به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری شبستان، طرح «مسجدمحوری» و «محلهمحوری» از جمله رویکردهای مهمی است که دولت چهاردهم در راستای اصلاح شیوه حکمرانی، افزایش مشارکت مردم در اداره امور جامعه و استفاده از ظرفیتهای بومی محلات دنبال میکند؛ طرحی که در صورت اجرای صحیح و فراهم شدن زیرساختهای لازم میتواند بخشی از مسائل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی مدیریتی کشور را در نزدیکترین سطح به مردم، یعنی محله، پیگیری و حلوفصل کند.
دولت چهاردهم بر این باور است که بسیاری از مسائل و مشکلات موجود در محلات، پیش از آنکه نیازمند ورود مستقیم ساختارهای پیچیده و متمرکز دولتی باشد، میتواند با استفاده از ظرفیتهای خود مردم و نهادهای اجتماعی موجود در محله شناسایی و برای آنها راهکار پیدا کند. در این میان، مسجد به عنوان یکی از مهمترین و در دسترسترین نهادهای اجتماعی هر محله، میتواند نقش محوری در شکلدهی به این فرآیند ایفا کند.
بر اساس این نگاه، مسجد نباید صرفاً به عنوان مکانی برای اقامه نماز، برگزاری مراسم مذهبی و فعالیتهای عبادی مورد توجه قرار گیرد، بلکه میتواند به یک پایگاه اجتماعی فعال تبدیل شود؛ پایگاهی که مردم محله در آن گردهم میآیند، مسائل و مشکلات خود را مطرح میکنند و با کمک معتمدان، نخبگان، جوانان، خیرین و مسئولان محلی برای رفع این مشکلات راهکار ارائه میدهند.

مسجدمحوری در واقع تلاشی برای بازگرداندن مسجد به جایگاه اجتماعی و محلهای خود است؛ جایگاهی که در گذشته، مسجد را به یکی از مهمترین کانونهای ارتباطی مردم تبدیل کرده بود. در چنین الگویی، مسجد میتواند محل شناسایی نیازهای واقعی مردم، ایجاد ارتباط میان ساکنان محله و دستگاههای اجرایی، ساماندهی ظرفیت خیرین، حمایت از خانوادههای نیازمند و حتی حل برخی اختلافات و آسیبهای اجتماعی باشد.
تأکید رئیسجمهور بر حکمرانی محلهمحور
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، نیز در مناسبتها و نشستهای مختلف بر ضرورت حرکت به سمت «محلهمحوری» تأکید کرده و خواستار تقویت نقش مردم در اداره امور جامعه شده است. از نگاه رئیسجمهور، اگر قرار باشد مشکلات جامعه به شکل واقعی و پایدار حل شود، نمیتوان تمام مسائل را از پشت میزهای اداری و در سطوح متمرکز مدیریتی دنبال کرد؛ بلکه باید مردم و ظرفیتهای موجود در محلات را در فرآیند تصمیمگیری و حل مسائل مشارکت داد.

در این چارچوب، مسجد میتواند به عنوان حلقه اتصال میان مردم، نهادهای اجتماعی و دستگاههای دولتی عمل کند. به بیان دیگر، هدف از مسجدمحوری آن نیست که وظایف دستگاههای اجرایی به مساجد واگذار شود، بلکه مسئله اصلی، ایجاد یک شبکه اجتماعی و مدیریتی در سطح محله است تا مشکلات پیش از آنکه به بحرانهای بزرگتر تبدیل شوند، در همان سطح شناسایی و برای آنها چارهاندیشی شود.
اگر این مدل به شکل صحیح اجرا شود، هر محله میتواند تصویری دقیق از مسائل و ظرفیتهای خود داشته باشد؛ از وضعیت خانوادههای نیازمند و آسیبهای اجتماعی گرفته تا ظرفیتهای اقتصادی، فرهنگی، ورزشی و انسانی. در چنین شرایطی، تصمیمگیری نیز به جای آنکه صرفاً از بالا به پایین انجام شود، میتواند تا حد زیادی بر اساس نیازهای واقعی هر محله صورت گیرد.
مساجد و مدیریت ناترازی انرژی
یکی دیگر از حوزههایی که میتواند در چارچوب این رویکرد مورد توجه قرار گیرد، استفاده از ظرفیت مساجد برای مدیریت مصرف انرژی و کمک به کاهش ناترازی انرژی است.
رئیسجمهور بر استفاده از ظرفیت مساجد برای مدیریت انرژی تأکید کرده و تجهیز مساجد به پنلهای خورشیدی را نیز به عنوان یکی از ظرفیتهای قابل استفاده در این زمینه مطرح کرده است. در صورت اجرای چنین طرحی، مساجد میتوانند علاوه بر نقش اجتماعی و فرهنگی، به بخشی از شبکه تولید انرژی پراکنده کشور نیز تبدیل شوند.

