به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان، مسجد در ایران فقط به گنبدهای فیروزهای، منارههای بلند و کاشیکاریهای آبی محدود نمیشود؛ در گوشهوکنار ۳۱ استان کشور، بناهای مذهبی شگفتانگیزی دیده میشوند که از دل غارها سر برآوردهاند، با چوب ساخته شدهاند، از معماری هند تأثیر گرفتهاند و گاه آنقدر متفاوتاند که در نگاه نخست، حتی نمیتوان حدس زد مسجد هستند.
این بناها فقط محل عبادت نیستند؛ هرکدام بخشی از تاریخ، فرهنگ، اقلیم و سبک زندگی مردمان منطقه خود را روایت میکنند. از روستاهای کوهستانی آذربایجان و کردستان تا سواحل خلیج فارس و کوچههای تاریخی یزد، این بار قرار است ایران را از دریچه این مساجد متفاوت و شگفتانگیز ببینیم.
اگر فکر میکنید همه مسجدهای ایران شبیه هم هستند، بنای این مساجد احتمالاً نظرتان را عوض میکنند. مسجدی در دل غار، مسجدی کاملاً چوبی، مسجدی با معماری هندی، مسجدی بدون گنبد و مناره و بناهایی که ردپای قرنها تاریخ را در خود حفظ کردهاند؛ اینها تنها بخشی از شگفتیهایی هستند که در معماری مساجد ایران پنهان شدهاند. در این سفر از میان ۳۱ استان ایران میگذریم تا ببینیم پشت هرکدام از این مسجدهای عجیب، چه داستانی نهفته است.
۱.مسجد بادامیار؛ مسجدی در دل یک غار
معبد قدمگاه یا بادامیار با قدمت ۱۲ هزارسال در نزدیکی دهکده بادامیار در ۴۰ کیلومتری جنوبغرب تبریز (آذرشهر) مانند غاری در دل کوه کنده شده و در دوره های قبل از ظهوراسلام به عنوان معبد آیین مهر استفاده میشده است. این بنا در نگاه اول بیشتر به یک غار اسرارآمیز شباهت دارد تا مسجد. این بنا که با نام مسجد یا معبد قدمگاه نیز شناخته میشود، در دل یک فضای مخروطیشکل و دستکند قرار گرفته و معماری متفاوتش آن را از بسیاری از مساجد تاریخی ایران متمایز کرده است.
ورودی بنا از سطح زمین به فضای داخلی غار میرسد؛ جایی که ستونها و طاقهای سنگی، فضایی کمنور و رازآلود ساختهاند. درباره پیشینه بنا روایتهای مختلفی وجود دارد و برخی پژوهشها احتمال دادهاند که این فضا پیش از تبدیلشدن به مسجد، کاربری نیایشی دیگری داشته است.
برخی از باستان شناسان آن را به دوران پیش از تاریخ نسبت میدهند که بعداً به صورت آتشکده و بعد از آن با تعبیه محرابی که رو به قبله دارد به صورت عبادتگاه اسلامی در آورده اند.
این بنای تاریخی و باستانی در سال ۱۳۴۷ با شماره ۷۷۹ در فهرست آثار تاریخی کشورمان به ثبت رسید.
همین ترکیبِ غار، معماری دستکند و کاربری مذهبی، مسجد بادامیار را به یکی از متفاوتترین بناهای مذهبی ایران تبدیل کرده؛ جایی که مرز میان طبیعت، تاریخ و معماری تقریباً از بین رفته است.

۲-مسجد آقابزرگ؛ مسجدی که یک طبقهاش زیر زمین است
در قلب بافت تاریخی کاشان، مسجد و مدرسه آقابزرگ بیشتر از آنکه یک بنای مذهبی معمولی باشد، شبیه یک ماشین معماری برای سازگارشدن با کویر است. شگفتی اصلی آن از همان حیاط شروع میشود؛ صحن مجموعه به شکل «گودالباغچه» یک طبقه پایینتر از سطح خیابان فرو رفته و حجرههای مدرسه در اطراف آن قرار گرفتهاند. این طراحی هم به دسترسی بهتر به آب و هم به سازگاری بنا با اقلیم گرم و خشک کاشان کمک میکرد.
اما عجیبتر، گنبدخانه عظیم آجری آن است که روی هشت جرز قطور قرار گرفته و با دو پوسته ساخته شده؛ ساختاری که به گردش هوا و تعدیل گرمای تابستان در فضای گنبدخانه کمک میکرد.
آقابزرگ در دوره قاجار و برای برگزاری نماز و درس و بحث ساخته شد و در واقع مسجد و مدرسه را در یک ترکیب چندلایه کنار هم قرار داده است. همین بازی هوشمندانه با ارتفاع، نور، هوا و فضای زیرزمین، باعث شده آقابزرگ یکی از متفاوتترین نمونههای معماری مسجد در ایران باشد.

