به یک ساختمان یا یک سنگ مزار وابسته باشد، به خاطره مسجدی گره خورده که روزگاری صدای اذان، قرآن و سخنان او را در خود میپیچید و به نسلی که هنوز میتواند از زندگی او یک درس بزرگ بگیرد: ایمان، وقتی با عمل همراه شود، از یک باور شخصی به یک راه و مکتب تبدیل میشود.
روایت زندگی شهید فاضل، روایت مردی است که از نجف آغاز کرد، از زندان گذشت، در بیرجند به مردم خدمت کرد و در جبهه به آسمان رسید؛ روحانیای که منبر را سنگر دید و شهادت را آخرین فصل مبارزه ندانست، بلکه آغاز ماندگاری نامی دانست که سالها بعد نیز میتواند برای نسلهای تازه، چراغ راه باشد.
نظر شما