استفاده از انرژی خورشیدی در مساجد، بهویژه در مناطقی که از ظرفیت مناسب تابش خورشید برخوردار هستند، میتواند ضمن کاهش هزینههای مصرف برق این اماکن، زمینه فرهنگسازی در زمینه استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر را نیز فراهم کند. البته تحقق این موضوع نیازمند برنامهریزی دقیق، تأمین منابع مالی، بررسی ظرفیت فنی مساجد و ارائه الگوی مشخص برای نصب و نگهداری تجهیزات است.
ضرورت تأمین بودجه مشخص
مسئله دیگری که در موفقیت این طرح اهمیت بسیار زیادی دارد، تأمین منابع مالی و تعیین ردیف بودجه مشخص است. اجرای طرحهای محلهمحور بدون پشتوانه مالی پایدار، عملاً امکان استمرار و توسعه نخواهد داشت.
اگر دولت و دستگاههای مسئول انتظار دارند مساجد در حوزههایی مانند فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، مدیریت انرژی، حمایت از اقشار آسیبپذیر و حل مسائل محله نقشآفرینی کنند، باید ابزار و منابع لازم برای این مأموریت نیز فراهم شود. نمیتوان مسئولیتهای جدیدی برای یک نهاد تعریف کرد اما منابع، آموزش و زیرساخت لازم برای انجام آن مسئولیتها را در اختیارش قرار نداد.
بنابراین، اختصاص ردیف بودجه مشخص، تعریف سازوکار نظارت بر هزینهکرد منابع و همچنین تعیین دقیق مسئولیت دستگاههای مختلف میتواند از الزامات اساسی موفقیت این طرح باشد. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که مسجدمحوری نیز مانند برخی طرحهای دیگر، در مرحله شعار و ایده باقی بماند و به نتیجه ملموس برای مردم منجر نشود.
ضرورت پرهیز از موازیکاری
از سوی دیگر، موفقیت طرح محلهمحوری نیازمند هماهنگی میان دستگاههای مختلف است. در بسیاری از محلات، نهادهای مختلفی از شهرداری و شوراهای اسلامی شهر گرفته تا دستگاههای فرهنگی، اجتماعی، خدماتی و حمایتی فعالیت دارند. اگر میان این دستگاهها هماهنگی وجود نداشته باشد، ممکن است طرح محلهمحوری نهتنها به حل مشکلات منجر نشود، بلکه به ایجاد ساختارهای موازی و افزایش بروکراسی نیز بینجامد.
به همین دلیل لازم است نقش هر دستگاه در این طرح به صورت شفاف مشخص شود و مسجد نیز به جای آنکه به یک نهاد اداری دیگر تبدیل شود، نقش اصلی خود را به عنوان یک پایگاه مردمی و اجتماعی حفظ کند.
فرصتی برای افزایش سرمایه اجتماعی
با وجود همه این چالشها، مسجدمحوری و محلهمحوری در صورت اجرای صحیح میتواند دستاوردهای قابل توجهی برای کشور به همراه داشته باشد. یکی از مهمترین نتایج این رویکرد، افزایش مشارکت اجتماعی و تقویت سرمایه اجتماعی است.
وقتی مردم احساس کنند مشکلاتشان در نزدیکترین سطح به آنها شنیده میشود و خودشان نیز در فرآیند حل این مشکلات نقش دارند، اعتماد و احساس تعلق آنها نسبت به محله و جامعه افزایش پیدا میکند. از سوی دیگر، استفاده از ظرفیت جوانان، خیرین، نخبگان و فعالان اجتماعی هر محله میتواند بخش قابل توجهی از ظرفیتهای مغفول جامعه را فعال کند.
محلهمحوری همچنین میتواند به دولت کمک کند تا تصویر دقیقتری از مشکلات جامعه به دست آورد. تصمیمگیری بر اساس اطلاعات واقعی و نیازهای میدانی محلات، میتواند سیاستگذاریهای عمومی را از حالت کلی و یکسان برای همه مناطق خارج کرده و به سمت سیاستگذاری متناسب با شرایط هر منطقه سوق دهد.
در نهایت، مسجدمحوری و محلهمحوری زمانی میتواند به یک الگوی موفق حکمرانی تبدیل شود که از سطح شعار فراتر رفته و به یک برنامه عملیاتی، دارای بودجه، آموزش، ساختار مشخص، شاخصهای ارزیابی و سازوکار نظارت تبدیل شود. اگر دولت چهاردهم بتواند موانع اجرایی این طرح را برطرف و میان دستگاههای مختلف و ظرفیتهای مردمی هماهنگی ایجاد کند، مسجد میتواند بار دیگر به یکی از مهمترین کانونهای اجتماعی محله تبدیل شود و بخشی از مسائل مردم را پیش از رسیدن به مراحل پیچیدهتر، در همان سطح محله شناسایی و پیگیری کند.
در چنین الگویی، دولت نه جایگزین مردم، بلکه تسهیلگر حضور و مشارکت آنان خواهد بود و مسجد نیز نه صرفاً یک مکان عبادی، بلکه بخشی از شبکه اجتماعی محله برای حل مسائل مردم خواهد شد؛ رویکردی که در صورت تحقق واقعی، میتواند گامی مهم در مسیر حرکت به سمت حکمرانی مردمپایه و مسئلهمحور باشد.
نظر شما