۳.مسجد جامع خرمشهر؛ مسجدی که فقط مسجد نماند
در قلب خرمشهر، کنار بازار قدیمی شهر، بنایی ایستاده که تاریخش با یکی از تلخترین و ماندگارترین فصلهای جنگ ایران و عراق گره خورده است. مسجد جامع خرمشهر بیش از ۱۲۰ سال قدمت دارد و در سال ۱۳۹۰ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد.
اما اهمیت این مسجد بیش از معماری آن است. در روزهای مقاومت خرمشهر، مسجد به مرکز فرماندهی و هماهنگی مدافعان شهر تبدیل شد؛ محل تبادل خبر، پشتیبانی و تدارکات، رسیدگی اضطراری به مجروحان و پناه نیروهایی که هنوز در شهر مانده بودند. بنا نیز در جریان جنگ آسیب جدی دید و حدود ۴۰ درصد آن تخریب شد.
در سوم خرداد ۱۳۶۱، پس از آزادی خرمشهر، مسجد جامع دوباره به یکی از مهمترین نمادهای شهر تبدیل شد؛ تصویری که از رزمندگان و مردم در کنار مسجد شکل گرفت، برای همیشه با روایت آزادی خرمشهر گره خورد.
از نظر معماری هم بنا کماهمیت نیست: نمای آجری، حدود ۷۷۰ مترمربع کاشیکاری معرق، نزدیک به هزار مترمربع کاشیهای کتیبهای و دو گلدسته با ارتفاع حدود ۲۸ متر از ویژگیهای آن است.
شگفتی مسجد جامع خرمشهر اما در این است که اینجا فقط یک بنای تاریخی نیست؛ خودِ ساختمان، بخشی از تاریخ معاصر ایران است. دیوارهایش فقط معماری را روایت نمیکنند؛ جنگ، مقاومت، ویرانی و دوباره ایستادن یک شهر را هم به یاد میآورند.

۴.مسجد رنگونیها — آبادان، خوزستان
مسجد رنگونیهای آبادان؛ وقتی هند در حاشیه اروند مسجد ساخت
در آبادان، درست کنار اروندرود و در سایه تاریخ صنعت نفت، مسجدی ایستاده که اگر نامش را ندانید، شاید اصلاً آن را یک مسجد ایرانی تصور نکنید. مسجد رنگونیها را مسلمانانی از شبهقاره هند، بهویژه مهاجران مسلمانِ مرتبط با رانگونِ برمه، برای جامعه خود ساختند؛ ساخت بنا از اوایل دهه ۱۲۹۰ خورشیدی آغاز شد و حدود سال ۱۳۰۰ به پایان رسید.
شگفتی بنا از نمای آن شروع میشود: بهجای الگوی آشنای مسجدهای ایرانی، اینجا ردپای معماری گورکانی هند دیده میشود؛ تزئینات برجسته سیمانی، نقوش هندسی و اسلیمی، رنگهای متنوع و جزئیاتی که بیشتر از آنکه یادآور مسجدهای کویری ایران باشند، حالوهوای شبهقاره را تداعی میکنند.
اما داستان مسجد فقط معماری نیست. آبادانِ نفتی در آغاز قرن بیستم به شهری چندملیتی تبدیل شده بود و کارگران و کارکنانی از هند، پاکستان و برمه در آن زندگی و کار میکردند. رنگونیها هم برای حفظ فضای مذهبی و اجتماعی خود، این مسجد را در نزدیکی پالایشگاه بنا کردند؛ بنابراین مسجد رنگونیها را میتوان ردپای مهاجرت، نفت و برخورد فرهنگها در جنوب ایران دانست.
یکی از جذابترین بخشهای بنا محراب آن است؛ محرابی پوشیده از نقوش هندسی و اسلیمی که تزئیناتش با سیمانبری اجرا شده و ترکیبی متفاوت از هنر تزئینی ایرانی و تأثیرات شبهقاره را نشان میدهد.
مسجد در سال ۱۳۷۸ با شماره ۲۲۸۹ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد و بعدها کاربری موزهای پیدا کرد؛ امروز نیز بخشی از اسناد تاریخی و نسخههای خطی در آن نگهداری میشود.
شاید عجیبترین نکته این باشد: مسجد رنگونیها بیش از آنکه فقط یک مسجد باشد، سندی معماری از روزگاری است که نفت، آدمهایی از گوشههای مختلف جهان را به آبادان کشاند و آنها بخشی از فرهنگ خود را در خاک ایران به جا گذاشتند.

