«حمید محمدی» در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان در یاسوج، اظهار کرد: تنگه هرمز در ادبیات روابط بینالملل، استراتژی و دکترین امنیتی جمهوری اسلامی ایران و حتی کشورهای منطقه، دیگر تنها یک عارضه ژئوپلیتیکی صرف نیست؛ بلکه به نقطهای تبدیل شده که میتواند آینده نظم در حال شکلگیری جهان را رقم بزند.
وی با اشاره به اینکه آنچه امروز بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در حال رخ دادن بوده، در واقع تلاش برای شکل دادن به نظم آینده بینالمللی است، گفت: هر کشوری که بتواند مدیریت تنگه هرمز و دیگر نقاط عطف ژئوپلیتیکی را در اختیار داشته باشد و آنها را مدیریت کند، میتواند در شکلدهی به نظم آینده جهان نقشآفرینی بیشتری داشته باشد.
این استاد دانشگاه به مفهوم «گذار از نظم تکقطبی» در ادبیات روابط بینالملل اشاره کرد و افزود: نظمی که آمریکا سالها مدیریت میکرد، امروز با چالش و افول مواجه شده و افول نظم تکقطبی به معنای رشد و ظهور رقبای ایالات متحده آمریکاست.
محمدی یادآور شد: من این مطالب را به عنوان یک پژوهشگر مطرح میکنم، نه صرفاً به عنوان یک ایرانی، هرچند ایرانی بودن جزئی از جان من است، اما تلاش میکنم این موضوع را از زاویه نگاه یک پژوهشگر و بدون سوگیری بررسی کنم.
کارشناس حوزه روابط بینالملل ادامه داد: علم روابط بینالملل به ما میگوید در نظم در حال شکلگیری، کریدورها اهمیت بسیار زیادی دارند، هر کشوری که بتواند کریدورها و مسیرهای تجارت را مدیریت کند، در نظم آینده میتواند به یک قدرت مؤثر تبدیل شود و نقش خود را در سطح جهان افزایش دهد.
وی توجه محافل و رسانههای غربی به جایگاه جمهوری اسلامی ایران را یادآور شد و اظهار کرد: بیدلیل نیست که رسانههای غربی و بهویژه رسانههای معتبر حوزه سیاست خارجی، از جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از قدرتهای مهم عرصه روابط بینالملل یاد میکنند؛ چراکه ایران با مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز و تسلطی که میتواند بر شاهراههای انرژی و ارتباطی داشته باشد، قادر است در آینده نظم در حال شکلگیری نقشآفرینی کند.
محمدی خاطرنشان کرد: مسئله تنگه هرمز دیگر موضوعی مربوط به جنوب کشور یا یک مسئله محدود نیست، بلکه موضوعی است که میتواند ایران را وارد باشگاه قدرتهای بزرگ کند.
این استاد دانشگاه درباره خطای محاسباتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در ارزیابی ظرفیتهای جمهوری اسلامی ایران نیز گفت: در اظهارات منتشرشده از رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا و وزیر جنگ این کشور نیز نکتهای وجود داشت و پاسخ مشترک آنها به یک سؤال این بود که ما فکر نمیکردیم جمهوری اسلامی ایران تنگه هرمز را به خط ببندد.
وی افزود: این اظهارنظر به خوبی نشان میدهد که یک اشتباه تحلیلی در ذهنیت رئیسجمهور آمریکا و وزیر جنگ این کشور شکل گرفته بود و آنها تصور میکردند جمهوری اسلامی ایران امروز در ضعیفترین حالت ممکن قرار دارد و میتوانند با یک حمله نظامی، بر مبنای اطلاعاتی که رژیم صهیونیستی در اختیار آنها قرار داده بود، کار را به سرعت تمام کنند.
محمدی بیان کرد: این تصور در ذهن آنها شکل گرفته بود که با یک حمله نظامی میتوانند ظرف دو یا سه هفته مسئله ایران را حلوفصل کنند، مدیریت این جغرافیا را در اختیار بگیرند و با تغییر رژیم، شرایط منطقه را مطابق خواست خود مدیریت کنند؛ در چنین شرایطی طبیعی بود که تصور کنند تنگه هرمز نیز بهصورت طبیعی در اختیار آنها قرار خواهد گرفت.
این استاد دانشگاه ضرورت وجود اختلاف در اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی را بیان کرد و گفت: در تقابل با جمهوری اسلامی ایران، هم رژیم صهیونیستی و هم ایالات متحده آمریکا در دشمنی با ایران اختلافی ندارند، اما به نظر میرسد آمریکا یک ایران ضعیف و فاقد استقلال را میخواهد، در حالی که رژیم حاکم صهیونیستی به دنبال یک ایران تجزیهشده است.