۵.مسجد جامع رمچاه؛ مسجدی متفاوت در جزیره قشم
در جزیره قشم، جایی که بیشتر مساجد با معماری ساده و متناسب با اقلیم گرم و مرطوب جنوب ساخته شدهاند، مسجد جامع رمچاه با یک ویژگی چشمگیر خودنمایی میکند: گنبد فیروزهای. در میان مساجد قشم، رمچاه به داشتن چنین گنبدی شهرت دارد؛ عنصری که آن را از معماری بومیِ سادهتر جزیره متمایز میکند.
داستان جذابتر، ترکیب معماری است. در این مسجد، عناصر معماری ایرانی با معماری بومی قشم درهم آمیختهاند؛ گنبد فیروزهای و نقشهای اسلیمی، در کنار مصالح و شیوههای ساخت محلی، تصویری ساختهاند که انگار معماری اصفهان را به قلب یک جزیره جنوبی بردهاند. پژوهشهای معماری قشم نیز به همین تلفیق عناصر ایرانی و بومی اشاره کردهاند.
ساخت مسجد کنونی رمچاه در فاصله سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۳ انجام شده و در آن از توان هنرمندان اصفهانی و استادکاران بومی قشم استفاده شده است. مناره مسجد نیز بیش از ۵۰ متر ارتفاع دارد و در طراحی آن تأثیراتی از معماری مساجد مدینه ذکر شده است.

۶.مسجد عمادالدوله؛ مسجدی با «درِ شاه نجف»
در قلب بازار تاریخی کرمانشاه، جایی میان راسته زرگرها، مسجدی از دوره قاجار ایستاده که یک راز عجیب در ورودی خود دارد. مسجد عمادالدوله در سال ۱۲۸۵ هجری قمری، به دستور امامقلی میرزا عمادالدوله ساخته شد و از همان ابتدا مسجد و مدرسه علوم دینی بود.
اما شگفتی اصلی بنا، درِ چوبی ورودی آن است؛ دری که به «قاپی شاه نجف» یا «بقای شاه نجف» شهرت دارد. طبق روایت مشهور، این در از حرم امام علی(ع) در نجف به کرمانشاه آورده شده و به جای آن، دری نقرهای به حرم اهدا شده است. با این حال، برای روایت دقیق تاریخی بهتر است بگوییم «بر اساس روایت موجود»، نه اینکه انتقال در را یک واقعیت قطعی تاریخی بدانیم. منابع، این در را متعلق به دوره صفوی معرفی کردهاند.
اما داستان به همینجا ختم نمیشود. مسجد عمادالدوله در دل بازار ساخته شده و دو ورودی آن مستقیماً به راستههای بازار ارتباط دارند؛ یعنی مسجد و اقتصاد و زندگی روزمره شهر عملاً در یک مجموعه به هم گره خوردهاند. مسجد چهارایوانی است و در کنار صحن و شبستان، حجرههایی برای طلاب داشته است.

۷.مسجد چوبی نیشابور؛ مسجدی که انگار یک کشتی وارونه است
در میان باغهای دهکده چوبین نیشابور، بنایی ایستاده که از همان نگاه اول با تصویر معمول ما از مسجد فاصله دارد. مسجد چوبی نیشابور تقریباً تماماً با چوب ساخته شده و فرم بیرونی آن به کشتیای وارونه روی زمین تشبیه شده است. بنای کنونی حدود ۲۰۰ مترمربع وسعت دارد و ساخت آن نزدیک به دو سال طول کشیده است.
اما عجیبترین بخش ماجرا فقط چوبیبودن مسجد نیست. حدود ۴۰ تن چوب در ساخت آن به کار رفته و بنا با سازهای دوجداره و تمهیدات ویژه در برابر زلزله و رطوبت طراحی شده است. دو مناره چوبی نیز هرکدام حدود ۱۳ متر ارتفاع دارند و وزن هرکدام حدود چهار تن گزارش شده است.
داستان این مسجد به حمید مجتهدی، بنیانگذار دهکده چوبین، برمیگردد. مسجد پیشین این محل در سال ۱۳۲۵ ساخته شده بود، اما بنای امروزی پس از از بین رفتن آن مسجد قدیمی شکل گرفت و به یکی از متفاوتترین جاذبههای معماری نیشابور تبدیل شد.
شاید جذابترین روایت برای مخاطب این باشد: در سرزمینی که معماری مسجد را بیشتر با آجر، کاشی و گنبد میشناسیم، در نزدیکی نیشابور مسجدی ساخته شده که چوب، ماده اصلی آن است؛ مسجدی که بیشتر از آنکه از دل یک شهر بیرون آمده باشد، انگار از دل یک باغ و یک ایده شخصی متولد شده است.

۸.مسجد آویهنگ؛ مسجدی دوطبقه در دل کوهستان
در روستای کوهستانی آویهنگ، حدود ۵۸ کیلومتری سنندج، مسجدی قرار دارد که معماریاش با تصویری که معمولاً از مسجد ایرانی داریم فاصله زیادی دارد. مسجدجامع آویهنگ بنایی دوطبقه است؛ با دو شبستان، ایوان، حوضخانه و ستونهای چوبی مارپیچ. در هر طبقه شش ستون چوبی قرار گرفته و بخشهایی از بنا در دورههای مختلف به آن افزوده شده است.
اما شگفتی آویهنگ فقط دوطبقه بودن آن نیست. مسجد در بافت پلکانی روستایی کوهستانی ساخته شده و از مصالح بومی مانند سنگ، چوب، خشت و گل بهره میبرد؛ یعنی معماری مسجد عملاً خودش را با شیب زمین و اقلیم منطقه هماهنگ کرده است. تزئینات قاجاری، ستونهای چوبی با نقشهای مذهبی، کاشیهای هفترنگ، آجرکاری معقلی و حوض وسط حیاط هم به بنا شخصیت متفاوتی دادهاند.
طبق کتیبه بنا، ساخت مسجد به سال ۱۱۹۱ خورشیدی و دوره فرمانروایی اماناللهخان اردلان نسبت داده شده و بعدها نیز توسعه و مرمتهایی در آن انجام گرفته است.
شگفتی اصلی آویهنگ اینجاست:
در سرزمینی کوهستانی که خانهها روی شیب و به شکل پلکانی ساخته شدهاند، مسجد هم به جای اینکه یک حجم مستقل و بیگانه با محیط باشد، بخشی از همان معماری بومی شده است؛ مسجدی دوطبقه با ستونهای چوبی مارپیچ که انگار از دل روستا و کوهستان بیرون آمده است.

۹.مسجد سفید؛ مسجدی در دل جنگل که گذشتهاش هنوز معماست
در میان طبیعت سرسبز گیلان، در روستای دیناچال رضوانشهر، بقایای بنایی آجری و مهجور دیده میشود که به «اسپیمزگت» یا مسجد سفید شهرت دارد. بنا امروز تا حدی ویران است، اما همین ویرانه، داستانی بسیار قدیمیتر از یک مسجد معمولی را روایت میکند. اسپیمزگت در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده و ساخت آن به دوره سلجوقی نسبت داده شده است.
شگفتی اصلی اما پیشینه احتمالی بناست. درباره اسپیمزگت گفته شده که این بنا بر بقایای یک نیایشگاه یا آتشکده متعلق به دوره ساسانی ساخته شده است. با این حال، برای روایت روزنامهنگارانه بهتر است با عبارت «گفته شده» یا «برخی منابع معتقدند» بیان شود؛ چون نسبتدادن قطعی بنا به یک آتشکده ساسانی نیازمند شواهد باستانشناختی محکمتر است.
نام «اسپیمزگت» نیز از گویش گیلکی میآید و «اسپی» به معنای سفید و «مزگت» به معنای مسجد دانسته میشود؛ یعنی همان مسجد سفید.
امروز وقتی میان درختان و رطوبت شمال به بقایای این بنا میرسی، بیشتر با یک ویرانه باستانی مرموز روبهرو میشوی تا مسجدی شناختهشده. همین تضاد، اسپیمزگت را برای پروژه تو بسیار جذاب میکند: مسجدی در دل جنگل، با معماری آجری و گذشتهای که میان روایت اسلامی و پیشینه پیشااسلامی در نوسان است.