وی خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم جمعبندی کنیم، آنچه باعث شد این اتفاق بیفتد و تحلیلهای آنها با واقعیت منطبق نشود، یک خطای روایی و تحلیلی بود؛ موضوعی که در ادبیات روابط بینالملل میتوان از آن به عنوان «بایستههای ذهنی اشتباه» یاد کرد و همین مسئله باعث شد آنها در تحلیل خود دچار خطا شوند و امروز در شرایطی قرار بگیرند که حتی به حداقلها رضایت دهند.
محمدی به اهمیت وضعیت کنونی تنگه هرمز اشاره کرد و گفت: آنچه امروز درباره تنگه هرمز رخ داده، این گذرگاه را به یکی از مهمترین نقاط اثرگذار بر اقتصاد انرژی جهان تبدیل کرده و طبیعی است که چنین وضعیتی پیامدهای منطقهای و بینالمللی گستردهای داشته باشد.
این کارشناس روابط بینالملل افزود: در چنین شرایطی، فعالیتها و تحولات مختلفی در حوزه خلیج فارس در حال شکلگیری بوده و کشورهای همسایه ایران نیز تحت تأثیر این شرایط قرار گرفتهاند؛ از سوی دیگر، آمریکا و جریان صهیونیستی تلاش میکنند از موضوع تنگه هرمز برای پیشبرد اهداف منطقهای خود استفاده کنند و حتی آن را در راستای تحقق اهدافی مانند پیمان صلح ابراهیم به کار بگیرند.
وی خاطرنشان کرد: تنگه هرمز امروز تنها یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه به یکی از مهمترین متغیرهای ژئوپلیتیکی، اقتصادی و امنیتی تبدیل شده که تحولات آن میتواند بر معادلات منطقه و حتی نظم آینده بینالمللی تأثیر بگذارد.
کشورهای منطقه به سمت استقلال امنیتی و تنوعبخشی به شرکای امنیتی خود حرکت میکنند
استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه روابط بینالملل با اشاره به تحولات اخیر منطقه و جنگهای رمضان، دوازدهروزه و هرمز، اظهار کرد: یکی از پیامدهای مهم این تحولات، حرکت کشورهای منطقه به سمت تنوعبخشی به شرکای امنیتی خود است؛ به این معنا که کشورهای منطقه به این نتیجه رسیدهاند که ایالات متحده آمریکا دیگر مانند گذشته امنیتساز و کنشگر اصلی امنیتی در منطقه نیست.
وی افزود: به نظر میرسد تحولات اخیر باعث شده کشورهای منطقه آرامآرام خود را از مدار امنیتی ایالات متحده آمریکا خارج کنند و به سمت نوعی استقلال امنیتی حرکت کنند؛ یعنی خودشان تلاش کنند امنیت منطقه را مدیریت کنند و صرفاً متکی به یک قدرت خارجی نباشند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: آنچه امروز در قالب توافق مکه شاهد آن هستیم، میتواند تلاشی از سوی کشورهای منطقه برای بومی کردن امنیت و ایجاد سازوکارهای امنیتی درونمنطقهای باشد؛ به این معنا که کشورهای منطقه بیش از گذشته به این جمعبندی رسیدهاند که باید امنیت خود را با اتکا به ظرفیتهای داخلی و همکاری بین کشورهای منطقه تأمین کنند.
محمدی درباره آینده «پیمان صلح ابراهیم» هم گفت: با توجه به تحولات اخیر، به نظر میرسد پیوستن برخی کشورهای منطقه به این روند، از جمله کشورهایی مانند عربستان، تا حدودی دور از دسترستر شده است.
وی بیان کرد: مواضع و سخنان نخستوزیر رژیم صهیونیستی در روزها و ماههای اخیر و همچنین مطالبی که از کابینه این رژیم منتشر شده، در کنار تحولات اخیر منطقه، شرایط را بهگونهای رقم زده که بسیاری از کشورهای منطقه نسبت به پیامدهای نزدیک شدن به رژیم صهیونیستی با احتیاط بیشتری برخورد کنند.
این پژوهشگر روابط بینالملل گفت: مجموعه این تحولات نشان میدهد که جنگهای اخیر تنها یک رویارویی نظامی نبوده، بلکه پیامدهای آن میتواند در معادلات امنیتی منطقه، روابط کشورهای عربی با آمریکا و رژیم صهیونیستی و حتی شکلگیری نظم امنیتی جدید در منطقه خلیج فارس و غرب آسیا اثرگذار باشد.
نظر شما