۱۰.مسجد ملک زوزن؛ مسجدی که تاریخ، ساختنش را نیمهکاره گذاشت
اینجا مسجدی است که انگار مغولها ویرانش نکردهاند؛ بلکه تاریخ، ساختنش را نیمهکاره رها کرده است.
در دشت زوزن، دو ایوان آجری از مسجدی هشتصدساله باقی مانده؛ مسجدی که قرار بود بخشی از یک مجموعه بزرگ مسجد و مدرسه باشد، اما جنگ و حوادث طبیعی اجازه ندادند داستانش کامل شود. امروز، آنچه از ملک زوزن مانده، بیشتر شبیه صحنهای از یک فیلم تاریخی است؛ دو ایوان عظیم در میان شهری که تقریباً ناپدید شده است.
در جنوبغربی خواف، میان دشتهای خشک و بقایای شهر تاریخی زوزن، دو ایوان عظیم آجری هنوز ایستادهاند؛ باقیماندههای مسجد ملک زوزن، بنایی از دوره خوارزمشاهیان که ساخت آن در اوایل قرن هفتم هجری آغاز شد. کتیبه بنا تاریخ ۶۱۵ هجری قمری را نشان میدهد و آنچه امروز باقی مانده، هستهای از یک مجموعه بزرگترِ مسجد ـ مدرسه است.
شگفتی مسجد ملک زوزن اینجاست که ویرانه بودنش بخشی از داستان آن است. بنا در آستانه حمله مغول قرار داشت و ساخت آن به پایان نرسید؛ بعدها نیز زلزله آسیبهای جدی به آن وارد کرد. به همین دلیل امروز بهجای یک مسجد کامل، با دو ایوان بزرگ و کوچک روبهروی هم مواجهیم؛ انگار بخشی از یک معماری باشکوه از دل تاریخ بیرون مانده است.
اما این دو ایوان، ویرانههای سادهای نیستند. آجرکاری هندسی، کتیبههای کوفی و استفاده از کاشیهای فیروزهای در کنار آجر، از ویژگیهای چشمگیر بناست. همین ترکیب آجر و کاشی، بهخصوص در ایوان شرقی، جلوهای متفاوت به مسجد داده است.
از طرف دیگر، مسجد ملک زوزن امروز تقریباً تنها بنای شاخصِ باقیمانده از شهر تاریخی زوزن است؛ شهری که زمانی یکی از مراکز مهم این منطقه بوده و بعدها بخش بزرگی از آن از میان رفته است. همین موضوع، مسجد را از یک بنای مذهبی به یادمانی از یک شهر گمشده تبدیل کرده است.

۱۱.مسجد جامع تیس؛ مسجدی با حالوهوای هند در ساحل مکران
اگر در جاده تیس رانندگی کنی، ممکن است اولین چیزی که ببینی یک مناره سفید و باریک باشد که از میان درختان گرمسیری بیرون زده؛ اما وقتی نزدیکتر شوی، با مسجدی روبهرو میشوی که رنگ و فرم آن بیشتر تو را یاد هند و پاکستان میاندازد تا تصویر آشنای مسجدهای مرکز ایران. اینجا مسجد جامع تیس است؛ بنایی که معماریاش، مثل خود چابهار، داستان رفتوآمد فرهنگها در ساحل مکران را روایت میکند.
در روستای تاریخی تیس، نزدیک چابهار، مسجدی ایستاده که با رنگهای شاد، گنبدهای رنگارنگ و یک مناره بلند، بیشتر از آنکه شبیه تصویر کلیشهای مسجدهای ایرانی باشد، حالوهوای مساجد شبهقاره هند و پاکستان را تداعی میکند.
مسجد جامع تیس
ویژگی شاخص بنا، تکمناره بودن آن است؛ ویژگیای که در بسیاری از مساجد اهلسنت منطقه دیده میشود. رنگآمیزی چشمگیر مناره و گنبدها نیز به بنا هویت بصری بسیار متفاوتی داده است.
اما جذابیت تیس فقط به ظاهرش محدود نمیشود. این مسجد در روستایی قرار گرفته که پیشینه تاریخی آن بسیار قدیمیتر از خود بنای امروزی است و بهدلیل موقعیت ساحلی، در طول تاریخ با فرهنگها و مسیرهای تجاری دریایی مختلف در ارتباط بوده است.
درباره قدمت مسجد روایتهای مختلفی وجود دارد؛ برخی منابع آن را بسیار کهن و حتی متعلق به قرون نخستین اسلامی میدانند.
اینجا انگار ایران و شبهقاره در یک قاب به هم رسیدهاند.
رنگهای تند، مناره باریک، فرم گنبدها و تزئینات بنا در کنار طبیعت گرمسیری چابهار، تصویری میسازند که بسیار متفاوت است.

۱۱. مسجد صخرهای میمند کرمان
اینجا مسجد را نساختهاند؛ کوه را کندهاند!
اینجا مسجدی نیست که سنگهایش را روی هم گذاشته باشند؛ خودِ کوه را تراشیدهاند تا مسجد بسازند. در میمند، جایی میان خانههای دستکند و صخرههای خاموش، وارد راهرویی میشوی و قدمبهقدم به فضایی میرسی که دیوار، سقف، ستون و محرابش از همان کوه بیرون آمدهاند. رد تیشه هنوز روی سنگها مانده؛ انگار حجاران میمندی فقط چند روز پیش کارشان را رها کردهاند.
در این مسجد خبری از گنبد و مناره و پنجرههای معمول نیست. نور از همان دری میآید که به دل صخره باز میشود و محراب، نه روی دیوار، بلکه در خود سنگ نشسته است.
در روستای تاریخی میمند شهربابک، مسجدی وجود دارد که برخلاف بیشتر مساجد ایران، ساخته نشده؛ کنده شده است. این مسجد در دل صخره قرار گرفته و گفته میشود از تغییر و بههمپیوستن یک یا چند واحد مسکونی دستکند روستا شکل گرفته است.
مساحت مسجد حدود ۱۲۰ مترمربع است و فضای داخلی آن شکل مدور و نامنظمی دارد. سقف روی سه ستون سنگی قرار گرفته؛ ستونهایی که در واقع بخشی از همان صخرهاند و از دل کوه تراشیده شدهاند. حتی رد تیشه و ابزار حجاران میمندی هنوز روی دیوارها و سقف دیده میشود.
اما شاید شگفتانگیزترین قسمت، محراب باشد: محراب مستقیماً در سنگ تراشیده شده و در کنار آن، منبر و طاقچهها نیز از همان سنگ به وجود آمدهاند. مسجد حتی مناره ندارد و هیچ پنجره یا منفذ مستقلی برای ورود نور دیده نمیشود؛ نور عمدتاً از ورودی تأمین میشود.
برای قدمت بنا، منابع محلی با استناد به اسناد و یک شعر تاریخدار، سال ۱۲۴۰ هجری قمری را مطرح میکنند.

۱۲.مسجد فهرج یزد
این مسجد نه گنبد دارد، نه کاشیکاری؛ اما یکی از قدیمیترین مسجدهای ایران است!
یزد، جایی میان خاک و آفتاب، مسجدی ایستاده که برای شگفتزدهکردن مخاطب به گنبد طلایی و کاشیهای فیروزهای احتیاج ندارد. مسجد جامع فهرج، ساده و خاموش، با دیوارهای خشتی و ستونهای قطور، یکی از قدیمیترین چهرههای مسجد ایرانی را حفظ کرده است.
اینجا خبری از آن معماری پرزرقوبرقی که امروز از مسجد ایرانی در ذهن داریم نیست؛ نه گنبدی باشکوه، نه کاشیکاری گسترده و نه ایوانهای عظیم. شاید عجیبترین ویژگی فهرج همین باشد: مسجدی که با کمترین عناصر، قرنها همچنان مسجد مانده است.
مسجد جامع فهرج در روستای فهرج، در جنوبشرقی یزد، یکی از کهنترین مساجد باقیمانده ایران است. آنچه این بنا را برای پروژه تو فوقالعاده میکند، نه شکوه گنبد و کاشیکاری، بلکه نبودن همین چیزهاست.
اینجا خبری از گنبد نیست؛ کاشیکاریهای پرزرقوبرق هم نداری و بنا از خشت و گل ساخته شده است. مسجد یک شبستان ستوندار و یک مناره خشتی دارد و ساختار ساده و کمپیرایهاش تصویری بسیار متفاوت از مسجد ایرانی ارائه میدهد.
فهرج را برخی پژوهشگران از کهنترین مساجد ایران میدانند، اما درباره تاریخ دقیق ساخت آن اتفاقنظر کامل وجود ندارد؛ برخی آن را به سده نخست هجری و برخی پژوهشها به دورههای بعدی نسبت دادهاند.
معماری مسجد، نشانههایی از سنتهای معماری پیش از اسلام ایران را در خود دارد؛ همین موضوع باعث شده بحثهایی درباره تأثیر معماری ساسانی بر آن شکل بگیرد. اما این را هم نباید به شکل قطعی بهعنوان «تبدیل آتشکده به مسجد» روایت کرد.

۱۳.مسجد جامع دزک
مسجدی که زیر آن یک اتاق مخفی برای چهل روز عبادت وجود دارد
در جنوبشرق ایران، مسجدی هست که عجیبترین بخشش را روی زمین نمیبینی؛ باید به زیر زمین بروی. مسجد جامع دزک در سراوان، با دیوارهای خشتی و ستونهای قطور، ظاهری ساده دارد؛ اما در دل آن راهی به فضایی زیرزمینی باز میشود؛ چلهخانهای کوچک که زمانی محل خلوت و عبادت عابدان بوده است.
اینجا مسجد فقط یک شبستان و محراب نیست؛ بالا، فضای جمعی نماز است و پایین، فضای خلوت و سکوت. شاید همین دوگانگی، دزک را به یکی از عجیبترین مساجد اهلسنت ایران تبدیل کرده باشد.
در سه کیلومتری شرق سراوان، مسجدی خشتی و ساده ایستاده که ظاهرش شاید در نگاه اول چندان عجیب نباشد؛ اما کافی است از شبستان عبور کنی تا یکی از متفاوتترین عناصر آن آشکار شود: چلهخانهای در زیر مسجد. این فضای زیرزمینی حدود چهار متر پایینتر از سطح مسجد قرار دارد و برای خلوت و عبادت استفاده میشده است؛ روایتهای محلی میگویند عابدان و اهل سلوک میتوانستند برای دورههای طولانی، از جمله چهل روز، در آن به عبادت و ریاضت بپردازند
خود مسجد نیز از خشت خام، گل و چوبهای محلی مانند نخل، گز و کنار ساخته شده و شبستانهای تابستانی و زمستانی دارد. ستونهای مدور خشتی و حیاط مرکزی، آن را به نمونهای متفاوت از معماری مسجد در جنوبشرق ایران تبدیل کردهاند.

۱۴.مسجد چهاربرکه لار؛ مسجدی روی آب
در لارِ استان فارس، کنار بازار تاریخی قیصریه، مسجدی وجود دارد که روی سطح یک آبانبار بزرگ چهاربرکه ساخته شده است. به همین دلیل به آن «مسجد چهاربرکه» یا مسجد حاج رجبعلی موحدی میگویند. منابع گردشگری آن را از نخستین و قدیمیترین نمونههای مسجد روی آب در ایران معرفی کردهاند.
در لار، مسجدی ساختهاند که زیر پای نمازگزارانش آب است.
مسجد چهاربرکه درست در کنار بازار تاریخی قیصریه قرار گرفته و بر روی یک آبانبار بزرگ ساخته شده؛ انگار معماران قدیم، آب و عبادت را در یک بنا به هم گره زدهاند.
اینجا خبری از مسجد شناور مدرن نیست؛ بنا روی یک سازه آبی تاریخی قرار گرفته و همین نکته آن را به یکی از متفاوتترین مسجدهای ایران تبدیل کرده است.
مسجد حاج رجبعلی موحدی معروف به حاج رجبعلی محمد مهدی به شماره ۱۲۷۰۳ در تاریخ ۱۹ مرداد سال ۱۳۸۴ به عنوان اثر ملی به ثبت رسید و تحت حفاظت اداره کل میراث فرهنگی استان فارس قرار گرفت.
برخی معتقدند که این مکان کاربری غیر از مسجد داشته است و به عنوان محلی برای شورا و تصمیمگیریهای اهالی بازار قیصریه بوده و سپس تبدیل به مسجد شده است آنها به کتیبهای که در آن قرار دارد اشاره میکنند. اما هر آنچه هست قدمت تاریخی آن به بیش از دوره اسلامی برمیگردد. این کتیبه نشان میدهد این بنا حدود ۳۵۰ سال است که به مسجد تغییر کاربری داده است.
نظر شما